تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۳۴۱۰۴
چرا رئیس‌ مجلس خبرگان سخن نمی‌گوید؟

رازهای سکوت هاشمی رفسنجانی


سیده آمنه موسوی
باز هم هاشمی جریان‌ساز شد. اما این‌بار سکوت او بود که حامیان دولت را وادار به موضع‌گیری‌های تند و حملات بی‌امان نسبت به آنچه آنان بی‌تفاوتی رئیس‌ مجمع تشخیص مصلحت نظام درباره هتک حرمت‌های روز عاشورا عنوان می‌کنند، کرد. هاشمی که طی روزهای اخیر کمتر در ملأعام و نشست‌های عمومی حاضر می‌شود چند روز دیرتر از دیگر مسئولان کشور و به وسیله محسن رضایی اقدامات اغتشاشگران در روز عاشورا را محکوم کرد و این اقدام دستاویزی شد تا افرادی که پیش از این موضع‌‌‌گیری‌های او را تخطئه می‌کردند، حال سکوت چند روزه هاشمی را آماج موج جدید حملات خود قرار دهند.
توصیه هاشمی به سکوت
پیش از این برخی چهره‌های شاخص اصولگرا چون محمدرضا باهنر که از فضای تخریبی موجود جامعه به تنگ آمده بود از هاشمی خواستند در موقع غیر ضروری از بیان مواضع خود خودداری کند. نایب رئیس مجلس با عنوان این مطلب که توصیه ما به ایشان (هاشمی) این است که با دقت بیشتری واژه‌ها را انتخاب کنند، اظهار می‌دارد: «الان فضایی وجود دارد که حتی آقای هاشمی اگر جایی از سر دلسوزی بخواهد هشدارهایی را به مسئولان منتقل کند، این دستاویزی می‌شود برای خیلی‌ها که می‌خواهند سوء استفاده کنند. صحبت‌های آقای هاشمی در مشهد هم مستثنی از این تحلیل نبود و توصیه ما هم در این فضا این است که ایشان با دقت بیشتری واژه‌ها را انتخاب و جایی که ضرورت ندارد، کمتر صحبت کنند.»
منتقدان هاشمی معقدند موضع تامل‌برانگیز رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در رابطه با حوادث روز عاشورا در شرایطی اتخاذ شده که به نوشته برخی خبرگزاری‌ها، فائزه هاشمی رفسنجانی، فرزند او، در میان اغتشاشگران در روز عاشورا حضور یافته و به تحریک آنان پرداخته است. بر همین اساس گفته شده است که این موضوع در مواضع رئیس مجمع تشخیص مصلحت تاثیرگذار بوده است. اکبر هاشمی رفسنجانی مردی است که در تاریخ سیاسی پیش و پس از انقلاب، همواره از تاثیرگذاری ویژه‌ای در تصمیمات برخوردار بوده است. طبیعتا به دلیل این جایگاه ویژه، زندگی سیاسی وی نیز با فراز و فرودهایی همراه بوده است.
او که پیش از حوادث عاشورای 88 نیز روزه‌های سکوت بسیاری گرفته است، در سفر به مشهد با شکستن سکوت خود به انتقاد از وضع موجود می‌پردازد و می‌گوید: «ساکت نیستم بلکه شرایط کشور به گونه‌ای است که تحمل اظهارنظر‌ها و انتقادهای سازنده را ندارد و عکس‌العمل‌ها در برابر اظهارنظرها مفسده‌‌برانگیز است.»
وی که معتقد است برداشت‌ها از اظهارنظرهایش به هیچ‌وجه صحیح نیست، مجددا از سخنانش در نماز جمعه 26 تیرماه دفاع کرده و آن را حاصل 50 سال فعالیت سیاسی برمی‌شمرد. هاشمی رفسنجانی با عنوان این مطلب که «من در آن نماز جمعه نگفتم انتخابات درست است یا باطل. گفتم تردید در جامعه حاکم است»، تصریح می‌‌کند: «برخی آمدند و به من گفتند چرا گفتی تردید؟ در صورتی که آن روز میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها ریخته بودند و قاطعانه می‌گفتند در انتخابات تقلب شده است و انتخابات باطل است. اما من قاطعانه نگفتم که تقلب شده ولی گفتم تردید دارم و چطور می‌شود میلیون‌ها نفر به خیابان‌ها بریزند و تردید نکرد.» رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه جامعه‌ای که سه الی چهار میلیون دانشجو دارد، نمی‌تواند با فریب اداره شود، یادآ‌ور می‌شود: «حرفی که من می‌زنم را تندروهای اصولگرا نمی‌پسندند و رای مردم را زینتی می‌دانند.»
ردپای انتقاد از هاشمی پیش از انتخابات
ورود هاشمی به دایره انتقادات حامیان دولت، به تبلیغات دور نهم انتخابات ریاست جمهوری باز می‌گردد؛ آن زمان که احمدی‌نژاد با وعده برخورد با مفسدان اقتصادی و مال‌اندوزان این شائبه را در جامعه ایجاد کرده بود که قرار است با رانت‌های اقتصادی که گفته می‌شود به خانواده هاشمی رفسنجانی تعلق دارد برخورد شود، اما سال‌ها سپری شد و این وعده لباس واقعیت به خود ندید. پس از آن همزمان با تبلیغات دور دهم انتخابات ریاست جمهوری و در کمتر از ده روز مانده به پایان رقابت‌های انتخاباتی، محمود احمدی‌نژاد در مناظره با اصلی‌ترین رقیبش یعنی میرحسین موسوی جملاتی را بر زبان آورد که پس از آن شوک بزرگی به فضای سیاسی ایران وارد شد و هیجان انتخابات به طور گسترده‌تری نمود پیدا کرد.
او در این مناظره، اتهاماتی همچون فساد اقتصادی را به خانواده هاشمی رفسنجانی نسبت داد، وی را بنیان‌گذار اشرافیت خواند و از او به عنوان حامی اصلی موسوی و مانع فعالیت‌های دولت خود یاد کرد. او هاشمی رفسنجانی را متهم کرد در اوایل کار دولت نهم به «پادشاه یکی از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس» پیغام داده است که این دولت به زودی سقوط خواهد کرد. تنها چند ساعت پس از پایان مناظره، این اتهامات با واکنش‌هایی روبه‌رو شد و نزدیکان هاشمی رفسنجانی در روزهای بعد، از پیگیری قضایی اظهارات احمدی‌نژاد خبر دادند.
هاشمی در اعتراض به آنچه «اظهارات عاری از حقیقت و غیر مسئولانه» احمدی‌نژاد خواند، نامه‌ای به رهبر معظم انقلاب نوشت و با ابراز بی‌طرفی در انتخابات کنونی، نوشت که ‌آن مناظره و مقدمه‌چینی‌های قبل و حوادث بعد از آن، «خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک‌های ضد انقلاب در سال‌های اول بعد از انقلاب» را برای او زنده کرده است. ارسال این نامه برای منتقدان هاشمی بسیار گران تمام شد؛ آنها هرگاه مجالی برای انتقاد از هاشمی پیدا می‌کنند با اشاره به انتشار این نامه آن را اقدامی کینه‌توزانه می‌دانند که فضا را به سمت جنجال‌سازی حامیان جنبش سبز سوق داد.
جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی یکی از جریا‌ن‌های حامی دولت است که در بیانیه خود تصریح می‌کند: «فرمان اجرای فتنه بزرگ (اغتشاشات خیابانی) زمانی زده شد که چند روز قبل از انتخابات، یکی از افراد باسابقه در نامه‌ای به رهبری، نظام را به آتش‌فشان‌ها و فضای آتش‌افروزی تهدید کرد. سال 67 هم اینان بودند که در قالب رئیس‌ مجلس، فرمانده سپاه و نخست‌وزیر جام زهر به امام(ره) دادند و خون به دل آن پیر سفر کرده کردند.»
انتقادها ادامه پیدا کرد اما هاشمی رفسنجانی ترجیح داد پس از انتخابات کماکان سکوت پیشه کند تا مبادا به‌زعم خویش، دستاوردهای انقلاب بر باد رود. البته او که همیشه مرد روزهای سخت توصیف شده است، این بار خودش در سختی گرفتار شده بود. سکوت نسبی هاشمی رفسنجانی تا یک ماه بعد از انتخابات ادامه داشت اما حضور او در نماز جمعه بار دیگر منشا تحولات جدیدی در فضای سیاسی کشور شد.
رئیس‌ مجمع تشخیص مصلحت نظام در اولین حضورش در نماز جمعه بعد از انتخابات اعلام کرد که باید اعتماد مردم به جمهوری اسلامی احیا و از زندانیان و آسیب‌دیدگان حوادث اخیر دلجویی شود؛ حرفی که به مذاق بسیاری از حامیان دولت خوش نیامد و موجب انتقاد از مواضع هاشمی شد. او تحت عنوان فراخوان برای وحدت، عملا نشان داد که اختلافات پس از انتخابات در ایران تا چه سطحی دامنه‌دار شده است. زمانی که بحث رسیدگی به تخلفات فرزندان هاشمی مطرح شد برخی گمان می‌کردند که او پادرمیانی کند تا این موضوع در آرامش فیصله یابد اما سکوت هاشمی در برابر اتهامات فرزندانش، همانند سکوت در برابر اتهامات خویش بود. هاشمی که همواره عقلانیت را بر احساسات ترجیح داده، در بحبوحه اتهامات گفت که باید فضای عقلانیت بر کشور حاکم شود تا وحدت حفظ شود.
کار هاشمی سکوت و آشوب بود!
انتقاد از شیوه رفتاری هاشمی در ماه‌های اخیر همچنان ادامه دارد. افرادی چون فدایی، فروزنده و برخی دیگر از چهره‌های شاخص حامی دولت در تشکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، بار دیگر نوک پیکان تیز اعتراض‌های خود را به سوی رئیس‌ مجمع تشخیص مصلحت نظام هدف رفته‌اند. در بیانیه‌ای که به تازگی توسط این جمعیت منتشر شده، آمده است: اینان ـ رئیس مجلس وقت (هاشمی)، فرمانده سپاه وقت (رضایی) و نخست‌وزیر وقت (میرحسین موسوی) ـ باید بگویند که چرا هر کدام در هفت ماه گذشته با مردم و قانون همراهی نکردند؟ آیا اینان در این مدت جز ایجاد ابهام، تردید، سکوت و آشوب کار دیگری بود که نکردند؟
مگر رهبری معظم به درستی به اصحاب تردید، اصحاب سکوت و برخی افراد سست عنصر و سست‌اراده، اشاره نکردند که می‌خواهند با رفتارهای روشنفکرمآبانه جاده صاف‌کن منحرفان از خط امام، انقلاب و رهبری و سد راه پیشرفت و تعالی کشور باشند؟ آیا در حدود هفت ماه گذشته جای این وجود نداشت که حتی یک نامه به برخی طراحان و مجریان بزرگ و کوچک فتنه می‌نوشتند و همکاری آنها را در چارچوب نظام سلطه، هشدار می‌دادند و اکنون خود نیز در آن چارچوب حرکت نکنند؟ آیا مرزبندی آشکار با آمریکا، انگلیس، رژیم صهیونیستی، منافقان، گروهک‌ها و دشمنان دین و ملت ایران ضروری نبود؟
سرانی که از چند روز پیش از انتخابات با نامه‌پراکنی‌ها و اظهاراتی خلاف واقع، بسترساز این همه آشوب و بلوا شدند تا شاید بتوانند قدرت، ثروت، هواهای نفسانی، عناد و لجاجت خود را با رای مردم و قانون حفظ کرده و شکست‌های انتخاباتی و غیر انتخاباتی خود را جبران کنند نیز همچنان در لوای سستی دستگاه قضایی به فتنه‌‌آفرینی ادامه می‌دهند.
مقایسه با روسو و گاندی!
البته افرادی نیز هستند که مانند صادق زیباکلام عمل به موضع‌‌گیری‌های هاشمی پس از انتخابات ریاست جمهوری را راهکار برون‌رفت از وضعیت فعلی جامعه می‌دانند. این تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان این مطلب که اتفاقات انتخابات اخیر و حوادث پس از آن باعث شد من از هاشمی به عنوان یک فرد میانه‌رو، معتدل و کسی که طرفدار منطق و حرف حساب است بیش از پیش دفاع کنم، اظهار می‌دارد:‌ «به نظر من یک سیاستمدار باید چنین ویژگی‌هایی داشته باشد و جانب انصاف و عدالت را رعایت کند. در خطبه‌های نماز جمعه ایشان دیدیم که او خواهان آزادی زندانیان حوادث اخیر و دلجویی از خانواده‌هایی است که در این حوادث عزیزان‌شان را از دست داده‌اند. می‌خواهم بگویم هاشمی رفسنجانی، نلسون ماندلا و ژان ژاک روسو و گاندی نیست. او هاشمی رفسنجانی است و ما باید طبق مختصات جامعه سیاسی خودمان از او انتظار داشته باشیم.»
وی می‌افزاید: «در انتخابات 84 مخالفانش تصویری خلاف واقع از او نشان دادند و هاشمی و خانواده‌اش بودند که به عنوان باند قدرت و ثروت مطرح شدند که بر بیت‌المال چنگ انداخته‌اند. تبلیغات فراوانی هم پیرامون آن مطرح شد. احمدی‌نژاد برای توده مردم، سمبل مبارزه با فقر و گرفتن حق مردم از مافیا بود و اعضای این مافیا کسی نبودند جز هاشمی و اطرافیانش. احمدی‌نژاد که دید این استراتژی موفقیت‌آمیز بود، پا را فراتر گذاشت و این تاکتیک را به سیاست خارجی هم کشاند یعنی اعضای این مافیا در مقابل بیگانگان هم سر خم می‌کرده‌اند و برای اینکه امتیاز بگیرند، سر مسائل بسیاری همچون بحث هسته‌ای، بحث افغانستان و... کوتاه آمده‌‌اند.»
برخی دیگر از منتقدان دولت نیز تاکید می‌کنند که سکوت هاشمی به منظور پرهیز از جنجال‌های جدید صورت می‌گیرد. داریوش قنبری، سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس یکی از این افراد است که می‌گوید: «کسانی که به تخریب شخصیت آیت‌الله هاشمی می‌پردازند گرچه در ظاهر خود را پیرو رهبری می‌نامند اما در عمل به توصیه‌های رهبری و حمایت ایشان از آقای هاشمی نیز توجهی ندارند و این نشان می‌دهد منافع این عده از عقایدشان مهم‌تر است و آنها نه براساس عقاید بلکه براساس منافع حرکت می‌کنند.»
وی می‌افزاید: «‌گروهی که اکنون قدرت اجرایی را در اختیار دارد، منافع گروهی خود را در تخریب و حذف آیت‌الله هاشمی می‌‌‌بیند. این گروه اکنون درصدد رادیکالیزه کردن فضای سیاسی جامعه و تبدیل این فضا به یک فضای امنیتی است تا در چنین فضایی به قلع و قمع مخالفان و منتقدان بپردازد و وجود افرادی که دارای مواضع میانه‌رو هستند و دم از وحدت و آشتی ملی می‌زنند، مخالف اهداف خود می‌پندارد. اینها در عمل رفتارشان طوری است که اعلام می‌کنند هر کس با ما نیست، علیه ماست و به همین خاطر وجود آیت‌الله هاشمی میانه‌رو برایشان قابل تحمل نیست.»
تحلیل‌ها از اقدامات و موضع‌گیری‌های رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بسیار است اما آنچه مسلم است به دلیل اوضاع آشفته کنونی کوچک‌ترین حرکت هاشمی حتی در قالب سکوت نیز می‌تواند برای مخالفان او به اقدامی خاص تعبیر شود.
سکوت هاشمی، سکوت معناداری است. او از سویی قبل از انتخابات به صورت پنهان اطرافیانش را به حمایت از میرحسین موسوی فراخوانده و از سوی دیگر بعد از انتخابات با موضعی مایل به معترضان فاصله خود را با حاکمیت زیاد کرد. هاشمی گرچه در قضیه توهین به امام در قالب بیانیه مجلس خبرگان رهبری وارد صحنه شد اما در ماجرای هتک حرمت به عاشورا ترجیح داد از زبان محسن رضایی به محکومیت ماجرا بپردازد. در عین حال او از سوی طرفداران دولت هم متهم است که خط اصلی نامه محسن رضایی را صادر کرده و می‌خواهد خودش را محور آشتی ملی قرار دهد. سکوت هاشمی البته رازهایی دیگر هم دارد. او حتی در میان خانواده‌اش معدل گرایش‌های فرزندانش هم نیست و حداقل فائزه و مهدی و فاطمه از او تندتر هستند. راز سکوت هاشمی را باید در موازنه میان دوستان و دشمنان در حاکمیت و خانواده‌اش جست‌وجو کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات