تاریخ انتشار : ۰۶ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۹  ، 
کد خبر : ۲۳۴۲۲۰

بن‌لادن بدون طالبان


نوبل آبزرواتور
ترجمه: یاسمن منو

اکنون پس از شکست حکومت طالبان این سؤال باقی است که او کجاست؟ در پناهگاهش در خوست (Khost) به فاصله یک ساعت و نیم از مرز پاکستان، در قعر تودرتوهای تونل‌ها و غارهایی که در سال‌های 80 درست کرده است و موشک‌های آمریکایی نتوانستند در سال 1998 آنها را نابود کنند؟ آیا با سه همسر و چند تن از فرزندان متعددش در کنار ملامحمد رهبر مخفی طالبان نزد مهمانداران و حامیانش می‌باشد؟
آیا همراه گارد شخصی خود در کوه‌های جلال‌آباد است؟ یا آنطور که یکی از فرماندهان نظامی روسیه آناتولی کواشنین می‌گوید در یک پناهگاه 4 متر در 4 متر خاک گرفته در تپه‌های مشرف به مزارع خشخاش جنوب کشور پنهان شده است؟ آیا در یکی از پایگاه‌های مخفی در کنار جنگجویانش در مقابل تلویزیون نشسته در حالی که تلفن ماهواره‌ای‌اش در کنارش قرار دارد؟ یا اینکه اینک از افغانستان خارج شده و یاد آخرین «‌‌‌‌شهیدان جهاد»‌‌‌ را در یکی از مدارس اسلامی پاکستان محل تولد گروه طالبان جشن می‌گیرد؟
هنوز زود است که اظهارنظر کنیم که آیا اسامه بن‌لادن شخصاً برنامه‌ریز و آمر اعمال تروریستی بود که قلب آمریکا را هدف قرار داد، اعمالی که دنیا را در وحشت فرو برد یا آنکه توان نظامی شبکه‌های خود را در اختیار یک گروه ناشناس قرار داده است.
ولی آنچه روشن است اینکه میلیاردر ناراضی سعودی به طور رسمی از طرف واشنگتن مسؤول این حملات شناخته شده است و هدف اصلی واکنش تلافی‌جویانه آمریکا است. به گفته «‌‌‌‌اف‌.بی‌.آی»‌‌‌ سرنخ‌های به دست آمده از تروریست‌ها همه با سازمان‌هایی منتهی می‌شوند که به وسیله بن‌لادن از افغانستان کنترل می‌شوند و 16 تن از 19 هواپیماربا که در عملیات انتحاری کشته شدند «‌‌‌‌به طور مستقیم یا غیرمستقیم»‌‌‌ با بن‌لادن مرتبط بودند.
برخی از آنها حتی به طور مشخص از طرف پلیس شناخته شده بودند. از سال 1996، پس از آنکه بن‌لادن اولین اعلامیه خود خطاب به مسلمین جهان برای جهاد ضدآمریکا را منتشر کرد، اسلام‌گرای سعودی و القاعده زیرنظر اف.‌بی.آی و وزارت اطلاعات آمریکا قرار داشتند. وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالانه خود او را «‌‌‌‌یکی از پدرخوانده‌ها و منابع مالی تروریسم جهانی»‌‌‌ معرفی کرده است. سازمان سیا نیز (‍CIA) یک هسته ویژه را مسؤول نموده تا روزانه فعالیت‌های القاعده و ارتباطات سازمان را با دیگر شبکه‌های اسلامی جهان تحت‌‌‌نظر بگیرد.
قبل از تراژدی اخیر آمریکا، دهها عملیات ضدآمریکایی طی سالهای 1992 -‌‌‌‌‌‌‌‌ 1998 در خاورمیانه، آفریقا، آسیا و آمریکا که منجر به کشته‌ شدن 300 نفر گشت به بن‌لادن نسبت داده شده است.
دانشجوی پیشاور
اسامه بن‌لادن، مردی است که بیش از هر کس قوه قضائیه آمریکا در تعقیب اوست، به طوری که 5 میلیون دلار برای دستگیریش جایزه تعیین کرده است. کسی که متهم است در عرض چند دقیقه وحشت مطلق آفرید و دشمن شماره یک آمریکا شناخته شد. این مرد بیست سال پیش یکی از کارتهای اصلی برنده ویلیام کیسی رئیس سیا بین سالهای 1981 تا 1987 در جنگ علیه ارتش شوروی در افغانستان به حساب می‌آمد.
اسامه ‌بن‌‌‌لادن در 23 سالگی درست پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه عبدالعزیز جده برای اولین‌‌‌بار در سال 1980 وارد پیشاور «‌‌‌‌شهر اسلحه‌سازان و اسلحه‌فروشان پاکستان»‌‌‌ شد. در آن شهر بود که مجاهدین افغان پایگاه‌های خود را برای مقابله با رژیم کابل مستقر کرده بودند.
چند سال قبل از این تاریخ در 26 دسامبر 1979 ارتش شوروی وارد افغانستان شده بود تا رهبر حزب کمونیست افغانستان ببرک کارمل را که باعث سرنگونی حفیظ‌الله امین شده بود مورد پشتیبانی قرار داده و این کشور را که مورد کشمکش دو امپراتوری قدیمی روسیه و انگلیس بوده به یک «‌‌‌‌جمهوری دموکراتیک»‌‌‌ یعنی یکی از اقمار مسکو تبدیل نماید.
اولین حرکت ضددولتی در شهر نورستان در سال 1978 به رهبری ملاها و سران قبایل اتفاق افتاد. سپس ناآرامی‌ها به دیگر مناطق از جمله مرکز و شمال شرقی سرایت کرد و آنگاه گروه‌های پشتو که نیمی از جمعیت افغانستان را شامل می‌شوند درگیر نبرد شدند. با دخالت چتربازان روسی جنگ داخلی در نظر غربی‌ها به جنگ یک ملت علیه کمونیسم و از مسلمانان به جنگ مقدس تبدیل شد.
بن‌لادن در دانشگاه ملک عبدالعزیز با ذهنیت واقعی این مبارزه و اهمیت ‌اساسی‌اش برای مؤمنان آشنا شد. همانطور که آرزوی پدر او محمد بن‌لادن بود،‌ او ابتدا مدارک خود را در مهندسی و اقتصاد از دانشگاه گرفت ولی بن‌لادن جوان بحث با عبدالله اعظم روحانی اردنی فلسطینی‌الاصل را که معلم و رهبر خود می‌داند بر بحث بر سر مقاومت مواد یا باردهی اقتصادی ترجیح داد.
روحانی اردنی معتقد بود که اسلام بایست به اصل و ریشه خود بازگردد و جهاد در افغانستان وظیفه هر مسلمان واقعی است. این عقیده رهبران چریکهای افغانستان نیز بود که بن‌لادن پیشتر با آنها در پیشاور ملاقات کرده و تحت‌‌تأثیر این جنگجویان قرار گرفته بود، کسانی که با سلاح‌های قدیمی و صرفاً اعتقاد مذهبی خویش در مقابل یکی از امپراطوری‌های جهان قد علم کرده بودند.
هنگامی که چند ماه بعد بن‌لادن از عربستان به پیشاور بازگشت دست‌خالی نبود. با تکیه به روابط فامیلی خود در کشورش و همچنین در دیگر کشورهای خلیج، بن‌لادن مبلغ قابل توجهی جمع‌آوری کرده که تحویل رهبران چریکی افغان داد. در این هنگام، استاد عبدالله اعظم از طرف اخوان‌المسلمین و سازمان جهانی اسلام، مأمور شده بود تا در پیشاور هدایای مسلمانان جهان را جمع‌آوری و بین مجاهدین تقسیم نماید.
همراه اعظم فرستاده ویژه‌ای از عربستان به نام عبدل‌‌‌الرسول سیاف نیز وجود داشت که از طرف ریاض مأمور بسط و رشد وهابیت بود. یکی از مخاطبین خاص اعظم و سیاف، گلبدین حکمتیار از رهبران مجاهدین بود. حکمتیار پشتوی 30 ساله‌ای بود. که از سالهای 1970 با سازمان اطلاعات پاکستان (ISI) مرتبط بود. او دانشجوی مهندسی بود که چندین بار به خاطر مبارزه‌طلبی اسلامی خود در کابل به زندان افتاده و در سال 1976 حزب اسلامی را بنیان گذارد.
اعظم، سیاف و حکمتیار سه مخاطب اصلی بن‌لادن در سال 1982 بودند. سالی که او با تأیید رئیس سازمان اطلاعات سعودی، شاهزاده ترکی الفیصل و شاهزاده سلطان برادر شاه فهد در افغانستان مستقر شد تا بر جمع‌آوری کمکهای نقدی برای مجاهدان نظارت کند. همراه وی یک گروه مهندس، تعداد زیادی کامیون و ماشینهای سنگین راهسازی وارد افغانستان شدند. این نیروی انسانی و فنی از طرف خانواده بن‌لادن در اختیارش قرار گرفته بود.
با تحرک اخوان‌المسلمین و سازمان جهانی اسلام سیل کمکها به سوی پیشاور سرازیر شد. برای منظم ‌نمودن و جهت دادن به همبستگی دنیای اسلام با مجاهدان، اعظم، استاد بن‌لادن در سال 1984 «‌‌‌‌مکتب القدمت»‌‌‌ را بنیان گذارد. وظیفه این سازمان جمع‌آوری کمکهای نقدی، استقبال و اسکان و آموزش اولین «‌‌‌‌داوطلبین مسلمان» بود. دفاتر این سازمان در کشورهایی مانند مصر، عربستان سعودی، پاکستان، ‌سودان و همچنین در آمریکا در شهرهای بروکلین و دیترویت گشوده شدند.
این امر با تأیید دولت آمریکا صورت گرفت. از سال 1979 سازمان سیا از طرف دولت آمریکا اجازه گرفت که کمکهای مخفیانه‌ای به شورشیان افغان ارسال کند. ویلیام کیسی (رئیس سیا از 1981 تا 1987) معتقد بود که این کمکها می‌بایست افزایش یابد. در سال 1984 بودجه سیا برای عملیات مخفی در افغانستان متجاوز از 100 میلیون دلار بود. در سال 1986 کیسی از کنگره تأییدیه گرفت تا هزار موشک زمین به هوای استینگر برای مجاهدین افغان ارسال کند.
سازمان اطلاعات پاکستان با پشتیبانی سیا و شبکه مسلمانان بنیادگرا، داوطلبین مسلمان را عضوگیری و سپس به پاکستان می‌‌‌فرستاد. آنها زیر نامهای مختلف دفاتر مکتب القدمت از لندن تا جاکارتا گسترش پیدا کردند. پانزده سال بعد این دفاتر تبدیل به مراکز مخفی وابسته به بن‌لادن شدند.
000/100 دواطلب برای جهاد
محققین امروز حدس می‌زنند که بین سالهای 1982 تا 1992 نزدیک به 35000 جوان مسلمان از 40 کشور عمدتاً عرب در اردوگاه‌های رزمی در مرز افغانستان آموزش دیدند و با اولین تجربه جنگی خود در کنار مجاهدین افغان آشنا شدند. ده‌ها هزار نفر نیز در مدارسی که در مرز پاکستان بوسیله دولت و علمای پاکستان ایجاد شده بود اقامت گزیدند.
بدین‌ترتیب بیش از صد هزار مبارز اسلامی از آفریقا، آسیا، خاورمیانه، اروپا و حتی آمریکا در طول این 10 سال در افغانستان و پاکستان ساکن شدند تا در این دانشگاه چریکی، تئوری و عمل مسلحانه را بیاموزند. در همانجاست که برخی از رادیکال‌‌ترین گروههای صلح اسلامی الجزایری که به «افغان»‌‌‌ مشهورند، شکل گرفتند.
در این بازی بزرگ استراتژیک سرنوشت مردم افغانستان وزنه سنگینی به حساب نمی‌آمد. برای رهبران پاکستان که همواره سایه تهدید هند را بر بالای سر خود احساس می‌کنند و هیچ هویت ملی بجز مسلمان بودن برای خویش قائل نیستند از یکطرف موقعیتی بود تا به عنوان گردآورنده و رهبر جهان اسلام شناخته شوند و از طرف دیگر از ایجاد یک حکومت ملی غیرمذهبی که احتمال نزدیکی با دهلی را داشت جلوگیری کنند. اکنون برای شاهزاده‌های سعودی مثل همیشه گسترش وهابیت مطرح بود. برای کاخ سفید آنچه مطرح بود نشان دادن این امر بود که جهان اسلام در کنار آمریکا در مبارزه جهانی علیه کمونیسم قرار گرفته است.
بن‌لادن که به ظاهر نسبت به این حساب‌گیری‌ها بی‌تفاوت بود در پیشاور مستقر باشد و خستگی‌ناپذیر می‌نمود. بعد از آنکه به کمک مهندسین خود با کامیون، بولدوزر... راهها، انبار،‌ سربازخانه و سیلوهای نظامی ساخت، در سال 1986 با دینامیت غارهای خوست (khost) را گسترش داد و از طریق تونل‌های متعدد بهم متصل کرد و آن‌ها را تبدیل به انبار اسلحه و مهمات و یک بیمارستان برای جنگجویانش کرد. این اولین پایگاهش بود.
محبوبیت او نزد داوطلبین به حدی بود که سازمان اطلاعات پاکستان به او پیشنهاد رهبری گروه نظامی سعودی را داد. البته ژنرال حمیدگل ترجیح ‌می‌داد که این مسؤولیت را یک شاهزاده سعودی به عهده گیرد ولی اعضای خانواده سلطنتی گرچه برای جهاد مقدس دست و دلباز بودند ولی هیچ علاقه نداشتند در عمل و در موقعیت خطرناک قرار گیرند. از طرف دیگر نفوذ خانواده بن‌لادن در دربار سعودی و ثروت 300 میلیون دلاری مرد جوان او را همپایه یک شاهزاده قرار می‌داد.
صلح؟ خیر جنگ داخلی
پدر بن‌لادن، محمد بن‌لادن اصلیتش یمنی است. او ثروت عظیمی معادل 5 میلیارد دلار گرد آورده بود. وی مقاطعه‌کار اصلی خاندان سلطنتی سعودی برای زیباسازی اماکن مقدسه مکه و مدینه بود. هنگامی که در سال 1979 یک گروه کماندویی مخالف حکومت، مسجد مکه را اشغال کرد با کمک نقشه‌های دقیق ساختمان که شرکت بن‌لادن در اختیار داشت نظامیان سعودی به یاری ژاندارم‌های فرانسوی ((GlGN توانستند کنترل اوضاع را در دست گیرند.
این خدمتی است که شاهزاده‌های سعودی از یاد نمی‌برند. هنگامی که بن‌لادن تقریباً به صورت نماینده رسمی عربستان سعودی در بین رهبران مقاومت شناخته شد، وی همپایه شاهزاده ترکی و ژنرال حمیدگل به حساب آمد. پس از آن که عبدالله اعظم استاد بن‌لادن و دو پسرش در یک حمله در سال 1989 در پیشاور کشته شدند وی رهبری سازمان القدمت (MAK) را به عهده گرفت و آن را تبدیل به سازمانی به نام القاعده کرد که هزاران جنگجو را در شرق افغانستان در اردوگاه‌ها تحت پوشش داشت.
ولی وهابیت خشن این داوطلبین، کم‌کم موجب ناراحتی افغان‌ها شد. به خصوص ارتباط نزدیک آنان با پشتوهای افراطی طرفدار حکمتیارایشان را هر روز بیشتر از دیگر گروه‌های ملی و مذهبی همچون تاجیک‌ها و شیعیان دور کرد.
آیا عقب‌نشینی روس‌ها در فوریه 1989 که مجاهدین آن را یک پیروزی تلقی می‌کنند به جنگ و دعواهای داخلی پایان بخشید؟ خیر، پس از جنگ علیه اشغالگران خارجی جنگ داخلی بین نیروهای مقاومت آغاز شد. جنگی که قتل فرمانده مسعود چند روز قبل از حملات به نیویورک و واشنگتن نشانه ادامه آن بود. بن‌لادن که از نبود اتحادیه نیروهای مقاومت پس از پیروزی هدیه شده الهی بسیار ناراحت بود به عربستان سعودی بازگشت.
هنگامی که در تابستان 1991 صدام‌‌‌حسین خاک کویت را اشغال کرد، بن‌لادن به شاه فهد پیشنهاد داد که سربازان تحت اختیار خود را برای بیرون راندن عراقی‌ها از کویت ارسال دارد. او به هیچ‌‌‌وجه درک نکرد چرا پیشنهادش رد شد و چرا در مقابل، پادشاهی عربستان از آمریکا تقاضای کمک کرد.
با ورود بیش از نیم میلیون سرباز آمریکایی به خاک عربستان سعودی بن‌لادن هفته‌ها تلاش کرد تا از علما فتوایی مبتنی بر ضدیت حضور نیروهای کافر در سرزمین پیامبر بگیرد ولی موفق نشد. هنگامی که پس از شکست عراق دریافت که 20000 سرباز آمریکایی در عربستان مستقر شد‌ه‌اند خشمگین شده و وزیر کشور شاهزاده نایف را «‌‌‌‌خیانتکار به اسلام»‌‌‌ خطاب کرد. این‌بار شاه فهد بی‌تفاوت نماند و اسامه بن‌لادن را «عنصر نامطلوب» معرفی کرد.
سرمایه‌گذار تروریست
این‌بار سودان او را پذیرا شد. در ژوئن 1989 در خارطوم ژنرال عمرالبشیر به کمک اخوان‌المسلمین و شخص پیچیده‌ای به نام حسن الترابی که برای پیشبرد «‌‌‌‌انقلاب اسلامی»‌‌‌ می‌جنگید، قدرت را در دست گرفت. سودان با آغوش باز از بن‌لادن استقبال کرد. وی به طور رسمی به عنوان مقاطعه‌کار و سرمایه‌گذار وارد این کشور شد و در عوض چند ماه میلیون‌ها دلار به اقتصاد سودان پول تزریق شد. در حول بانک اسلامی الشمال که در آن 50 میلیون دلار سرمایه‌گذاری کرده بود نیم دو جین شرکت جدید به وجود آورد که کارکنانش ترجیحاً از مبارزین سودانی یا خارجی قدیم افغانستان بودند.
در میان این شرکت‌ها برجسته‌ترین‌شان شرکت ساختمانی الحجره بود که فرودگاه جدید بندر سودان و اتوبان خارطوم بندر سودان را ساخت. ولی شرکت‌های دیگری نیز فعالیت می‌کردند مانند یک شرکت صادرات و واردات، یک کارخانه داروسازی به اسم الشیر او یک شرکت بازرگانی به اسم سرمایه‌گذاری طبا که انحصار صادرات شیره درخت اقاقیای عربی سودانی را داشت و بزرگ‌ترین مشتریانش تولیدکنندگان سودان در آمریکا بودند.
در ظاهر سرباز جهاد سابق تبدیل به یک بازرگان شده بود. وقت خود را یا در خانه‌اش در خارطوم که به وسیله پلیس محافظت می‌‌شد می‌‌‌گذراند یا در مزرعه‌‌ای نزدیک پایتخت و در کنار رودخانه نیل که دیوار‌های بلند آن را احاطه کرده بودند و به گفته خود در آنجا انواع گیاهان تغییر یافته ژنتیکی را آزمایش می‌کرد.
ولی در واقع در پوشش این شرکت‌های قانونی، وی در حال ایجاد یک شبکه تروریسم جهانی بود که پایه‌هایش بر روی روابط ایجاد شده در اردوگاه‌های پاکستان و افغانستان استحکام یافته بود. جنگ ضدشوروی میراث بزرگی برای داوطلبین این «‌‌‌‌لژیون اسلامی»‌‌‌ گذاشته بود. هزاران رابطه شخصی سیاسی، دانش و عمل، پایگاه‌های نظامی، تسلیحات (به طور مثال 300 تا 500 stinger) اعتماد متقابل و میل به ادامه مبارزه و این، آن سرمایه‌ای است که بن‌لادن از آن بهره‌برداری کرد.
در نظر بن‌لادن، آمریکای پرمدعا، (متحد دیروزش) نه تنها سرزمین مقدس را آلوده کرده، بلکه بر مردم عراق ظلم روا داشته و پشتیبان اشغالگران اسراییلی می‌باشد. او وظیفه خود می‌داند که با پول، تسلیحات و تمرین نظامی آنان را که مایل به ادامه جنگ مقدس هستند یاری دهد. در این صورت اردوگاه‌ها در اختیار مسلمانان مصری، الجزایری، تونسی و فلسطینی قرار گرفت و اهداف حمله انتخاب شدند.
در دسامبر 1992 به یک هتل در عدن حمله شد. هدف حمله سربازان آمریکایی عازم مأموریت «‌‌‌‌بازگشت امید»‌‌‌ در سومالی بودند. در این حمله دو توریست اتریشی کشته شدند. گروه تحقیق سردرگم بود لیکن امروز همه می‌دانند که این آغاز کار بن‌لادن در عملیات تروریستی بود. سه ماه بعد یک وانت بمب‌گذاری شده در زیرزمین مرکز تجارت جهانی نیویورک 6 کشته و 1000 مجروح به جای می‌گذارد.
10 نفر در آمریکا دستگیر می‌‌شوند از جمله شیخ عمر عبدالرحمان یک معمم مصری که از سال 1990 در آمریکا مستقر شده است. هیچ رابطه شخصی بین شیخ عبدالرحمان و اسامه ‌بن‌‌‌لادن وجود ندارد ولی مبارزین گروه اسلامی جهاد اسلامی که او رهبر روحانی‌اش می‌باشد در اردوگاه‌های سودان آموزش دیده‌اند. متهم شماره یک این حمله، رمزی احمد یوسف که در سال 1995 در پاکستان دستگیر شد، قبلاً در اردوگاه‌های افغانستان و پاکستان به سر می‌برد. بدین‌ترتیب طالبان متولد شد.
در سال 1993 به واسطه حضور تروریست سعودی در خاک سودان، این کشور از طرف وزارت امور خارجه آمریکا در لیست کشورهای حامی تروریسم قرار گرفت. سال بعد، با وجود داشتن روابط دوستانه بین بن‌‌‌لادن و شاهزاده ترکی الفیصل و رئیس سازمان اطلاعات پاکستان ملیت سعودی وی به طور رسمی لغو می‌گردد.
سودان نیز که با تحویل کارلوس به فرانسه خواست روابط دوستانه با غرب را حفظ کند، حاضر نبود مورد خشم واشنگتن قرار گیرد و این درست در زمانی بود که شرکتهای آمریکایی علاقه خود را به منابع نفتی سودان نشان داده بودند. لذا از بن‌لادن درخواست کردند که سودان را ترک نماید.
بدین‌‌ترتیب در ماه مه 1993 بن‌لادن همراه 3 همسر، 13 فرزند، محافظین شخصی و تعداد کمی از طرفداران خویش با جت شخصی به جلال‌آباد رفت و در آنجا شورای محلی قول محافظت از او را داد.
صحنه سیاسی افغانستان کاملاً دگرگون شده بود. متحد قدیمی‌اش حکمتیار در طول جنگ خلیج از صدام‌‌‌حسین دفاع کرده و بدین واسطه مدافعین قبلی پاکستانی و سعودی‌اش دیگر او را حمایت نمی‌کردند. ولی سازمان اطلاعات پاکستان حاضر نبود افغانستان را به دست تاجیکهای تحت رهبری مسعود و متحدین شمالیش بسپارد. قبایل پشتو پاکستان نیز هرگز این امر را نمی‌پذیرفتند. بدین‌واسطه سازمانهای مخفی پاکستان از بین هزاران محصل مدارس مرزی که اکثریت پشتو بودند خلق‌الساعه یک جنبش جدید سیاسی نظامی درست کردند که طالبان نام گرفت.
این «‌‌‌‌محصلین مذهبی»‌‌‌ که از یک سنت شرافتی قبیله‌ای بی‌رحمانه پیروی می‌کردند و دنباله‌رو اسلامی قرون وسطایی هستند به وسیله نظامیان پاکستانی راهنمایی می‌شدند و از نظر نظامی موفق جلوه کردند. هنگامی که در سپتامبر 1996 طالبان کنترل کابل را به دست گرفت فقط سه کشور حکومت جدید را به رسمیت شناختند. عربستان سعودی، پاکستان و امارات متحده عربی.
آمریکا با احتیاط به این حکومت سنی بنیادگرا که بیشتر شبیه یک حکومت تحت‌الحمایه پاکستان بود برخورد کرد ولی این حکومت در ظاهر عنادی با ایالات متحده نداشت. حداقل برای مدتی، زیرا به زودی طالبان لحن خود را تغییر داد و اینجا باید تأثیر بن‌لادن را در نظر گرفت که در طول جنگ برای فتح کابل هزاران جنگجو خود را در اختیار طالبان گذاشته بود.
اولین اعلام علنی جهاد علیه ایالات متحده در اوت 1996 چنین می‌گوید:‌ «‌‌‌‌دیوارهای ستم و تحقیر که آمریکا برپا داشته جز با باران گلوله تخریب نمی‌شوند»‌‌‌ و این بیانیه باعث شد که در اوایل 1997 سازمان سیا عملیاتی مبنی بر از بین بردن و یا گرفتار نمودن او را برنامه‌ریزی کند.
حتی افغان‌ها و پاکستانی‌‌‌ها نیز برای این عملیات کماندویی‌ نام‌نویسی کرده بودند. لیکن عملیات افشا شد، بن‌‌لادن در جریان قرار گرفت و لذا عملیات منتفی شد. پس از این اخطار بود که ملاعمر رهبر طالبان به بن‌لادن در قندهار پناه داد و از این شهر بود که بن‌لادن برای اتحاد تمامی سازمان‌های افراطی اسلامی تلاش کرد.
فتوای خوست
روز 23 فوریه 1998 در مقر خوست بن‌لادن با پنج رهبر اسلامی یعنی ایمان الظواهری رهبر جهاد مصر، عبدالسلام محمد امیر جهاد بنگلادش، سعدالرحمان خلیل سازمان انصار پاکستان، شیخ میرحمزه معاون جمعیت علما پاکستان و ریفایی طاها رهبر جامعه اسلامی مصر بیانیه‌ای امضا کرد مبنی بر تولد «‌‌‌‌جبهه جهانی اسلام برای جهاد علیه یهودیان و صلیبی‌‌ها»‌‌‌.
از پس این ملاقات همچنین فتوایی صادر شد مبنی بر اینکه «‌‌‌‌کشتن آمریکاییان و متحدانشان چه نظامی و چه غیرنظامی وظیفه هر مسلمان در هر کشوری که ممکن است می‌باشد»‌‌‌. از این پس هر یک از این جنبش‌ها و همچنین آنهایی که در این نشست شرکت نکردند لیکن بیانیه را تأیید کردند، تمامی شبکه، شعبه‌ها و مبارزین خود را در آسیا، اروپا، آمریکا برای شرکت در جهاد علیه آمریکا در اختیار سازمان القاعده بن‌لادن گذاردند.
از این پس استراتژیست‌های بن‌لادن با تکیه بر گروه‌های بنیادگرا در قلب مسلمانان از مانیل تا نیویورک امکانات زیادی به دست آوردند. از جمله مخفیگاه،‌ پایگاه، نیروهای بالقوه، حساب‌های بانکی صوری و وسایل ارتباطی. این امر شش ماه بعد در حمله به نایروبی و دارالسلام که 250 کشته بر جای گذاشت ثابت شد. در جواب به این حملات واشنگتن 70 موشک به پایگاه‌های افغانستان و کارخانه داروسازی خارطوم پرتاب کرد و همین پیچیدگی ارتباطات بود که امروز کار گروه‌های تحقیق و استراتژیست‌های ضدحمله را این چنین مشکل کرده است.
درست است که آمریکا وسایل زیادی برای امنیت خود در اختیار دارد. سازمان سیا با کمک ماهواره و کشف رمز شبکه بن‌لادن اعلام داشت که در سال 1999 از 7 حمله ضد مواضع آمریکا در آلبانی، عربستان سعودی، آذربایجان و تاجیکستان، اوگاندا، اروگوئه و ساحل عاج جلوگیری کرده است. ولی سیستم امنیتی و اف‌.بی‌.آی هر دو در کشف عملیات مقدماتی پیچیده و وحشیانه که در خاک خود آنها انجام شد ناتوان بودند.
تزلزل نمودن نظم جهانی
برخلاف تروریست‌های قدیم مثل کارلوس یا ابونضال، بن‌لادن در خدمت هیچ دولتی نیست. او در بین طالبان اسکان داشته، ولی ابزار رژیم طالبان نمی‌باشد. آنچه که انجام می‌دهد بر مبنای افکار تغییرناپذیر و اراده خویش برای کمک به اسلام است و نه خواست‌های یک ارباب. او می‌داند که او و شبکه‌اش ممکن است نابود شوند ولی بیم آن نیز هست که پایه‌های چندین حکومت نیز به خطر بیفتد. به جز طالبان که هیچکس افسوس نابودی‌اش را نمی‌خورد، پاکستان و همچنین عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی امروز در تقابل دوراهی مشکل قرار دارند.
آیا تزلزل نمودن نظم جهان همان چیزی نیست که بن‌لادن در پی آن است؟ این میلیاردر که خود را در خدمت مرگ قرار داده است، اگر دستگیر نشود می‌تواند آتش زیر خاکستر باشد. آتشی که ممکن است متحدین سنتی آمریکا در جهان عرب را با مشکلات اساسی روبرو کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات