تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۳  ، 
کد خبر : ۲۳۳۷۰۵

مشارکت سیاسی و گذار مدرنیته


فرزاد شیرازی
پرواضح است که اگر بخواهیم به شناخت صحیحی از الگوی رفتارهای سیاسی در ایران دست یابیم ناچاریم که به عوامل موثر در تکوین فرهنگ سیاسی جامعه ایرانی رجوع کنیم. اساسا در ساختارهای سیاسی هر جامعه‌ای نهادها نقش بسزایی را بازی می کنند. نهادهای سیاسی ضمن تولید و تکوین رفتارهای سیاسی ، به ارزش گذاری در خصوص عملکرد سیاسی افراد می پردازند و در نهایت گفتمان سیاسی یک جامعه را پدید می آورند. در حقیقت اگر بخواهیم الگوی مشارکت سیاسی در ایران را تبیین کنیم در ابتدا باید به شناخت جایگاه نهادهای سیاسی در ایران پرداخته و از این رهگذر به تقویت بنیان های مشارکت سیاسی عقلانی در کشور بپردازیم.اما در خصوص ماهیت نهادها باید گفت که برخی صاحب نظران بر این باورند که اساسا نهاد ها مجموعه ای هویت دار هستند که پاسخگوی یک نیاز اجتماعی و برخاسته از فرهنگند و ضمن دارا بودن ساخت ، انعطاف پذیر نیز می باشند.اندیشمندان در خصوص ویژگی های نهادها در جوامع نیز نظرات متعددی ارائه کرده اند که شاید مهمترین آنها پیچیدگی ، استقلال ، انعطاف پذیری و انسجام درونی باشد.
در حقیقت پیچیدگی نهادهای سیاسی باعث افزایش کارایی نهادهای سیاسی می گردد و استقلال این نهادها ، که به معنای پذیرش همه گروه های اجتماعی در کنار هم است باعث ایجاد مشروعیت در جامعه می گردد و انعطاف پذیری نیز که به معنای انطباق نهادها با مقتضیات تغییرات روزمره است موجب حفظ کارکردهای نهاد ها می شود و در نهایت انسجام نهادهای سیاسی به ممانعت از ایجاد شکاف و گسست در درون فضای سیاسی جامعه منتج می گردد. با این حال باید گفت هرچند در نظام مردمسالاری دینی در مقطع فعلی تعریف دقیقی از نهادهای سیاسی وجود ندارد و جایگاه این نهاد ها نیز در تکوین رفتارهای سیاسی شهروندان به خوبی تبیین نشده است با این حال نهاد سیاسی در ایران سابقه ای بسیار طولانی دارد. به طور کلی در جامعه ایرانی ، خانواده، مذهب (هیئت مذهبی، مسجد، حسینیه، منبر و...)، روحانیت (حوزه های علمیه و...)، اقتصاد (بازار ، مشاغل سنتی) و آموزش (مدارس، حوزه ها) مهمترین نهاد های موثر بر الگوی مشارکت سیاسی محسوب می‌شوند.
اما نگاهی بر وضعیت سیاسی کشور و بخصوص حوادث پس از دهمین دوره ریاست جمهوری ما را بر این باور می رساند که نقش و جایگاه نهادهای سنتی در ایران به تدریج در حال تغییر است و نهادهای مدرن در صدد جایگزینی در فرهنگ سیاسی ایران هستند. البته در این روند بسط و توسعه طبقه متوسط مایل به ارزشهای لیبرالیستی تاثیر بسزایی در تغییر توازن در نهادهای سیاسی به نفع نهادهای مدرن داشته است. به عنوان مثال در سالهای اخیر جوانان بیشتر جذب شبکه های اجتماعی شده و یا در سازمان های مردم نهاد مشغول فعالیت می شوند. با این حال به اذعان بسیاری از صاحب نظران تمدن های کهن دارای نهادهای سنتی قدرتمند بوده و تمدنهای جدید نیز مبتنی بر سنت های کهن نهاد های جدید خود را پی‌ریزی کرده اند.ایران به عنوان یک تمدن سنتی و کهن که متصل به دو تمدن ایرانی و اسلامی است دارای یک تمدن جدید ترکیبی است که عناصر سنتی ایران و اسلام را با هم پیدا کرده که ویژگی بارز این تمدن ترکیبی نفوذ گسترده تر و اقتدار بیشتر و قدرت مضاعف نهاد های سنتی است.با چنین ویژگی هایی به نظر تدوین فرهنگ سیاسی پایدار در کشور که در آن مشارکت های سیاسی جنبه ای عقلانی داشته باشد حتما نباید از طریق نهادمند سازی به سبک غربی صورت پذیرد بلکه نهادهای سنتی نیز می توانند در صورت احیای مجدد وظیفه نهادهای مدرن را ایفا کنند.
لذا در نهایت باید گفت متاسفانه در مقطع فعلی فرهنگ سیاسی ایران در حال حرکت از ساختارهای سنتی به سمت مدرنیزاسیون است . این امر در حالی صورت می پذیرد که کارکردهای قدرتمند نهادهای سنتی را از بین می برد و از سوی دیگر به دلیل بیگانه بودن نهادمندی مبتنی بر الگوهای غربی با نظام مردمسالاری دینی امکان ایجاد بحران مشارکت در آینده را تشدید می کند .البته مدرنیزاسیون نهادهای سیاسی ابعاد مختلف دیگری نیز دارد که یکی ورود به عرصه سازمانهای الکترونیکی است که موجب انزوای اجتماعی می گردد چرا که نوعا اعتقاد بر این است که اینترنت انزوای اجتماعی را دامن می زند و ساختارهای سنتی عمدتا عمودی را به ساختارهای ارگانیک مدرن که متکی به ارتباطات چند وجهی عمـــودی - افقی‌ و مورب تبدیل می کند که در واقع چنین سازماندهی‌ای در نهایت بدون بستر سازی برای مشارکت های مجازی به کاهش مشارکت سیاسی منتج خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات