* احتمال سه برابر شدن یارانهها، این اتفاق را میتوان اتفاقی محتمل دانست؟
** به هر حال دولتیها براساس موقعیت خود و همچنین اهدافی که دارند، وعده میدهند و مردم هم به وعده دادنها عادت دارند. دولت در پرداخت یارانههای فعلی با مشکلاتی دست به گریبان است. ضمناً دولت فرمول کارشناسی شده برای سه برابر شدن یارانهها و چگونگی تامین منابع را اعلام نکرده است بر همین اساس است که باید این ادعا را ادعایی بدانیم که نمیتوانیم جدیاش بگیریم.
* اما سه برابر شدن یارانهها وعدهای است که توسط رئیس دولت داده شده است.
** به هر حال طبیعی است دولت به دنبال این باشد که تا با وعدههای جدید نظر مثبت مردم را به خود جلب کند. به همین دلیل است که خبر از سه برابر شدن یارانهها میدهند و امکان دارد خبرهای خوشحالکنندهتری هم به مردم بدهند.
* از بحث وعده خارج شویم، به لحاظ اقتصادی میتوان یارانهها را سه برابر شده تصور کرد؟
** نه تنها سه برابر بلکه میتوان چندین برابر کرد. مهم این است که تصمیمها، تصمیمهایی نباشد که مردم را گرفتار مشکل کنند. اگر وضعیت مردم و شرایط جامعه نادیده گرفته شود، هر کاری را میتوان به راحتی انجام داد. به عنوان مثال وقتی دولت قرار است پولی را که از مردم گرفته و دوباره به حساب آنها واریز میکند به راحتی میتواند بنزین را لیتری 1000 تومان عرضه کند و به واسطه درآمد بیشتر، مبلغ یارانههای خانوادهها را هم بیشتر کند. یا اینکه با انتشار بدون پشتوانه اسکناس، پول زیادی را به جامعه تزریق کند. البته نباید این مهم را فراموش کرد که این قبیل کارها تورم را به طور خیرهکنندهای بالا میبرد و طبیعی است که گرفتاریها و دغدغههای معیشتی مردم مخصوصا قشر مستضعف را بیش از این میکند که اکنون با آن درگیر هستند. البته یک راه دیگری هم وجود دارد که میتوان به واسطه آن یارانهها را اضافه کرد.
* چه راهی به جز انتشار اسکناس و افزایش قیمت سوخت؟
** اینکه دولت فقط با مالیاتی که از مردم میگیرد، هزینههایش را تامین کند که البته کار دشواری است. اما اگر این امر محقق شود، هر نفر میتواند براساس سهمی که از درآمد نفتی کشور دارد، ماهیانه مبلغی بالغ بر 120 هزار تومان دریافت کند.
* این روش چه منفعتی برای اقتصاد جاری دارد؟
** ببینید! سهم هر نفر از نفت 120 هزار تومان است و یارانهای که در حال حاضر دریافت میکند 45 هزار تومان، این نشان میدهد که به ازای هر شهروند مبلغ 75 هزار تومان در دولت هزینه کشور میشود. به همین دلیل میتوان این پول را به مردم داد و با اخذ مالیات منابع امور دولت را تامین کرد.
* هدفمندی یارانهها دلیل اصلی تورم به وجود آمده است. این ذهنیت افکار عمومی را تا چه حد میتوان براساس واقعیتهای اقتصادی دانست؟
** کنشها و واکنشهای ناشی از پرداخت یارانه نقدی به مردم، نشان میدهد که این طرح تاثیر در گرانی این چند وقت اخیر نداشته است و علت را باید در معلول دیگری جستوجو کرد. تاکید میکنم که باور مردم از تاثیر یارانهها بر روی گرانی، باور غلطی است که نمیتواند فرضیهای علمی در بحث اقتصاد تلقی شود.
* ریشه تورم این روزها را در چه چیزی میبینید؟
** بیانضباطی مالی را باید اصلیترین دلیلی دانست که تورم را افزایش داده است. دولت باید جلوی اتلاف منابع را بگیرد که در غیر این صورت ما شاهد تورمی خواهیم بود که با درآمد مردم همخوانی ندارد و نتیجهاش این شده است که آنها روز به روز محدودیتهای مالی و معیشتی بیشتری را متحمل میشوند.
* بیشتر توضیح میدهید؟
** ببینید! دولت بعضا با کارهایی که پایه و اساس علمی و کارشناسی ندارد، سعی دارد تا قشرهایی از مردم را به سمت خود جلب کند. همین کارها باعث میشود تا منابع جاری دولت بعضا در جاهایی هزینه شوند که ضرورت چندانی ندارند. در این شرایط کاملا طبیعی است که تورم باید جای خالی هزینههای اضافی را در حساب دولت پر کند.
* سئوال این است که دولت چرا بانک مرکزی را از اعلام میزان تورم منع کرده است؟
** این سئوال از جمله سئوالهایی است که پاسخی روشن دارد. شما در حالی به ایجاد محدودیت برای بانک مرکزی اشاره میکنید که دولت فعلی پیش از این با انحلال سازمان برنامه و بودجه و همچنین شورای عالی پول و اعتبار خود را ظاهراً دولتی معرفی کرده بود که دنبال این است تا تصمیماتش مختص به افرادی محدود باشد. پس نباید از دستورالعملی که دولت مبنی بر عدم اعلام نرخ تورم به بانک مرکزی داده است، تعجب کرد.
* شرایط بینالمللی چقدر در شرایط اقتصادی نقشآفرین است؟
** اینکه رابطه ما با کشورهای دیگر چه نوع رابطهای باشد و اینکه چه مناسباتی را با دیگران داشته باشیم، حتما نقش ویژهای در اوضاع اقتصادیمان میگذارد و از این پس هم خواهد گذاشت. این در حالی است که مسئولان به زعم من نتوانستهاند آنطور که باید در این بحث مهم انتظارات را برآورده کند و به همین دلیل هزینههای سنگینی هم تحمیل شده است.
* شرایط اقتصادی در آینده چطور رقم میخورد؟
** قبل از پاسخ دادن به این سئوال باید از شما بپرسم در کوتاهمدت یا بلندمدت؟
* هم کوتاهمدت و هم بلندمدت.
** در کوتاهمدت نگرانیهای زیادی وجود دارد و به نظر نمیرسد که بتوانیم منتظر کاهش مشکلات آن هم به زودی باشیم. به هر حال واقعیتهایی پیش روی ما قرار دارند که نشان میدهند اقتصاد ایران برای رهایی از این وضعیت علاوه بر تلاش و اعمال تغییراتی حیاتی به فاکتور مهمی به نام زمان هم نیاز دارد. همچنین باید گفت که حتما میتوانیم سالهای بعد را طوری ببینیم که اوضاع اقتصادی بهتر از اینی هست که در این سالها تجربه کرده و میکنیم.
* چه چیزی حکم به امیدواری به اقتصادی بهتر میدهد؟
** به دلیل شرایط سنی ایرانیها از سال 94 عرضه نیروی کار کمتر میشود و به همین دلیل نیاز به سرمایهگذاری به مقدار چشمگیری کاهش مییابد. این شرایط نتیجهاش این میشود و در نتیجه دولت بعدی با شرایطی منطقیتر فعالیت کند.
* میتوانید بیشتر توضیح بدهید؟
** حتما، ببینید! وقتی در اثر کم شدن التهابات اجتماعی فضای جامعه فضایی کارشناسیتر باشد در نتیجه دولتی که قرار است جایگزین شود به خوبی میداند که باید منطقمداری و علمگرایی بیشتری از خود به نمایش بگذارد و در راستای همین دانستن تصمیمهایی کارشناسی را برای اداره امور خواهد گرفت و در نتیجه، میتوان به این نتیجه که با وجود نگرانیهایی که واقعیتهای موجود در ما به وجود آوردهاند، باید منتظر روزهایی باشیم که منطقیتر و کارشناسیتر عمل شود.