محمد حسنلو ـ Mhasanlo@Gmail
بعد از تحولاتی که در تونس علیه دیکتاتوری این کشور رخ داد، موجی از اعتراضات مردمی در برخی از کشورهای آفریقایی و عربی به راه افتاد که این اعتراضها در مصر علیه دیکتاتور این کشور یعنی حسنی مبارک شدیدتر از دیگر کشورها شد. در این اعتراضات آمریکا و اسرائیل نهایت تلاش خود را انجام دادند تا به نحوی مردم مسلمان این کشورها نتوانند امور و سرنوشت خود را در دست بگیرند و در مراحل مختلف انقلابهای مردم عرب به شکلهای متفاوتی سعی کردند این حرکتها را به نفع خودشان مصادره کنند یعنی اینکه تا جای ممکن از دیکتاتورها حمایت کردند و وقتی دیدند کاری نمیتوانند برای مهرههای سوخته خود کنند سعی کردند به نوعی روند انقلاب مردم مسلمان منطقه را منحرف کنند که نمونه آن غیر اسلامی اعلام کردن این انقلابها بود که متاسفانه در رسانههای داخلی نیز انعکاس ویژهای داشت. حرکتها و خیزشهای مردمی جهان عرب با خودسوزی یک دستفروش تونسی در اعتراض به وضع اقتصادی کشورش شروع و به سرعت پیش رفت و همین تسریع بهانهای به دست رسانههای غربی داد تا این حرکتها را نوعی حرکت احزاب سیاسی دموکراتیک و بازی قدرتها قمداد کنند.
بعضی از رسانهها تا لحظه آخر از مبارک و امثالهم دفاع و حمایت کردند ولی وقتی با ریشه خشکیدهای در مقابل سیل خروشان ملتهای مسلمان روبرو شدند شروع به جنجال رسانهای کردند که بعد از دیکتاتورها مثلا نظامهای دموکراتیک تشکیل خواهد شد. در داخل کشور بعضی از سایتهای خبری جمهوری اسلامی با وجود پیام رهبر انقلاب مبنی بر بیداری اسلامی منطقه خاورمیانه نوشتند که تعبیر انقلاب اسلامی برای اعتراض مردم عرب نادرست است. به نوشته این سایتها آنچه در مصر و تونس و... میگذرد نشانه خستگی مردم این کشورها از استبداد و دیکتاتوری و فساد و فقر است! مردم این کشورها میدانند چه نمیخواهند اما نمیدانند چه میخواهند و این مهمترین مانع در مسیر تبدیل این حرکتها به انقلاب و نظام اسلامی در این کشورهاست! در این میان برخی مسئولین جمهوری اسلامی نیز در این زمینه تا حدودی کم کاری کردند.
خطاب به رسانههای داخلی و خارجی که روی طبل لائیک بودن حرکتهای مردمی جهان عرب میکوبند باید این مطلب را یادآوری کرد که درست است سبزیفروش تونس در اعتراض به وضعیت معیشتی خودش را آتش زد ولی همیشه یک بشکه باروت با یک جرقه منفجر میشود و تاریخ ثابت کرده که همیشه مردم رژیمهایی را سرنگون کردهاند که عقاید آنها را تحقیر کرده است.
در واقع مردم با مقایسه وضع زندگی و آزادی بیان و با مشاهده خیانتهای سران خود به جهان اسلام به خصوص در مسئله فلسطین مطالبات جدیدی را پیدا کردند که همان تاسیس یک نظام براساس عقاید و اندیشههای اکثریت مردم است. به طور حتم اگر ترس از اسلام و نظامهای اسلامی نباشد رسانههای غربی این همه روی ایران و انزوای نظام اسلامی حاکم بر آن پافشاری نمیکردند. آنها از این مسئله میترسند که اسلام ناب محمدی که هماکنون در ایران ساری و جاری است به کشورهای عربی منطقه صادر شود که این مساوی با خارج شدن حساسترین منطقه استراتژیک جهان یعنی خاورمیانه و منابع عظیمش از دست صاحبان قدرت و پول آمریکا و به خطر افتادن فرزند نامشروع آنها اسرائیل خواهد بود. ترس از انقلاب اسلامی و صدور آن به مسلمانان آزاده کشورهای عربی سبب شد عروسکی به نام صدام حسین را در یک جنگ تحمیلی کوک کنند و بعد از آن در حوادث اخیر فتنهای راه بیاندازند تا مبادا نظام اسلامی به کشورهای دیگر هم برسد. مسلمانانی که وقتی در عراق و لبنان و سوریه با آنان به گفتگو مینشینی میگویند رهبر شما خوب در مقابل فتنه آمریکا و اسراییل ایستاد. این مسلمانان ناخودآگاه از خویش میپرسند چرا رسانههای الجزیره و امثال آن در کشورهای ما حوادث پس از انتخابات ایران را تقبیح میکنند در حالی که در کشورهای ما داشتن حتی یک روزنامه مخالف هم جرم است. وقتی قیام مردم مصر به نتیجه میرسد بیبیسی فارسی تنها کاری که میتواند برای جلوگیری از اتحاد و ارتباط مسلمانان جهان با نظام اسلامی ایران به رهبری حضرت آیتالله خامنهای کند نقل خبری از یک سایت جعلی منتسب به اخوالالمسلمین است که گفتهاند این یک انقلاب اسلامی نیست و مردمی است. کسانی که میگویند این تحولات و حرکتها توطئه پیش ساخته غرب برای هدر دادن انرژی انباشته مردم عرب در قالب اعتراضهایی کور است بدانند که وقتی رسانههای معتبر جهان و مفسران قدرتمند این رسانهها در تحلیل حرکتهای عربهای مسلمان صدگونه راهحل برای خاموش کردن و راهحلهای سیاسی و عوض کردن این و آن ارائه میکنند نمیتوان برای آن چیزی جز اراده و خواسته الهی برای ظهور ارزش واقعی اسلام خطاب کرد.
ظهور جنبشهای اسلامگرا در خاورمیانه در طول قرن بیستم و به ویژه مصر (همچون جنبش اخوانالمسلمین) نشاندهنده انگیزههای قومی دینی در نزد رهبران این جنبشها و نیز عامه مردم منطقه است. به عبارتی، اسلامخواهی و اجرای آموزهها و احکام شریعت، همواره خواست عمومی مردم مسلمان منطقه بوده و البته اسلامگرایان هیچگاه موفق به تحقق این هدف متعالی نشدهاند. اگر به بیانات مقام معظم رهبری با دقت و بصیرت توجه داشته باشیم، میبینیم که تحلیل این بزرگوار سالمترین و هادیترین تحلیل است؛ مقام معظم رهبری رویداد سیاسی تونس و مصر را موجی برخاسته از بیداری اسلامی عنوان و با اشاره به تحلیلهای جهانی درباره حوادث تونس و مصر، خاطرنشان میفرمایند: «در این تحلیلها سعی میکنند عامل اصلی این قیامها نادیده گرفته شود و اشاره به مسایل اقتصادی و غیر اقتصادی میکنند که البته این مسایل در حوادث اخیر، مؤثر است اما عامل اصلی این حرکت عظیم مردم در تونس و در اوج آن در مصر احساس تحقیری است که در مردم به خاطر وضعیت سرانشان و نوکری آنها نسبت به آمریکا به وجود آمده است.» مقام معظم رهبری فرمودند: «اینها نمیخواهند بگذارند که انقلاب اسلامی الگو شود.» این موضوع را از اعتراف لسانی مسئولان کاخ سفید بیان کردند که همواره روی دکترین انقلاب اسلامی هراسی، تاکید میورزند و مخصوصاً در ادبیات یکی دو ماه گذشته، آنها همواره مردم آن کشورها را برحذر میداشتند از اینکه نکند در مصر و تونس و سایر کشورهای این چنینی حکومت اسلامی بر سر کار بیاید. این یعنی اینکه انقلاب الهامبخش اسلامی ما را درک کردهاند و طراحیهای زیاد و هزینههای سنگینی هم از درون انقلاب و هم از بیرون انقلاب هزینه کردهاند و خیلی از داشتههای استراتژیک خودشان را در داخل و خارج از کشور خرج کردهاند برای اینکه الهامات و ارزشهای این انقلاب به سمت ملتهای مختلف نشر و سرایت نکند. ترس از انقلابهای اسلامی در قیامهای مردمی جهان عرب آنقدر برای غرب سنگین است که سایت فارسی رژیم صهیونیستی موسوم به همدمی مینویسد: «به دنبال انتقادهای صریح و قاطعانهای که پرزیدنت باراک اوباما در آخرین اظهارات خود از پرزیدنت حسنی مبارک به عمل آورد و عملاً در کنار تظاهرکنندگان قرار گرفت و حکومت مصر را به حال خود رها کرد. اظهارات «ایلی شاکید» سفیر اسبق این رژیم در قاهره، این امر را ثابت میکند: «درست است که الان اخوانالمسلمین در این کشور روی کار نیستند، اما آنها در عرصه مصر حضور دارند، در صورت برگزاری انتخابات سالم در مصر، آنها میتوانند 30 تا 40 درصد کرسیهای پارلمان را از آن خود کنند.»
ترس از اسلامگرایی به صراحت در سخنان و مواضع کارشناسان صهیونیستی موجود است. به همین علت آنها هشدارگونه به آمریکا، چنین میگویند: «این موج به صورت خطرناکی از تونس شروع شده و به نظر میرسد که آمریکا نیز با این وجود از همپیمان خود در مصر دست کشیده است، این امکان وجود دارد که این موج به عربستان سعودی و اردن نیز وارد شود.» عدهای که میگویند این انقلابها اسلامی نیست و دموکراتیک است در خبرها بهتر است صفوف نماز جماعتهای میلیونی تونس و مصر و دیگر کشورها را ببینند و ببینند که چگونه زنان مسلمان بعد از سالها خفقان از دولتها و مسئولین آینده خود میخواهند قانونی تصویب کنند که بتوانند در مدارک شناسایی خود از تصاویر با حجاب اسلامی استفاده کنند. اگر امروز انقلاب بحرین دچار سانسور گورستانی شده و الجزیره، العربیه، انبیسی و بیبیسی به جای تصاویر میادین لوءلوء و التحریر و التغییر تبلیغهای کوکاکولا و نایک پخش میکنند به طور حتم بدانید که بیشتر از چاههای نفت از شعارهای «اللهاکبر»، «لاالهالاالله» و «محمد رسولالله» ترسیدهاند که سختترین سنگ در مقابل شیشه نازک عمر کودک نامشروع صهیونیستی و منافع صاحبان آن در آن طرف دنیا محسوب میشود. کسانی که میگویند این انقلابها زودگذرند، بهتر است منتظر بمانند تا ببینند چگونه در بحرین و یمن و اردن مردم بر خواستههای اسلامی خود پافشاری کرده و حقوق شریعت خود را طلب خواهند کرد.