امید ایرانمهر
دانشگاهها در این روزها حال و روز چندان خوبی ندارند. از سویی به خاطر تحریمهای اعمال شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل بر ضدایران ارتباطات محققان و پژوهشگران ایرانی با دانشگاههای معتبر دنیا دچار محدودیتها و مشکلاتی شده و از سوی دیگر فشارهای بیسابقه بر فعالان دانشجویی باعث شده است تا بیش از هر زمان دیگری سایه سیاست بر فضاهای آکادمیک احساس شود. شاید به دلیل چنین فضایی بود که دانشجویان عضو اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) برگزاری مراسمی تحت عنوان «دفاع از آزادیهای آکادمیک» را در دستور کار خود قرار دادند تا با حضور کارشناسان به بررسی فضای موجود در دانشگاهها بپردازند. گزارش این نشست که چهارشنبه هفته گذشته با حضور جمع کثیری از دانشجویان، فعالان سیاسی و اساتید دانشگاهها برگزار شد در پی میآید.
دکتر حبیبالله پیمان، فعال ملی-مذهبی و دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز، به عنوان نخستین سخنران این مراسم با اشاره به فضای فعلی و فشارهای اخیر بر فعالان دانشجویی اینگونه برخوردها را مسبوق به سابقه دانسته و گفت: «دانشجویان باید در مقابل وضعیت پیش آمده پایداری نشان دهند و قطع امید نکنند. اما فکر میکنم دوستانی که اینجا هستند به این نتیجه رسیده باشند که این سطح از برخورد قانعکننده نیست و انتظار شما هم قطعا این نیست که با چنین نشستهایی تنها مرهمی بر احساسات جریحهدار شده دانشجویان گذاشته شود یا شعاری علیه عاملان این فشارها سر داده شود. نگاهی به تجربیات صد سال گذشته نشان میدهد که واکنش ما نسبت به محدودیتهای این چنینی همواره به یک شکل بوده است، بنابراین باید از برخی کنشهای تکراری مثل جمعآوری امضا و صدور بیانیه که اگرچه در لحظه ارضاکننده هستند اما درمانی برای مشکلات جنبش دانشجویی در بر ندارد و اعتلایی به وجود نمیآورد، خودداری کنیم. وی با یادآوری اینکه مقاومت در قبال تضییع حقوق فردی و اجتماعی همواره وجود داشته و در جای خود قابل تقدیر هم هست، افزود: «اما وقتی ما سخن از یک حرکت اجتماعی به میان میآوریم، این موضوع فراتر از یک کنش فردی است و باید آن را در ظرف شرایط و نتایجی که بر آن مترتب است، سنجید. اینجا دیگر شما نمیخواهید در خلاء و تنهایی واکنشی احساسی نشان دهید و بنابراین انتظار میرود اعمالتان سنجیده باشد و بررسی شود که این اقدام چه نتایجی در پی خواهد داشت.»
پیمان با یادآوری برخی مقاطع تاریخی و واکنشهای دانشجویان نسبت به وقایعی که در پیرامونشان اتفاق میافتد، افزود: «نوع اقداماتی که صورت میگیرد و نتایج آن نشاندهنده این است که هنوز نارساییهایی در تحلیل و فهم ما از واقعیتها و راهبردی که باید دانشجویان در قبال حوادث مختلف اتخاذ کنند وجود دارد.» وی با بیان اینکه هزینهای که در این راه پرداخت میشود دو وجه دارد ادامه داد: «یکی وجه فردی است که هر انسانی برای دفاع از ارزشهای خود پایمردی نشان میدهد و دیگری وجه اجتماعی است که باید نسبت منطقی و اخلاقی بین هزینه و نتیجهای که مورد انتظار است، برقرار شود.»
او سپس افزود: «یک واقعیتی که در حال حاضر در فضای دانشگاهها وجود دارد این است که فعالان دانشجویی در قیاس با نیروی کمی بدنه دانشجویان تعداد اندکی هستند و در اقلیت بودن آنها تردیدی نیست. به راستی چند درصد دانشجویانی که در دانشگاههای ایران تحصیل میکنند عملا درگیر این نوع مسوولیتی که شما و دوستانتان احساس میکنید، هستند؟ البته در هیچ جامعهای همه افراد یک قشر اجتماعی درگیر فعالیتهای جدی نمیشوند. این درست است؛ نه همه کارگران فعال صنفی هستند، نه همه معلمان بلکه معمولا تعداد معدودی هستند که برای دفاع از حقوقشان تلاش میکنند. اما این تعداد باید یک نسبت یا نوعی از رابطه با بدنه قشر خود داشته باشند.»
وی در توضیح این بخش از سخنان خود ادامه داد: «نسبت یعنی اینکه تعداد معقولی نیروی فعال در صحنه باشند و دوشادوش دوستانشان فعالیت کنند، رابطه اینها با بقیه به صورتی باشد که بخش بزرگتری از افراد آن قشر حس همدردی و همعملی داشته باشند و هر چه به اندازه گروه اول فعال نیستند ولی حضورشان به گونهای باشد که پیشرو احساس کنند که نیروی بزرگتری را در پشت سر خود دارند، هر چند همواره در صحنه نیستند.»
وی در پایان از دانشجویان خواست با حضور در فعالیتهای اجتماعی و بها دادن به اینگونه فعالیتها در کنار موضع دفاع و مقاومت در برابر فشارهای سیاسی دورهای که به گفته او فعالیتهای گستردهای نمیتوان انجام داد را به دور از انفعال پشت سر بگذارند. محمدعلی دادخواه، حقوقدان و وکیل دادگستری، دیگر سخنران این مراسم بود که سخنرانی خویش را اینگونه آغاز کرد: «درود بر دانشجویان متاخر و پیشروان جامعهای که اگر زندگی رهاییبخش را از آنان بگیرید، جامعه به صورت ساکن، ساکت، مرده و راکد در خواهد آمد.»
وی با تاکید بر اینکه دانشجو دغدغه خاص یک منفعت ویژه را ندارد، گفت: «دانشجو و جامع دانشجویی دلمشغولی جامعه را دارد، چرا که او به فردایی بهتر میاندیشد و به فردایی رهاییبخش دل بسته است، لذا وجه ممیزه کاملا متفاوتی با اصنافی دارد که دلمشغولی خاصی برای خود دارند.»
وکیل دانشجویان با تاکید بر اینکه دانشجو متفکر، پژوهشگر و محقق است و توانایی پیشبینی اتفاقات آینده را دارد و میتواند بیابد که بایدها و نبایدهای جامعه برمبنای کدامین قاعده استوارند، افزود: «دانشجو به راحتی به عنوان پیشبین فردا با کولهباری از دانش که از یک سو بر دوش خویش حمل میکند و از سوی دیگر استقلال و عدم وابستگی که دارد عنصری میسازد که شایسته نام آزادیخواه است و حراست، حفاظت و جانبداری از این انسان آزادیخواه وظیفه همه کسانی است که اندک تعهدی در قبال جامعه خود احساس میکنند.»
وی با اشاره به اظهارات اخیر برخی از مقامات قضائی و امنیتی مبنی بر اعترافات دانشجویان بازداشت شده در ماجرای دانشگاه پلیتکنیک گفت: «اگر قانون حاکم باشد نباید هنگامی که دانشجویی را گرفتند و هنوز در هیچ دادگاهی محاکمه نشده و قانون آیین دادرسی بر او حکومت میکند، اعلام شود که وی به فلان جرم اقرار کرده است. این دقیقاً خلاف بایدهایی است که بر نظام قضائی حاکم است.»
وی در پایان تاکید کرد: «هنگامی که هیچ قاعدهای وجود ندارد اصل حکومت میکند. اصل هم بر برائت و صحت است. چگونه به رغم اینکه هیچ دادگاهی محکومیت دانشجو را اعلام نکرده است، اعلام میکنند او فلان اقدام را انجام داده است. وی در کدام دادگاه محاکمه شده؟ چه وکیلی از او دفاع کرده؟ و در کدامین موضع این موارد اتهامی بررسی شده است؟ در صورتی که این بایدها عمل نشده باشد، آن اعلامات فاقد وجاهت قانونی است.»
دکتر محمد ملکی، نخستین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب هم در این مراسم با بیان خاطراتی از دوران انقلاب فرهنگی گفت: «اتفاقی که در سال 59 اتفاق افتاد را نمیتوان انقلاب فرهنگی نام نهاد چرا که این ماجرا بیشتر شبیه به یک کودتای فرهنگی در دانشگاهها بود.»
وی با بیان اینکه اگر بخواهیم توضیح دهیم که چه کسانی در جریان انقلاب فرهنگی، در جریان حرکت دانشجویی سال 78 و در دیگر مقاطع تاریخی دانشجویان را تنها گذاشتند مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد اما من مطمئنم که خوابهایی که برخی افراد برای دانشگاه دیدهاند تعبیر نخواهد شد حتی اگر ده بار دیگر در دانشگاه کودتا یا به زعم خودشان انقلاب فرهنگی صورت بگیرد، چرا که دانشگاه همواره دانشگاه است و دانشجو همواره دانشجو باقی میماند. دانشجو در هر شرایطی ضمن اینکه به کسب دانش میپردازد مایل است در مسائل مملکتش و در مشکلات تودههای مردم خود را سهیم و شریک بداند، چون خود از تودههای مردم است و وضعیت پدر، مادر، خانواده و اطرافیانش را میبیند. دانشجو هیچگاه از خواسته مردم که در مرحله اول آزادی و پس از آن عدالت است دست بر نخواهد داشت.»
وی در پایان سخنانش با انتقاد از برخی افراد که در قبال فشارهای اخیر بر دانشجویان سکوت کردهاند از آنان پرسید: «آیا فقط دانشجویان باید ستارهدار شوند؟ آیا دانشجویان فقط باید هر روز به کمیتههای انضباطی فراخوانده شوند و به زندان بروند؟ پس ما چه میکنیم؟ پس ادعای ما چه شد؟»
تقی رحمانی، فعال ملی-مذهبی دیگر سخنران این نشست بود. وی ضمن اینکه سخنان خود را صریح و در عین حال تلخ عنوان کرد، در پاسخ به مجری مراسم که او را «استاد» خطاب کرده بود، گفت: «من استاد نیستم چون تصفیه شده انقلاب فرهنگی هستم و معتقدم اگر کسانی که انقلاب فرهنگی اول را موجب شدند، عملکرد خود را نقد میکردند امروز شاهد مطرح شدن انقلاب فرهنگی دوم نبودیم.»
وی افزود: «انقلاب فرهنگی دوم به مراتب خطرناکتر از انقلاب فرهنگی اول است چرا که آن اتفاق در شرایطی انقلابی صورت گرفت که مقتضیات خاص خود را داشت در حالی که هم اکنون چنین شرایطی وجود ندارد. اما از سوی دیگر امروز شرایطی به وجود آمده که هر استادی فارغ از اندیشهاش چه سکولار باشد و چه مذهبی به موجب اینکه نظریهپردازی کرد مجبور میشود یا کشور را ترک کند و یا کرسی استادی در دانشگاه را. این مسئله فاجعه است.»
وی با نقل قولی از مهندس بازرگان مبنی بر این که: «آزادی در ایران درختی بیریشه است.»، افزود: «ما افراد خوشنام زیادی داریم اما کامیاب نداریم. دستاورد کم داریم و ستانده زیاد داریم.» رحمانی سپس افزود: «در کشورهای جهان سوم قلب تپنده یا ارتش است یا دانشگاه، خوشبختانه در ایران این دانشگاه است که نقش قلب تپنده جامعه را ایفا میکند. دانشجویان تنها جریان منظم تشکیلاتی در سراسر ایران هستند و به همین دلیل بار سنگینی بر دوش دارند. چون هیچ صنفی در ایران چنین تشکیلاتی مرتب و منظمی ندارد.»
سخنران بعدی مراسم دکتر غلامعباس توسلی، جامعهشناس و استاد دانشگاه بود. وی در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه آزادی موضوع جامعی است که مختص به دانشگاه نیست گفت: «سالها میگفتند دانشگاه سنگر آزادی است. این درست است اما بدون آزادی در بیرون دانشگاه نمیتوان در دانشگاه آزادی برقرار کرد. همانطور که بدون دانشگاه آزاد انتظار جامعهای آزاد امیدی واهی است.»
عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران در ادامه افزود: «انقلاب مفهوم خاصی است که متأسفانه در ایران بد استعمال میشود. انقلاب برای آزادی است اما در ایران وقتی میگویند انقلاب فرهنگی درست معکوس این اصل را در نظر دارند و برای سلب آزادی دست به انقلاب میزنند. خیلی جالب است گاهی برای استقرار استبداد سخن از انقلاب میشود. مثل انقلاب سفید شاه که انقلابی بود از بالا، در حالی که اساسا انقلاب تحولی نیست که از بالا صورت بگیرد بلکه تحولی از پایین است برای آزادی، برای دگرگونی و پیشرفت جامعه. در حالی که برخی افراد این مفهوم را معکوس میبینند و فکر میکنند انقلاب باید از بالا و برای محدود کردن آزادیها باشد. به نظر من چنین انقلابی صورت نمیگیرد و میسر نخواهد بود.»
وی ادامه داد: «ممکن است مثل همان انقلاب فرهنگی اول، تعدادی از گروهها، تعدادی از افراد، از دانشجویان و اساتید تصفیه شوند و این بشود انقلاب فرهنگی دوم اما چیز دیگری من در این انقلاب نمیبینم. البته این بار به نظر من مثل بار قبل هم نخواهد بود. امروز جامعه ایران به رغم تلاشهایی که شده سطحی از آگاهی را دارد که باعث میشود چنین اتفاقی امکان وقوع کمی داشته باشد و خود سرآغاز یک سلسله از مقاومتها، سرسختیها و اتحادها شود.»
وی با ابراز تاسف برای کسانی که میخواهند فرهنگ را مهندسی کنند، گفت: «اینکه برخی بخواهند فرهنگ را به صورت دستوری به این سو و آن سو بکشند و یا آن را تغییر دهند نشانه ناشیگری و یا کمسوادی آنان است. کسانی که چنین سخنانی را درباره فرهنگ بیان میکنند، اساسا اطلاعی از فرهنگ ندارند که چیست و چگونه است. فکر میکنند که فرهنگ هم مثل هر چیز دیگری است که بتوانند جلوی آن را بگیرند. در حالی که فرهنگ چیزی است که به وجود و شخصیت تکتک افراد جامعه، تاریخ جامعه ما و هزاران موضوع دیگر مربوط میشود که یک شبه قابل تغییر نیستند.»
وی با بیان اینکه اگر علم رشد پیدا نمیکند به خاطر این است که بستر فرهنگی آزاد و مناسبی ندارد که بتواند در آنجا آزادانه گفتوگو کند و مسائل را به چالش بکشد گفت: « باید برای دانشجو و اساتید شرایطی فراهم شود تا لااقل بتواند روی مسائل ساده جامعه خودش اظهارنظر کند. وقتی روزنامهها بسته میشوند، محدودیت ایجاد میشود و رادیو و تلویزیون مطلقا در اختیار گروهی خاص است در کجا میتوان روی مسائل جامعه حداقل بحث و گفتوگویی صورت داد و به نتیجهای رسید؟»
سخنران بعدی این مراسم احمد شیرزاد، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی بود. وی گفت: «اصولا انقلاب فرهنگی عبارت نامتجانسی است که تا جایی که من به یاد دارم کسی به خوبی و خوشنامی از آن یاد نمیکند.»
وی با طرح این سوال که آیا در انقلاب فرهنگی لزوما تغییر رژیم رخ میدهد؟، گفت: «اگر انقلاب فرهنگی همراه یک تغییر رژیم باشد، خوب همان انقلاب میشود و دیگر لزومی ندارد که یک صفت جدید هم به آن اضافه کنیم، اما گاهی ممکن است برخی افراد از باب تاکید بگویند که مثلا انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی است. در اینجا اصل بر همان مفهوم اصلی انقلاب است و یک صفتی که توصیف کننده آن انقلاب است به عنوان فرهنگی به آن اضافه میشود، ولی در واقع مفهومی جز همان انقلاب را در ذهن تداعی نمیکند، بنابراین اگر این ترکیب به معنای خاص خودش به کار برود نمیتواند معادل با مفهوم انقلاب باشد.»
وی سپس با بیان این خاطراتی از دوره انقلاب فرهنگی اول به مقایسه آن دوران با عصر حاضر پرداخت و گفت: «در آن زمان گروههایی در دانشگاه وجود داشتند که من به عنوان یک شاهد به هیچوجه عملکرد آنان که با روشهای فاشیستی توام بود را قابل دفاع نمیدانم. به هر حال نوعا رفتارهای تروریستی که بعضی از این گروهها در سالهای بعد صورت دادند نشانگر و موید این بود که آن رفتارها قابل دفاع نبوده و نمیتوان آن را به حساب رفتار دموکراتیک گذاشت. شاید هم طبیعی باشد. به هر حال در کشوری که تا چند سال قبل از آن شیوههای اختناقی حکومت میکردند و کسانی با خلقوخوی فاشیستی و دیکتاتورمابانه رشد کردند، چه در دل حکومت و چه در میان نیروهای مخالف، پس از اینکه درهای فضای سیاسی باز شد همچنان همان رفتارها را به پیش ببرند. این اتفاقی بود که واقعا در آن سالها افتاد.»
وی افزود: «آن زمان عملکرد این گروه از افراد را بهانه تعطیلی دانشگاهها قرار دادند اما امروز در فضای دانشگاه چنان عملکردی وجود ندارد بنابراین نمیتوان فضای فعلی را با آن زمان همسانسازی کرد و ضرورت یک پدیده دیگر همچون اتفاقی که در سال 89 رخ داد را توجیه کرد. جنبش دانشجویی ما نوعا یک جنبش قانونی است که در چارچوب رفتارها و آییننامههای درون دانشگاهی فعالیت میکند و تا به حال هیچ تخلفی که بتوان نام شورش یا بر هم زدن نظام دانشگاهی بر آن گذاشت در کارنامهاش ثبت نشده است. وقایع سال 82 را که منجر به دستگیری بیش از 200 نفر از بچههای دانشجو شد، نگاه کنید. در اوج آن اتفاقات بالاخره نتوانستند جنبش دانشجویی را به یک رفتار شورشمدارانه و خشونتگرایانه متهم کنند. این اتفاق نیفتاد و بعد از مدتی تمام دانشجویان آزاد شدند، بدون اینکه حتی برای یک نفر یک پرونده حقوقی قابل قبول تشکیل شود. بنابراین رفتار جنبش دانشجویی در دهه 80 و در سالهای اخیر اصلا قابل قیاس با آنچه در سالهای 58 و 59 در دانشگاهها جریان داشت، نیست.»
وی درباره روند شکلگیری طرح انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها گفت: «آن زمان اکثر نیروهای کیفی جنبش دانشجویی و مجموعه دفتر تحکیم درگیر ماجرای سفارت بودند و در آنجا حضور داشتند و در حقیقت نیروهای درجه دوم و سوم دانشجویی در خلاء وجودی نیروهای سطح اول، براساس همان الگوی سفارت گفتند که این بار باید دانشگاهها را بگیریم و اینگونه علم تعطیلی دانشگاهها را بلند کردند.» شیرزاد ادامه داد: «آن زمان مصاحبههای زیادی با شخصیتهای مختلف سیاسی انجام شد. عدهای مخالف و عدهای موافق بودند اما نهایتا با وجود مخالفت عده زیادی از این افراد دانشگاهها تعطیل شدند و این اتفاق به وقوع پیوست.»
شیرزاد در پایان گفت: «آنچه در جریان انقلاب فرهنگی رخ داد، رویداد قابل دفاعی نیست. به دنبال این ماجرا گزینشهای شدیدی اعمال شد، اخراجهای بسیاری صورت گرفت و خسارتهای جبرانناپذیری به جامعه علمی کشور وارد آمد که اگر چه برخی از آنها جبران شد اما اکثریت افراد دچار خسران شدیدی شدند. تحصیل بسیاری از دانشجویان 7 الی 8 سال به طول انجامید، دو سال کنکور به طور کلی تعطیل شد و دو گروه از متقاضیان ورود به دانشگاهها نتوانستند به دانشگاهها راه پیدا کنند. این یک ظلم و جنایتی بزرگ در حق افرادی است که اگرچه بسیاری از آنان استعدادهای درخشانی بودند اما نتوانستند ادامه تحصیل دهند. ما چطور میتوانیم به آن انقلاب فرهنگی افتخار بکنیم که بخواهیم آن را تجدید کنیم؟»
آخرین سخنران این مراسم، مهدی عربشاهی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بود که با بیان دیدگاههای خود و تشکل متبوعش درباره محدودیتهای اخیر اعمال شده بر فعالیتهای فعالان دانشجویی پرداخت.
وی با بیان اینکه از ابتدای تاسیس نهاد دانشگاه در ایران همواره دو گروه به مخالفت با آن پرداختهاند، گفت: «گروه اول تجددستیزان سنتپرستی هستند که بوی هر چیز نو و مدرنی مشام آنها را میآزارد و گروه دوم حاکمان اقتدارگرایی که کوشیدهاند دانشگاه را تنها به محلی برای پرورش متخصصان و تکنوکراتهای لازم برای اداره حکومت کاهش دهند و کارکرد آگاهیبخشی دانشگاه را از آن بستانند که این امری غیر ممکن است.» عربشاهی با اشاره به افزایش فشارها بر دانشگاهها از ابتدای دولت نهم، گفت: در همین مدت کوتاه پس از عید 147 احضار یا صدور حکم در کمیتههای انضباطی، 26 مورد بازداشت، 5 مورد تعطیلی تشکلها و 14 مورد توقیف نشریات دانشجویی را داشتهایم و هم اکنون نیز 6 نفر از دانشجویان در زندان بسر میبرند. وی با بیان اینکه پس از اعلام نتایج کنکور ارشد باخبر شدهایم که به تعدادی کارنامه داده نشده است، گفت: «به آنها اعلام کردهاند که امسال صلاحیت عمومی پیش از صلاحیت علمی بررسی شده و به آنها کارنامه تحویل نداده شده است. این به معنای آن است که امسال نیز بر خی از فعالان دانشجویی از ادامه تحصیل بازماندند و در واقع ستارهدار شدند.»
عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت افزود: «ما دانشجویان ادامه تحصیل در همه مقاطع را تنها با اتکا به سنجش علمی، برپایی تشکلهای مستقر و آزاد بر پایه سلایق گوناگون حاضر در دانشگاه، انتشار آزادانه آرا و نظرات دانشگاهیان در نشریات دانشجویی و امکان تحصیل نزد استادان منتقد و دگراندیش در دانشگاهها، حق خود میدانیم اما امروز کار به جایی رسیده که دانشجو را از ورود به خانه خود یعنی دانشگاه منع میکنند.» وی با بیان اینکه آنهایی که با طراحی پروژهای سوخته، خواب انقلاب فرهنگی دوم را دیدهاند باید بدانند که این خواب تعبیر خوشی برای آنان ندارد، گفت: «متاسفانه بسیاری از آییننامههایی که با استناد به آنها تشکلهای دانشجویی را یک به یک تعطیل میکنند، مصوبات دوره اصلاحات است و امضای شخص آقای خاتمی را در پای خود دارد. متاسفانه اصلاحطلبان در آن دوران دستاورد ماندگاری برای دانشگاه به جا نگذاشتند.»
در پایان این مراسم فیلمی از ضرب و شتم دانشجویان دانشگاه امیرکبیر توسط نیروهای حراست این دانشگاه برای حاضران به نمایش درآمد. این در حالی بود که حراست این دانشگاه طی جوابیهای که در روزهای قبل برای مطبوعات ارسال کرده بود این برخورد را تکذیب کرده و مدعی شده بود دانشجویان نیروهای حراست را مورد ضرب و شتم قرار دادهاند! در این مراسم دکتر محسن کدیور نیز به عنوان میهمان حضور داشت که اعضای دفتر تحکیم وحدت ضمن تشکر از حضور این استاد دانشگاه از مشکلات پیش آمده برای وی ابراز تاسف کردند. اعضای شاخه دانشجویی جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و نهضت آزادی ایران از دیگر گروههای حاضر در این نشست دانشجویی بودند.