تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۳۴۱۴۳

پارادوکس مطبوعات در ایران


دکتر محمود رئوفی
مطبوعات یکی از زمینه‌های مهم مدرنیته و گذر جامعه ایرانی از جهان سنتی بوده است. از بدو تولد رسانه‌های مکتوب تاکنون ردپای آن را در تمامی تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... می‌توان مشاهده کرد. اگر در مغرب زمین، مطبوعات عمدتا کارکردهای اجتماعی، فرهنگی و اطلاع‌رسانی دارند، در ایران علاوه بر سه کارکرد مذکور در غیاب احزاب سیاسی کارآمد، نقش سیاسی نیز ایفا کرده‌اند. اگر در دنیای غرب مدرنیته و سیاست، مطبوعات را راهبری کرده است، در جامعه ما، مطبوعات راهبر مدرنیته و سیاست‌ورزی نوین بوده‌اند. روزنامه‌نگاران روشنفکر و روحانی عهد ناصرالدین شاه قاجار، مردم را آگاه کرده و آنان را دعوت به اعتراض و شورش نسبت به مسائلی چون «قرارداد رژی» نمودند. در دوره مظفرالدین شاه باز مطبوعات یکی از عوامل کلیدی پیروزی انقلاب مشروطیت محسوب می‌گردد. تعهد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مطبوعات از آغاز شکل‌گیری تا امروز حفظ شده است. علاوه بر این روزنامه‌نگاران اولیه همچون میرزاصالح شیرازی، سیدجمال‌الدین اسدآبادی، میرزامهدی و محمدطاهر مدیران روزنامه شهیر «اختر» میرزاآقاخان کرمانی، علامه دهخدا و دیگران عموما از روشنفکران و روحانیان دانشمند، فاضل و ادیب بودند. از آنجا که مدیران مطبوعات، روزنامه‌نگاران و نویسندگان از شخصیت‌های آزادی‌خواه، متعهد و وطن‌پرست بودند، سخن و نوشته آنان برای توده مردم، سندیت داشت. اما امروز، مطبوعات دچار «پارادوکس» و وضعیت متناقض شده‌اند.
برخی از روشنفکران، نویسندگان و محققان، مطبوعات را تا آنجا قبول دارند که ابزار چهره شدن و شهرت آنان باشند. دوست دارند اصحاب مطبوعات با آنها مصاحبه نمایند و عکس و سخنی از آنان را «تیتر» صفحه اول نمایند. دستاوردهای فکری، اختراعات، اکتشافات و مکتوباتشان را با آب و تاب در روزنامه یا هفته‌نامه منعکس نمایند. اما هنگامی که مدیران مسئول و سردبیران مطبوعات از همین جماعت روشنفکر و دانشمند، مقاله، یادداشت، تحلیل و تفسیر یک واقعه و رویداد را خواستار می‌شوند، برخی به طور ضمنی و عده‌ای نیز به صورت آشکار می‌گویند: مگر ما روزنامه‌نویس هستیم! یعنی شأن ما خیلی اجل از این است که در مطبوعات قلم بزنیم. اینان هرگاه خواسته باشند، همکاری را تخفیف و تحقیر نمایند، می‌گویند: فلانی روزنامه‌نویس و پاورقی‌نویس مطبوعات است، نظریه و سخنش ارزش توجه ندارد. به عبارت بهتر، از نظر این فضل فروشان، مطالب و گزارش‌های مطبوعات، سطحی و نازل است. کسی نیست از این گروه بپرسد: اگر مطبوعات سطحی هستند، چرا هنگامی که شما را معرفی می‌نمایند و یا از آثارتان می‌نویسند، عمیق و ژرف می‌شوند؟ اینان گویا فراموش می‌کنند که یکی از عوامل چهره شدن، مطرح شدن و مخاطب‌یابی آنان در جامعه، همین مطبوعات و روزنامه‌نگاران و خبرنگاران هستند. روزنامه‌نگاران بسیاری را به شهرت، ثروت و موقعیت اجتماعی ـ سیاسی و فرهنگی رسانده و بسیار کسان را از «فرش» به «عرش» برده‌اند، اما خودشان گمنام مانده‌اند و بهره زیادی از امکانات مادی ندارند. همین روحیه منفی از جماعت روشنفکر و محقق آکادمیک به برخی فعالان سیاسی کشور نیز سرایت کرده است. بسیار شنیده و خوانده‌ایم که اینان نیز می‌گویند: ما بحث «کارشناسی» می‌کنیم و نه بحث روزنامه‌ای! این گروه نیز با زبان بی‌زبانی می‌گویند: با ما مصاحبه کنید ـ البته با عکس تمام قد و تیتر یک صفحه اول ـ این گروه ـ اعم از دانشمند و سیاستمدار ـ نمی‌دانند که در جهان پیشرفته صنعتی، بسیاری از متفکران، نظریه‌پردازان طراز اول دانشگاهی و سیاستمداران برجسته در روزنامه و هفته‌نامه‌های پرتیراژ، مقاله، یادداشت و تحلیل مسائل روز را می‌نویسند. نه تنها همکاری با مطبوعات را کسر شأن خویش نمی‌دانند، بلکه مباهات نیز می‌نمایند. برخی از متفکران و نظریه‌پردازان جامعه‌شناسی و علوم سیاسی، حتی ستون ثابت در مطبوعات معتبر مغرب زمین دارند. همانطور که گفته آمد در کشور خودمان نیز بزرگانی چون سیدجمال، علامه دهخدا، ملک‌الشعرای بهار و فرخی یزدی که عالم دین، ادیب، دانشمند و شاعر بودند هم مدیر مطبوعات بودند و هم روزنامه‌نگار.
سئوالی که در اینجا باید بدان پاسخ داد این است که این تناقض رفتاری برخی روشنفکران ناشی از کدام عوامل است؟ به نظر می‌رسد دو عامل به هم پیوست روان‌شناختی و جامعه‌شناختی در بروز و ظهور این رفتار موثرند. از نظر روان‌شناختی، این جماعت دچار غرور، کبر، خودخواهی و منیت هستند و از نظر جامعه‌شناختی، اینان تعهد اجتماعی همانطور که عده‌ای به ویلای لوکس، ماشین گران‌ قیمت، باغ و ملک و دارایی و کارخانه فخر می‌فروشند، اینان نیز با ویترین لوکس عام، نظریه، پژوهش و فلسفه فخر می‌فروشند و دیگر هیچ. اینکه در فرهنگ اسلام و ایران، عالم و محقق مسئول سرنوشت مردم است و باید از درد و رنج آنان بکاهد و علم بدون هدف و جهت ارزش ندارد. برایشان چندان اهمیتی ندارد. علاوه بر این روحیه عافیت‌طلبی و مصلحت‌جویی نیز در این زمینه موثر است. ورود به عرصه مطبوعات، خروج از حوزه تخصصی به عرصه عمومی است که دچار چالش فرهنگی، اجتماعی و... است و لاجرم هزینه‌های معنوی و مادی نیز همراه دارد. اینان حاضر به پرداخت هیچ هزینه‌ای نیستند. ناگفته نماند که سوءرفتار برخی مطبوعات زرد و افراد شهرت‌طلب و ماجراجوئیی که مثل همه صنوف و مشاغل، میان اهالی مطبوعات نیز یافت می‌شوند، مانع حضور برخی متفکران و روشنفکران شده است. البته باید افزود که بسیاری از متفکران، صاحبنظران، اساتید و روشنفکران متعهد و مسئول نیز هستند که در کنار وظایف تخصصی و حرفه‌ای خود، در رشته تخصصی و یا عرصه مورد علاقه‌شان، با مطبوعات همراهی و همکاری می‌نمایند و این همکاری را به عنوان یک تعهد اجتماعی نسبت به ملت ایران تلقی می‌نمایند. همانطور که گفته شد، روشنفکری، روشنگری و تعهد در ذات مطبوعات معتبر و وزین ایران است و بنیانگذاران اولیه و کثیری از مدیران مطبوعات و روزنامه‌نگاران ایرانی علاوه بر اینکه فاضل و محقق بودند از شخصیت‌های تاثیرگذار اجتماعی، فرهنگی و سیاسی عصر خویش محسوب می‌شدند. بنابراین مطبوعات باید حرمت این جایگاه و پایگاه موثر اجتماعی را حفظ نمایند. مشاهده می‌شود برخی مطبوعات قبل از آنکه پاس ارزش و محتوای یک نوشته را داشته باشند به دنبال شهرت، مقام و موقعیت نویسنده هستند. از آنجا که به دلیل وجود فضای نه چندان مطلوب فرهنگی، بسیاری از نخبگان اصیل امکان فعالیت ندارند. این فضا برای فعالیت «نخبگان تصادفی» مساعد شده است؛ اینان کار چندانی با کارآمدی و تاثیرگذاری رکن چهارم دموکراسی ندارند، بلکه مهم حفظ شهرت و موقعیت خودشان است و نگاه‌شان به مطبوعات، نگاهی ابزاری است و نه روشنفکرانه. کشف، شناسایی و معرفی نخبگان اصیل، یکی از وظایف بنیادی مطبوعات است. نباید اجازه داد عده‌ای این پایگاه مهم مردمی و روشنفکری را نردبان ترقی باطل خویش نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات