تعریف و تبیین مفاهیم
1. جریانشناسی: یعنی شناخت فرآیند شکلگیری یک اندیشه به همراه مبانی فکری، اعتقادی و دیدگاههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دستهای از احزاب، گروهها و جناحهای سیاسی که دارای همسویی در مواضع، رویکردها و گفتمان باشند.
2. براساس این تعریف، جریانشناسی شامل گزارههای ذیل است:
الف) فرآیند شکلگیری یک اندیشه و تفکر؛
ب) بررسی فکری و اعتقادی و دیدگاههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دستهای از احزاب و گروههای سیاسی؛
ج) تبیین همسویی در مواضع، رویکردها و گفتمانها.
پیرامون ضرورت شناخت جریانات سیاسی نیز میتوان به برخی دلایل استناد کرد:
الف) تشخیص درست دوستان از دشمنان، خودی و غیر خودی، براساس آموزههای دینی و مکتبی؛
ب) تعیین نوع مواجهه و موضعگیری مناسب در برخورد با جریانات سیاسی براساس رسالت پاسداری از نظام اسلامی؛
ج) ظرفیتسازی و کارآمدسازی نیروهای سختافزاری و نرمافزاری برای مقابله با تهدیدات؛
د) توسعه و تعمیق انقلاب اسلامی و عمقبخشی داخلی با مهندسی فرهنگی و تأثیر بر افکار عمومی.2
2. جریان خودی: خودی در لغت به معنای آشنا، غیر غریبه، اهل، خویش و قریب آمده است.3 در اصطلاح نیز به کسی یا جریانی گفته میشود که پایبند به ارکان رکین نظام موجود و پیگیر اهداف و آرمانهای آن باشد. در نظام جمهوری اسلامی نیز جریان خودی، جریانی است که به سه رکن رکین و استوار اسلام، رهبری و وحدت مردمی پایبند بوده و به تواناسازی این سه رکن بپردازد و بینش، روش و موضعگیریهای او براساس این محورها شکل بگیرد.
مقام معظم رهبری پیرامون جریان خودی میفرمایند: «... خودی آن است که دلش برای اسلام میتپد، دلش برای انقلاب میتپد، به امام ارادت دارد و برای مردم به صورت حقیقی ـ و نه ادعایی ـ احترام قائل است.»4
3. جریان غیر خودی: در لغت، مقابل خودی قرار گرفته و به معنای بیگانه، غریبه، نااهل، غیر خویش و دور آمده است.5 در اصطلاح نیز به جریانی گفته میشود که در تضاد با نظام موجود بوده و نسبت به ارکان، اهداف و آرمانهای آن نظام، گاه حالت بیتفاوت و بیاعتنا و در مواقعی حالت تهاجمی داشته باشد.
در نظام جمهوری اسلامی، هر جریانی که در تضاد با ارکان سهگانۀ اسلام، رهبری و وحدت مردمی بوده و «دستورش را از بیگانه میگیرد، دلش برای بیگانه میتپد، دلش برای برگشتن آمریکا میتپد، از اوایل انقلاب در فکر ایجاد رابطه با آمریکا بود، به امام اهانت میکرد... اینها غریبهاند»6 و غیر خودی. اصول، معیارها و اهداف جریانهای غیر خودی در نظام جمهوری اسلامی اسلامی، تحت موارد ذیل میگنجد: بیاعتنایی به اسلام؛ ضدیت با اندیشههای امام خمینی قدسسره؛ ولایتگریزی؛ مخالفت با انقلاب و نظام اسلامی؛ پیروی از فرهنگ غرب و حب و بغض غیر الهی.
نحوۀ برخورد نظام با جریانات
وجود دو نوع جریان کاملاً متفاوت و متضاد خودی و غیر خودی، لزوماً اتخاذ دو نوع شیوۀ موضعگیری و نحوۀ تعامل را اقتضا میکند: شیوهای حساب شده و استراتژیک در برابر جریانات غیر خودی و شیوهای مناسب در مقابل جریان خودی.
1. شیوۀ تعامل با جریانات خودی:
جریان خودی در فرهنگ اسلامی بیش از یکی نیست و آن «جریان حق» است؛ هر چند ممکن است تمام حقگرایان تحت عنوان واحدی تمرکزنیافته باشد، اما در ماهیت، بین جریانات حق تفاوتی مشاهده نمیشود. بنابراین، تنها استراتژی و روشی که در برابر این جریانات میبایست اتخاذ کرد، سیاست «تقویت و همکاری همهجانبه» است؛ چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: «حق را هر کجا و در مورد هر کس از خاصان و نزدیکان که لازم آمد، اجرا کن!»7 و پیامبر اعظم اسلام صلیالله علیه و آله میفرمایند: «حق را از هر کسی بپذیر، خواه بزرگ باشد یا کوچک.»8
اکنون روش میشود که منطق برخورد با جریانات خودی و حقگرا، منطق حمایت و تقویت است و این روش، تنها راه پسندیده برای نظامهای الهی است و هر سیاستی غیر از این، مانند سیاست بیتفاوتی و یا خصومت با حق، از دیدگاه اسلام مردود و محکوم به شکست است.9
در مورد جریانهای خودی و نحوۀ تعامل نظام اسلامی با آنان، میتوان به جریان حزب جمهوری اسلامی و جمعیت مؤتلفه اسلامی و نحوه تعامل نظام با این جریانات اشاره کرد.
2. شیوۀ تعامل با جریانات غیر خودی
نحوۀ تعامل و برخورد با جریانات غیر خودی، منوط به نحوۀ عملکرد، اقدامات و عقاید این جریانات است. به طور کلی، جریانات غیر خودی پیش روی نظام اسلامی، از جهات گوناگونی قابل تقسیم و دستهبندی هستند که هر کدام از این دستهها به مقتضای حال خود، استحقاق تعامل و برخورد خاصی را خواهد داشت. در این قسمت به برخی از این تقسیمات اشاره میکنیم و نحوۀ برخورد با هر کدام را مورد بررسی قرار میدهیم.
الف) فریب خورده و مغرض:
غیر خودی فریبخورده، نه از روی فهم و درک، که به دلیل ناآگاهی و فهم نادرست در برابر نظام و در جبهه غیر خودی قرار گرفته است. از اینرو در مورد این دسته از غیر خودیها «پند و اندرز و آگاهی دادن» راهکار مناسبی برای مقابله است؛ مانند نحوه تعامل نظام با جریان انجمن حجتیه و اکثریت اعضای آن.
اما غیر خودی مغرض، برخلاف گروه اول، کاملاً از روی فهم و آگاهی و به دلیل منافع شخصی و دنیوی خود در برابر نظام موضعگیری میکند؛ زیرا منافع خود را در تضاد با نظام مییابد. این گروه از کسانیاند که سزاوار رفتار قاطع و بدون مسامحه از سوی نظام هستند؛ مانند نحوۀ برخورد نظام با جریانات نهضت آزادی و حزب توده.
ب) مهاجم مسلح و غیر مسلح:
در مقابل جریاناتی که صرفاً به فعالیتهای غیر مسلحانه علیه نظام میپردازند و دست به اقدامات خشن و تخریبی نمیزنند، اقدام به «امر به معروف و نهی از منکر» بهترین گزینه مقابله است؛ چه این که این گروه با قرار گرفتن در جبهه غیر خودی، مرتکب بزرگترین منکر سیاسی و اجتماعی شدهاند و از این رو لازم است مورد امر به معروف و نهی از منکر قرار گیرند. نظام اسلامی در برخورد با این نوع جریانات، ضمن حفظ هشیاری و مراقبت از فعالیتهای ایشان، از دایره صبر و تحمل و مدارا با ایشان خارج نشده و حتیالامکان نسبت به تأمین حقوق اساسی ایشان از قبیل امنیت، آزادی و رفاه و... اقدام میکند.
در این مورد میتوان به نحوۀ تعامل نظام با جریان «مجاهدین انقلاب اسلامی ایران» اشاره کرد؛ اما اگر فعالیتهای غیر خودی از سطح فعالیتهای نرم و غیر تخریبی بگذرد و به سطح فعالیت سخت و تخریبی علیه نظام برسد، در این صورت، وظیفه و نحوۀ برخورد نظام با این جریانات، مبتنی بر دو مرحله است:
1. گفتوگو و حل مسئله از طریق مسالمتآمیز: گفتمان با اصحاب توطئه و غیر خودیها، قبل از اقدامات خشن، راهبرد همیشگی نظام اسلامی و رهبران آن در مقابله با توطئه بوده است.
2. شدت عمل و اعمال خشونت: اگر گفتوگو و برخورد اجتماعی در مقابله با فعالیتهای خشن و تخریبی غیر خودیها کارگر نیفتد، نوبت به شدت عمل و اعمال خشونت میرسد. برای این مورد نیز میتوان به نحوۀ تعامل و برخورد نظام با جریان «مجاهدین خلق» (منافقین) اشاره کرد.