مجتبی فتحی
رایزنی در ریاض، انتقاد در تهران. این جلوه ای از دیپلماسی و سیاست خارجی این روزهای جمهوری اسلامی است؛ حوزه ای که هیچ گاه در ایران نتوانسته است جایگاه قابل اعتنا و مستقلی برای خود دست و پا کند و تصمیم گیری ها در آن فارغ از تاثیر گذاری های سیاسی باشد و از یک کانال واحد مطرح شود.
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات به ریاض سفر کرد تا با شاهزاده نایف بن عبد العزیز، ولیعهد جدید و وزیر کشور عربستان سعودی دیدار و گفت وگو کند؛ خبری که ابتدا توسط خبرگزاری رسمی عربستان اعلام و در داخل کشور نیز توسط روزنامه کیهان منتشر شد تا پس از آن سایر روزنامه ها امکان تحلیل و بررسی آن را پیدا کنند. اما انتشار خبر این سفر در این روزنامه همچون گذشته از جنسی دیگر بود و این بار نیز با نگاهی انتقادی همراه شد. این در حالی است که برخلاف جریان نزدیک به این تفکر دولت و دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی، نگاهی متفاوت به این سفر داشت و این سفر را مثبت ارزیابی کرد.
فارغ از نوع سفر، فرد سفر کننده و پیامی که انتقال داده شده است آنچه در این مقال مورد توجه است نه رایزنی های وزیر اطلاعات در ریاض بلکه حواشی آن است؛ حواشی ای که نمونه ای از بلند شدن صدای انتقادات از گوشه و کنار است؛ صدایی که برخلاف چند سال گذشته دیگر، گاهی همنوا با دستگاه های رسمی نیست تا پیامی واحد به خارج از مرزها مخابره شود. مشکلی که در دوره ای هم گریبان گیر دولت اصلاحات بود و این دولت نتوانست به طور مستقل پیام خود را به خارج از کشور منتقل کند، چراکه هرازگاهی از برخی تریبون های غیررسمی مواضعی اتخاذ و مطرح می شد که بر خلاف سیاست های دولت حاکم بود. با این حال پس از روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد و تغییر در رویکرد دیپلماسی جمهوری اسلامی پس از کنار گذاشتن سیاست تنش زدایی، صدا های متفاوت و متناقض دیگر، کمتر شنیده می شد و رویکرد واحدی اتخاذ و انتقال پیام ها معمولااز همان کانال مربوطه یعنی وزارت امور خارجه انجام می گرفت. این در حالی است که شکاف میان اصولگریان موجب شده برخی بکوشند این رویه را تا حدودی دستخوش تغییر کنند. این در حالی است که در جهان امروز که به وسیله مرزهای جغرافیایی از یکدیگر جدا می شوند و با جامعه بزرگ تری به نام «جامعه بین الملل» مرتبط است، تحت نام «کشور» روابط بین المللی خود را به وسیله یکی از «واحدهای سیاسی» به نام «سیاست خارجی» سازماندهی می کند و مسوول سازماندهی و تنظیم و این امر نیز به تشکیلاتی به نام وزارت امور خارجه سپرده شده است.
سیاست دولت ها اصولایا به امور داخلی مربوط می شود یا به امور بین المللی؛ اصطلاح سیاست خارجی در مقابل امور داخلی به کار می رود. درخصوص سیاست خارجی به تعریف های زیادی برمی خوریم، بدون اینکه این تعریف ها تفاوت ماهوی و مفهومی داشته باشند و تقریبا همه آنها به یک مفهوم اشاره دارند. اما از میان آنها این تعریف کامل تر و روشن تر به نظر می رسد: «سیاست خارجی» عبارت است از خط مشی و روشی که دولت در برخورد با امور و مسایل خارج از کشور برای حفظ حاکمیت و دفاع از موجودیت و تعقیب و تحصیل منافع خود اتخاذ می کند.
عده ای معتقدند سیاست خارجی، پلی است که سیاست داخلی را به محیط بین الملل ارتباط می دهد. این سخن کوتاه، به نوعی بیانگر تمایز محیط داخلی از محیط بین المللی است و در مطالعه سیاست خارجی، درک هر دو محیط ضروری است. کسانی که خواهان شناخت درست سیاست خارجی هستند، در قدم نخست باید مرزهای بین دو حوزه سیاست داخلی و خارجی را تشخیص دهند. در هر حال در هر نظام سیاسی، تصمیمگیری و تصمیم سازی در حوزه سیاست خارجی دارای مجاری مشخصی است و فقط مقامات و مراجع مشخص میتوانند با اعلام موضع، پیام و سیگنال یک کشور را منتقل کنند. بار دیگر با تاکید بر اینکه جایگاه وزیر اطلاعات در این سفر اکنون مورد بحث نیست این سفر در شرایطی انجام گرفت که سخنگوی وزارت امور خارجه از آن استقبال و این سفر را مثبت ارزیابی کرد. رامین مهمانپرست درباره این سفر گفت: وضعیت منطقه ایجاب می کند که کشورهای موثر با یکدیگر رایزنی و تبادل نظر کنند. یکی از موضوع هایی که هم اکنون در منطقه فوق العاده حایزاهمیت است مسایل امنیتی است. طرح ها و توطئه هایی در حال شکل گیری است تا ارتباط و همکاری های کشورهای منطقه را به خطر بیندازد. وی تصریح کرد: حتما یکی از مسایل مورد گفت وگو در این سفر بررسی سوء تفاهم ها میان دو کشور است.
تهران و ریاض در روابط پر فراز و نشیب خود که همزمان با «بهارعربی» تنش و تخاصم را جایگزین تفاهم کرده اند در ماه و هفته های اخیر با طرح ادعایی (از سوی آمریکا) تلاش جمهوری اسلامی ایران برای ترور سفیر عربستان در واشنگتن، سرد ترین دوران روابط خود را پشت سر می گذرانند که این امر منجر به جدایی بیش از اندازه دو کشور و نزدیکی بیش از پیش ریاض و واشنگتن شده است. اساسا عربستان طی سال های گذشته پشتوانه ای به نام ایالات متحده را داشته و دو کشور در تنگناها و دشواری های منطقه ای به موقع به یکدیگر اتکا کرده اند. بر این اساس هم عربستان به آمریکا نیاز دارد و هم آمریکا به عرب ها. آمریکا به خصوص پس از وقوع انقلاب های زنجیره ای خاورمیانه، نگرانی عمده ای دارد و آن برهم خوردن ثبات و تعادل در خاورمیانه به عنوان عمده ترین صادرکننده نفت و گاز جهان است. از این رو با توجه به اینکه ایران و آمریکا سال هاست که در دوران جنگ سرد به سر می برند گسترش رایزنی های منطقه ای و رفع سوءتفاهمات می تواند به مدد جمهوری اسلامی بیاید و زمینه شکست اجماع های بین المللی و منطقه ای علیه جمهوری اسلامی را فراهم آورد. شاید این همان دیدگاهی باشد که اکنون در وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی حاکم است.
همان طور که علی اکبر صالحی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی از جمله برنامه های اصولی خود را کاهش تنش با کشورهای منطقه و بهبود روابط با آنها و در راس آن عربستان سعودی اعلام کرده بود هرگاه که در این مسیر قدم برداشته با مخالفت های بسیاری روبه رو شده و صداهای مخالف از تریبون های رسمی و غیررسمی مانع از تحقق این خواست اصولی وزارت امور خارجه شده اند. نمونه دیگر از موارد بحث برانگیز و مورد اختلاف در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی، بحث تنگه هرمز است؛ موضوعی که گفته می شود از جمله مواردی بوده که مورد بحث و بررسی احتمالی وزیر اطلاعات در دیدار با ولیعهد عربستان سعودی هم قرار گرفته است. حالاکه غربی ها از احتمال تحریم نفتی ایران دم می زنند و اجرای این تصمیم را در ماه های آتی محتمل دانسته اند، ایران نیز اعلام کرده که تحریم نفت حکم خط قرمزش را دارد و در صورتی که آنها از خط قرمز ایران رد شوند، می تواند پا روی خط قرمز آمریکایی ها بگذارد؛ یعنی بستن تنگه هرمز. با این حال رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه در گفت وگو با العالم تاکید کرد: جمهوری اسلامی ایران بار ها اعلام کرده که بحث بستن تنگه هرمز در دستور کار قرار ندارد، زیرا بر این باور است که ثبات و آرامش باید در منطقه برقرار باشد و همه کشورهای منطقه در سایه امنیت و آرامش برای پیشرفت و توسعه تلاش کنند.
با این حال در موضعی متفاوت با سخنان سخنگوی وزارت امور خارجه به عنوان موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران، پرویز سروری، رییس کمیته امنیت داخلی مجلس دیروز اعلام کرد که جمهوری اسلامی ایران نمی تواند در برابر تهدیدات دست بسته سکوت کند و اگر دشمنان بخواهند تهدیدات علیه ایران را عملی کنند، یقینا ما نیز از ظرفیت های خود استفاده خواهیم کرد که تنگه هرمز یکی از این ظرفیت هاست. این سخنان با وجود آنکه موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران محسوب نمی شود، با این حال نمی توان انتظار داشت که فاقد تبعات احتمالی باشد، چراکه این گونه مواضع توسط دستگاه های تبلیغی ضد ایرانی رسانه های غربی به عنوان مستندی از تفاوت مواضع دیپلماسی ایران مورد بزرگنمایی قرار گرفته و به اهرم فشار تبلیغی مبدل می شوند. آنچنان که از کنار سخنان چندی پیش حسین ابراهیمی، معاون کمیته امنیت ملی مجلس به سادگی گذر نکردند و ترکیه که به عنوان معدود کشورهایی است که در منطقه هنوز هم رابطه قابل قبولی با جمهوری اسلامی دارد، خواستار توضیح تهران نسبت به آنچه اظهارات تهدید آمیز این نماینده خواند، شد.
ابراهیمی چندی پیش، به ترکیه هشدار داده بود که این حق طبیعی ایران است که در صورت تهدید شدن، پایگاه های ناتو در ترکیه را هدف قرار دهد، در همین حال ترکیه خواستار توضیح ایران در زمینه این تهدید شد. به گزارش روزنامه زمان ترکیه، منابع دیپلماتیک فاش کرده اند که احمد داووداوغلو، وزیر امور خارجه ترکیه خواستار ارایه توضیح از همتای ایرانی خود علی اکبر صالحی شده است. این در حالی است که دیپلمات ها پیشتر گفته بودند که وزارت امور خارجه ایران اطمینان داده است که از چنین تهدید هایی حمایت نمی کند و این هشدارها در سیاست وزارت امور خارجه تاثیرگذار نیست. به گفته این دیپلمات ها، مقامات ایرانی از آنکارا درخواست کرده اند که تنها به بیانیه ها و اظهارات مقامات رسمی ایران مانند وزیر امور خارجه یا رییس جمهور توجه کنند.
بر این اساس با جمیع این جهات می توان یادآور شد از ویژگی های دیپلماسی تاثیرگذار در سطح جهانی، همنوایی نهادهای مرتبط با آن است و اگر نهادهای غیررسمی اما تاثیرگذار مواضعی متفاوت با موضع وزارت خارجه به عنوان سکان دار دیپلماسی کشور اتخاذ کنند، ضریب تاثیرگذاری خواسته یا ناخواسته کاهش خواهد یافت که این امر در چارچوب منافع ملی نیست.