تاریخ انتشار : ۱۲ دی ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۳  ، 
کد خبر : ۲۳۳۶۰۹
گزارش خبری ـ تحلیلی ۹ دی با تجلیل توامان صدام حسین و شیخ الشریعه؛

گسترش آشفتگی و هراس در حلقه شیخ پرده‌نشین


گروه سیاسی ۹ دی ـ  پس از افشا گری های ۹ دی در شماره های متعدد و ماجرای ابهام آلود مرگ شیخ پرده نشین فتنه گران، ترس و آشفتگی از لو رفتن تاکتیک ها و راهبردهای امنیتی-سیاسی جریان امریکایی- صهیونیستی فتنه به اوج خود رسید و خبرهای جدید از شاخه امنیتی متصل به جریان استحاله و نیز شاخه متصل به شبکه نفوذ خارجی، هراس و بیم شدید این طیف ها را حکایت می کند.
و ماجرا از کجا آغاز شد... هفته نامه ۹ دی در بررسی شبکه های محفلی فتنه گران در صفحه جریان شناسی خود از شماره 14 تا 30 با ارائه گوشه ای اندک از مستندات خود، به فردی مخفی و کاملا در سایه، اما مهم و تاثیر گذار در جماعت فتنه گر اشاره کرد که در میان جماعت فتنه گر، از جمله لیدر های اصلی فتنه به شمار می رفته است. در آن سلسله گزارشات به این نکته تاکید شده بود که شیخ محمد حسین جعفری با نام مصطلح شریعتی موسوم به شیخ الشریعه یا شیخ الرئیس(که تعدد اسامی نامبرده از اوج علاقه وی به پرده نشینی حکایت دارد) یکی از موثر ترین لیدرهای امنیتی جریان فتنه از زمان امام راحل عظیم الشان(ره) بود و پس از آنکه توانسته بود با شگردهایی در دفتر امام نفوذ کند، به دستور صریح امام راحل(ره) از دفتر ایشان اخراج شد. اما وی پس از رحلت امام امت(ره) و فوت مرحوم سید احمد خمینی بار دیگر به این دفتر وارد شد به طوری که امروزه به دروغ از سوی برخی منسوبان به پیر راحل امت(ره) جزء اعضای بیت و دفتر امام معرفی می شود!
این سلسله یادداشت ها با استناد به بخشی از اعترافات سید مهدی هاشمی معدوم، از ارتباطات مخفی و تاثیر گذار شیخ الشریعه با باند نفوذ کرده در بیت منتظری و به ویژه تاثیر گذاری عمیق وی بر سید مهدی هاشمی معدوم و باند مخوف و جنایت کار وی حکایت می کردند. همچنین در این گزارش ها، با استناد به اظهارات افراد نزدیک به شیخ پرده نشین ، تصریح شده بود که وی، حلقه ای از سر سپردگان خویش را در تمامی بدنه حاکمیت اسلامی از نخست وزیری تا وزارت کشور، صنایع دفاعی، صدا و سیما، دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی، نهادهای انقلابی و ... نفوذ داده و از طریق آنان ضربه زدن به حاکمیت اسلامی و براندازی را اجرایی می نماید.
در این گزارشات همچنین از برخی ارتباطات پشت صحنه وی با دشمنان تابلودار انقلاب اسلامی و امام راحل(ره) پرده برداری شده و آمده بود که به عنوان نمونه وی در ابراز نظری، قذافی را رهبر جهان اسلام دانسته و خواستار تبعیت از او شده بود و شاید همین تفکرات شیخ الشریعه باعث شده بود تا حلقه مریدان او در دستگاه دیپلماسی و امنیتی کشور پس از ربوده شدن امام موسی صدر علیرغم دستور اکید امام راحل در بررسی سرنوشت امام صدر با انجام معاملات پنهانی از پیگیری پرونده وی صرفنظر کرده و این موضوع را معطل نگاه دارند.
(خوانندگان برای اطلاع از جزئیات اقدامات شیخ پرده نشین به شماره های 14 تا 30 هفته نامه ۹ دی مراجعه نمایند) این مستندات ۹ دی اما در زمان انتشار آن، با سکوت مطلق شیخ پرده نشین و حلقه اطراف او مواجه شد. این به خوبی نشان می داد که مستندات منتشر شده  که البته بخش اندکی از آنچه از وی در دست داریم است  بدون هیچ ضعفی تماما مورد قبول حتی جماعت فتنه گر نیز قرار گرفته و واهمه از ادامه این یادداشت ها و پرده برداری عمیق تر از کنه ضربات وارده باند وی به انقلاب اسلامی، سکوت را بر فتنه گران حاکم ساخته است.
مرگ شیخ پرده‌نشین و رفوی شخصیت او
دنیای فانی اما پرده ای دیگر از حقیقت خود را نشان داد و شیخ الشریعه فتنه گران در اول آذر ماه سال جاری فوت نمود. حلقه اطرافیان وی، مرگ او را ناگهانی و زود و بر اثر ایست تنفسی(!) عنوان کردند.
با مرگ نامبرده، حلقه اطرافیان وی به صحنه آمده و به رفوی هرچند ظاهری شخصیت وی اهتمام ورزیدند. این فرصت همچنین به دلیل آنکه مدتی هم از انتشار مطالب ۹ دی پیرامون وی سپری شده بود، زمان خوبی بود تا مریدانش، بدون اشاره صریح به مستندات ۹ دی و به صورت کلی ، آنچه "برخی از هفته نامه ها در مورد شیخ الشریعه ذکر کرده اند را جفا به این عضو {اخراجی}دفتر امام" تلقی نمایند. از این رو بود که شخصیت هایی معلوم الحال و وابسته به فتنه گران - دقیقا همان افرادی که در مستندات ۹ دی از آنها به عنوان یاران شیخ پرده نشین یاد می شد به میان آمده و از فضایل! وی سخن راندند. آنان از سفر شیخ به نجف و دیدار با حضرت امام (ره) گفتند، اما همانگونه که پیش بینی می شد، هدف اصلی این سفر و علل استقرار وی در کنار امام و برخوردهای امام با وی را بیان نکردند.
در این بین سید حسن خمینی اما با صدور بیانیه ای بلند بالا - همچون بیانیه ای که برای فوت برادر شیخ پرده نشین خطاب به وی منتشر ساخته بود- اوج ارادت خود به وی را عیان کرد. موسوی بجنوردی پدر همسر سید حسن خمینی، محمد علی ابطحی، عباسعلی روحانی، کرباسچی، شیخ قدرت علیخانی و ... نیز به میدان آمده و در حالیکه تمامی مستندات ۹ دی درباره نامبرده نظیر قدرت نفوذ، تاثیرگذاری، پرده نشینی - را تلویحا تصدیق می کردند، اندر فضایل شیخ پرده نشین هم سخن راندند. محمد خاتمی، عبدالله نوری، عباسعلی روحانی، برادران انصاری، سراج موسوی و سایر اعضای باند مهدی هاشمی معدوم در حسینیه جماران؛ جایی که ملجأ مردم برای دیدار با پیر جماران بود گرد آمدند تا به امامت سید حسن خمینی نماز میت بر پیکر شیخ پرده نشین که عمری را برای هدف قرار دادن مکتب خمینی صرف کرده بود بر جای آورند.(در گزارش صفحه 2 شماره هفته نامه ۹دی با عنوان "رازهایی که با شیخ پرده نشین فتنه گران مدفون شد" به تفصیل در این رابطه سخن گفتیم).
تطهیر همزمان صدام و شیخ پرده‌نشین!
اما پس از انتشار گزارش مستند 9 دی در شماره ، سایت خبری وابسته به موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی که در ایام فتنه اسرائیلی به تریبون سران فتنه تبدیل شده و دائما برای موسوی، خاتمی، خوئینی ها، هاشمی، کروبی و... رپرتاژ آگهی منتشر می ساخت، در خبرهایی حلقه ارادتمندان شیخ پرده نشین، را بیش از پیش نمایان ساخت و نشان داد که تا چه حد اعضای این موسسه و سایر جماعت فتنه گر متاثر از شخصیت شیخ الشریعه بودند. غلوها برای لاپوشانی هویت اصلی شیخ فتنه گران باعث شد تا حتی فردی که به اذعان خود در طول حیات شیخ پرده نشین تنها یک ساعت با او مصاحب بوده نیز دست به قلم شده، در رابطه با شیخ الشریعه، با افشای برخی ارتباطات مخفی با صدام، ذکر خیری از صدام کند. وی از بدگوئی پشت سر شیخ پرده نشین گلایه کرد و برای مذمت آگاهی بخشی هفته نامه 9 دی به نقل خاطراه‌ای از صدام یزید کافر استناد جست و ناگزیر صدام، این دیوانه کافر و قاتل صدها هزار شهید ایرانی و عراقی را تلویحاً فردی معتقد به معارف اسلامی توصیف کرد و نوشت: "حجت الاسلام و المسلمین انصاری از محققین و مولفین حوزه علمیه قم که در مأخذ شناسی و میراث مکتوب کم نظیر هستند، تعریف می کردند که برای پی گیری وضعیت پدر و تعدادی دیگری از بستگان که در قیام 1991 نجف دستگیر شده بودند عازم بغداد شده و با زحمت ملاقاتی با صدام داشتم.
در این ملاقات وقتی که صدام مرا(انصاری را) شناخت! تکریم! کرده و دستور داد سریعاً به وضع پدرم رسیدگی شود. گرچه پس از پی گیریهای بعد مشخص شد پدر و تعداد دیگری از همرزمان ایشان در زندان شهید شده اند. اما در جلسه ملاقات، افسر نظامی از وضع دستگیر شده ها گزارش داد و ضمن گزارش گفت که پدرم(پدر انصاری) از مریدان خمینی بوده است و پس از ذکر نام امام خمینی اهانتی هم کرد. صدام بلافاصله حرف او را قطع کرد و گفت ساکت؛ ذکر موتاکم بالخیر یعنی بر اساس تعالیم اسلام وقتی فردی از دنیا رفت درباره او به خوبی و خیر سخن بگوئید. روز چهارشنبه 2 آذرماه در مراسم تشییع مرحوم شریعتی اردستانی شرکت کردیم. اعضای دفتر امام به همراه خانواده آن مرحوم و تعدادی از شخصیتها تشریف داشتند". البته فرد تمجید کننده از صدام روشن نمی کند که با استدلال جناب صدام!، پس علی القاعده در این روزهای ماه محرم، پشت سر جنابانی چون یزید و شمر و عمر سعد هم نباید سخنی گفت. چراکه آنها نیز از میان رفته اند!
تنها یک ساعت مصاحبت و این همه تجلیل
نویسنده گرچه ذکر می کند که "بنده که افتخار شاگردی ایشان را نداشتم در تمام عمر فقط یک ساعت در محضر ایشان بودم " اما از (محمود) دعایی نقل می کند که "در روزگار سخت غربت امام خمینی شیخ الشریعه از معدود افرادی است که در کنار حاج آقا مصطفی از مظلومیت امام در حوزه نجف دفاع می کند". تطهیر همزمان چهره منفور صدام - که خون دلهایی به خورد ملت ایران و عراق و حضرت امام داد- و شیخ پرده نشین – که حقیقتا او و حلقه اش خون دلها به امام داد و هنوز کوشش می شود در صف یاران امام جا زده شود- بی هدف صورت نمی گیرد چراکه براساس مستندات 9 دی، پیوند فتنه‌گران با صدام، طالبان، قذافی، ملک عبدالله وهابی، حسنی مبارک و ... برای پیشبرد اهداف نهانی مقابله با انقلاب اسلامی مورد توجه بوده است.(تفصیل این پیوندها و اشاره به اسناد آن را به وقت دیگری می‌نهیم) در این بین کافی است علاوه بر تطهیر یاد شده از صدام، به رسانه های وابسته به محافل فتنه گر و شیخ پرده نشین نگریست تا سایر تطهیرهای انجام گرفته از این جماعت -آن هم حتی پس از سرنگونی آنان- در کنار هم قرار گرفته و پازل نظریه شیخ الشریعه پیرامون سپردن رهبری جهان اسلام به قذافی! کامل گردد.
نان امام خوردن و جفا به امام کردن
بی صبری، آشفتگی، کم تحملی و ترس جماعت فتنه گر از ارائه مستندات واضح و آشکار 9 دی که به ارتباطات مشکوک و مخفی شیخ پرده نشین اشاراتی داشت، علاوه بر آنچه ذکرش رفت، موجب شد تا سخنران مراسم ختم هفتم شیخ پرده نشین - که سالیان مدید نان اعتبار از همکاری با دفتر امام را خورده است- عنان اختیار از کف داده و از تازه به دوران رسیده هایی بگوید که در نجف با امام نبوده ولی الان در رابطه با شیخ پرده نشین جرات اظهار نظر به خود داده اند! البته وی خود نیز در نجف با امام نبود اما بعدها به همراه برادرانش در جماران جای گرفت و از اعتبار حضرت امام به موقعیت هایی دست یافت. وی در بخش هایی از سخنانش در مراسم ختم هفتم شیخ پرده نشین گفته است:" این حسینیه{جماران} و این مکان، هنوز از نور و عطر کلام امام سرشار است. امام در مسیری که طی کردند تنها نبودند روزهای غربتی داشتند که انسان های پاکباخته و خداباور به گرد او جمع شدند و مرحوم شریعتی یکی از آنها بود.
مرحوم شریعتی انسان بی ادعا، ساده زیست، فکور و زیرک و در عین حال متعهد و انقلابی بود که در دوران غربت امام در نجف از اصحاب امام و بیت ایشان بود. ممکن است امروز خیلی ها این مسئله را اصلاً فراموش کرده باشند و یا برای تازه به دوران رسیده ها اصلاً مهم نباشد که آن روزها چه خطراتی بود". سخنران مذکور ضمن انکه ارتباط و دلدادگی خود به شیخ الشریعه را لو داده اما در ادامه عیان ساخته که او هم شناخت کاملی از شیخ نداشته و دانسته هایش متوقف بر شنیده های دیگران است. چنانچه می گوید:"من از دوستان از هرکس سوال کردم جز نیکی و پاکدامنی و مناعت طبع و ساده زیستی و دلسوزی برای انقلاب چیزی از او سراغ ندارد". بدیهی است اگر نامبرده که خود نیز در نجف نبوده است- قصد تتبعی جدی داشت می توانست دایره تحقیق خود را برای شناسائی موقعیت شیخ پرده نشین در نجف از حلقه "دوستانش" گسترده ر سازد و به سراغ افراد دیگری هم که در نجف در خدمت حضرت امام(ره) بودند رفته و تتبع بیشتری کند. البته 9 دی هنوز در معرفی ابعاد شخصیتی شیخ پرده نشین به همه گزارشهای اصحاب حضرت امام(ره) در نجف و اسناد و مکتوبات، اشاره نکرده است.
وقتی اخراجی بیت امام، عضو دفتر امام می‌شود
اما در حالیکه مخفی شدن در پشت شخصیت های موجه و ضربه زدن به آنان از جمله شگردهای به کار بسته و توصیه شده شیخ فتنه گر به این جماعت بوده و به کرات تا به حال حتی در مورد خود حضرت امام راحل نیز اتفاق افتاده، سخنران مدیحه سرای شیخ پرده نشین، با تحریف تاریخ انقلاب، اخراجی دفتر امام را همراه شهید حاج آقا مصطفی نامیده و مدعی شده است که:"همه می دانند بیت امام و شخص امام چه حساسیتی نسبت به افراد داشتند و انسان شناس بودند مگر شهید بزرگوار آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی و حجت الاسلام و المسلمین مرحوم حاج احمدآقای خمینی افراد ساده لوحی بودند که هرکس نزدیکشان شد جذبشان کنند؟ ولی شما می بینید مرحوم شریعتی هم مورد عنایت ویژه شهید آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی و مرحوم حاج احمدآقای خمینی بودند".
و این درحالی است که رویه 9 دی در افشای بخشی از پشت صحنه چهره مخوف اعضای باند منتظری و شیخ پرده نشین، ارائه اسناد بدست آمده تنها از حلقه اطرافیان شیخ پرده نشین و برخی نقل قول های محفلی آنان بوده و گرنه مستندات فراوان دیگری در اختیار 9 دی است که به لایه های بسیار خطرناک تر این باند اشاره می کند. این مستندات - که به زودی ارائه آن آغاز خواهد شد- اما از طریق آندسته از علمای راستین ، همراهان و مصاحبان صدیق مرحوم آیت الله شهید مصطفی خمینی در نجف اشرف و سایر مطلعین موثق بدست رسیده است. اما سخنران مراسم مذکور در حالیکه در حسینیه محل جلوس امام نشسته وقیحانه و شرم آور ، شیخ پرده نشین را مشاور رهبر نهضت(!) معرفی کرده و گفته است: "در دوران سخت حضور در نجف مشاوره دادن به کانون انقلاب و رهبری نهضت، سمت بزرگی است به این سادگی نصیب کسی نمی شود".
تایید مخفی بودن شیخ پرده‌نشین
وی اما در ادامه با تایید تلویحی مستندات 9 دی، همچون سایر اعضای حلقه او به پرده نشینی شیخ پرداخته و گفته: "بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و دوران برخورداری مرحوم شریعتی از مزایای مادی این انقلاب چه چیزی را مطالبه و دریافت کرد؟ دنبال چه مقامی بود؟ من خودم از سرور بزرگوارمان و نور چشم خودمان عالم فرزانه حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن آقای خمینی شنیده ام که یک بار مرحوم شریعتی از ما و از دفتر، کوچکترین تقاضایی و درخواستی و مطالبه مادی برای خود و اقربا و نزدیکان به هیچ وجه نداشت از هیچ مزیتی از این دست استفاده نکرد".
فرمان قلع و قمع قلم‌ها، بریدن زبان‌ها و...!
عصبانیت حلقه شیخ پرده نشین و تاب از کف دادن آنان در قبال سخن مستند، اما به حدی رسید که سخنران مذکور با پشت پا زدن به پزهای خود و هم فکرانش در بوق و کرنا کردن "آزادی مطبوعات" و اصل "دانستن حق مردم است" و "زنده باد مخالف من" و... این بار که نوبت به افشای باند مافیایی شیخ پرده نشین رسیده، خواستار قلع و قمع مطبوعات،بریدن زبان ها و بستن فله ای مطبوعات تنها به جرم انتقاد و افشای گوشه ای از پشت پرده های یک نفر! شود.
سخنران مذکور در حالیکه از مطالب ذکر شده پیرامون شیخ پرده نشین کاملا عصبانی شده، ادعا کرده اینها در رسانه ای آمده که اعتباری بین مردم ندارد! در این مراسم که علاوه بر سیدحسن خمینی، سایر اعضای حلقه شیخ پرده نشین از جمله محمد موسوی بجنوردی، رحمت، موسوی خوئینی ها، مسعودی خمینی، عبدالله نوری، موسوی لاری، امام جمارانی ، هادی خامنه ای، محمدجواد حجتی کرمانی، محمدعلی رحمانی، قدرت الله علیخانی، عباسی فرد، عباسعلی روحانی، کیان ارثی، مرتضی اشراقی ، محمدعلی بشارتی، محمود حجتی، محمد صدر، علی خاتمی، علی اشراقی، سازگار نژاد، ظریفیان، حمید انصاری، کرباسچی، قربان اوغلی، سبحانی، احمد خرم، عطریانفر، محمدمهدی عبدخدایی، افشین علاء، عبدالله ناصری، سعید شریعتی حضور داشتند سخنران با به کار بردن عباراتی سخیف که شخصیت دون شان خود را نشان می دهد، افزوده است:" از مدتی قبل برخی رسانه ها که البته اعتباری در بین مردم ندارند و تراوش های سبک مغزهایی که امروز قلم آزاد در دستشان است و به هر طرف که بخواهند می چرخانند و هر کس که بخواهند نیش می زنند و نیزه ای در دست آنهاست که به قلب امت حزب الله و قلب یاران امام و نیروهای انقلابی هر روز و هر روز فرو می کنند و هیچ ابایی ندارند".
 صدور حکم زنجیر کردن اندیشه و شکستن قلم
با وجود آنکه در قانون اساسی کشورمان آمده که مطبوعات آزادند اما این آزادی به مذاق حلقه شیخ پرده نشین گویا خوش نیامده است. اینان البته تاکنون به این سوال پاسخی ندادند که چرا دشمنان امام نظیر اعضای باند مخوف مهدی هاشمی معدوم و یاران منتظری- در اطراف دفتر و بیت شریف ایشان لانه کرده و چرا آنان به عنوان اعضای دفتر ایشان معرفی می شوند؟ روشن است که حلقه شیخ پرده نشین، آزادی مطبوعات را برای هجمه به ساحت دین و تقدس عاشورا پسندیدند. جالب آنکه وقتی اکبر گنجی، مقاله "خون به خون شستن محال آمد محال" را در رد حرکت بصیرت افزایی عاشورای حسینی در روزنامه عضو حلقه شیخ پرده نشین منتشر ساخت، یا آن روز که وی از ضرورت به موزه تاریخ فرستادن امام خمینی سخن گفت، یا روزی که عکس امام راحل توسط فتنه گران در 16 آذر 1388 آتش زده شد، سکوت مرگبار حلقه شیخ پرده نشین – از جمله سخنران مراسم ختم هفتم وی که تمام هستی خود را از قِبَل جماران نشینی و چسبیدن به نام امام مردم بدست آورده – جایی برای حمله به مطبوعات و توبیخ آنان نگذاشت.
تاریخ در یاد ندارد که حلقه شیخ پرده نشین، اینگونه که اینک –به ادعای خود - در دفاع از یک عضو دفتر امام(!) به پا خواسته، یکبار و حتی یکبار هم برای دفاع از شخصیت حضرت امام(ره) در برابر حملات امثال اکبر گنجی، قیام کرده باشند. اینان هرگاه که به ساحت امام جسارت صورت می گرفت با گفتن عبارت "مگر مطبوعات آزاد نیستند؟" نمک نشناسی خود به امام را نشان داده اند، اما اکنون که اسنادی درباره یک نفوذی به دفتر حضرت امام(ره) منتشر می شود، فرمان قلع و قمع مطبوعات را سر می دهند. اکنون مطالبه قلع و قمع مطبوعات وقتیکه پای شیخ الشریعه به میان می آید برای ایشان مباح و بلکه واجب می شود. سخنران مراسم ختم هفتم وی می گوید: "هیچ کس هم نیست دست آنها را بگیرد و نیزه زهر آگین قلم آنها را بشکند یا آتش بس بدهد. چندین شماره از یک نشریه با پول بیت المال به انواع تهمت ها و دروغ ها و پلشتی ها با بدترین زبان ها این مرحوم بزرگوار و بسیاری از نیروهای انقلاب را متهم می کنند و خجالت هم نمی کشند. فردای فوت این مرحوم که درگذشته و وارد ساحت خدا شده است قلم به دست می گیرند و همان مطالب را تکرار می کنند". این همه تهدید اما از آن روست که هیچ گونه پاسخی برای توجیه رفتارهای برجای مانده از شیخ پرده نشین در میان شاگردانش یافت نمی شود. آیا تهدید در برابر سند، کارایی دارد؟
آیا تهدید و پرخاشگری نشان دهنده ترس از مواجهه با واقعیت و حقیقت نیست؟ گرچه امید آن بود که خود شیخ پرده نشین در زمان حیاتش پاسخگوی رفتارش قرار گیرد اما یقین داریم که هم اکنون در پیشگاه عدل الهی پاسخگوی این کرده‌ها ست. حلقه شیخ الشریعه که به حال او دل میسوزانند اگر می توانند نقش وی در حمایت و هدایت باند مهدی هاشمی را انکار کنند. اگر میتوانند سندی در برابر مستندات ارائه شده ارائه دهند، خوب است که بیایند نقش وی را در عزل و نصب نیروهای امنیتی زمان اصلاحات و نخست وزیری و... انکار کنند. اینان اگر میتوانند نقش شیخ در تجهیز امنیتی اطرافیان باند منتظری را انکار نمایند. اگر می توانند خوب است حلقه واله و شیدای او، نقش شیخ پرده نشین در نفوذ به بیت امام و تاثیر گذاری بر برخی از افراد موثر در بیت امام را انکار نمایند. اینان اگر می توانند زانو زدن مریدانه یکی از منسوبین بیت امام در برابر او را انکار کنند و اگر میتوانند... که البته در صورت این انکار، هزینه آن را نیز بایستی متحمل شوند و آنگاه است که اسناد جدید، پرده از برخی ناگفته های دیگر برخواهد داشت.
مطالبه بستن فله‌ای 9 دی برای انتقاد از شیخ الشریعه
سخنران مذکور که از جمله معترضین جدی دستگاه قضایی در برخورد با مطبوعات زنجیره ای هتاک به ارزشها و آرمان های انقلابی بود، ادامه داده است: "من امیدوارم مسئولین کشور به خصوص مسئولان قضایی مقداری به این مسائل توجه کنند و از موضع مدعی انقلاب، مدعی اسلام و ایمان و مدعی امام و مدعی العموم به صحنه بیایند مگر آثار این اعمال کم است(!) که از کنارش به سادگی می گذرند. مگر سرمایه های اجتماعی ما کم سرمایه ای است که عده ای چوب حراج را به دست بگیرند و آزادانه به هر شکلی که مایل هستند عمل بکنند و مصون از هر بازخواستی و محاکمه و سوال و استیضاحی عمل کنند؟" سیل تهمتها و جسارتها که همراه تهدید به بستن و زنجیر ساختن انتقاد، صورت می گیرد تنها برای آنست که گوشه ای از خون دل خوردن های امام از این جماعت واکاوی شده است. این تازه در جایی است که رویارویی اینان با رهبری مظلوم انقلاب اسلامی و مکتب امام از مطالب شنیدنی و ناگفته ای است که باید بدان پرداخت. 9 دی اما به ایشان اطمینان می دهد که در این سنگر تا آخرین نفس به پیش رفته و پرده ای دیگر از خیانت ها را افشا نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات