تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۳۳۷۳

جاسوسان یقه سفید


 دکتر فریبرز درجزی

اکثر اندیشمندان معتقدند که عرصه اصلی جنگ‌های امروزی، جبهه‌ها و ابزار جنگی و سرباز و تفنگ و فشنگ نیست. بر این اساس پا کوبیدن‌ها و سینه سرباز مقابل را در جنگ نشانه رفتن به زودی به خاطراتی محو و سوخته مبدل خواهد شد.

متاسفانه این بدان معنی نیست که پیشرفت معنوی بشریت باعث کنار نهادن جنگ و خونریزی و تجاوز شده است بلکه سپری شدن دوران جنگ سرد، قدرت‌طلبی و جاه‌طلبی، عرصه‌های جدیدی را به چالش می‌طلبد.

گرچه شاید به خاطر رنگ عوض کردن و نقاب زدن، تشخیص آن دشوارتر از گذشته باشد اما جنگ بی‌رحمانه و عجیب و غریبی در تمامی ابعاد به شدت ادامه دارد. با این فرق که این بار از توپ و تانک و جت‌های جنگنده و زیردریایی هسته‌ای خبری نیست. وسایل جنگ این دفعه بازارهای بورس، نفت‌کش‌های غول‌پیکر و شیر لوله‌های گاز صادراتی، بنگاه‌های اطلاعاتی و... است. امروزه جنگجویان بزرگ جهان چنگیزها، هیتلرها، ژنرال پاتن‌ها و... نیستند. اینک آنان متهم به خشونت‌گرایی و رفتاری غیرانسان‌دوستانه‌اند و لذا افکار عمومی مشکل‌پسند و شیک قرن بیست و یکم جایگاهی را برایشان در عرصه قدرت نمی‌شناسد.

جنگاوران و مهاجمان زمان ما جملگی کت و شلوار پوش و به اصطلاح، «یقه سفیدند.» مبادی آداب و سخنورند و جامه دفاع از حقوق بشر بر قامت خود دوخته‌اند. بازیگران و فرماندهان اصلی جهان، چه روی صحنه و چه پشت پرده به جای بازوهای ستبر، مغزهای بزرگی دارند و گروه مشاورین تیزهوش و برجسته خود را با هیچ چیزی تعویض نمی‌کنند. آنان هوشیارانه به رقبایشان چشم دوخته و به خوبی می‌دانند که داشتن اطلاعات در جنگ زندگی امروز، مهمات اصلی به حساب می‌آید.

آنها در پی این هستند که بدانند و بفهمند چگونه می‌توان به واسطه بنگاه‌های خبری، اطلاعات لازم و مورد نیاز را به خورد مردم داد. این نوع نگرش شیوه‌ای بدیع از مبارزه فرانظامی و به ظاهر ملایم (جنگ نرم)، غیرخشن، سیستماتیک و بهره‌مند از آداب امروزین را می‌طلبد و تنها از عهده افرادی برآمده که دنیای امروز را با زیر و بم‌هایش به خوبی شناخته و شیوه مبارزه، رویارویی، واگرایی و یا همگرایی با مختصات جامعه مدرن را رصد کنند و نیک بدانند که جنگ و جبهه و مرزبندی‌های امروز از حوزه‌های نظامی فراتر رفته و در حوزه‌های اقتصاد، جامعه‌شناسی و فرهنگ دامن گسترانیده است. بالاخص الزام مجهز بودن جوامع جهان سوم به سلاح راهبردی اطلاعات، از جهت مقابله با هجمه تبلیغاتی ـ فرهنگی غرب علیه این جوامع است.

اخیرا با پیگیری‌های اطلاعاتی به عمل آمده در خصوص تلاش برخی موسسات، بنیادها، تشکل‌ها و سازمان‌های آمریکایی برای تاثیرگذاری در جمهوری اسلامی ایران مشخص شد که این نهادها سعی دارند تحت پوشش عناوینی چون دموکراسی‌سازی، حقوق بشر و... نقشی را ایفا نمایند که سرویس‌های اطلاعاتی ـ امنیتی آنها در سال‌های قبل علیه کشورهای هدف موردنظر انجام می‌دادند.

بدیهی است در این فقره، تربیت کردن جاسوس‌های فرهنگی ـ تبلیغاتی که تابعیت دوگانه شرقی ـ غربی داشته و به عنوان رابط میان خائنین داخلی کشور موردنظر و غرب بتوانند به راحتی تردد نموده و فعالیت داشته باشند، از اولویت‌های مهم سازمان‌ها و تشکل‌های اینچنینی است. برای مثال «هاله اسفندیاری» مدیر و موسس برنامه خاورمیانه مرکز ویلسون در آمریکا که بودجه‌اش از طریق کنگره آمریکا تامین می‌شود و اخیرا از طرف وزارت اطلاعات بازداشت شده است، در بازجویی‌های اولیه اظهار داشته که بنیاد سوروس در ایران با ایجاد یک شبکه ارتباط غیررسمی و تلاش برای توسعه و گسترش آن، اهداف‌براندازانه خود را دنبال می‌کرده است. جالب اینجاست که برخی از این بنیادهای اطلاعاتی ـ جاسوسی از طریق دعوت افراد برای سخنرانی، شرکت در کنفرانس، دادن پروژه‌های تحقیقاتی و بورس‌های مطالعاتی و... سعی در یارگیری و جذب عناصر موثر کشور و مرتبط نمودن آنها با نهادها و سازمان‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر در آمریکا داشته‌اند.

گرچه اهداف کوتاه‌مدت بنیادهای مزبور عمدتا به فعالیت‌های ظاهری آنها برمی‌گردد لکن اهداف میان‌مدت آنها نوعی فرهنگ‌سازی، نهادسازی و شبکه‌سازی در کشور است که به تدریج به ایجاد یک شبکه غیررسمی و مرتبط با آنها در داخل کشور منجر شده و توسعه و گسترش آن در دستور کار جدی قرار دارد، هدف غایی و درازمدت این بنیادها نیز توانمندسازی این شبکه در عرصه‌های موردنظر و بهره‌گیری از آن در زمان معین در رویارویی با حاکمیت یک کشور است که این مدل طراحی شده آمریکایی‌ها با تابلوی ظاهری و فریبنده آن، براندازی نرم را در کشور دنبال می‌کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات