تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۰ - ۱۳:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۳۳۷۶۴
تحلیلی درباره آرایش انتخاباتی اصولگرایان

بیایید بر منشور جامعتین پایدار بمانیم


قاسم روان‌بخش
از زمانی که واژه اصول‌گرایی وارد ادبیات ما شد برخی تلاش کردند تا این واژه را نیز مانند واژه‌های ارزشمند دیگر از قبیل آزادی، اصلاحات و... در راستای اهداف خود مصادره کنند. امام خامنه‌ای در این‌باره فرمودند: «اصول‌گرایى به حرف نیست؛ اصول‌گرایى در مقابل نحله‏هاى سیاسى رایج کشور هم نیست. این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسى را به اصول‌گرا و اصلاح‏طلب تقسیم کنیم: اصول‌گرا و فلان؛ نه. اصول‌گرایى متعلق به همه کسانى است که به مبانى انقلاب معتقد و پایبندند و آن‌ها را دوست مى‏دارند؛ حالا اسمشان هر چه باشد.»(29/3/85)
1. همان طور که روشن است، معظم له اصول‌گرایی را حزب یا گروهی در برابر نحله‌های سیاسی رایج کشور مثلا اصلاح‌طلبی نمی‌دانند، بلکه معتقدند اصول‌گرایی یک منش و مرام و متعلق به همه کسانی است که به مبانى انقلاب معتقد و پایبندند و آن‌ها را دوست مى‏دارند. ایشان علاوه بر این تعریف، ویژگی‌های 8 گانه‌ای را نیز برای آن ذکر کرده‌اند که عبارت است از: «ایمان و هویت اسلامى و انقلابى، عدالت، حفظ استقلال سیاسى، تقویت خودباورى و اعتماد به نفس ملى، جهاد علمی، تثبیت و تأمین آزادى و آزاداندیشى، اصلاح و تصحیح روش‌، و هشتم شکوفایى اقتصادى.» بر اساس این مولفه‌ها کسانی می‌توانند ادعای اصول‌گرایی داشته باشند که از حد‌اقل نصاب این شاخص‌ها برخوردار باشند. جامعه محترم مدرسین و جامعه روحانیت مبارز تهران نیز در آستانه انتخابات مجلس نهم بر اساس آموزه‌های دین، وصایای امام راحل(ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری، با ارائه منشور اصول‌گرایی، شاخص‌های اصول‌گرایی را به صورت شفاف برای ملت ایران بیان نموده‌اند. در آغاز این منشور آمده است:
«اینک و پس از برگزاری نشست‌های متعدد و رایزنی با گروه‌های مختلف اصول‌گرا، کمیته مشترک جامعه مدرسین و جامعه روحانیت، «مبانی و شاخص‌های اصول‌گرایی» را اعلام می‌کند.»
در ادامه، ابتدا اصول‌ و مبانی را در 4 اصل (اسلام، جمهوری اسلامی (قانون اساسی)، خط و سیره امام و ولایت مطلقه فقیه) بیان می‌کنند و سپس به‌ شاخص‌ها‌یی که بیانگر اولویت‌های جریان اصول‌گرایی در مقام عمل و بخصوص در زمان فعلی می‌باشند، پرداخته‌اند. شاخص‌های 12 گانه جامعتین از این قرار است:
1. دفاع از ارزش‌های اسلامی؛
2. پایبندی به مبانی انقلاب اسلامی؛
3. التزام عملی به ولایت فقیه و فصل‌الخطاب دانستن نظر رهبری؛
4. احترام و توجه به جایگاه روحانیت و مرجعیت؛
5. ساده زیستی و پرهیز از تجمل‌گرایی و اشرافی‌گری و توجه ویژه به گروه‌های ضعیف و نیازمند؛
6. اعتقاد به آزادی‌های مشروع و مردم‌سالاری دینی؛
7. عدالت‌محوری و مبارزه با فساد؛
8. تاکید و باور به پیشرفت همه جانبه کشور؛
9. اداره امور بر اساس موازین اسلامی، عقلانیت، قانون، برنامه، حسن تدبیر و عطوفت با مردم؛
10. اعتقاد و التزام به تعامل و هماهنگی میان قوا در سایه تدبیر‌های رهبری؛
11. دشمن‌شناسی، استکبار ستیزی، استقلال طلبی و موضع‌گیری صریح در برابر دشمنان و فتنه‌ها؛
12. تلاش برای تحقق وحدت امت اسلامی.
بی‌تردید این اصول و شاخص‌ها که برگرفته از آموزه‌های دینی و فرمایش‌های امام و رهبری است مورد قبول همه اصول‌گرایان قرار دارد ولی بحث ما بر سر مصادیق است که در میدان عمل و اجرا به این اصول و شاخص‌ها پایبند بمانیم. متاسفانه برخی موضع گیری‌ها و تصمیمات 8+7 با شاخص‌های منشور جامعتین در تعارض است. روشن است چنان‌چه خود گروه به آن اصول عمل نکند، از دیگران نمی‌توان انتظاری داشت.
متاسفانه اظهاراتی مانند این که سخت‌گیری‌ها را باید کنار گذاشت، گذشته افراد را نباید نبش قبر کرد، باید با کسانی که امام، رهبری و قانون اساسی را قبول دارند وحدت کرد، اگر بعضی از افراد در جبهه متحد اشتباهاتی هم مرتکب شده باشند، یا سکوتی و دوپهلو حرف زدنی‌ داشته باشند، چون گذشته خود را جبران کرده‌اند، می‌توانند در مرکز تصمیم‌گیری اصول‌گرایی حضور داشته باشند...، با اصول منشور در تعارض است. و استدلال آقای تقوی برای عضویت نمایندگان آقایان قالیباف و لاریجانی نیز با شاخص‌های فوق نمی‌سازد. ایشان گفته است: «مجلس ما مجلسی پویا است آیا ما می‌خواهیم این مجلس را که نماینده کل مردم در آن است در انتخابات دخیل کنیم یا نه. بنابراین قرار شد که مجلس را به بازی بگیریم و بعد از نظرات مختلف تصمیم بر این شد که لاریجانی به‌عنوان رئیس مجلس نماینده‌ای را برای این کمیته معرفی کند.
قالیباف نیز در کل کشور تشکیلات دارد، علاوه بر آن برای ما تهران به اندازه کل کشور اهمیت دارد چرا که تهران فرهنگ‌ساز است و بر کل کشور تأثیر می‌گذارد، اگر کسی از قالیباف بهتر بود ما او را می‌آوردیم.»
بی‌تردید این‌گونه اظهارات با اصول و شاخص‌های منشور جامعتین که برگرفته از شاخص‌های امام و رهبری است، تعارض دارد. در اصول اول و دوم و سوم آمده است: دفاع از ارزش‌های اسلامی؛ پایبندی به مبانی انقلاب اسلامی؛ التزام عملی به ولایت فقیه و فصل‌الخطاب دانستن نظر رهبری و در اصل یازدهم آمده است کسانی اصول‌گرا هستند که «موضع‌گیری صریح در برابر دشمنان و فتنه‌ها» داشته باشند. بر اساس اصول فوق، آیا کسانی که در فتنه عمیق 88 سکوت پیشه کردند و در شرایطی که انقلاب و نظام و رهبری به حضور آن‌ها نیاز داشت، به فریاد «این عمار» پاسخ مورد انتظار ندادند، می‌توانند مصداق شاخص‌هایی باشند که جامعتین برای اصول‌گرایی بیان کرده‌اند؟ آیا کسی که پس از سخنان فصل الخطاب رهبری در نماز جمعه تهران در تاریخ 29 /3/88 که فرمودند اردوکشی خیابانی خاتمه یابد و همه به قانون گردن نهند، خواستار قرار دادن خیابانی در اختیار فتنه‌گران شد تا در آن‌جا به اعتراض‌ ادامه دهند و به جای محکوم کردن فتنه‌گران، از شورای نگهبان و بسیج گلایه کرد، می‌تواند مصداق این منشوری باشد که اصل سوم آن، بر فصل الخطاب دانستن سخن ولی فقیه تصریح می‌کند؟ آیا کسانی که در انتخابات‌های گذشته پول‌های کلانی هزینه تبلیغات کردند می‌توانند مصداق شاخص‌های منشور جامعتین باشند؟
 آیا کسانی که روزی با فتنه‌گران همکاری یا در برابر آن‌ها سکوت کرده‌اند، به صرف این که بگویند ما از گذشته خود پشیمان شده‌ایم، می‌توانند در محور تصمیم‌گیری برای اصول‌گرایان کشور قرار گیرند که می‌خواهند برای یکی از ارکان مهم نظام تصمیم بگیرند؟! آیا اظهار پشیمانی کافی است؟ آیا داشتن آرای بالا در تهران می‌تواند ملاک اصول‌گرایی باشد‌؟! شاید عده‌ای بگویند در این صورت خوب است موسوی را نیز به شورای اصول‌گرایی دعوت کنیم زیرا رأی او در تهران بیش‌تر از احمدی‌نژاد بوده است. آیا اگر از امام جماعتی فسق علنی صادر شد و از عدالت افتاد، اما چند روز بعد گفت توبه کرده‌ام، پشت سرش نماز می‌خوانیم یا این که باید عدالتش را مجددا احراز کنیم؟ آیا کسی حاضر است دختر خودش را به عقد معتادی در‌آورد که می‌گوید ترک کرده‌ام یا باید مدعایش برای وی احراز شود؟
برخی می‌گویند؛ اگر بخواهیم با هرکس که ادعا می‌کند امام، رهبری و قانون اساسی را قبول دارد، وحدت کنیم،دیگر نیازی به تشکیل جبهه متحد اصول‌گرایی نیست زیرا اکثریت اصلاح‌طلبان نیز همین را می‌گویند و عجیب‌تر این‌که ادعای آن‌ها از اصول‌گرایان هم بالاتر است. بنابراین، طبق این فرض، دیگر به لیست جداگانه نیاز نیست‌ بلکه می‌توان لیست فراگیری تهیه کرد که جامع اصول‌گرایان و اصلاح‌طلبانی باشد که ادعا می‌کنند امام، رهبری و قانون اساسی را قبول دارند. بی‌تردید این‌گونه سخنان، نقض خود منشور اصول‌گرایی است که به امضای جامعتین رسیده است. به همین دلیل است که آیت‌ا... مصباح نیز به رغم تاکید بر وحدت، هرگونه وحدتی را نمی‌پسندد بلکه تصریح می‌کند: «وحدت با کسانی که راه باطلی را رفته و اکنون که در مبارزات سیاسی شکست خورده‌اند و در ضعف به سر می‌برند، برای حفظ و تقویت خودشان دعوت به وحدت می‌کنند، ارزشی ندارد. این افراد می‌گویند: «برای حفظ وحدت باید تابع ما شوید! وحدت یک اصل است و از آن‌جا که ما تابع شما نمی‌شویم برای حفظ وحدت باید شما تابع ما شوید!» این وحدت چه ارزشی دارد؟
ما باید ببینیم از این وحدت چه نتیجه‌ای به دست می‌آید. آیا باعث می‌شود که حق بیش‌تر قدرت پیدا کند و تقویت شود یا باطل؟ پس ارزش وحدت و اتحاد به معنای هماهنگی در عمل ارزش وسیله‌ای دارد؛ یعنی تابع آن هدفی است که بر این وحدت مترتب می‌شود. اگر آن نتیجه‌ای که بر این وحدت مترتب می‌شود نه تنها فایده‌ای ندارد بلکه ضرر هم دارد، این وحدت نه تنها هیچ ارزشی نخواهد داشت، بلکه ارزش منفی خواهد داشت. باید ببینیم از این‌که ما عملاً از وظیفه خودمان صرف نظر می‌کنیم و با رفتار دیگران موافقت می‌کنیم چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود؟ اگر وحدت موجب تضعیف حق می‌شود این وحدت ارزش ندارد.»(17/6/89) ایشان وحدت استراتژیک را وحدت اصیل و پایدار می‌داند که باید بین همه افرادی که جامعه اسلامی را پذیرفته و برای سربلندی و پایداری آن تلاش می‌کنند، برقرار شود. و این وحدت فقط با محوریت ولی فقیه و التزام عملی به رهبری‌های ایشان حاصل می‌شود.
نکته دیگر این‌که، هیچ کس نباید بر اساس برداشت خودش، برای تشکل و حزبی که به آن علاقه دارد از رهبری مایه بگذارد. زیرا در برخی موارد، افرادی به‌گونه‌ای صحبت کرده‌اند که این گونه برداشت شده است که رهبری آن حرکت را مورد تایید قرار می‌دهد در حالی که چنین نبوده است. به‌عنوان نمونه اظهارات آقای فلاحت‌پیشه، نماینده کرمانشاه در مجلس شورای اسلامی، خواندنی است: وی اظهار داشته است «در آخرین شب سفر مقام معظم رهبری به استان کرمانشاه، موضوعی را در مورد یکی از مصاحبه‌های بنده تذکر دادند که من از آن به‌عنوان یک بنیاد تحلیلی راهگشا استفاده می‌کنم. ایشان با یادآوری مصاحبه یک سال قبل اینجانب حین سفر دکتر لاریجانی به مصر، فرمودند: شما در آن مصاحبه گفته بودید که رئیس مجلس بدون اطلاع مقامات عالی نظام به مصر سفر نکرده است. مردم معمولا زمانی‌که اسم مقامات عالی می‌آید می‌دانند که منظور، من هستم ولی واقعا آن سفر با من هماهنگ نشده بود. اگر هماهنگ می‌شد، با آن سفر و به‌ویژه دیدار با مبارک مخالفت می‌کردم. گفته بودم شرط ما برای برقراری رابطه با مصر این است که اعلام کنند «کمپ دیوید مرده است». هر چند که وزیر خارجه وقت آن‌ها، چیزی شبیه به این جمله را گفته بود ولی از آن نیز استفاده لازم به عمل نیامد. (نقل به مضمون)» (‌سایت رجا 16/9/90 به نقل از روزنامه رسالت) اکنون نیز باید مراقب بود این که برخی بزرگان در‌باره جبهه متحد فرموده‌اند: «به‌طور اجمال آقا را هم در جریان امر قرار دادیم» نمی‌تواند دلیل بر تأیید رهبری باشد.
در پایان، روح سخن جبهه پایداری انقلاب اسلامی این است که همه دست در دست یکدیگر، منشور جامعتین را پاس بداریم و از اصول و شاخص‌های آن فاصله نگیریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات