1) ابهامات تاریخی حضور یهودیان در ایران
اولین آشنایی ایرانیان با یهود در فتح بابل به دست کوروش اتفاق افتاد. کوروش پادشاه مهربان و دوستار صلح و دشمن خونریزی با فتح کشورهای کلده و آشور، یهودیان تبعیدی موجود در آنجا را آزاد کرده و طبق فرمانی اجازه میدهد به اورشلیم برگردند؛ البته به شرط اینکه خانهای از برای خدا در یهودیه به نیابت از او بنا کنند. متن فرمان بدین شرح است.
کوروش پادشاه فارس چنین میفرماید: یهوه خدای آسمانها جمیع ممالک زمین را به من داده و مرا امر فرموده است که خانهای برای وی در اورشلیم که در یهودا است بنا کنم. پس کیست از شما از تمامی قوم او که خدایش با او باشد؟ او به اورشلیم که در یهودا است، برود و خانه یهوه را که خدای اسرائیل و خدای حقیقی است، در اورشلیم بنا نماید و هر که باقی مانده باشد، در هر مکانی از مکانها که در آن غریب میباشد، اهل آن مکان او را به نقره و طلا و اموال و چهارپایان علاوه بر هدایای تبرعی به جهت خانه خدا که در اورشلیم است اعانت نمایند.3
ابهام موجود در این مسأله، عملکرد یهودیان مهاجر در قبال این فرمان است که عشق و علاقه تاریخی آنها به سرزمین شیر و عسل (اورشلیم) را در حالهای از ابهام فرو میبرد:
از میان اعضای خانواده شاه یهود فقط یکی از نوادههای یهویاکین بنام زروبابل در راس گروهی از بزرگان و کاهنان یهودی به بیتالمقدس رفت که... ظاهراً مدت کوتاهی بعد به بابل بازگشت و ما او را در افسانههای یهودی (عقادهها) جزو مقربین درگاه داریوش اول مییابیم.4
آنچه که این ابهام را بیشتر میکند توصیف شهرهای شوش و شوشتر از زبان مهاجرین یهودی است، در قیاس با اورشلیم که در تلمود آمده است:
وقتی یهودیان به اورشلیم رسیدند، گفتند اینجا از سرزمین اسرائیل بهتر است و هنگامی که به شهر شوشتر رسیدند گفتند اینجا دو چندان بهتر از سرزمین اسرائیل است.5
پس از سکونت آنها در ایران، نفوذشان در این دوران تا حدی است که آنها دارای ایالات مستقل یهودی با سکههای منقوش به نام ایالت یهود هستند6 که البته این را باید مرهون پیوند کاهنان و خاخامهای7 یهودی با دربارهای بابل و ایران بدانیم.8
و درست از اینجاست که یهودیان ایران مدعی وحدت و یگانگی بین ایرانیان و ملت یهود شدهاند که آنها از دوره کوروش کبیر در ایران بوده و در پیشرفت و توسعه ایران سهیم بودهاند.9 ولی آنچه بیش از همه قابل ذکر است ادعای وطنپرستی و عشق یهودیان به این آب و خاک میباشد:
تا آنجا که به جرأت میتوان گفت یهودیت ریشه در خاک ایران دارد.10
که البته در این ادعا کمی مبالغه نهفته است. ولی به هر حال پس از استقرار در این کشور و برخورداری از مواهب آن و مردمان میهماننوازش، یکی از بزرگترین مسائل تاریخ یهود در ایران شکل میگیرد و آن ماجرای استر است. جایگاه این زن در بین یهودیان تا بدانجا پیش رفته است که یکی از فصلهای کتاب عهد به نام او بوده و حتی در آثار تاریخی معاصر نیز خود را فرزندان استر مینامند.11 این زن یهودی به همراه عموی خود مردخای با راهیابی به دربار شاه وقت ایران (خشایارشاه) و با این فرض که هامان، وزیر خشایارشاه، سعی در دسیسهچینی برای اخراج یهودیان دارد دست به قتلعام میزبانان خود زده و در طی چند روز، او و ده پسرانش را به همراه 75000 ایرانی کشتند تا عیدی باشد برای همه یهودیان دنیا که تا به امروز نیز به طور گسترده برگزار میشود.
...مردخای خطاب به یهودیان، حاکمان و استانداران 127 استان از هند تا حبشه نوشت... این فرمان پادشاه به یهودیان تمام شهرها اجازه میداد که برای دفاع از خود و خانوادههایشان متحد شوند و تمام بدخواهان خود را از هر قومی که باشند، بکشند و دارایی آنها را به غنیمت ببرند... روز 13 ادار... در سراسر مملکت، یهودیان در شهرهای خود جمع شدند تا به کسانی که قصد آزارشان را داشتند، حمله کنند.
همه مردم از یهودیان میترسیدند و جرأت نداشتند در مقابلشان بایستند. تمام حاکمان و استانداران، مقامات مملکتی و درباریان از ترس مردخای به یهودیان کمک میکردند... به این ترتیب، یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده و کشتند... آنها 75000 نفر از دشمنان خود را کشتند و از شر آنها رهایی یافتند، ولی اموالشان را غارت نکردند... یهودیان این جشن را در روزهای 14 و 15 ادار به صورت رسم درآوردند که خود و فرزندانشان و تمام کسانی که به دین یهود میگروند این دو روز را هر ساله طبق دستور مردخای جشن بگیرند. بنابراین قرار بر این شد که یهودیان سراسر استانها و شهرها ایام پوریم را نسل اندر نسل همیشه به یاد آورند و آن را جشن بگیرند.12
نکتهای که در این مورد مطرح است این است که اگر اتهام یهودیان بر توطئه هامان را صحیح فرض کنیم، باید پرسید آن 75000 ایرانی به کدامین گناه قتلعام شدند؟ و اصولاً کشتاری اینچنین گسترده چرا باید برای قوم یهود به صورت عید درآید؟
و البته بر خواننده محترم پوشیده نیست که کشتاری چنین دامنهدار در آن زمان چه تبعاتی را به همراه دارد که به احتمال زیاد یکی از ابعاد آن، عقبماندگی چند صد ساله ملت ایران در عرصه تمدن بوده است.13 و نکته مهمتر این است که واقعه استر و مردخای که به هولوکاست واقعی ایرانیان ختم شد، به مثابه یک واقعه اسطورهای برای یهودیان ایران درآمده است.
داستان مردخای و استر در دربار خشایارشاه یک حادثه تاریخی نیست؛ نمادی است اسطورهای که با روح و فرهنگ الیگارشی یهودی آمیزشی ژرف یافته است. در هر عصر مردخای و استر و خشایارشاه را میتوان یافت.14
آیا در هر عصری و نسلی در صورت تحقق شرایط این تراژدی از سوی یهودیان ایران در حق ملت ایران اجتنابناپذیر مینماید؟ از جمله قرائنی که این سئوال را جدیتر میکند، گزارش ساواک پس از پیروزی اسرائیل در جنگ شش روزه است:
آقای بهجو رئیس درآمد شهرداری ناحیه 2 تهران که کلیمی است، در مقابل کارگران و کارمندان مبادرت به تبلیغات برله اسرائیل نموده و اظهار میکند، همانطور که اسرائیل اعراب را شکست داد و تعداد زیادی از مسلمانان را کشتند، ما هم امید به روزی داریم تا شما مسلمانان ایران را مانند آنها نابود کنیم.15
این رفتار که پس از جنگ ژوئن 1967 در بین تمامی یهودیان ایرانی به وجود آمده بود، موجب شگفتی ساواک نیز میشود:
...تجار کلیمی قبل از جنگ اعراب و اسرائیل بسیار سر به زیر بوده و اصولاً از ترس شکست اسرائیل اظهار مینمودند که خصم دول عربی، اسرائیلیها نیستند بلکه تعدادی از یهودیان لهستانی و... هستند لکن اکنون که اسرائیل پیروز شده است... عموماً جری و برعکس سابق با تجار مسلمان بدرفتاری میکنند.16
مقطع تاریخی بعدی حمله مغول به ایران است که با توجه به شواهد و قرائنی خاص، ادعا شده است که این حمله نیز با ترغیب و همکاری بحثبرانگیز یهودیان صورت گرفته است.17
همچنین در دوران ارغون شاه مغول (686ق)، شخصی یهودی به نام «سعدالدوله» برای مدت کوتاه کرسی وزارت را به دست آورد که در سال 690ق با نفوذ دادن یهودیان در امور حکومتی موجب بلوایی شد که منجر به قتل وی شد.18 در دشمنی او با اسلام همین یک سند کافی است که در کتاب تاریخ وصاف قرار او را با ارغون شاه مغول اینچنین آوردهاند:
سعدالدوله با ارغون قرار گذاشت که کعبه را بتکده سازد و مردم را بر پرستش بتان الزام کند و بدین اندیشه برای یهودیان عرب نامه نوشت و از آنها در مورد فرستادن سپاه مغول در آن دیار استفسار کرد.19
و با توجه به نفوذ و تأثیری که او در ارغون شاه داشت،20 به یقین اگر عمرش کفاف میداد او این کار را انجام میداد، غافل از این که این خانه خدایی دارد لبالرمرصاد. طبیعی است که نقش یهودیان ایران در حمایت از برنامههای او و یا ایستادگی در برابر عقایدش چیزی است که باید به وسیله یهودیان ایران و با سند و مدرک روشن شود. این شخص همان است که مقبرهای باشکوه برای استر و مردخای در همدان بنا نموده است و در سال 1971، همزمان با جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی به دست الیاس یاسی گبای بازسازی اساسی شده است.21 علاقه او به این دو شخصیت باستانی، ادعای وجود استر و مردخایها را در هر عصری تقویت میکند.
یکی دیگر از نقاط تلاقی یهودیان با ملت ایران در تاریخ صفوی به صورت ماجرای قانون محدودیت یهود در ایران بود که پس از ارتداد سران یهود اصفهان و اعدام آنها، به صورت جدی در زمان شاه عباس مطرح شده و همان زمان در 9 ماده به یهودیها ابلاغ و اجرا شد. مفاد این لایحه در کتاب صهیونیزم بینالملل اینچنین آورده شده است:
یهودی اگر مسلمان شد، حق بازگشت به کیش خود را ندارد، اگر مسلمان با یهودی محاکمه داشت بر طبق قانون اسلام با او رفتار شود، یهودیها حق ندارند در کشور ایران مراکز تبلیغی مانند کنیسه بسازند، یهودیهای ایران در محله و کوی مخصوص به خود زندگی کنند، منازل مسکونی یهودیها از خانه مسلمانان بلندتر نباشد، یهودی نباید به سبک و شکل مسلمان لباس بپوشد، یک نوار زرد رنگ کوچک در جلو لباس خود بدوزند تا از دیگران مشخص باشند، اگر یهودی مسلمان شد، قانون محدودیت در حق او ملغا و احترامش از هر جهت محفوظ خواهد شد، مسلمانان همیشه در حال بیدار باش با یهود زندگی کنند.22
در عصر شاه عباس دوم نیز به خاطر توطئههای مکرر از طرف برخی یهودیان موادی بر آن اضافه شد. این مواد بدین شرح است:
هر کس از افراد یهودی اگر مسلمان شد، وارث کلیه اموال اقوام یهودی خود خواهد بود، افراد یهودی که در حمایت دولت اسلامی هستند، چنانچه مسلمان نمیشوند باید جزیه بپردازند، یهودی حق ندارد، ذبیحه خود را در بازار مسلمانان بفروشد، در جامعه مسلمانان یهودی حق ندارد، مسلح بیرون آید، یهودی آشکارا حق نوشیدن شراب را ندارد، در مجامع مذهبی و مساجد یهودی صدا به آواز و مرافعه بلند نکند، اگر یهودی به یکی از مقدسات مذهبی اسلام اهانت کند، طبق قانون اسلام با او رفتار شود، هر فرد یهودی چنانچه مسلمان شود از قانون محدودیت معاف است و به افراد تازهمسلمان، به مردان مبلغ 400 فرانک سکه طلا و به زنان 300 سکه طلا از خزانه دولت به عنوان پاداش داده خواهد شد.23
پس از اجرای این قانون در سالهای بعدی، یهودیان در تنگنای شدیدی گرفتار شدند که البته بعدها، در زمان نادرشاه که سیاست او بر پایه مدارای مذهبی قرار داشت، وضع فرهنگی یهودیان مقداری رونق گرفت.
کاشان مرکز روحانی و فرهنگی یهودیان شد. از فلسطین حاخامهایی برای آموزش علوم دینی به کاشان وارد شدند. نادرشاه دستور داد تا زبور داوود را به فارسی ترجمه کنند (1095ه.ق).24
و پس از روی کار آمدن قاجار ایجاد ارتباط قوی با همکیشان خارجی خود و دشمنان قسم خورده این آب و خاک، موضعی است که به حد کافی روشن نشده است. این اقدامات با تأسیس مؤسسه آلیانس در سال 1898م تأمین آغاز شد. فعالیتهای این مؤسسه در جهت غارت و چپاول ثروت کیان ایرانزمین و جاسوسی سازمان یافته از شؤون فرهنگی سیاسی و اجتماعی ایرانیان و... بود که خود مقولهای مستقل است و اسناد تاریخی نیز به روشنی مؤید آن میباشد، ولی میزان دخالت یهودیان ساکن ایران در برنامههای آن و حوزههای همکاری با آن مواردی است که تعیین آنها برعهده یهودیان ایران است.
و بالأخره نقطه عطف دیگر تاریخ حیات قوم یهود در ایران، تشکیل انجمنی مهم به نام صیونیت در سال 1918م میباشد. هر چند که این مسأله به موضوع بعدی (صهیونیسم و یهودیت) مربوط میشود اما به دلیل تاریخی بودن آن در اینجا طرح میشود. واقعیت آن است که در جریان تأسیس مدارس آلیانس و انجمن صیونیت سیر یهودیدوستی در بین درباریان و کارگزاران دول وقت چنان سرعت میگیرد که اگر ناصرالدین شاه قاجار خطاب به آدولف کرمیو با افتخار میگوید:
این (میرزا حسنخان سپهسالار صدراعظم) حامی یهودیان است و این کار (تأسیس مدارس یهودی آلیانس در ایران) را مانند کار خودش میداند، او به قدری دوست یهودیان است که مسلمانان به وی کینه پیدا کردهاند...
و صدراعظم با تبسمی تعظیم میکند،25 در اواخر دوران قاجار و در دوران پهلوی وضع به گونهای میشود که بسیاری از رجال سیاسی ایران طرفدار صهیونیست بودهاند.26
در این دوران سیاه و نکبتبار برای مردم ایران بود که یهودیان با اینکه یک چهارصدم جمعیت ایران بودهاند27، روزنامه اسرائیلی جزوزالم در سال 1320ش وضعیت اقتصادی آنها را به این شرح اعلام میکند:
طبق اظهارات دکتر موس برال (نماینده مجلس شورای ملی) در دیدار از اسرائیل، یهودیان ایران در حدود 70000 نفر هستند که به هیچوجه مورد تعدی قرار نگرفتهاند که 10 نفر میلیونر و هزار نفر ثروتمند درجه یک و 5000 نفر یهودی ثروتمند وجود دارد که همگی بازرگان هستند.28
و این روند پس از 11 سال به گونهای پیش میرود که ساواک در سال 41 گزارش میدهد:
سرمایهداران عمده ایران اکثراً یهودی میباشند29
بنگاههای سرمایه، بورس، دلالبازی، مشروبسازی، مشروبفروشی، عتیقهفروشی، داروسازی، ایجاد بازار سیاه، قاچاقفروشی و... ثروتی هنگفت و سرسامآوری را برای آنها فراهم میآورد که آن را برای رونق هرچه بیشتر اسرائیل به کار میبردند. برای نمونه به این گزارش ساواک توجه کنید:
یهودیان ایرانی در حیفا، ناتانیا، اورشلیم با مبالغ هنگفت مشغول سرمایهگذاری هستند و هیچ یهودی متمکن ایرانی نیست که لااقل یک آپارتمان در اسرائیل خریداری نکرده باشد.30
این اقدامات به گونهای بوده است که حضرت امام نیز در سخنرانیهای خود به آن اشاره میکند:
نفت ما را با تانکرهای خودشان با وضع خودشان میرسانند به آنها (اسرائیل)، آنهایی که با همین نفت جنگ میکنند با مسلمین... بهترین زمین ایران دست اسرائیلیهاست بهترین زمین دست این یهودیان اسرائیلی است که آنها کار میکنند باهاش و منافعش را آنها دارند میبرند...31
حمایت یهودیان ایران از اسرائیل به قدری آشکارا انجام میشد که حتی یرواند آبراهامیان نیز آن را پوشیده نگه نداشته است:
یهودیها نیز پس از یک دوره علاقهمندی کوتاهمدت به حزب توده در سالهای جنگ بیشتر به صهیونیزم گرایش پیدا کردند و مهاجرت حدود 50 هزار یهودی به اسرائیل جمعیت کلیمی را از عناصر روشنفکر و پرولتر خالی کرد و اجتماعی اغلب متشکل از بازرگانان کوچک به جای گذاشت.32
تجارت انواع مواد مخدر، مشروبات الکلی، رواج فحشاء، چپاول و انتقال عتیقههای گرانقیمت به اسرائیل و قاچاق کتب خطی33 از مهمترین اقدامات یهودیان در راه غارت اموال سرزمین پارس بود که البته همگی آنها با حمایت تمام عیار دربار و دولتهای سرسپرده وقت انجام میپذیرفت.
بالأخره اقدامات مشکوک آنها در آخرین سالهای دوران منحوس پهلوی، با حذف پسوند کلیمی یا کلیمیه از شناسنامه آنها کامل شد. با این که وضع عمومی و جایگاه اجتماعی یهودیان در ایران بسیار خوب بود، حذف این پسوندها چه کمکی به آزادی و دینداری آنها میکرد؟ سؤالی که تا به حال فکر بسیاری را به خود مشغول کرده است. این کار با تصویب لایحه مجازات تبلیغ تبعیض نژادی و با پیشنهاد یوسف کهن، نماینده یهودیان در دوره بیست و چهارم مجلس ملی و رئیس کمیسیون دادگستری مجلس در تاریخ 28/2/1355 انجام شد. طبق این لایحه، کلمات زائد و غیر ضروری که ناشی از اشتباه بوده! و به دنبال نام یا نامخانوادگی اشخاص آمده است، از اسناد سجلی آنها حذف شود؛ چون مذهب امری اکتسابی است نه موروثی34 (که البته این حرف در هر کجا که صادق باشد در مورد یهودیت مصداقی نخواهد داشت).
نیت نهفته در این اقدام هنگامی قابل درک میشود که برای نمونه بدانید بنا به اعتراف خانم هما سرشار (یهودی فراری فعال ضد انقلاب مقیم آمریکا)، او نام پدر خود را با پرداخت رشوه! از میور کلیمی به حیدر حکیمی تبدیل کرد. همانگونه که اشاره شد، این اقدامات با حمایت جدی دربار ایران و دول وقت انجام پذیرفت و شاید علت اصلی این حمایتها نفوذ یهودیان در جایگاههای تصمیمگیری و تصمیمسازی ایران بوده است که البته چهره اصلی غالب این افراد از آنجا که در پشت پرده فعالیت میکنند، مخفی میماند. اصولاً بیجهت نیست که دوران سیاه و نکبتبار پهلوی در منابع یهودی با عنوان عصر طلائی یاد میشود.35
درباره یکی از این افراد یهودی و مخفی مؤثر در تاریخ معاصر اینگونه آوردهاند:
یکی از موثرترین و مشهورترین اینگونه افراد در تاریخ معاصر ایرانزمین محمدعلی فروغی است. فروغی در سه مقطع حساس حیات پهلوی نقش اصلی داشت. او نخستین وزیرالوزراء رضاخان بود که شنل آبی سلطنت را در مراسم تاجگذاری بر دوش او استوار ساخت. سپس در سالهای 1312 ـ 1314 که رضاخان مأموریت یافت تا مهلکترین ضربات را بر فرهنگ ملی ایران وارد سازد و برنامه زیرکن کردن حاکمیت فرهنگی مذهب و اسلامزدایی را با خشونت و سبعیت به اجرا درآورد، باز فروغی نخستوزیر بود و فروغی آخرین رئیسالوزراء رضاخان بود که در لحظات ترس و دلهره دیکتاتور به فریاد او رسید و به خاطر خدمات بزرگش، بقای سلطنت را در خاندان او تضمین کرد و بالأخره به عنوان نخستین نخستوزیر پهلوی دوم تاج شاهی را بر فرق محمدرضا نهاد36.
درباره شهرت یهودیالاصل بودن فروغیها، این ابیات از ملکالشعراء بهار گویاست که در آغاز سلطنت محمدرضا پهلوی سروده است:
شاها کنم از خبث فروغی خبرت
خون میکند این جهود ناکث جگرت.
خطبه شهیو عزل تو را خواهد خواند
زانگونه که خواند از برای پدرت37
و بالاخره در دوران مبارزه خونین مردم انقلابی در سرنگونی رژیم پهلوی و دوران سخت و پرافتخار جنگ تحمیلی، جایگاه و موضع یهودیان ایران در حالهای از ابهام قرار دارد که بهتر است به جای ادعا با ارائه اسناد معتبر نقش خود را در کمک و همدلی با مردم ایران اثبات کنند.
در خاتمه، این فصل ذکر این نکته ضروری است که طرح این سؤالات نه به نیت القای ضدیت قوم یهود نسبت به ایران، بلکه در جهت زدودن اتهامات وارده در سیر تاریخی حضور آنها در ایران است. این کاملاً قابل درک است که در هر قومی افراد خلافکار و جنایتکاری وجود دارند که اقدامات آنها با اعمال اکثریت سازگاری ندارد، ولی آیا اعلام برائت از کارهای شنیع مجرمانه همکیشان برای جلوگیری از به وجود آمدن جو بدبینی امری ضروری نیست؟ به نظر میآید پاسخ به اینگونه سؤالات از طرف اندیشمندان و تاریخپژوهان یهودی به ایجاد جو همدلی و اتحاد ملی کمک شایانی بنماید.
2) ابهامات دینی درباره یهود (تضاد یهود با صهیونیزم):
قبل از پرداختن به این فصل لازم است تا تعریفی او دو کلیدواژه ارائه داده شود. منظور ما از یهودیت آیینی است که به شریعت شفاهی ـ تلمود ـ و تفسیر تورات باور دارند. این اندیشه که به فریسی شهرت پیدا کرده است، اکنون رویکرد غالب یهودی است38 و منظور از صهیونیسم نیز جنبشی است سیاسی و سازمان یافته که به دنبال تأسیس و توسعه دولت مستقل یهودی به مرکزیت قدس میباشد.39
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، مبارزه امام با اسرائیل وارد فاز جدیدی شد که هدف آن ضرورت محو اسرائیل از صحنه روزگار تعریف شد. حساسیت جامعه ایرانی به مسئله چگونگی پیدایش این کشور جعلی و مبانی ایدئولوژیک طرفداران مسیحی و یهودی آن، بحث را به شناخت بیشتر صهیونیسم هدایت کرده و با توجه به سکونت یهودیان در فلسطین اشغالی موضوع تفاوتهای آن با یهودیت پدیدار شد. مجموعه دلایلی را که برای فرق صهیونیزم و یهودیت بیان شده است، میتوان در دو عنوان کلی تفاوت ساختاری و روششناسی خلاصه کرد که البته بیشتر به موضوع کشتار وحشیانه صهیونیستها در ایجاد جو تحکیم و بقای اسرائیل میپردازند.
بهترین و شیواترین بیان این تفاوتها را میتوان در اظهارات حاخامهای مدعی ضد صهیونیستی در نشریه افق بینا40 متعلق به انجمن کلیمیان ایران یافت. ولی از آنجایی که این ادعاها بعضاً دارای تشتت بسیار بوده و از نظم و منطق کافی بهره نمیبرند، سعی شده است تا خارج از تقسیمبندی و عنوان مشخص صرفاً به بیان خود دلایل پرداخته و سپس ابهامات موجود بر آنها مطرح شود.
1-2) غیر یهودی بودن تئودور هرتصل و بیدین بودن او
این ادعا که با مشهورات موجود تاریخی در تضاد میباشد، با اذعان به یهودی بودن هرتصل نیز نقض شده است:
تئودور هرتصل سیاستباز حرفهای و روزنامهنگار یهودی اتریشی...41
به هر حال یهودی بودن هرتصل آنقدر مسجل و محرز است که شاید بتوان گفت این ادعا در حالتی غیر عادی و در مقام نوعی افراطیگری در نفی رابطه با صهیونیزم ایراد شده است، پس بیش از این به آن نمیپردازیم. به نظر میرسد این عبارت ذیل از هرتصل گویای همه چیز باشد:
فلسطین، خاک مقدس موعود ما، این خانه خدا، معبدمان است. (هرتصل در اطلاعیه یهودیان اهل چارلستون)42.
2-2) در تضاد بودن جنایات اسرائیل علیه سایر ملتها بالأخص فلسطینیان با آموزههای تورات و دین موسی
اگر بپذیریم که منظور از دین حضرت موسی و تورات، همان کلمات وحیانی است که از طرف خداوند نازل شده است، بدیهی است که پیامبر گرامی خداوند متعال هرگز پیامآور نافرمانی الهی و کشتار بیگناهان نخواهد بود، ولی اگر معتقد باشیم این تورات چندین بار بازنویسی و تحریف شده و طبق میل و هوا و هوس حاخامهای یهودی نگارش شده است، آیاتی در تورات و تلمود هست که دقیقاً خلاف این ادعا را بیان میکند. بلکه اعمال جنایتکارانه آنها دقیقاً هم در کیفیت و هم در کمیت، مطابق اینگونه فرامین و آموزههای عهد عتیق و تلمود بوده است. در ذیل به برخی از این آیات اشاره میشود.
1. فرمان موسی بر قتلعام فرزندان ذکور از اطفال و زنان بیوه: و بنیاسرائیل زنان مدین و اطفال ایشان را به اسیری بردند و جمیع بهائم و جمیع مواشی ایشان و همه املاک ایشان را غارت کردند... و تمامی شهرها و مساکن و قلعههای ایشان را به آتش سوزانیدند... و تمامی غنیمت و جمیع غارات را از انسان و بهایم گرفتند... موسی بر رؤسای لشکر... غضبناک شد و موسی به ایشان گفت: آیا همه زنان را زنده نگه داشتید؟... پس الان هر ذکوری از اطفال را بکشید... و زنان را کشته و دختران را برای خود بردارید.43
2. قتلعام تمامی آهالی و مردم عوج به فرمان یهوه: هر شهر را با مردان و زنان... و یهوه خدای ما او را به دست ما تسلیم نموده، او را با پسرانش و جمیع قومش زدیم و تمامی شهرهای او را در آن وقت گرفته، مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کردیم که یکی را باقی نگذاشتیم... و اطفال هلاک کردیم و تمام بهایم و غنیمت شهرها را برای خود به غارت بردیم44
3. فرمان یهوه بر قتلعام و عدم ترحم: و چون یهوه خدایت ایشان را به دست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب نمایی آنگاه ایشان را بالکل هلاک کن و با ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما.45
4. سوزانیدن شهر با هر چه که داخل آن هست: و شهر را با آنچه در آن بود، به آتش سوزانیدند.46 یا یوشع خطاب به بنیاسرائیل: و چون شهر را گرفته باشید، پس شهر را به آتش بسوزانید.47
5. امر یوشع نبی به قتلعام هر ذینفس: یوشع... ایشان و همه ذینفوس را که در آن بود هلاک کرد و کسی را باقی نگذاشت.48 یا... پساندو [شهر] و همه کسانی را که در آن بودند به دم شمشیر کشت و کسی را باقی نگذاشت.49
6. قتلعام مردم آزاد و شهرهای آزاد: و مردان اسرائیل بر بنیبنیامین برگشته ایشان را به دم شمشیر کشتند یعنی تمام اهل شهر و بهائم و هرچه را که یافتند، و همچنین همه شهرهایی که به آنها رسیدند، به آتش سوزانیدند.50
7. کشتار جمیع مایملک: پس الان برو و عمالیق را شکست داده جمیع مایملک ایشان را بالکل نابود ساز و بر ایشان شفقت منما بلکه مرد و زن و طفل و شیرخواره و گاو و گوسفند و شتر و الاغ را بکش.51
8. انقطاع نسل: در عقب او از شهر بگذرید و هلاک سازید و چشمان شما شفقت نکند و ترحم منماید. پیران و جوانان و دختران و اطفال و زنان را تماماً به قتل رسانید.52 یا...«سامره» متحمل گناه خود خواهد شد زیرا به خدای خود فتنه انگیخته است. ایشان به شمشیر خواهند افتاد و اطفال ایشان خرد و زنان حامله ایشان شکم دریده خواهند شد.53
9. خرابی آبادیها و چشمهها و قطع درختان: اسرائیلیان شهرها را منهدم ساختند و بر هر قطعه زمین هر کس سنگ خود را انداخته، آن را پر کردند و تمام چشمههای آب آن را مسدود ساختند و تمام درختان خوب را قطع کردند...54 یا بنی دان که قومی از اسرائیل است و برای خود دنبال سرزمینی هستند که در آن زندگی کنند شهری به نام لایش را در سرزمینی خوش آب و هوا پیدا میکنند که مردمانی آرام و قابل اطمینان و با فرهنگ در آن زندگی میکنند... بلایش بر قومی که آرام و مطمئن بودند برآمدند و ایشان را به دم شمشیر کشته شهر را به آتش سوزانیدند... پس شهر را بنا کرده در آن ساکن شدند و آن را به اسم پدر خود «دان» که برای اسرائیل زاییده شد «دان» نامیدند.55
با سیری کوتاه در آیات عهد عتیق به سادگی درخواهید یافت که هر جا مسأله جنگ با سایر ملل و پیروزی مطرح شده است، دستورات و فرامینی نیز دال بر قتلعام زنان و کودکان و حتی حیوانات از طرف یهوه و یا رسولانش آمده است. آیاتی از ارمیا را مؤید این ادعاست:
تو برای من کوپال و اسلحه جنگ هستی. پس از تو امتها را خرد خواهم ساخت و از تو ممالک را هلاک خواهم نمود و از تو اسب و سوارش را خرد خواهم ساخت و از تو ارابه و سوارش را خرد خواهم ساخت و از تو مرد و زن را خُرد خواهم ساخت و از تو پیر و طفل را خرد خواهم ساخت و از تو جوان و دوشیزه را خرد خواهم ساخت و از تو شبان و گلهاش را خرد خواهم ساخت و از تو حاکمان و والیان را خرد خواهم ساخت.56
با توجه به این آیات، باید دید که شعار (همنوعت را مثل خودت دوست بدار) چه جایگاهی را بین پیروان عهد عتیق دارد. آیا منظور از همنوع تفسیری نژادی و قومی است و یا اینکه همه انسانها را همنوع خود میدانند که اگر اینچنین است تفسیر موجود در تلمود که منظور از همنوع را یهودی دانسته و غیر یهود را گوییم (حیوان) میدانند57، چگونه قابل توجیه است؟
در پایان با توجه به این آیات باید اعتراف کرد که اگر بپذیریم یهودیان با صهیونیستها فرق اساسی دارند باید اعتراف کرد که ارزشها و هنجارها و در کل فرهنگ یهودیان صهیونیست به آموزههای عهد عتیق و تلمود نزدیکتر است تا یهودیان غیر صهیونیست.
3-2) امر خداوند به پراکنده شدن یهود است نه تمرکز و توطن در یک مکان:
این ادعا بدین صورت مطرح میشود: اراده خداوند چنین است که ما یهودیان در سراسر دنیا و در بین کشورها پراکنده باشیم.58 از آنجایی که این ادعا دینیترین و بر همین اساس قویترین استدلال در تفریق یهود و صهیونیزم است، لازم است کمی دقیقتر به این مسأله بپردازیم. جوابهای مختلفی را در برابر این دلیل شایع است که به ترتیب ذکر میشود:
1. اگر بخواهیم از طرف یهودیان اسرائیلی به این سؤال پاسخ دهیم که طبق مبانی یهودیان هم باشد باید به جایگاه والای حاخامها در میان قوم یهود بپردازیم. در فقه تلمودی و همچنین در کتاب قباله یا کابالا جایگاه این گروه ممتاز به خوبی مشخص شده است و نسبتی که بین آنها و حکم خداوند و حتی خود خدا برقرار شده است جداً اعجابانگیز و قابل توجه جدی است. در ذیل آیات را به ترتیب ارتقای درجه حاخامها میآوریم.
خداوند با خطوط سیمای یهودیان، خود را بر روی زمین آشکار میسازد؛ یهودی خدای زندهای است در کالبد انسان؛ او (یهودی) الوهیت جهان است؛ دستورات خاخامها را بایستی مافوق احکام پیامبران در نظر گرفت؛ دستور حاخامها، سخنان خدای حی است؛ حکمی که حاخامها صادر کنند برای خدا قانون محسوب میشود؛ تمام حاخامها خدا خواهند شد؛ حاخامها صاحب و اختیاردار حکمرانی خداوند در زمنی هستند، خداوند مجبور به برآوردن و تدارک خواستههای آنان است؛ ساحری بسیار خطرناک است. میتوان بر خدا سایه افکند. به رغم آن، حاخام کانینا از انجام آن ابا نکرد. این برای آن بود که او از خدا برتر و بالاتر بود.59
حال در جواب این دلیل گفته میشود که سلّمنا اراده خدای یهود بر زیست پراکنده یهودیان است ولی در مقابل، فتاوای بسیار زیادی از خاخامهای یهودی در طول قرون متمادی در دست هست که امر به ایجاد کشوری مستقل و پهناور کردهاند که مرزهایش طبق تورات همه گیتی را در بر میگیرد60 و مخالفت با حکم آنها هم جزایی جز مرگ و نکبت ندارد، پس طبق آموزههای تلمود حکم آنها را مقدم بر حکم خدا میشود.
2. همچنین ممکن است گفته شود که این ادعا برای زمانی بوده است که یهودیان قدرت ایجاد کشوری مستقل را نداشته باشند ـ در حقیقت حکمی تاکتیکی است ـ در حالیکه اصل در مکتب یهود به برقراری حکومتی مستقل به پهنای نیل تا فرات است، مؤید این ادعا آن دعای پس از نمازهای سهگانه یومیه است که در آن سه مرتبه اورشلیم را میخوانند «سال بعد اورشلیم». در اینباره در نشریه بینا اینگونه آمده است:
در متن دعاهای روزانه کلیمیان که سه نوبت در روز خوانده میشود، همواره تقدیس اورشلیم اهمیتی درخور داشته است... در ایمان یهودیان تجدید بنای خانه خدا، بیتالمقدس (بخوانید هیکل سلیمان) نشانه حرکت انسان به سوی معنویت و انتظار عدالت مطلق است.61
در این مورد در کتاب (بیداری من) نیز اینگونه آمده است:
یهودیها در میهنپرستی افراط میکنند، زیرا آنان به مادر مستعار خود علاقه دارند و به توسعه روزافزون آن مغرورند. روی این جهت است که جملههای سال بعد اورشلیم و از نیل تا فرات مرز کشور یهودیه است و از مرزهای عراق تا کشور سوئیس خاک کشور یهودیه است و مانند این عبارات را شعار میدهند.62
اصولاً بحث مالکیت اورشلیم برای یهود از طرف خداوند در کتاب مقدس، یک واقعیت غیر قابل انکاری برای همه است پس طبیعی است که تصاحب آن را حق مذهبی و الهی خود دانسته و آن را سرلوحه برنامههای خود قرار دهند. در این مورد دایرهالمعارف بریتانیا چنین مینویسد:
پیشبینیهای پیغمبران آن که تا امروز بنیان عقاید جهود مبتنی بر آن است، اصولاً جنبه سیاسی توام با جنبه مذهبی داشته است، به این معنی که همیشه در فکر تجدید حکومت آل اسرائیل و ساختمان معبد جهود و ایجاد تخت و تاج داود و سلطنت بازماندگان را سرلوحه آمال و آرزوهای دیرینه خویش قرار دادهاند.63
3. در اصل نه تنها مالکیت اورشلیم، بلکه مالکیت کل جهان برای آنهاست: «و چون یهود با عزت الهیه مساوی هست، بنابراین تمام دنیا و هر چه در اوست ملک آنها میباشد و حق دارند که بر آن تسلط کامل یابند».64 حال واقعاً معقول است که تصور کنیم قومی مثل یهود با آن سابقه تاریخی از حق الهی خویش بگذرد؟
4. و در پایان این اندرز تلمود را در کنار دیگر گزارهها بگذاریم که در آن میزان ارزش و تقدس خاک سرزمین اسرائیل بدون هیچ قیدی بیان شده است:
کسی که چهار ذراع در سرزمین اسرائیل راه برود، مطمئناً از فرزندان جهان آینده (آخرت) میباشد.65
4-2) بنا نهاده شدن صهیونیزم بر پایه نژادپرستی است و نه احترام به همنوع برخلاف یهودیت
در باب نژادپرستی صهیونیستها هیچ شبههای وجود ندارد، ولی متأسفانه در عهد عتیق و تلمود مواردی است که این شائبه را ایجاد میکند که این رفتار غیر انسانی ریشه در آموزههای دینی یهودیت دارد. این آیات که تعداد آنها معدود هم نیست همگی در این موضع مشترکاند که یهودیان را نژاد برتر معرفی کنند و به تبع آن اقوام دیگر را دارای نژادی پست بنامد.
1. آیاتی که در باب برتری این قوم و برگزیده بودن آن آمده است: و خداوند میگوید اما عهد من با ایشان این است که روح من که بر توست و کلام من که در دهان تو گذاشتهام از دهان تو و از دهان ذریه تو و از دهان ذریت ذریت تو دور نخواهد شد. خداوند میگوید از الان تا ابد الآباد66.... من گفتم که شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی.67... زیرا که تو برای یهوه خدایت قوم مقدس هستی. یهوه خدایت تو را برگزیده است تا از جمیع قومهایی که بر روی زمیناند، قوم مخصوص برای خود او باشی.68... و اکنون آواز مرا فیالحقیقه بشنوید و عهد مرا نگاه دارید، همانا خزانه خاص من از جمیع قومها خواهید بود. زیرا که تمامی جهان از آن من است و شما برای من مملکت کهنه (کاهنان) و امت مقدس خواهید بود...69
2. آیاتی که در مورد وصف درجه و منزلت سایر ملل و اقوام آمده است:... هیچ میته نخورید، به غریبی که درون دروازههای تو میباشد، بده تا بخورد یا به اجنبی بفروش، زیرا تو برای یهوه خدایت قوم مقدس هستی.70... به طرف راست و چپ منتشر خواهی شد و ذریت تو امتها را تصرف خواهند نمود...71
3. جملات ذیل نیز از تلمود نقل شده است که با توجه به محتوای آنها، ضروری است در صورت دروغ بودنشان مورد تکذیب قرار گیرند: احکام صادره در مورد خودداری از دزدی و غارت مال دیگران فقط در مقابل یهودیان صادق است. جان و مال سایر ملل حلال است؛ شریعت یهودی زنا را بر مردان حرام اعلام کرده است.
این فرمان فقط در مورد زنان یهودی است. عرض و ناموس غیر یهودیان بر یهودیان حلال است؛ در باراتون گفته شده است: نطفه غیر یهودیها، نطفه حیوان است؛ برای پی بردن به اثر درمانکننده و یا مرگآور یک دارو، آزمایش آن بر روی فرد غیر یهودی توسط پزشک یهودی مجاز است؛72 فقط به یهودیان میشود به چشم انسان نگاه کرد. خارج از یهودیان همگی حیوان هستند.73 و شاید به خاطر وحشتناک بودن این آیات است که رعایت پنهانکاری عقائد و اعمال برای مؤمنان به این آیات به صورت یک اصل استراتژیک و حیاتی توصیه شده است: بازگو کردن اصول و آداب و قواعدمان به بیگانگان و غیر یهودیان، مساوی با قتلعام یهودیان است. در صورت اطلاع و آگاهی غیر یهودیان از نحوه رفتار و طرز تفکر ما در مورد خودشان، برای مسلط شدن بر ما از هیچ چیزی فروگذار نخواهند بود.74
3) صهیونیزم و سکولاریسم
میتوان برای تحلیل این مورد نگاهی به نظرات بنیادین تشکیل دولت اسرائیل و نیز محتوای آموزشی آن بیندازیم. اسرائیل را میتوان مظهر تلاقی و هماهنگی مطلق و کامل دین و دولت نامید به طوری که حتی مظهر دموکراسی ظاهری آنجا نیز اسم و ساختار مقدس مذهبی دارد (کنشت) تا هم نوعی معبد و عبادتگاه تلقی شده و هم کار نمایندگی را عبادت بدانند. نویسنده کتاب مبانی فراماسونری در نقد این ایده به مواردی از ساختار دولت اسرائیل اشاره دارد که به وسیله آن، دینی بودن و نه سکولاریستی بودن صهیونیزم را ادعا میکند:
1. قوانین و احکام دینی، در تمامی مؤسسههای ملی، کشوری و لشکری به دقت به مورد اجرا گذاشته میشود. از قبیل نخوردن گوشت خوک و خوردن نان فطیر و نخوردن شیر به همراه غذا و...
2. محققاً در هر محله جدیدالاحداث در هر بیمارستان و در هر کوی و برزنی، یک معبد یا یک کنشت ساخته میشود.
3. رهبران مذهبی در مراسم افتتاح مجلس کنشتها، مراسم ملی، مراسم تحلیف مجلس و ارتش با لباس رسمی در صدر مجلس قرار میگیرند.
4. و در کل با دقت و تیزبینی خاصی و بدون کوچکترین اهمال، دستورات و احکام و فرامین تورات در تمامی نقاط اسرائیل اجرا میشود و نتیجه این که اسرائیل بر پایههای دین یهود ساخته شده است.75
4) نتیجهگیری
در پایان باز هم تأکید میشود که این مقاله نه بر مقام قضاوت بلکه از باب جمعآوری ایرادات و ابهامات موجود در رفتار تاریخی و عقیدتی یهودیان و کمک به برطرف شدن این مسائل به گونهای علمی است. با توجه به فعالیتهای روزافزون صهیونیستها خصوصاً پس از شکست مفتضحانه در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه و سوءاستفاده آنها از یهودیت برای نجات یا به تأخیر انداختن روند رو به زوال خود و دولت جعلیشان اسرائیل، لازم است که یهودیان ایران نیز با استفاده از فرصت به دست آمده سعی بلیغ خود را پررنگ کردن هر چه بیشتر مرز میان خود و آنها انجام دهند که به یقین این هم به صلاح کشور و هم به صلاح اقلیت مذهبی داخل کشور و آینده آنها بلأخص کلیمیان در تحکیم روابط خود با آحاد ملت مسلمان و انقلابی ایران خواهد بود. شعار اتحاد ملی در کشور ما دارای عمق استراتژیک بوده و نباید اجازه داد که در این سالهای حساس و مهم کنونی که انقلاب اسلامی به سوی شکوفایی و بالندگی پیش میرود، دچار کوچکترین خدشه شود.
جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر به حق، تنها منادی افتراق بین یهودیت و صهیونیزم بوده و این را نه شعار تاکتیکی، بلکه با الهام از فرامین اسلامی و رهنمونهای معمار کبیر انقلاب به صورت راهبردی در همه دورههای خود هم در عرصه داخلی و هم در عرصه سیاست خارجی دنبال کرده است. با این حال، به نظر میآید جامعه یهودی کشور که تا به حال در پیشبرد این راه همکاریهای لازم را داشتهاند، با توجه به حساسیت ایجاد شده در داخل و خارج از کشور، به فعالیتهای علمی و پژوهشی خود افزوده و در جوابگویی به ابهامات موجود در جامعه اهمال نورزیده و خود را از دام عنکبوتی که صهیونیستها برای آنها تنیدهاند برهانند که تاریخ نشان داده است ایران اسلامی همچون دژ مستحکم و امنی برای ملل و اقوام تحت ستمدیده جهان بوده و خواهد بود. عاقلانه نیست که این پایگاه چند هزار ساله به خاطر منافع چند صهیونیست جنایتکار و کودککش به خطر بیفتد.