در دو دهه اخیر، کمتر پیش آمده که سخن از پیشرفتهای علمی در حوزه فضا یا پزشکی آمریکاییها سخن به میان آمده باشد و نامی از ایرانیانی چون فیروز نادری و... نباشد. در سالهای اخیر با ظهور چهرههایی چون امید کردستانی و پییر امیدیار، در حوزه تکنولوژی هم ایرانیها دست بالاتر را از آن خود کردهاند.
در حاشیه این فعالیتهای علمی اما در حوزه سیاست هم ایرانیانی بوده و هستند که در سالهای اخیر، مورد توجه رسانههای گروهی قرار گرفتهاند. دیروز نیز خبر معرفی یکی دیگر از این ایرانیان به سنای آمریکا توسط باراک اوباما، بار دیگر وضعیت سیاسی ایرانیان مقیم آمریکا را مورد توجه بسیاری از رسانهها قرار داد. گزارش امروز «هفت صبح» به بررسی مشهورترین این چهرهها که در سالهای اخیر توسط دو رییسجمهور آمریکا یعنی بوش و اوباما، به عنوان مشاور یا مدیر انتخاب شدهاند، اختصاص دارد. در بخش پایانی گزارش هم به سویههای تحلیلی مختلفی که در اینباره مطرح شدهاند، پرداختهایم.
سیروس امیرمکری، در کنار تحریمیها
تازهترین رابطه یک سیاستمدار ایرانیتبار با کاخ سفید مربوط به شخصی به نام سیروس امیرمکری است. دو روز پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه اوباما این شخص را برای تصاحب سمت دستیاری وزارت خزانهداری این کشور معرفی کرده است. بنابراین امیرمکری باید برای گرفتن رای اعتماد به مجلس نمایندگان سنا برود. سیروس امیرمکری تا قبل از این به عنوان مشاور ارشد حقوقی رییس کمیسیون معاملات حوالجات در آمریکا خدمت میکرد. این آمریکایی ایرانیتبار دانشآموخته دانشگاههای شیکاگو و هاروارد است و سالها به عنوان یک وکیل در نیویورک فعالیت کرده. اگر به سایت وکلای نیویورک مراجعه کنید میتوانید آدرس دفتر، رزومه و بیوگرافی او را پیدا کنید.
آنطور که مکری در صفحه شخصیاش نوشته متولد 1964 در تهران است و 16 سال پیش مدرک وکالتش را گرفته است. به هر حال این سیاستمدار ایرانیتبار توانسته خود را به طیف دموکراتهای آمریکا نزدیک کند و این روزها به سمت مهمی در دولت ایالات متحده نزدیک شده است. ظاهرا اوباما او را برای عضویت در هیات مدیره بانک ملی تعاونی مصرفکنندگان نامزد کرده است. انتصاب امیرمکری به این سمت، البته با واکنش منفی در داخل کشور روبهرو شد و برخی سایتهای با یادآوری ماموریتهای وزارت خزانهداری برای توسعه و تقویت برنامه معطوف به تحریم ایران، حضور امیرمکری را کمک به این برنامهها دانستند.
پدر فیلسوف، فرزند سیاستمدار
خانواده ولی نصر، در ایران خانوادهای نام آشنا هستند. سیدحسین نصر از جمله علمای فلسفه اسلامی است که بهرغم سه دهه حضور در آمریکا، در همه سالهای اخیر، در مناسبات فلسفی و همچنین جدالهای رسانهای اندیشهمحور در ایران حضوری موثر داشته و همواره آمدن یا نیامدنش به ایران، سوژهای مورد توجه رسانههای ایرانی بوده است. در سالهای اخیر، پس از آنکه فرزند سیدحسین نصر، یعنی سیدولیرضا نصر توسط باراک اوباما به عنوان مشاور رییسجمهور آمریکا در امور خاورمیانه انتخاب شد، توجه به این خانواده نامدار دو چندان شد.
خط فکر سیاسی سیدولیرضا نصر به دموکراتها نزدیکتر است و مشاوره به هیلاری کلینتون، همکاری با دنیس راس (دیپلمات برجسته آمریکا در امور خاورمیانه) و عضویت در شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) در سوابق او دیده میشود. ولیرضا نصر حدود دو سال پیش بسیار خبرساز شد، زمانی که شایع شد او نقش اساسی را در آزادی رکسانا صابری ایفا کرده است. شایعه به حدی جدی شد که سایتهای معتبر فارسیزبان هم نوشتند که ولیرضا نصر مشاور ریچارد هالبروک با وساطت غلامعلی حدادعادل و علی لاریجانی به ایران سفر کرده و در آزادی رکسانا صابری تاثیرگذار بوده است.
برخی رسانهها گمانهزنی کرده بودند ولی نصر به نمایندگی از دولت آمریکا مذاکراتی را با ایران شروع کرده است تا زمینهساز برقراری روابط دوجانبه در برخی موضوعات باشد. بعد از یک ماه سکوت در مقابل این گمانهزنیها مقامات آمریکایی این خبر را تکذیب کردند و گفتند اولا آزادی رکسانا صابری به دلیل وساطت نصر نبوده و نصر در تمام این مدت در آمریکا بوده است. فرزند نصر مانند پدر دستی بر آتش نوشتن دارد و مقالات و کتابهای متعددی از او به ویژه درباره منطقه خاورمیانه منتشر شده است.
ایرانیهای کابینه بوش
اما تنها باراک اوباما نیست که به انتخاب ایرانیها در کابینهاش علاقهمندی نشان داده، در دوران جورج بوش پسر هم شاهد حضور برخی ایرانیها در کابینه بودیم، از جمله فریار شیرزاد، گلی عامری یزدی و دیوید حسین صفویان. فریار شیرزاد در دوره ریاست جمهوری جورج بوش معاونت امور اقتصاد بینالملل کاخ سفید را بر عهده داشت. او هر چند 44 سال پیش از پدر و مادری ایرانی متولد شد اما خیلی زود از ایران خارج و به نیویورک رفت. پدرش از مردان دیپلماسی ایران در پاکستان، ایتالیا و کمی بعد انگلستان بود. به گفته خود شیرزاد، پدرش پس از عزیمت به آمریکا در آنجا یک اغذیهفروشی راه انداخته و در همان اغذیهفروشی کتابهای فارسی به فروش میرساند.
این اغذیهفروشی بعدها به یک کتابفروشی بزرگ تبدیل میشود. این سیاستمدار در رشته سیاست عمومی دانشگاه هاروارد مدرک کارشناسی ارشد دارد و در رشته مالی دانشگاه مریلند لیسانس گرفته است. دیوید حسین صفویان هم یکی از مقامات ارشد کاخ سفید در امور تدارکات و همچنین رییس ستاد اداره خدمات عمومی آمریکا بود اما شهرتی که این چهره دارد بیشتر یک شهرت منفی است. او عمده شهرت خود را مرهون حضور در دادگاه رسوایی جک آبراموف به عنوان یکی از متهمان این پرونده بود. همکاری با آبراموف 18 ماه حبس برای این ایرانی ـ آمریکایی در زندان فدرال آمریکا به همراه آورد.
دروازه ورود صفویان به سیاست از سمت جمهوریخواهان گشوده شد. ادامه فعالیتهای صفویان در سازمانهای لابی آمریکا مرتبط با جمهوریخواهان بالاخره در سال 2003 توجه جورج بوش را به وی جلب کرد و رییسجمهور آمریکا او را به عنوان نامزد انتصاب پست رییس بخش تدارک سیاست فدرال که وظیفه خرید راهبردها و طرحهای سیاسی برای دولت آمریکا را بر عهده داشت، معرفی کرد اما این دوستی عمیق عاقبت خوشی برای مرد ایرانیتبار نداشت و در ماجرای رسوایی او هم به 18 ماه حبس محکوم شد.
گلی عامری
گلی عامری که در واقع نامخانوادگی اصلیاش گلی یزدی است، متولد سال 1335 تهران است و تا دوران دبیرستان را در تهران سکونت داشت. او در سن 17 سالگی از ایران خارج شد و درسش را ادامه داد. او کارشناسی را در رشته ارتباطات و ادبیات فرانسه و کارشناسی ارشد را در رشته فناوری ارتباطات گرفت. او در دانشگاه استانفورد با جمشید (جیم) عامری از تجار و ملاکان سرمایهدار و نیز دانشجوی همرشته خود، ازدواج کرد و اکنون وی صاحب دو پسر است. او نخستین ایرانی بود که به مقام مدیرکلی یکی از ادارات وزارت امور خارجه آمریکا دست یافت. این انتصاب و حمایت بیش از حد جورج بوش از عامری و همزمانی این انتصاب با فشارهای سیاسی و تحریمهای تجاری دولت بوش علیه ایران، سیاسی بودن این انتصاب را به ذهن متبادر میساخت.
سابقه همکاری عامری با دولت بوش برمیگردد به سال (2004) زمانی که از سوی جورج بوش به عنوان یکی از سه عضو غیر دولتی نمایندگی ایالات متحده در شصت و یکمین جلسه سالانه کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو انتخاب شد. همچنین بوش در تابستان 2005 او را به ریاست هیات نمایندگی ایالات متحده در مجمع عمومی سازمان ملل منصوب کرد. زمانی که کاندولیزا رایس، عامری را به عنوان مدیرکلی وزارت خارجه آمریکا در امور آموزشی و فرهنگی انتخاب کرد، در سخنانی پرشور از این انتصاب به عنوان نقطه عطفی در تاریخ آمریکا یاد کرد.
رایس در سخنان خود گفت با این انتخابها آمریکا میتواند تبادل فرهنگی بیشتری با کشورهای جهان داشته باشد. سخنانی که از عزم دولت آمریکا در استفاده از ایرانیها برای جنگ نرم خبر میداد و برنامه بلندمدت آمریکا را نشان میداد. عامری همچنین برای تبلیغات وزارت خارجه، به طور مشترک با BBC برنامههای تلویزیونی و رادیویی به زبان فارسی تولید کرده است.