جلال برزگر
1) چرا غرب با وجود حرکت در مسیر صدور قطعنامههای تحریم، مذاکرات هستهای با ایران را نیز در دستور کار حفظ کرده است؟ پاسخ به این سؤال نیاز به بهره هوشی خاص ندارد، واضح است سیاست، عرصه آزمون تمام امکانهای موجود برای دستیابی به هدف است. غرب دو امکان درباره موضوع هستهای ایران بیشتر در اختیار ندارد: اعمال فشار و استفاده از فرصت مذاکره. آنها هر دو این امکانها را به کار گرفتهاند تا نه در مسیر دستیابی ایران به بمب اتمی بلکه در جهت دستیابی ایران به یک توانمندی استراتژیک (به معنای تسلط کامل به ابعاد فناوری صلحآمیز هستهای) مانع ایجاد کرده یا حداقل هزینه رسیدن ایران به این مهم را افزایش دهند، تا در نتیجه دیگر کشورها به حرکت در این جهت روی نیاورند. در طرف مقابل، ایران نیز برای استیفای حق قانونی خویش در زمینه هستهای امکانهای مختلفی در اختیار دارد که دو محور عمده آن پیشرفت و توسعه توانمندی و تسلط بر دانش هستهای صلحآمیز در چارچوب ضوابط بینالمللی از یک سو و همزمان اقبال به مذاکره و استمرار آن است. شاید برخی امکان دیگری را هم در نظر داشته باشند که همان تمکین به خواست تعلیق فعالیتها به قصد از آسیاب انداختن آبها و به اصطلاح اعتمادسازی باشد که این امکان دیگر پایان یافته و سوخته تلقی میشود، چرا که قبلاً امتحان شده و طرف غربی ضمن گسترش دامنه خواستههای خود ثابت کرد منظورش از تعلیق همان توقف فعالیتها بوده است و نه چیز دیگر. لذا آزمودن آزمودهها نه با عقل و عرف و نه با ضوابط و قواعد حقوقی و بینالمللی و سیاسی سازگار نیست و اساساً ارجاع پرونده از آژانس اتمی به شورای امنیت توسط گروه 1+5 و همچنین سطح پیشرفت فناوری هستهای در ایران دیگر اجازه طرح و بحث در این باره را نمیدهد و صحنه رقابت شکل و آرایش ویژه و تازه خود را پیدا کرده است.
2) با این پیشزمینه، تأمل بر آنچه در مذاکرات اخیر هستهای در مادرید میان نمایندگان ارشد ایران و اتحادیه اروپا و گروه 1+5 گذشت نشان از آن دارد که حال دو طرف با طرح و ایدههای متعدد و تازه روی میز مذاکرات مواجه هستند، طرح و ایدههایی که پرورش یافتن و قوام گرفتن برخی یا ترکیب و امتزاج آنها میتواند گره از ابعاد بینالمللی موضوع هستهای ایران باز و آن را حل کند. چنانچه علی لاریجانی مذاکرهکننده ایرانی نیز درباره نتیجه مذاکرات مادرید اظهار داشت: «در مذاکرات مادرید یک گام به سوی حل مسأله هستهای برداشته شده است، اما هنوز نباید در این باره غلو کرد، حد نشست مادرید همین است که فعلاً ایدههای خوبی در آن مطرح شده است و در هفتههای آتی درباره آنها مذاکره خواهد شد.» وی ضمن تأکید بر عبور ایران از مرحله تعلیق خاطرنشان ساخته در صورت وجود اراده لازم سیاسی در طرف مقابل، ایران آمادگی دارد در مدت بسیار کوتاهی با آنها به توافق برسد.
3) برای عبور دادن غرب از مرحله اصرار بیاثر بر تعلیق فعالیتهای هستهای و به نتیجه رسیدن مذاکرات جاری، یکی از مهمترین ظرفیتهای ایران، اجماع داخلی در موضوع هستهای است. سلایق و گروههای داخل میدانند و اثبات کردهاند که موضوع هستهای عرصه رقابت جناحی نیست و برای چنین رقابتی تمسک به موضوعات دیگر و غیرهستهای، بخاطر این ملک و نسلهای ایرانی، راهی صوابتر است. جناحهای عمده درون نظام هر یک با موضوع هستهای و مدعیان غربی آن دست و پنجه نرم کردهاند، از پس تجارب، همه به روشنی دریافتهاند رقابت جناحی در این عرصه بیمعناست و اصلاً مسأله ما نیست. تأمل بر صحنه شطرنج مذاکرات هستهای نشان میدهد آمریکا و متحدان سیاسیاش علیرغم اعمال فشار به ایران، خود با این فشار مواجهاند که نه دانش در ایران بمبارانکردنی است و نه صدور قطعنامه و تحریم، مانع از دستیابی ایران به توانمندی استراتژیک هستهای شده است. آنها بر خواستههای کهنه خود به لحاظ فنی و حقوقی اصرار میورزند، بدین امید که اتفاقی در داخل را شاهد باشند که البته چنین نشده است. در آغاز گفتیم سیاست عرصه آزمون تمام امکانهاست، غرب در حال تمرین و مزه مزه کردن امکان توافق با ایران بر سر میز مذاکره است و این مرحله حساسی است و نشانههای آن از مذاکرات هستهای آنکارا و مادرید و نوع دیگر آن در مذاکرات امنیتی بغداد به روشنی قابل مشاهده است. اکنون حتی در صورت صدور احتمالی قطعنامه تحریم سوم، با نمایش ایستادگی کامل ایران بر حق هستهای، غرب این مهم را بهتر فهم میکند که جز در پیش گرفتن جدی مذاکره با ایران به قصد دستیابی به توافقی مرضیالطرفین راهی ندارد؛ آن هم درباره موضوعی که به قول نخستوزیر اسپانیا، میزبان آخرین دور مذاکرات هستهای نمایندگان ایران و غرب، حلوفصل آن از طریق مذاکره و دیپلماسی برای تمامی جهان مهم تلقی میشود.