هفتهنامه آمریکایی «تایم» در گزارشی نوشت: بهار عربی بذر یک قیام لیبرالی را در جهان عرب پاشید، اما در عوض پاییز عربی، خرمنی غنی از اسلام سیاسی را درو کرد و اسلامگرایانی که به دمکراسی وفادار ماندند را صاحب پیروزیهای انتخاباتی کرد.
این رسانه آمریکایی در این گزارش با طرح پرسشی که چرا اسلامگرایان دمکراتهای بهتری هستند، به تحلیل پیروزی اسلامگرایان در انتخابات کشورهای خاورمیانه تا شمال آفریقا که صحنه خیزش مردمی بودهاند، پرداخته است.
به نوشته تایم، در کشورهایی که شاهد جنبش بهار عربی بودهاند، بعد از انتخابات، احزابی روی کار آمدهاند که معرف اشکال گوناگون ایدئولوژی اسلامگرایانه هستند؛ احزابی که رقبای لیبرال خود را با پس گردنی از صحنه سیاسی خارج کردند.
در تونس، حزب «النهضه» در انتخابات 23 اکتبر به پیروزی رسید و مجلس هم موظف شد قانون اساسی جدید کشور را تدوین کند.
در مراکش، یک ماه بعد در انتخابات سراسری، حزب «عدالت و توسعه اسلامی» صاحب بیشترین کرسیهای مجلس شد.
در مهمترین انتخابات خاورمیانه در کشور مصر که شاهد برگزاری نخستین انتخابات آزاد است و یک مرحله آن انجام شد، انتظار قوی این است که احزاب اسلامگرا، پیروز این رقابت سنگین باشند.
در مرحله نخست انتخابات سه مرحلهای در مصر، دو گروه اسلامگرا شامل ائتلاف به رهبری حزب «آزادی و عدالت» صاحب 37 درصد آراء و حزب «النور» صاحب 4/24 درصد آراء شدند.
ائتلاف احزاب لیبرال هم حائز رتبه سوم شد.
حزب آزادی و عدالت، بازوی سیاسی اخوانالمسلمین، گروه میانه روی اسلامگراست و النور هم نماینده سلفیهای تندرو است.
انتظار میرود در دور دوم و سوم انتخابات هم اسلامگراها اکثریت آراء را به خود اختصاص دهند.
نویسنده هفته نامه تایم آمریکا در ادامه افزود: اینک این سؤال مطرح است که چرا لیبرالها که رهبران انقلاب بهار عربی بودهاند، در انتخابات عقب ماندهاند؟
به گفته نگارنده گزارش این هفتهنامه، عوامل مختلفی را میتوان مطرح کرد. در مصر هم مانند تونس، دیدگاه عام بر این است که لیبرالها فقط هشت ماه زمان جهت آمادهشدن برای انتخابات در اختیار داشتند، در حالیکه اخوان المسلمین 80 سال قدمت و تجربه کار در امر سازمانهای سیاسی دارد.
اسلامگراها به لطف حمایتهای قوی مالی کشورهایی مانند عربستان و قطر، خیلی بیشتر از لیبرالها هزینه میکنند. ژنرالهایی که هم اکنون اداره مصر را برعهده دارند، به لیبرالها که ارباب آنها حسنی مبارک را از قدرت خلع کردند، بیمیل اند.
حربه سلفیها برای انتخابات، توسل به تبلیغات مذهبی بود. حرف «النور» با القای این طرز تفکر که یا به ما رأی میهید یا مسلمان مومنی نیستید و با این حربه گمراهکننده، طیف وسیعی از فقرا و اقشار بیسواد و کمسواد جامعه را جذب خود کرد.
اما تمامی علل و ابزار عدم موفقیت انتخاباتی لیبرالها در این عوامل خلاصه نمیشود.
سلفیها هم تا 10 ماه پیش فاقد سازماندهی سیاسی بودند. لیبرالها هم از یمن وجود سرمایهداران بهره میبردند. افرادی چون «نقیب سویریس» میلیاردر صاحب یک شرکت مخابراتی، برای حزب «بلوک مصری» بیحساب و کتاب خرج میکند.
ژنرالها هم که جزو طیف سکولارهای جامعه مصر قلمداد میشوند، اسلامگراها را به لیبرالها ترجیح میدهند.
اگر پیرو این نظریه باشیم که رأیدهندگان مصری با اشاره اسلامگراها جذب صندوقهای رأی شدهاند، باید بپذیریم که اکثریت رأیدهندگان جزو آن دسته از کسانی هستند که خیلی زود فریب میخورند.
این نظریه سیاستمداران لیبرال است.
اما حقیقت امر این است که اسلامگراها دمکراسی را بهتر از لیبرالها میشناسند و به آن عمل میکنند.
دلیل پیروزی احزاب النهضه و حزب عدالت و توسعه، سازماندهی بهتر آنها نبوده، بلکه آنها هم سختتر و هم زیرکانهتر مبارزه کردند.
برخلاف تصورات قبلی و اتهامی که بر این دو حزب اسلامگرا وارد میشد، این دو حزب اسلامگرا ابداً درصدد تحمیل حکومت دینی برنیامدند. این احزاب اسلامگرا با تشکیل ائئلاف با برخی احزاب سکولار و چپگرا، از همان اوان روزهای پیروزی اعلام کردند که در جستجوی احراز مقام ریاست جمهوری در هیچ کشوری نیستند.
همانند هر سیاستمدار جزء در تمامی کشورهای جهان، آنها فقط به قدرت بازوی خود اتکا و بر روی حسن نیتی که محصول سالها خدمتشان در جامعه بود سرمایهگذاری کردند؛ خدماتی همچون احداث بیمارستان و مراکز درمانی خیریه و ارائه غذای رایگان به طبقات فقیر جامعه. فضیلت و تقوایی که رأی دهندگان مصری در این احزاب سراغ دارند، به آنها تضمین داد که دولتی سالم در کشور حاکم خواهند کرد.
حتی سلفیها هم که به ظاهر دستور کار برقراری یک حکومت واحد در سرزمینهای اسلامی منطبق با قرائت خود از اسلام را دنبال میکنند و خواهان بازگشت به سنتها هستند هم به این ادراک رسیدهاند که باید شرافت و درستکاری خود را حفظ کنند.
اینک اسلامگراها که ماهرانه نشان دادند میدانند چگونه انتخابات را ببرند، آیا نشان خواهند داد که دمکراتهای خوبی هم خواهند بود؟
تابه حال که رهبران هردو حزب النهضه و حزب عدالت و توسعه آشکارا موضع آشتی جویانه به خود گرفتهاند، نه فاتحانه.
آنها تصمیم دارند ائتلافشان را گسترش دهند و لیبرالهای بیشتری را به درون خیمه خود بیاورند.
در ادامه گزارش هفتهنامه تایم آمده است: اگر فرضاً چنانچه حقهای هم در کار این احزاب باشد، رأیدهندگان مصری با عدم واگذاری اکثریت آراء به این احزاب نشان دادند که مقابل هر حقه احتمالی خواهند ایستاد.
و اینک لیبرالها، آیا این طیف که نشان داد رقابتکننده ضعیفی است، اینک وفاداریاش به قانون را ثابت خواهد کرد یا خیر؟
پاسخ فقط در صورتی مثبت است که آنها با اتخاذ وضعیتی قانونگرایانه، بر روی کرسیهای اپوزیسیون پارلمان بنشینند و به فکر ریختن به خیابانها نباشند. آنها میتوانند خود را برای انتخابات سالهای 2012 و 2013 آماده کنند.
لیبرالها تا آن زمان فرصت کافی در اختیار دارند تا ثابت کنند آنها هم مانند اسلامگراها، دمکراتهای خوبی هستند.