* آقای جوانفکر! برای شروع بحث لطفا بگویید از کی وارد کار رسانه شدهاید؟
** در سال 1359 وارد خبرگزاری جمهوری اسلامی شدم. کارم را در این خبرگزاری شروع کردم. اولین ماموریتم در اینجا نماینده خبرگزاری جمهوری اسلامی در یاسوج بود. بیشتر از دو هفته آنجا دوام نیاوردم، چون زمان جنگ بود و بیشتر تمایل داشت وارد صحنههای دفاع مقدس شوم و نقش خود را به عنوان خبرنگار آنجا ایفا کنم. به تهران برگشته و اوایل سال 60 به عنوان نماینده خبرگزاری به آبادان رفتم. آبادان شرایط بسیار حساسی داشت وزیر آتش توپخانه دشمن بود. هواپیماهای دشمن به راحتی وارد فضای آبادان میشدند و بمبارانهای پیدرپی و سنگینی انجام میدادند. بالاخره در این فضا هفت ماه در آبادان بودم و در جبهههای حق علیه باطل ارتباط نزدیک و مستمری با فرماندهان خط مقدم داشتم. از حضورم در آنجا احساس نشاط کرده و فکر میکردم که کار موثری انجام میدهم. پس از آن دو ماه در اهواز بودم و بعد به تهران بازگشتم. کارم را در گروه سیاسی آغاز کردم این روند ادامه داشت تا سال 62 که به عنوان نماینده خبرگزاری در اسپانیا منصوب شدم. به آنجا رفتم و کار فراگیری زبان را با جدیت و سرعت آغاز کرده و با اتکا به نفس و لطف خدا موفق شدم در مدت کوتاهی زبان اسپانیولی را به طور نسبی یاد بگیرم و بلافاصله اقدام به راهاندازی دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی در مادرید کردم که این دفتر به یکی از دفاتر فعال تبدیل شد. در آن دوره خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران میان رسانههای خارجی یک رسانه کاملا شناخته شده بود. در آن زمان نسبت به مسائل داخلی ایران با یک حساسیت ویژهای به رسانهها و مردم اسپانیا اطلاعرسانی میکردیم. دایما در برنامههای رادیو و تلویزیونی که راجع به ایران و تحولات آن برنامه داشتند حضور پیدا کرده و اطلاعرسانی میکردیم. تا اینکه ماجرای سلمان رشدی پیش آمد این ماجرا منجر به اخراج من شد. به ایران آمدم و سال 68 به عنوان نماینده خبرگزاری در ریاست جمهوری کار خود را آغاز کرده و پس از ارتحال حضرت امام خمینی(ره) با مقام معظم رهبری کار خود را ادامه دادم و یازده سال خدمت مقام معظم رهبری بودم. در این مدت مسئولیتهای مختلفی در خبرگزاری ایرنا داشتم که آخرین مسئولیت من مشاورت مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی و سردبیر ارشد اتاق خبر بود. سال 79 بار دیگر به اسپانیا رفتم و یک دوره سه ساله دیگر آنجا بود. سال 82 به تهران بازگشتم و موقتا از خبرگزاری جدا و توسط یکی از دوستان به آقای احمدینژاد در شهرداری معرفی شدم.
* توسط چه کسی؟ آیا میتوانید اسم این شخص را برای ما بگویید؟
** یکی از دوستان. شاید وی راضی نباشد اسمش آورده شود. با آقای احمدینژاد جلسهای داشتم. در خصوص مسائل مختلف با همدیگر صحبت کردیم. در جلسه بعد ایشان حکم مشاورت شهردار تهران را برای بنده صادر کردند و در خدمت ایشان بودم.
* پس دو سال مشاور آقای احمدینژاد در شهرداری بودید؟
** در انتخابات سال 84 داوطلبانه از شهرداری استعفا کردم و وارد کار ستاد شدم و در ستاد انتخاباتی ایشان فعالیت کردم. البته نقش خود را در آن رویداد که منجر به انتخاب آقای احمدینژاد شد، ناچیز میدانم. بعد از انتخابات ریاست جمهوری چند ماهی در کنار ایشان کار کردم. مایل بودم در حاشیه کمک کنم و بیشتر به کار اصلی خود که رسانه بود باز گردم. ولی آقای احمدینژاد نپذیرفتند و بنده باز به عنوان مشاور مطبوعاتی در خدمت ایشان بودم. هماکنون یک ماه است که بنده را موظف کردند تا به خبرگزاری جمهوری اسلامی بیایم. البته خدمت ایشان عرض کرده بودم که اگر موافق باشند همچنان به عنوان مشاور در خدمتشان باشم و به کارهای مشورتی ادامه بدهم، ولی ایشان گفتند خبرگزاری جمهوری اسلامی برای من مهم است. سازمان خبری مهم کشور است و با توجه به شناختی که من از این سازمان داشتم از من خواستند تا به اینجا امده و مسئولیت این سازمان را برعهده بگیرم.
* یعنی الان سمت مشاورت ایشان را ندارید؟
** مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی هستم، ولی مشاورت خود را از من نگرفتند و این مشاورت سر جایش است. مثلا آقای شمقدری مشاور رئیسجمهور بودند و دفتر رئیسجمهور بیانیهای صادر کردند و قدردانی شد از خدمات ایشان به عنوان مشاور ولی این مساله برای من اتفاق نیفتاد و بنده فعلا در این سمت هم هستم.
* هنگامی که شما به آقای احمدینژاد در شهرداری پیوستید مشاور دیگر ایشان در حوزه رسانه چه کسی بود؟
** نداشتند. اصلا جنس کار آقای احمدینژاد این است که به عنوان یک مهندس و طراح، اهل کار و پیگیری و دنبال کردن اجراییات و مسائل فنی و مهندسی است. لذا در حوزه رسانه خیلی نقش نداشتند برخلاف آقای خاتمی که تیمی که از ابتدا همراه ایشان بود یک تیم رسانهای و خودش نیز اهل سخنوری و ایده بود. بالاخره در دوران وزارت ارشاد سابقه آقای خاتمی و دوستانی که همراه ایشان بودند چنین سابقهای بود، ولی آقای احمدینژاد چنین سابقهای نداشتند و به نظر تنها کسی که در شهرداری تهران سابقه رسانهای داشت من بودم.
* اواخر شهرداری، آقای احمدینژاد جلسات هفتگی با خبرنگارها داشتند...
** همیشه داشتند. زمانی که آقای احمدینژاد در شهرداری بودند از ابتدا تا آخر هر هفته در یکی از مناطق 22گانه شهر تهران حضور پیدا کرده و مسائل را از نزدیک رصد و پیگیری میکردند و نیز دیدار با مردم داشتند که مشکلات و مسائل مردم حضور را با شهردار مطرح میشد. سپس گزارشی از روند فعالیتهای منطقه و خواستههای مردم در یک نشست خبری به خبرنگاران اعلام میشد.
* به نظر شما چه میزان از پیشبرد اهداف احمدینژاد مرهون بهرهگیری از رسانههاست؟
** من چنین نگاهی نداشته و خود ایشان نیز ندارند. حتی زمانی که در شهرداری تهران بودیم به آقای احمدینژاد گفتم که باید مقداری کار رسانهای انجام دهیم که ایشان نمیپذیرفتند و میگفتند کار ما جلوی چشم مردم است. بنابراین ضرورتی به کار رسانهای نیست. آن زمان تلقی از کار رسانهای که تقریبا جاافتاده بود این بود که با خبرنگاران لابی کرده یا رپورتاژ آگهی بدهیم یا کار تبلیغاتی انجام داده یا بروشور و بیلبورد چاپ کنیم. ولی آقای احمدینژاد اصلا طرفدار این مسائل نبود و اجازه این کار را به اطرافیان خود نمیداد.
* منظورم همان کار اطلاعرسانی بود...
** همین را عرض میکنم. ایشان نسبت به رسانه چنین دیدگاهی نداشت. اما خبر و اطلاعرسانی چرا! یعنی خبر و اطلاعرسانی به صورت طبیعی روند خود را طی میکرد. ایشان در ریاست جمهوری نیز آنگونه بودند. هماکنون نیز نگاه ایشان به رسانه تبلیغاتی نیست. دیدگاه ایشان نسبت به رسانه بیشتر اطلاعرسانی است. طبیعی است هنگامی که دولت تشکیل میشود و کارهای گستردهای به ویژه در حوزه عمرانی و پیشرفت کشور انجام میدهد، باید اطلاعرسانی صورت گیرد. اما اینکه چقدر موفقیتشان تابع رسانه بوده باید گفت که موفقیتشان تابع رسانه نبوده بلکه خود ایشان در صحنه بودند. این طور نیست که از طریق رسانه به اهداف خود رسیده باشد.
* سوال من در مورد میزان موفقیت ایشان که مرهون حضورشان در رسانهها بوده، است؟
** بله! میخواهم بگویم که موفقیتهایشان مرهون تلاشهایشان بود نه مرهون حضور در رسانهها. به خاطر تلاشهایی که خود و سیستم مدیریتی ایشان انجام داده بودند به طور طبیعی اطلاعرسانی صورت گرفت. زیرا اگر نسبت متوسطی از این تلاشها اطلاعرسانی شود، طبیعی است که موفقیت هم به دنبال میآید. بالاخره مردم با عملکرد و رویکردهای ایشان آشنا شده و از اخلاق ایشان مطلع میشوند که روند طبیعی داشت. اما فکر میکنم به ویژه در دولت نهم خلاءهای اطلاعرسانی داشتیم که پر نشد. اگر آنها پر میشد و مردم با ابعاد کارهای وسیع صورت گرفته آشنا میشدند شاید نگاهها متفاوتتر، عمیقتر و جدیتر میشد و نتیجهای که در انتخابات ریاست جمهوری سال جاری به دست آمد میتوانست بسیار گستردهتر از آن چیزی باشد که اتفاق افتاد.
* همانطور که شما به آقای خاتمی اشاره کردید، میخواهم مقایسهای بین آقای احمدینژاد و ایشان داشته باشم. میتوان گفت موفقیت آقای خاتمی مرهون لابیهای حزبی و گروهی است، ولی آقای احمدینژاد همانطور که خودشان تاکید دارند وابستگی جناحی و حزبی ندارند. با توجه به این نکته شما فکر نمیکنید رسانهها نقش گستردهای در پیشبرد اهدافشان داشتند؟
** اگر شما به رسانه؛ هم خارجی و هم داخلی یک نگاه کلی داشته باشید، میپذیرم. به این معنا که بالاخره در دنیای امروز شما باید از ابزار رسانه به نحوی استفاده کنید تا پیام خود را به طور موثر به مخاطب منتقل کنید و مخاطب بتواند تحت تاثیر این پیام واکنش مناسبی که شما به دنبال آن هستید داشته باشد. بخشی از این مساله را در حوزه خارج از کشور هدفگذاری کردیم. آقای احمدینژاد مصاحبههای زیادی با رسانههای خارجی به ویژه آمریکایی داشت. این مساله به خاطر این بود که قصد داشتیم بقیه آمریکا را در حیاط خلوت خودش بگیریم و این اتفاق هم افتاد. دولت جورجبوش دولتی جنایتکار همراه با پرونده بسیار سیاه و سنگین بود. میشد خود آمریکا را زیر سوال برده و افکار عمومی را تحت فشار قرار داده و علیه دولت تحریک و واقعیتها را به مردم منتقل کرد؛ چیزی که به خاطر بسته بودن فضا بعد از ماجرای یازده سپتامبر آنجا ممنوع بود. ما وارد فضای آمریکا شدیم و از فرصتهایی که میتوان آنجا استفاده کرد استفاده کرده و از درون آمریکا فضایی ایجاد کردیم. شما میدانید که آنجا چه اتفاقاتی افتاد و چه دستاوردهایی داشت که نتیجه این تدبیر برای استفاده از رسانه صورت گرفت. همین طور راجع به مساله انرژی هستهای و مسائلی که مطرح شدن در سطح رسانههای خارجی باعث تبیین و تشریح دیدگاههای ما در دنیا شد تا از حقوق و منافع ایران دفاع موثری انجام گیرد. این رویکرد را از این جهت تایید میکنم که رسانه نقش مهمی داشت و ما از نقش رسانه در این حوزه استفاده کردیم.
* معمولا حضور رئیسجمهور در رسانهها به خصوص صدا و سیما با یک سخن و پیام همراه بوده است. حتی گاهی شاهدیم که این حضور بازخورد منفی داشته. شما قبول دارید که روی آنتن بودن بیش از پیام برای رئیسجمهور حائز اهمیت است؟
** نه! من این را نمیپذیرم. البته در کشور ما آزادی وجود دارد. هر فرد میتواند تفسیر و تعبیر خود را داشته باشد. بنابراین تفسیر شما اشکالی ندارد ولی واقعیت ندارد.
* حضور آقای احمدینژاد در رسانهها هر بار همراه با حاشیههای بسیاری بود. این را قبول دارید؟
** نه! حاشیهسازی و اینکه عدهای برای ایشان حاشیه بسازند بحث دیگری است که اگر رئیسجمهور در رسانهها حضور پیدا نکنند، در هر صحنه دیگر که حضور پیدا کنند این افراد که دنبال حاشیهسازی هستند به این عمل اقدام میکنند. اگر شما مروری بر این چند سال داشته باشید خواهید دید که با ورود آقای احمدینژاد به هر صحنه عدهای به این حاشیهسازیها دامن زدند و اصلا ربطی به حضور ایشان در رسانهها ندارد. این مساله بحثی است که باید از اینکه رئیسجمهور با چه هدفی در صداوسیما حضور پیدا میکند، منفک شود. در این حوزه صدا و سیما ابزاری برای اطلاعرسانی، بیان دیدگاهها، سیاستها و کارهای بزرگی است که دولت در مسیر تحولاتی که ضرورت کشور است در حال انجام است. شما شاهد این همه تحول بنیادین بیسابقه هستید که باید تماما اطلاعرسانی شوند و جزئیات آن از زبان رئیسجمهور بیان شود. رئیسجمهور نیز با این هدف به صداو سیما میرود نه به خاطر اینکه حاشیهساز باشد یا اینکه صرفا در رسانه حضور داشته باشد. اینها نگاهی است که از بیرون میشود و سیاسی و حزبی نیز هست که به نظر من اشکالی ندارد ولی واقعیت هم ندارد.
* اگر بخواهیم مجددا مقایسهای بین رئیس دولت نهم و دولت هشتم داشته باشیم این تفاوت کاملا نمایان است. آقای خاتمی همانطور که شما اذعان داشتید فردی سخنور بود و کمتر از آقای احمدینژاد حاشیه داشت. نظر شما در این مورد چیست؟
** همانطور که گفتم حاشیه را میسازند، ولی در گذشته نمیساختند. یعنی همان کسانی که در گذشته با وجود فراهم بودن متن برای آقای خاتمی حاشیه نمیساختند امروز تبدیل به حاشیهسازان برای آقای احمدینژاد شدند. چون دوستان همراه دولت خاتمی به علت تبحر و تخصصی که در کار رسانه داشتند یک جریان رسانهای را از داخل دولت ساماندهی و سازماندهی کردند. این جریان حتی جریانهای سیاسی را از داخل دولت سازماندهی میکردند که در دولت نهم همانها تبدیل به ضددولت آقای احمدینژاد شدند. ما نیز همیشه با این مساله مخالفت کردیم که اصلا کار رسانه ضدیت و مخالفت با یک دولت با حمایت و مخالفت با دولت دیگر نیست. کار رسانه از نگاه مردم به پدیدهها نگریستن، از حقوق و منافع مردم دفاع کردن و... است. رسانه باید با چنین دیدگاهی در صحنه حضور داشته باشد. وقتی رسانه تبدیل به ابزاری در حمایت یا مخالفت با دولت شود، آسیبهای آن مستقیما متوجه جامعه خواهد شد. جایگاه رسانه رکن جامعه است. به عبارت دیگر یعنی همیشه جایگاهش رکن چهارم است. جایگاه حزب، گروه و جریان سیاسی رکن چهارم نیست. قصد ندارم بگویم که رسانه وارد جریان سیاسی شده است، میخواهم بگویم که جریان سیاسی وارد رسانه شده است که این رکن را ناکارآمد و از حیز انتفاع ساقط میکند. بالاخره ملت در قانون اساسی آزادی را برای رسانه تضمین کردند. اولین اتفاقی که برای رسانه حزبی میافتد این است که آزادی را از آن سلب میکند. چون به آن رسانه دیکته میکند که از زاویه و دریچه خاص به پدیدهها نگاه کند، باشد. بنابراین فینفسه آزادی سلب میشود. چنانچه میبینیم فرضا فلان روزنامه در خدمت صاحب امتیاز که نامزد انتخابات شد، قرار میگیرد. این که روزنامه نشد.
* به نظر میرسد تیم مشاوران آقای احمدینژاد از تشکیلات منسجم برای تهیه محتوای رسانهای چندانی برخوردار نبودند. به نظر شما چرا این قضیه حل نشده است؟
** منظورتان از محتوای رسانهای چیست؟
* به هر حال یکی از وظایف تیم مشاور کمک به رئیسجمهور برای حضور در رسانههاست، ولی احساس میشود که تشکیلات منسجمی در تیم مشاوران آقای احمدینژاد وجود نداشت؟
** البته چون خودم جزو تیم مشاوران رئیسجمهور بودم نباید در مورد کارهایی که انجام دادیم گزارشی داده و از کار خودم دفاع کنم. اما به طور طبیعی جایگاه رئیسجمهور – فرقی نمیکند که چه کسی باشد – میطلبد افرادی کارشناس در حوزههای مختلف نظرات مشاورهای خود را ارائه بدهند و رئیسجمهور از آن استفاده کند. طبیعی است که در ارتباط با برنامههای آقای احمدینژاد تیمی کار کرده و مشاورههای خود را ارائه میکردند.
* یعنی تشکیلات منسجمی داشتید؟
** بله.
* چند نفر و در چه حوزهای مشاوره میدادید؟
** همانطور که گفتم شاید مناسب نباشد که بگویم. بالاخره خود دفتر رئیسجمهور یک معاونت ارتباطات دارد، اداره کل روابط عمومی دارد. اداره کل رسانهها دارد که تمام اینها اعضای فعال در خدمت پیشبرد برنامههای رسانهای رئیسجمهور هستند. یعنی تمام اینها یک کارکرد دارند. در کنار این بخشها مشاوران هم حضور دارند. بنابراین نباید اصرار کنید که من اسم فرد خاصی را ببرم ولی...
* این جایگاهها و افراد وجود دارند، ولی شاهد منسجم آنها نیستیم؟
** بالاخره قضاوت است که همانطور که قبلا گفتم اشکالی ندارد. هر کس میتواند ارزیابی خودش را داشته باشد اما فکر میکنم این طور نیست که غیرمنسجم باشد. مشاوره داده میشود و نتیجه آن نیز مشخص است. رئیسجمهوری مثل آقای احمدینژاد به دلیل گستردگی کارهایی که انجام میدهد و نیز حرفهایی که در حوزههای مختلف برای گفتن دارد، طبیعی است خود یک رسانه است. به عبارت دیگر فینفسه خودش میتواند ظرفیت رسانهای زیادی را ایجاد کند. ما هم به عنوان مشاوران و بخشهایی که کار رسانه انجام میدهیم ظرفیتهایی داریم که در اختیار رئیسجمهور قرار میدهیم، ولی اینکه کجا منسجم بوده و کجا غیرمنسجم عمل کرده قضاوتهایی است که افراد در بیان آن آزادند.
* چرا شما بیان اسامی این دوستان که به آقای احمدینژاد مشاوره میدهند را مناسب نمیدانید؟
** شما نباید انتظار داشته باشید من از فردی اسم ببرم. میدانید که من مشاور مطبوعاتی و آقای کلهر نیز مشاور رسانهای آقای احمدینژاد بودیم و چیز دیگری نداشتیم. همچنین سیستم رسانهای ریاست جمهوری است که به وظیفه و برنامههای خود عمل میکند. میخواهم بگویم این چیز مهمی نیست که اسم فرد خاصی را برده و بگویم که ایشان عمده مشاوره ایشان را برعهده داشته است.
* تا جایی که اطلاع دارم آقای احمدینژاد به جز صدا و سیما با رسانهای داخلی مصاحبهای نداشت. چرا این سیاست از سوی رئیسجمهور پی گرفته شد؟
** آقای احمدینژاد در دولت نهم دور دور سفر استانی داشت. به هر حال طی سفرهای استانی که معمولا هر دو هفته یک بار انجام میشد در دسترس خبرنگاران بود. همچنین ایشان نسبت به دولتهای گذشته دارای تعداد نشستهای خبری زیادتری هستند، بنابراین به بسیاری از سوالات در این نشستهای خبری پاسخ میگفتند. ضمنا رئیسجمهور هر روز برنامههای مختلفی داشتند که رسانهها در این برنامهها حضور داشته و سوالات خود را در این برنامهها یا حاشیه آن مطرح میکردند. دیدگاهها و نظراتی که رئیسجمهور بنا به طرح آن را داشت به مناسبتهای مختلف در رسانهها مطرح میشد و احساس ضرورتی نسبت به گفتوگوی مستقیم با یک رسانه نبود. اما در بحث خارجی و هدفگذاریهایی که در این حوزه انجام داده بودیم وضع فرق میکرد. از بین درخواستهای بسیار رسانههای خارجی ما تعدادی را انتخاب و این گفتوگوها صورت گرفت.
* حضور رسانهای آقای احمدینژاد بیشتر متاثر از کدام مشاور ایشان بود؛ آقای کلهر، مولانا، رامین، مشایی یا خود شما؟
** مگر دکتر مولانا مشاور رسانهای ایشان بود؟
* خیر! به هر حال ایشان یک شخصیت رسانهای است که مشاورت رئیسجمهور را در حوزه دیگر برعهده دارد.
به جز بنده و آقای کلهر تکلیفی از جهت رسانهای بر افرادی که شما نام بردید نیست.
* منظورم این بود که حضور در رسانه بیشتر تاثیر گرفته است؟
** اینطور نیست. آنچه میتوانم اشاره کنم این است که به لحاظ نوع تعامل و ارتباط آقای احمدینژاد با سطوح مختلف رسانهای، ظرفیت رسانهای که داشتند ایشان را بین رسانهها برجسته میکرد و مورد توجه قرار میگرفتند. آقای رئیسجمهور به راحتی با خبرنگاران ارتباط برقرار میکردند که این خود یک امتیاز محسوب میشود. با وجود اینکه طی چهار سال دولت نهم حجم سنگینی از رفتارهایی که من به هیچ وجه نمیتوانم یک رفتار رسانهای قابل قبول بدانم ولی رویکرد ایشان نسبت به رسانهها سازنده و مثبت بود. مثلا در هفده مرداد سال گذشته در مراسم تقدیر از مقام خبرنگار از تمام دستگاههای اجرایی خواستند که شکایت خود را از رسانهها پس بگیرند...
* این گفته ایشان عملی شد؟
** بله! اگر موردی هم وجود داشت که اجرایی نشده بود با پیگیریهای ما عملی شد. نگاه رئیسجمهور چنین نگاهی بود. طبیعی است فردی که در تعامل با رسانه چنین ظرفیتی داشته باشد، خود فردی رسانهای خواهد بود که رسانه را درک کرده و از اهمیت آن باخبر است. بنابراین مشاوران خیلی نمیتوانند نقش برجستهای در خصوص چنین فردی که ذاتا و ماهیتا دارای ظرفیت رسانهای است، داشته باشند.
* آقای جوانفکر! بسیاری معتقدند شخصیت رسانهای آقای مشایی مانند شخصیت رسانهای آقای احمدینژاد است. شما به این مساله و اینکه این دو نفر بر هم تاثیرگذار بودند، اعتقاد دارید؟
** باید ببینیم تعریف شما از رسانهای بودن چیست. اگر منظورتان از رسانهای بودن این است که چه کسی در سطح رسانه مطرح است، بله! نظر شما درست است. آقای مهندس مشایی فردی است که در رسانهها مطرح است.
* با توجه به حاشیههایی که بعد از حضور آقای مشایی در رسانهها به وجود میآید ولی آقای مشایی اصرار دارند که همچنان در رسانهها حضور داشته باشند.
** به نظر من این مساله مثبتی است. اگر فردی بتواند با رسانهها کار کند که منفی نیست. این امر سازندهای است و میتوان از تمام مسئولان این امر را مطالبه کرد تا با رسانهها تعامل سازنده داشته باشند. اما فکر میکنم آقای مشایی از این جهت که در سطوح رسانهای بیشتر از دیگران مورد توجه قرار میگیرد از نظر من یک شخصیت کاملا رسانهای است. برای اینکه رفتارها، دیدگاهها، مواضع و عملکردهای وی مورد توجه قرار میگیرد. به نظر من از این جهت درست است که بخش عمده آن به خود فرد باز میگردد که دارای این ظرفیتهاست. آدم متفکر، صاحب اندیشه و نظر، شجاع و جسوری است که در بیان دیدگاههایش احتیاط نمیکند و شجاعانه مسائلی که به آنها اعتقاد دارد مطرح میکند. از انتقاد استقبال میکند که تمام اینها به مثابه ظرفیتسازی است که آقای مشایی چنین شخصیتی دارند.
* میتوانید از شخصیت آقای دکتر احمدینژاد و آقای مشایی تحلیلی داشته باشید. اینکه چقدر شخصیتهای ایشان مشابه هم است و آیا ممکن است این دو از هم تاثیر گرفته باشند؟
** آقای دکتر احمدینژاد، دکتر احمدینژاد که برای امروز و دیروز نیست. دکتر احمدینژاد از زمانی که در شهردار بودند، این طور بودند.
* به هر حال از زمانی که آقای دکتر با رسانهها ارتباط پیدا کردند، آقای مشایی نیز همراه ایشان در شهرداری بودند.
** با هم در ارتباط بودند. آقای مشایی مسئولیت سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، معاون فرهنگی و اجتماعی شهردار تهران را برعهده داشت. ایشان در حوزه فرهنگ در شهر تهران واقعا منشا کارهای بزرگی شدند. طوری که هنگامی که از سوی مدیریت شهرداری تهران خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم ایشان نسبت به تغییر چهره شهر تهران به لحاظ فرهنگی ابراز خشنودی ویژهای کردند که مرهون همین نگاه و توجه آقای مشایی بود. فضای شهر تهران یک فضای مناسب و معنوی شده بود که بعدها برخی از این دوستان اطلاحطلب گفتند که ایشان قصد دارد مسیر امام زمان(عج) را آسفالت کند و مسائلی از این قبیل که اگر خاطرتان باشد حاشیههایی بود که از همان زمان مطرح بود. به هر حال فردی که وارد صحنه میشود تا کار کند عدهای که منافعشان به خطر میافتد آن را برنمیتابند و به مخالفت و حاشیهسازی میپردازند که به عقیده من اشکالی هم ندارد.
* یعنی حاشیههای ایشان به خاطر کار زیادشان است؟
** بله! به خاطر اینکه ایشان خوب کار میکند، خوب حرف میزند، خوب فکر میکند...
* یعنی از آقای احمدینژاد بیشتر کار میکند. حاشیه آقای مشایی بیشتر از رئیسجمهور است؟
** این حاشیهها درست نیست. ما نمیپذیریم. فکر میکند نباید باشد. ما چنین باوری نداریم، ولی معتقدیم یک جامعه زنده و با نشاط و رو به جلو جامعهای است که از تمام دریچه و زوایا به پدیدهها نگاه شده و همه دیدگاههای مختلف آن مطرح میشود. حالا اگر در جامعهای این مولفهها نباشد ما نمیتوانیم ادعای بانشاط بودن آن جامعه را داشته باشد تنها باید حریمها رعایت شود. باید حرفها، نقدها و مخالفت انجام شود، ولی به فردی توهین نکنیم. به اصول و مبانی همه پایبندی به آن را اعلام کردیم، آسیب نزنیم. اگر فضا این طور باشد هیچ اشکالی ندارد که برای آقای مشایی یا هر فرد دیگری حاشیهسازی شود. اتفاقا خیلی هم خوب است. اینکه حاشیههای آقای مشایی بیشتر از آقای احمدینژاد است یا کمتر باید بگویم که هر دو در صحنه حضور داشته اظهارنظر میکنند.
* اگر فرض اولیه مبنی بر این باشد که دکتر احمدینژاد بر اهمیت رسانهها بسیار واقف بودند ولی اعمال محدودیتهای معاون مطبوعاتی دولت ایشان نسبت به رسانههای منتقد دولت، خارج کردن رقبای سیاسی از صحنه تاثیرگذاری تفسیر میشود. نظر شما در این رابطه چیست؟
** ما باید یک واقعیت را بپذیریم و آن این است که رفتارها ناهنجار و نامتعارف و بحرانساز در جامعه که بر اثر رویکردها غیررسانهای در سطوح رسانهای مطرح میشود، به جامعه آسیب میرساند. طرح توهینها، شبهافکنیها، تهمت و یکسری مسائل غیرواقعی از رسانه میتواند برای جامعه بحرانساز باشد.
* یعنی در گذشته قانون اعمال نمیشد؟
** نسبت به اعمال و اجرای قانون جدیت بیشتری داشته باشیم. بله در گذشته تساهل و تسامح نسبت به قانون خیلی بیشتر بود.
* یعنی شما از عملکرد ایشان راضی هستید؟
** من قصد ندارم حرفی در تایید یا رد عملکرد ایشان بزنم.
* بالاخره شما مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور هستید.
** میدانم! میخواهم بگویم آنچه برای من به عنوان مشاور مطبوعاتی رئیسجمهور مهم است اجرای قانون است. اگر خلاف قانون کاری صورت بگیرد محل اعتراض من نیز است. اما اگر خلاف قانون نباشد من نمیتوانم اعتراضی کنم. به عقیده من آیا تساهل و تسامح در جاهایی لازم است و در جاهای خیر که باید در نقطه تعادل همدیگر را پیدا بکنیم. هم مجری قانون که معاون مطبوعاتی و هیات نظارت است و هم رسانهها باید به قانون تن داده و این نقطه تعادل را با تعامل پیدا کند. آقای رامین که نمیتواند تمام مطبوعات را تعطیل کنند و اصلا دنبال چنین کاری هم نیستند. رسانهها نیز نمیتوانند سر ستیز بگذارند. بالاخره باید به نقطه تعادل برسند.
* فکر نمیکنید فضای تعادلی که از آن صحبت میکنید باعث شده مطبوعات از آن فضای شاداب و پویای خود دور شود؟
** من این مساله را تحت تاثیر آن نمیبینم. ممکن است آن مساله موثر باشد، ولی هر جامعهای پیشروی خود یک سری نشیب و فرازهایی دارد که باید تمام مسائل را کنار هم دید. اگر با این دید به صحنه نگاه کنیم ممکن است دلیلی برای مسالهای که اشاره کردید پیدا کنیم. دلیل آن هم تنها واکنشهای معاون مطبوعاتی نیست. البته من فکر نمیکنم ما در نشیبی هستیم ولی اگر هم باشد مقطعی است.
* شما در انتخاب ایشان تاثیر داشتید؟ آیا در انتخاب معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد از شما مشاورهای داشتند؟
** خیر! هیچ وقت در مسائل دستگاههای اجرایی دخالتی نداشتم بالاخره این از اختیارات وزیر ارشاد است و بنده هم اجازه دخالت در این موضوعات را به خود نمیدهم. اگر فردی نظر من را خواست من اظهارنظر میکنم ولی در این خصوص نه نظر من خواسته شد و نه من به خود اجازه دخالت دادم.