ابراهیم یزدی*
انتشار یک روزنامه حزبی در شرایط کنونی و فضای سیاسی امروز ایران کاری سخت و کاری سهل ممتنع است؛ به عبارت دیگر یک روزنامه حزبی اگر بخواهد ارگان حزب متبوعاش باقی بماند خواه ناخواه مخاطبانش محدود خواهد شد و نمیتواند در نقش یک رسانه ملی و حرفهای قرار بگیرد. به نظر میرسد روزنامه کارگزاران تاکنون نتوانسته است به عنوان یک رسانه عمومی و غیروابسته به سازمان و گروه سیاسیاش ظاهر شود و از طرف دیگر هم موفق نشده است نقش خود را در تمام ارگان یک حزب سیاسی بر درستی ایفا کند. به عنوان مثال، در میان انبوه مطالب انتشار یافته از سوی این روزنامه مطالبی که پیرامون نگرشها و تحلیلهای اعضای کارگزاران باشد سهم کمتری دارد. روزنامه کارگزاران در حال حاضر میان دو وضعیت متفاوت روزنامهنگاری یعنی از یکسو به عنوان رسانهای فراگیر و از سوی دیگر به عنوان ارگان یک حزب سیاسی در نوسان بوده است؛ به عنوان مثال هنگامی که نشریهای به عنوان ارگان یک حزب منتشر میشود، طبیعی است که هیچ فرد و گروه دیگری توقع انعکاس مطالب خود را از سوی این مطبوعه ندارند در حالی که مشاهده میکنیم روزنامه کارگزاران از نظرات و دیدگاههای گروههای سیاسی دیگر مطلع شده و آنها را منعکس میکند. پس از گذشت یک سال اکنون زمان آن فرا رسیده که کارگزاران موقعیت خود را نهایی کند، البته لازم به تذکر است که انتشار مقالات و دیدگاههای دیگران، سطح انتظارات و توقعات افراد به ویژه برخی از گروههای سیاسی که به هر دلیل از داشتن رسانه و نشریه و امکانات اطلاعرسانی محروم هستند را بالا برده است. آنچه که ذکر شد به این معنا نیست که روزنامه کارگزاران نتوانسته است نقش سیاسی خود را به عنوان یک رسانه منتقد و ارگان حزبی که نسبت به وضع موجود دارای مواضعی مستقل است، ایفا کند. با توجه به اینکه رهبر گروه کارگزاران یکی از ارکان موثر در حاکمیت است قابل توجه است که روزنامه این جریان توانسته است در نقد عملکرد کنونی دولت فعلی جسورانهتر از سایر رسانهها عمل کند. همه میدانیم که در این شرایط و در حالی که روزنامههای منتقد به شدت تحت فشار هستند و مقامهای دولتی کمترین نقدها را هم تحمل نمیکنند، انتقاد از رفتار و رویکرد سیاسی دولتمردان و ارزیابی برنامههای آن بیش از گذشته مورد نیاز است و روزنامه کارگزاران از این زاویه توانسته است بخشی از این نیازهای جامعه را تامین کند.
کشف مطالب و سوژههای جذاب برای دومین سال فعالیت این روزنامه بسیار مهم است ولی از نظر من از آنجا که اعضای موثر حزب کارگزاران سازندگی در این 28 سال در مسوولیتهای اجرایی مختلف نقش داشته و مدیریت کردهاند، انتظار میرود که برخی از مسائل گذشته که اکنون هم در هالهای از ابهام است و پرسشهایی که همچنان بیپاسخ مانده است را با انتشار مطالبی بیطرفانه و به قصد روشنگری در افکار عمومی ارائه کنند. به عنوان مثال چرا جنگ ایران و عراق پس از فتح خرمشهر ادامه پیدا کرد؟ ورود به این مقولات ممکن است برخی از سیاستمداران و حکومتگران را ناخشنود کند، اما یقینا طرح این مباحث به ویژه هنگامی که در راستای توجیه تصمیمات گذشته نباشد با استقبال مخاطبان مواجه خواهد شد و از طرف دیگر اعتماد مردم به فعالان سیاسی و اعضای این حزب را هم به دنبال خواهد داشت.