قاسم غفوری
ترکیه در روزهای اخیر با دو تحول مهم همراه بوده است. دیدار آصفعلی زرداری رئیسجمهور پاکستان با محوریت توسعه روابط و میانجیگری ترکیه میان پاکستان و افغانستان و دیگر اعلام رسمی تأسیس دفتر طالبان در ترکیه اساس این تحولات را تشکیل میدهد.
البته توسعه روابط میان ترکیه و پاکستان و نیز میانجیگری آن میان کابل و اسلامآباد با سابقه است، اما رویکرد به پذیرش دفتر طالبان امری قابل تأمل در تحولات این کشور است. هرچند که دولتمردان ترکیه این اقدام را تلاش برای برقراری ثبات و امنیت در منطقه و توسعه روابط با کشورها عنوان داشتهاند، اما در لوای این تحرکات میتوان اهداف کلانتری را مشاهده کرد که برگرفته از سیاستهای جهانی ترکیه است.
اولاً ترکها در سالهای اخیر اصل میانجیگری را محور سیاست خارجی خود قرار دادهاند. آنها با چهرههای صلحطلب و منصف تلاش کردهاند تا در سراسر جهان ایفای نقش کنند. آنها با نگاه منطقهای «بحران صفر» سعی دارند تا فضایی آرام را برای رسیدن به خواستههای خود ایجاد کنند. در کنار سایر تحولات بینالمللی از جمله فعالیت در جنگ لیبی، اکنون ترکیه با رویکرد به طالبان اصل میانجیگری را تکرار کرده است. این امر نشان میدهد که ترکیه برای سیاست خارجی خود محدودیتی قائل نیست و حتی به روند مذاکره با طالبان نیز میپیوندد.
اینگونه نقشآفرینیها برای تثبیت قدرت جهانی ترکیه در شرایطی که این کشور در آستانه انتخابات پارلمان قرار گرفته برای حزب حاکم عدالت و توسعه به نخستوزیری اردوغان از اهمیت بسیاری برخوردار است به ویژه اینکه احزاب مخالف از برخی حمایتهای غرب نیز برخوردارند.
ثانیاً ترکیه برای ورود به اروپا و حداقل بیان جایگاه خود به این کشورها تلاش میکند در کنار رویکردهای دیپلماتیک ترکها برخی اقدامات حاشیهای را نیز برای اعمال قدرت بر اروپا اجرا میکند. دیگر به شرق و کشورهایی که غرب بعضا آنها را خطوط قرمز خود میداند، تقابل با رژیم صهیونیستی، ایفای نقش در چالشهایی که غرب در انجام آنها ناتوان است و... از جمله اقدامات ترکهاست. در شرایط کنونی نیز که غرب به دلیل جنگ لیبی و برخی خواستهها برای حضور بلندمدت در افغانستان به ثبات نسبی و نیز رضایت طالبان نیاز دارد، ترکیه میتواند نقش مهمی را برای خود ایجاد کند. ترکیه از یک سو از ظرفیت خود برای بهبود روابط پاکستان و افغانستان با محوریت مبارزه با تروریسم و پذیرش رویکرد غرب به طالبان استفاده میکند که بخشی از سفر زرداری به ترکیه میتواند برگرفته از این کارکرد باشد. از سوی دیگر ترکیه سعی در جلب رضایت طالبان برای همگرایی با غرب در کاهش یا توقف حملات به مواضع آنها در افغانستان دارد. در شرایطی که اقدامات مالی آمریکا و مذاکرات انگلیس با طالبان چندان نتیجهای نداشته ترکیه سعی کرد تا با میانجیگری و رویکرد به طالبان این امر را محقق سازد. اعلام تأسیس دفتر طالبان در ترکیه اقدامی در این چارچوب بوده است.
این رویکرد میتواند از دیگر ابزارهای ترکیه برای تأکید بر نقش خود در تحولات جهانی برای غرب باشد تا شاید شرایط کشور برای عضویت در اتحادیه اروپا را هموارتر سازد.
ثالثاً کشورهای غربی نیز از مشوقان رویکرد ترکیه به طالبان هستند چرا که از یکسو این امر را زمینهای برای کاهش بحرانها خود در افغانستان میدانند و از سوی دیگر این رویکرد کاهش انتقادهای جهانی از غرب را به همراه دارد. از اعتراضهای جهانی به غرب، رویکرد آنها به مذاکره با طالبان پس از جنگ و کشتار در افغانستان به بهانه مبارزه با تروریسم با محورت طالبان و القاعده است. رویکرد ترکیه آن هم یک کشور اسلامی غیر عربی به مذاکره با طالبان در حالی که تحققبخش اهداف غرب است که آنها خود را از این روند مبرا ساخته تا از میزان فشار افکار عمومی بر دوگانگی خود در مقابله با تروریسم و طالبان بکاهند. بر این اساس که غرب به رغم نارضایتی از افزایش جایگاه جهانی ترکیه پذیرنده میانجیگری آن در تحولات افغانستان و پاکستان به ویژه در حوزه طالبان شده است.
در جمعبندی کلی از تحرکات ترکیه در قبال افغانستان به ویژه مسئله طالبان میتوان گفت که این کشور همچنان سیاست میانجیگری و حضور فعال در معادلات جهانی را پیگیری میکند در حالی که اقدامات کنونی آن ضمن تحققبخشی از اهداف انتخاباتی به تقویت جایگاه آن در غرب و ناتو منجر خواهد شد. ترکیه خواستار حضوری فعال در معادلات جهانی است و در این چارچوب خطوط قرمزی نیز ندارد بنابراین رویکرد به مذاکره با طالبان با سایر میانجیگریهایش در عرصه جهانی برای آن تفاوتی ندارد و سعی دارد از این فرصتها برای رسیدن به حداکثر فرصتها بهرهبرداری کند.