دکتر جهانگیر کرمی
رییس جمهور روسیه آخرین سخنرانی خود را در "مجمع فدراسیون"، متشکل از نمایندگان شورای فدراسیون (سنای روسیه) و دومای دولتی (پارلمان) ـ که طبق روال معمول هر ساله انجام میشود ـ ارایه کرد. معمولا در چنین سخنرانیهایی، رییس جمهور روسیه به موضوعات مختلفی چون وضع اقتصادی کشور، مسایل توسعه، امنیت داخلی و روابط خارجی میپردازد. اما این بار هم همانند نشست امنیتی مونیخ، پوتین به یکی از موضوعات حساس و امنیتی بینالمللی پرداخت.
1- سخنرانی سالانه پوتین
در سخنرانی امسال محورهای مختلفی مورد بحث قرار گرفت. از عدم شرکت در انتخابات ریاست جمهوری برای بار سوم ـ که به موجب قانون اساسی امکانپذیر نیست ـ تا مسایلی نظیر توسعه پروژههای زیربنایی برای افزایش کارآیی اقتصادی، سرمایهگذاری دولت برای نوسازی فنی اقتصادی، حفظ سیاست مالی اصولی، تغییر کارکردهای صندوق تثبیت (شامل صندوق ذخیره، صندوق تحقق برنامههای اجتماعی و صندوق نسل آینده)، و تبدیل آن به صندوق رفاه ملی، اصلاح سیستم بازنشستگی، و حل مشکلات اجتماعی همگی از محورهای مهم این سخنرانی بود. وی همچنین بر میانهروی در سیاست داخلی و استقلال ملی تأکید کرد و اظهار داشت که در روسیه کسانی هستند که میخواهند اوضاع را به گذشته برگردانند و برخی نیز در نظام داخلی و استقلال سیاسی کشور اخلال وارد میکنند. منظور او از گروه اول، کمونیستها و کسانی است که به فکر احیای شوروی هستند و پوتین در مراسم یلتسین و اظهاراتش در بزرگداشت او بر این نکته تاکید کرد که روسیه وارد مرحله جدیدی شده و از این وضعیت پشیمان نیست. طبعا گروه دوم نیز غربگراها و مخالفان پوتین در تظاهرات روزهای اخیر هستند.
2- خروج از پیمان نیروهای متعارف
اما موضوعی که واکنش و سروصدای بسیاری را به دنبال داشت، اظهارات او مبنی بر خروج از "پیمان تسلیحات متعارف اروپا" بود. پوتین اظهار داشت: "در شرایطی که پیمان ورشو دیگر وجود خارجی ندارد و ناتو حتی در نزدیکی مرزهای روسیه پایگاههای نظامی و دفاع ضدموشکی مستقر کرده است، اما روسیه حتی برای جابجایی نیروهای مسلح در داخل خاک خود نیز محدودیت دارد، من نیز صلاح را بر این میدانم تا زمانی که همه کشورهای عضو ناتو، قرارداد محدودیت سلاحهای متعارف را امضا نکرده و مانند روسیه دقیقا اجرا نکنند، توقف آن را از سوی روسیه اعلام کنم. ما در اجرای این قرارداد، حتی تعداد نیروهای مسلح خود را کاهش داده و در زمان بحران چچن نیز به آن پایبند بودیم، اما شرکای اروپایی ما حتی آنرا تصویب نکردند." پوتین همچنین اشاره کرد که کشورهای اروپایی، توافق استانبول را در سال 1999 که به خروج نیروهای روسیه از گرجستان و پریدنسترویه اشاره داشت، دستاویز قرار دادهاند، در حالی که این سند اصلاً ارتباطی با قرارداد محدودیت متعارف بین اعضای ناتو و ورشو ندارد. او رفتار کشورهای اروپایی را در این مورد چیزی جز فرصتطلبی و منفعتطلبی یکجانبه ندانست. از نظر او چرا باید تنها روسیه در جابجایی نیروهای متعارف خود محدود باشد، اما آیا میتوان تصور کرد که آمریکا نیز برپایه یک قرارداد، از جابجایی ارتش در خاک خود محروم شود.
3- واکنشها
در پاسخ به این اظهارات، هوپ شوفر، دبیرکل ناتو اعلام کرد که پیمان ناتو خواستار توضیح از سوی رییس جمهوری روسیه است. سرگی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز اعلام کرد که خروج روسیه از قرارداد نیروهای متعارف به هیچوجه در توازن نیروها در اروپا تاثیری نخواهد گذاشت چرا که توازن نیروها مدتها است که به سمت کشورهای عضو ناتو سنگین شده و منطق این قرارداد زیر سوال رفته است. او افزود که در عین حال، روسیه عملا تنها کشوری است که با حسن نیت این قرارداد را تصویب و اجرا کرده است، اما حفظ این قرارداد در شرایط موجود مغایر منافع و امنیت ملی روسیه است. میخاییل بارابانوف، کارشناس مرکز تحلیلهای استراتژی و فنی روسیه نیز قرارداد مزبور را ابزاری برای خروج روسیه از اروپا، خلع سلاح و کنترل یکجانبه آن توسط غرب دانسته است.
4- موازنه و تعادل
پیمان نیروهای متعارف در اروپا CFE)) در سال 1990 بین کشورهای عضو پیمان ورشو و ناتو در پاریس منعقد شد که براساس آن، هرگونه نقل و انتقال نیروهای نظامی متعارف در اروپا بدون اجازه سازمان امنیت و همکاری اروپا ممنوع خواهد بود. همچنین براساس این توافق، میزان و شمار نیروها و تسلیحات متعارف این کشورها تعیین شده بود. واقعیت این است که پیمان مزبور نه هیچگاه شکل گرفت (چون تصویب نشد) و نه هیچگاه جدی گرفته شده است. هدف اصلی آن که محدودسازی اقدام نظامی کشورها در داخل و یا نقل و انتقال نظامی در مرز بود، هم از جانب ناتو و هم از سوی روسیه زیر پا گذاشته شده است. نمونه بارز آن، اقدام نظامی ناتو در عملیات کوزو و بدون موافقت شورای امنیت سازمان ملل متحد و روسیه است. در روسیه نیز از سال 1955 به بعد بارها خواستار تجدیدنظر در این پیمان شده و و حی در سند دکترین نظای خود نیز آنرا نادیده گرفتهاند. همچنین در روسیه دو عملیات بزرگ نظامی علیه چچنها صورت گرفته و با وجود اطلاع دادن صوری، در عمل آن پیمان، محدودیتی برای استفاده از نیروهای نظامی ایجاد نکرده است. حتی توافق سازمان امنیت و همکاری اروپا در سال 1999 در استانبول مبنی بر خروج نیروهای نظامی روسیه از گرجستان و پریدنسترویه نیز هنوز کاملا عملی نشده و با وجود برخی اقدامات، روسیه برای خروج کامل نظامیان خود شرطهای مختلفی گذاشته که در عمل به سادگی امکانپذیر نیست. از این رو، به نظر میرسد که این سخنان، بیشتر جنبه داخلی داشته و برای اثرگذاری بر فضای داخل کشور است. البته نمیتوان انکار کرد که سیاست خارجی پوتین به نسبت گذشته، از استقلال عمل بیشتری برخوردار بوده و کمتر میتوان در آن انفعال گذشته را دید. اما اگر این اظهارات را با توجه به شاه بیت سخنان او را از نظر نگارنده (اشاره به اعتدال و عدم بازگشت به دوره شوروی) تحلیل کنیم، به نظر میرسد که هنر پوتین آنست که توانسته میان سیاست داخلی و خارجی، جریانهای گوناگون داخل کشور و کشورهای مختلف جهان نوعی توازن و اعتدال عملگرایانه برقرار کند که لازمه حفظ روسیه و توسعه آن برای آینده است. پوتین با ظرافت خاص و در این چارچوب، میان دو جریان نظامی و غیر نظامی (ایوانف و مدودف) کشور برای آینده روسیه تعادل ایجاد نموده و سعی کرده است که مردم را برای انتخاب میان دغدغه "و نگرش حفظ امنیت کشور" و "اولویت توسعه و نوسازی اقتصادی و فنی" آماده کند. اما نکته جالب این است که آیا بخش از اظهارات پوتین که بر مسایل رقابتی تاکید دارد معمولاً بیشتر از هر جای دیگر در ایران واکنش به دنبال دارد. قبلاً نیز در نشست مونیخ، بخشهایی از سخنان وی بسیار برجسته شد. این در حالی است که چند روز بعد، روسیه نیز در کنار غرب، قطعنامه شورای امنیت را علیه ایران تصویب کرد. در این مورد، نگاه واقعبینانه به ما میگوید که نباید هر اظهارنظر ضد غربی را به منزله احیای دوره جنگ سرد تلقی نکنیم، چون به قول آقای پوتین، "روسیه امروز دوره جدیدی را آغاز کرده... به گذشته بازنمیگردد... و وارد هیچ اتحاد مقدسی نخواهد شد."