عمید نمازیخواه
از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیجفارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است اما از دوره جمال عبدالناصر رئیس جمهور پیشین مصر، کشورهای عربی نام تاریخی خلیجفارس را در رسانهها و کتب رسمی به خلیجعربی تغییر دادند
خلیجفارس (پارس) نامی است به جای مانده از کهنترین منابع که از سدههای پیش از میلاد سر برآورده است، و با پارس و فارس ـ نام سرزمین ملت ایران ـ گره خورده است. قدمت خلیجفارس با همین نام، چندان دیرینه است که عدهای معتقدند خلیجفارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است. چرا که ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند.
دریانوردی ایرانیان در خلیجفارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش، نخستین ناوگان دریایی جهان جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا کرانههای اقیانوس هند و دریای عمان و خلیجفارس پیمودند، و سپس شبهجزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شده است: «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را دادهام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس میآید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها میآیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.» و این نخستین مدرک مکتوب بجا مانده درباره خلیجفارس است.
خلیجفارس در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبهجزیره عربستان قرار دارد. مساحت آن 233000 کیلومتر مربع است و از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند راه دارد. از غرب هم به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانه دجله و فرات و الحاق رود کارون به آن است، ختم میشود.
کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیجفارس هستند. زمینشناسان معتقدند که در حدود پانصد هزار سال پیش، صورت اولیه خلیجفارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت. خلیجفارس از سمت شمال با ایران، از غرب با کویت و عراق و از جنوب با عربستان، بحرین و امارات متحده عربی همسایه است. خلیجفارس پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار میآید.
این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است و جزایر مهم آن عبارتاند از: خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، کیش، قشم، و لاوان که تمامی آنها به ایران تعلق دارد.
نکته دیگر اهمیت این منطقه از لحاظ استراتژیک است. بیضی استراتژیک انرژی The Strategic Energy Ellipse منطقهای جغرافیایی شامل سرزمین ایران و کل خلیجفارس در مرکز و امارات متحده عربی، بحرین و قطر و بخشهایی از عمان و یمن و عربستان سعودی در جنوب و بخشهایی از عراق، ترکیه، ارمنستان، آذربایجان و گرجستان در غرب و شمال غربی و مجموعه دریایی خزر و بخشهایی از جنوب روسیه و قسمتهایی از سرزمین قزاقستان در شمال و بخشهایی از ازبکستان در شمال شرق آن تعریف شده است. بیش از هفتاد درصد از ذخایر اثبات شده نفت و بیش از چهل درصد از ذخایر گاز طبیعی جهان در این منطقه قرار دارد. در همین ناحیه به وضوح دیده میشود که ایران و شاه راه آبی خلیج همیشه فارس در قلب این بیضی جای دارد.
سرهلفورد مکیندر متفکر انگلیسی، قارههای اروپا، آسیا و آفریقا را به عنوان جزیره جهانی میشناخت و آن را به همین نام معرفی میکرد. وی اعتقاد داشت کلید جزیره جهانی ناحیه محور یا هارتلند است. او هارتلند را ناحیه وسیعی میدانست که از اقیانوس منجمد شمالی تا نزدیکی کنارههای آبی جنوبی این منطقه ادامه داشت.
این ناحیه از غرب به سرزمینهای غرب روسیه و از شرق به سیبری غربی، از شمال به اقیانوس منجمد شمالی و از جنوب به ارتفاعات ایران، ارتفاعات هیمالیا و ارتفاعات مغولستان محدود میشد. ناحیه محور از سوی هیچ یک از قدرتهای دریایی مورد تهدید قرار نداشت. مکیندر حلقه اطراف هارتلند را هلال داخلی و خارجی میخواند اما در بیان نیکولاس اسپایکمن در کتاب جغرافیای صلح این محدوده سرزمین حاشیه یا ریملند خوانده میشود که در محاصره آبهاست. باز هم دیده میشود که کشور عزیزمان در این منطقه قرار دارد.
به هر حال از سفرنامه فیثاغورث 570 قبل از میلاد تا سال 1958 در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیجفارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شده است.
اما از دوره جمال عبدالناصر رئیسجمهور پیشین مصر، به تشویق او و اوجگیری تعصب عربی و خدعهای که احتمالاً آمریکاییها ساختهاند، کشورهای عربی نام تاریخی خلیجفارس را در رسانهها و کتب رسمی به خلیج عربی تغییر دادند.
دو ناحیه هارتلند و بیضی استراتژیک مورد اقبال کشورهای بزرگ دنیاست و تمامی آنها به دنبال راه نفوذی در این منطقه هستند. همانطور که در سالهای قبل از انقلاب دولت آمریکا، سکاندار کشتی بیضی استراتژیک بود، ولی با حضور انقلاب اسلامی و شعار دندانشکن نه شرقی نه غربی، جایگاه خود را در ایران از دست داد و پس از واقعه 11 سپتامبر با ادعای نبرد علیه تروریسم و یا آزادی برای همه وارد منطقه شد و کشورهایی مانند عراق و افغانستان را با وجود صرف هزینههای هنگفت به دست آورد.
نکته جالب توجه این است که کشوری برای تروریسم میجنگد که با دو بمب اتم جان بیش از 400 هزار نفر را گرفت. به این ترتیب به نظر میرسد این شعارهای دروغ هم دیگر به درد توجیه کردن نمیخورد و آمریکایی که نمیتواند بگوید ما برای نفت آمدیم بجنگیم و میخواهیم حضور گستردهای در مناطق بیضی استراتژیک و قلب زمین هارتلند داشته باشیم، باید توجیه دیگری برای خود دست و پا کند. از طرف در گر در زمان جنگ سرد آمریکا و شوروی (دو قطب قدرت زمان جنگ سرد) در منطقه حضور داشتند، در صورتی که حضور شوروی بسیار کمهزینهتر از آمریکا بود. زیرا شوروی مرزهای مشترک بسیاری با این دو ناحیه حیاتی داشت در صورتی که آمریکا باید نیروهای خود را از طریق مسیرهای دریایی به این منطقه میرساند. پس از فروپاشی شوروی در سال 1991، آمریکاییها به سرعت به منطقه هجوم آوردند. با برخی کشورها قراردادهایی منعقد کردند تا آنها را به خود وابسته کنند و با کشورهایی هم که نتوانستند به بهانههای مختلف وارد جنگ شدند. ولی با تنها کشوری که نتوانستند معامله کنند کشور عزیزمان ایران است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی دست هر بیگانهای را از کشورش کوتاه کرد.
با این اوصاف به نظر میرسد آمریکا وقتی دید که نمیتواند به ایران نفوذ کند راههای دیگری در پیش گرفته است که یکی از آنها تغییر نام زیبای خلیجفارس به خلیجعرب است؛ حرکتی که باعث میشود تا تغییری در وضعیت ژئوپولتیک منطقه ایجاد شود.
ژئوپولتیک چیست
نیکولاس اسپایکمن میگوید: «جغرافیا مهمترین عنصر در سیاست خارجی است زیرا ماندگارترین است.»
موقعیت جغرافیایی هم چنانکه محدودیتهایی را بر سیاست خارجی یک کشور تحمیل میکند، فرصتهای مختلفی نیز برای آن فراهم میآورد. جغرافیا به معنای تشریحگر شکلزمین میتواند به روشهای مختلف فهمیده شود.
سوئلبی کوهن نیز سه تعریف برای جغرافیا دارد. علم تمایز سرزمینها، علم روابط و واکنشهای فضایی و در آخر علم توزیع. بنابراین جغرافیا عوامل مادی نظیر، فضا، توپوگرافی و اقلیم را بررسی میکند زیرا مجموعههای زیادی از علم جغرافیا وجود دارد لیکن آن دسته از آنها که مورد توجه دولتمردان و استراتژیستها قرار دارد اشکال مختلف جغرافیای انسانی هستند که راههای تأثیرگذاری عوامل مادی را بر جمعیت، مؤسسات سیاسی، فرهنگی، صنایع و تکنولوژی بررسی میکند. بنابراین شاخههای مختلف جغرافیای انسانی را با توجه به تعریف فوق میتوان به شکل «جغرافیای سیاسی»، «جغرافیای اقتصادی»، «جغرافیای فرهنگی»، «جغرافیای نظامی»، و «جغرافیای استراتژیک» درنظر گرفت. شکلی از جغرافیا که لزوماً تمامی شاخههای فوق را به طور فشرده شامل میشود، ژئوپلتیک نامیده میشود به معنای: «رابطه قدرت سیاسی بینالمللی با موقعیت جغرافیایی». ژئوپولتیک اساساً به معنای مطالعه سیاسی و استراتژیک جغرافیا در رابطه با قدرت بینالمللی است. بنابراین هم چنانکه رابطه بسیار تنگاتنگی با ژئواستراتژی دارد به همان مقدار نیز در ارتباط با کنترل یا ورود به فضاهایی است که بیشترین تأثیر را روی امنیت و موفقیت کشورها دارد.
پرده آخر
تحلیلگران میگویند تغییر نام خلیجفارس به خلیج عرب تنها یک حرکت سلیقهای نیست بلکه دولتی مانند دولت آمریکا میتواند با یک نام، تغییرات ژئوپولتیک در منطقه ایجاد کند تا با استفاده از آن همواره در قلب زمین و بیضی استراتژیک انرژی حضور داشته باشد. در منطقهای که هفتاد درصد از منابع نفتی و 40 درصد از منابع گازی دنیا وجود دارد. ولی ایران دیگر آن کشوری نیست که به راحتی به دولتهای قدرتمند باج بدهد. حال شما هممیهنان عزیز فکر کنید با وجود این منابع عظیم و موقعیت استراتژیک ایران و خلیج همیشه فارس، اگر ایران به انرژی هستهای هم دست پیدا کند ـ که در چند روز اخیر خبر خوش آغاز به کار سانتریفیوژهای ایرانی اعلام شد ـ دیگر راهی برای حضور گستردهتر آمریکا در منطقه نخواهد ماند و دلیل مخالفت سرسختانه آمریکا با ایران هستهای، همین مسأله است.
تحلیل غالبی که وجود دارد این است که در ماجرای خلیجفارس و خلیجعرب،باز هم ردپای یک دولت بیگانه در میان است و اعراب نیز به تحریک این دولت (به دلیل وابستگیهای همه جانبه به آن) به خود اجازه دادهاند که نام خلیجعرب برگزینند. به قولی: که خلیجعرب کنند آرزو، تفو بر تو ای چرخ گردون تفو.
حقیقت این است که برای نگاه عمیقتر به تحریکات دولت آمریکا بر اذهان اعراب و انتخاب نامی دیگر برای خلیجفارس باید به اهمیت و موقعیت استراتژیک خلیج همیشه فارس بنگریم و ببینیم که چه سودی از این حرکت نصیب آنها خواهد شد.