مترجم: مرضیه خادم شریف
اشپیگل آنلاین- استفان بیدل یکی از مورخان نظامی معتبر در ایالات متحده آمریکاست. او عضو ارشد شورای روابط خارجه است و در بسیاری از دانشگاههای آمریکا به تدریس اشتغال دارد. از 11 سپتامبر 2001 به بعد او کارشناس جنگ علیه ترور شناخته شده است. اخیرا او درباره شرایط موجود در عراق به رییسجمهور بوش توصیههایی کرده و برای راهحلهای عملی مشکل عراق به دیدار ژنرال دیوید پترائوس در بغداد رفته است. بیدل در حال حاضر استاد دانشگاه آمریکایی در برلین است.
*ژنرال پترائوس به عنوان کارشناس خبره در مقابله با آشوب شهرت دارد در واقع در کل دولت تصور میشود که باید بر این امر تمرکز کرد. از سوی دیگر شما تاکید کردهاید که مقابله با آشوب راهبرد مناسبی در عراق نیست. چرا؟
** از نظر ایدئولوژی سنتی، آشوب جنگ عقاید است که در آن یک گروه فرعی با عقاید دولت حاکم به مبارزه میپردازد. در این نوع از جنگ عقاید، شما میتوانید با تغییر عقاید مردم به پیروزی دست یابید. با این فرض، استراتژی سنتی برای مقابله با آشوب به پیروزی ختم خواهد شد. شما در روند اصلاح سیاسی دموکراسی را معرفی میکنید تا عقاید دولتی را قانونی کنید. شما در مبارزهای وارد میشوید که به توسعه اقتصادی کمک میکند. تلاش میکنید تا با آموزش اصول نظامی در این جنگ پیروز شوید. این تمام استراتژی است که دولت بوش در قبال عراق به کار برده است. ولی عراق استثناست و این راهحلها دیگر کاربرد ندارد.
*پس در عراق چه جنگی در جریان است؟
** عراق درگیری جنگ داخلی است جنگ بر سر عقاید نیست. این جنگ برای بقا و منافع شخصی گروههای قوی در دولت است. سنیها برای عقایدی نمیجنگند که به نفع مردم عراق باشد، آنها سعی ندارند که جامعه شیعه را متقاعد کنند که وجود دولت سنی به نفع همگان است. آنها برای حفظ منافع خود علیه منافع شخصی شیعیان میجنگند و برعکس. از آن جا که این جنگ، جنگ عقاید نیست نباید انتظار داشت با تغییر افکار عمومی میتوان به پیروزی دست یافت. این جنگ هویتی است.
*این بحث شما مبنی بر این که جنگ داخلی و قومی در عراق جریان دارد زمانی متقاعد کننده است که گروههای مختلف عراقی نظامیان آمریکایی را مورد حمله قرار ندهند. حال این امر را چگونه بیان میکنید؟
** قطعا سنیها با گروههای ائتلافی به جنگ و مخاصمه میپردازند. زیرا آنها تصور میکنند که آمریکاها متحد و دوست شیعیان هستند.
* منظور شما این است که هیچ حرکت و فعالیتی علیه گروههای اشغالگر در عراق وجود ندارد.
** بله. سالهاست که تنها سنیها به نیروهای اشغالگر تیراندازی میکنند و تنها مکانی که آنها این کار را انجام میدهند بخش سنینشین عراق و مناطقی است که تعداد سنیها در آن جا بیشتر است. در بخش کردستان در شمال و جنوب که شیعیان به سر میبرند هیچ کس به نیروهای ائتلافی تیراندازی نمیکند.
* با تصور این که حق با شماست آمریکاییها نباید با ذهن مقابله با آشوب به عراق نزدیک شوند، پس استراتژی آمریکا در عراق باید چه باشد؟
** خاتمه دادن به این جنگ داخلی دارای دو بخش است بخش اول مذاکره تقسیم قدرت بین طرفین به نحوی که به آتشبس ختم شود. بخش دوم استقرار نیروهای خارجی در داخل رای حفاظت و حمایت از این توافق است. شما نمیتوانید به نیروهای نظامی داخلی اعتماد کنید زیرا این نیروها حتی به یکدیگر اطمینان ندارند. ما در دو بخش ما مشکل مواجه هستیم. با توجه به توافق برای تقسیم قدرت، مشکل کنونی مساله بودن یا نبودن آنهاست و این امر برای آنها بسیار حایز اهمیت است، آنها میترسند که اگر یکی از طرفین کنترل را در دست گیرد به نسلکشی منجر شود. اگر به درستی بررسی و محاسبه نشود و نیروها خارج شوند نتیجه بسیار اسفناک خواهد بود. بنابراین خطر سقوط بسیار زیاد است. در مقابل، اگر اجتناب از توافق به معنای جنگ مزمن و مداوم باشد خیلی بهتر از نسلکشی است. بنابراین طرحها به بنبست ختم میشود.
* آیا نیروهای خارجی در شکستن این بنبست مفید خواهند بود؟
** تنها توافقی که توسط نیروهای خارجی انجام شده باشد تمام گروهها را به سمتی هدایت میکند که نظم و قانون حاکم میشود. برای مثال کمکهای اقتصادی کافی به ما نمیرسد. ما دو رویکرد پیشرو داریم. اولین رویکرد دیپلماسی منطقهای همراه با مذاکره و گفتوگو با کشورهای همسایه عراق است دقیقا همان سیاستی که آمریکا در حال حاضر به آن مشغول است و رویکرد دوم استفاده از نیروی نظامی است. ما حدود 160 هزار نیروی مسلح در عراق داریم. این تعداد نیرو برای برقراری آرامش و امنیت در عراق کافی به نظر نمیرسد. ولی برای ایجاد سیاست تهدید و تطمیع بسیار موثر است یعنی به نیروهای عراقی که تمایل به آتشبس دارند امتیاز ویژه داد و آنهایی که مخالف هستند را مجازات کرد. اگر ما بتوانیم از نیروهای نظامی خود به نحو مطلوب استفاده کنیم مطلوب است در شرایط موجود پیشرفت حاصل شود.
*پس لازم است نیروهای آمریکایی فعلا در عراق بمانند؟
** بحث من این است که اگر ما مصصم هستیم در جنگ عراق پیروز بشویم تنها کار پایان دادن به جنگ داخلی از طریق مراقبت و کنترل و پاسداری از عراق است. برای دولت ما خیلی اهمیت دارد که در عراق پیروز شویم.