حسن فتحی
حوادث بحرین و آنچه در این کشور جزیرهای خلیجفارس در جریان است مسایلی را میان ایران و همسایگان عرب خود در این دریا به وجود آورده که میتواند در صورت استمرار و تشدید برای طرفین مشکلآفرین گردد.
خیزشی که در جهان عرب شاهدیم و از تونس آغاز شده و اکثر کشورهای عربی را در برگرفته در هر یک از این کشورها به صورتی نمایان شده و با خواستههایی از سوی مردم همراه گردیده که بزرگترین و اصلیترین خواستهها، دموکراسی و بازگشت حکومتها به حاکمیت مردم و مردمسالاری میباشد.
از جمله این کشورها که با چنین مشکلات و مسایلی دست به گریبان هستند بحرین است که برای مهار مخالفتها و سرکوب اعتراضات دست به دامن همسایه بزرگ خود عربستان گردیده و از نظامیان این کشور دعوت کرده تا برای مقابله با ناآرامیها، حضوری فعال در بحرین داشته باشند. آنچه در بحرین در جریان است تا حدودی با تحولات دیگر کشورهای عرب متفاوت است. یکی از این تفاوتها در چگونگی برخورد با مردم است. در این شیخنشین در پی ناتوانی نیروهای امنیتی و نظامی، از یک کشور دیگر عرب برای سرکوب مخالفان دعوت به عمل آمده است که در همین ارتباط، نظامیان عربستان سعودی که همسایه و یا در حقیقت برادر بزرگتر این کشور در منطقه خلیجفارس میباشد وارد بحرین شده و به یاری نیروهای بحرینی برخاستهاند.
همین مساله اعتراض بسیاری از کشورها و ملتها از جمله ایران را که یکی دیگر از همسایگان بحرین است در پی داشته و تهران خواستار خروج نظامیان سعودی و حل و فصل دوستانه مشکلات و اختلافات بین مردم و حکومت بحرین شده است. حضور نظامیان سعودی در بحرین، گفته میشود در راستای تلاشها و دعوت شورای همکاری صورت گرفته است.
در دیگر کشورهای عرب یا نیروهای انتظامی و امنیتی داخلی به مقابله با مردم برخاستهاند که نمونههای بارز آن را در مصر و تونس شاهد بودیم یا این که نیروهای بینالمللی با توصیه شورای امنیت سازمان ملل برای برقراری آرامش و حفاظت از مردم بیدفاع وارد عمل شدهاند که این وضعیت در لیبی دیده میشود.
وضعیت بحرین دو تفاوت اساسی دیگر هم با بقیه کشورهای ناآرام عرب دارد. یکی از آنها نظام و سیستم حکومتی بحرین است. اکثر و یا تمامی درگیریها در کشورهای عرب روی داده که دارای روسای جمهوری مادامالعمر هستند و مردم علیه بیتوجهی روسای جمهوری به قانون و تخطی از مقررات و قوانین سر به طغیان برداشتهاند در حالی که بحرین دارای حکومت پادشاهی است. اگرچه نظام و سیستم حکومتی بحرین در مقایسه با عربستان، قطر، امارات و عمان مترقیتر است اما در هر حال با اعتراض مردم مواجه شده است. مقوله مورد تفاوت دیگر، موقعیت جمعیتی این کشور میباشد.
در بحرین اکثریت جمعیت را شیعیان تشکیل میدهند در حالی که قدرت در دست خانواده آل خلیفه است که از اهل سنت بوده و با حمایت عربستان و آمریکا توانسته قدرت را حفظ کند. تحولات بحرین به صورتی آشکار قدرت و توانایی شورای همکاری و اتحاد و همبستگی آن را به چالش طلبیده است. ولی آنچه بیش از همه افکار عمومی را به خود جلب کرده مسایلی است که بین ایران و عربستان روی داده است.
ایران و عربستان هر یک دیدگاهی در مورد بحرین دارند که کاملاً متضاد یکدیگر میباشد زیرا ایران از خواستهها و اهداف مردم بحرین جانبداری کرده و مردم و دولت این شیخنشین را به گفتوگو و حل و فصل اختلافات از راههای مسالمتآمیز دعوت کرده در حالی که عربستان در راستای حمایت یک طرفه از دولت و رژیم بحرین، ارتش و نظامیان خود را به این کشور جزیرهای گسیل داشته تا صدای اعتراضها را خفه سازند. کشمکش سیاسی ـ تبلیغاتی ایران و عربستان بر سر بحرین به صدور بیانیهها و جوسازیها علیه یکدیگر انجامید. در این راستا کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی مجلس ایران در اقدامی به انتقاد از عربستان پرداخته و صراحتاً بر این مساله تاکید ورزیده بود که عربستان با اقدام نظامی خود در بحرین، با آتشبازی میکند.
وزرای خارجه شورای همکاری در یک نشست اضطراری یک روزه در ریاض دخالت آشکار ایران در کویت از طریق ایجاد شبکههای جاسوسی در خاک این کشور را محکوم میکنند. همچنین با ادعای دخالت ایران در بحرین، این اقدام را ناقض معاهدات بینالمللی دانسته و به محکومیت آن میپردازند.
جلالی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، بیانیه شورای همکاری را احساسی و فرافکنانه خوانده و به کشورهای عضو این شورا توصیه میکند واقعگرایانه عملکرد خود را مورد تجدیدنظر قرار دهند. وی میافزاید: عربستان باید رفتار خود را تصحیح و از ملت بحرین به خاطر حضور زورمندانه عذرخواهی کند. به گفته وی، متاسفانه دخالت نظامی عربستان در کشور بحرین آن هم به شکل نظامی، یک پدیده نو بود که به پیچیدگی موضوعات در سطح منطقه افزوده است. به این ترتیب رقابت ایران و عربستان از پرده بیرون افتاده و رسانهای میشود.
عربستان خود را سخنگوی شورای همکاری دانسته و در مقام رهبر این مجموعه سعی دارد خواستههایش را به کرسی بنشاند.
شورای همکاری در 25 مه 1981 در بحبوحه جنگ ایران و عراق با حضور شش کشور عرب حاشیه جنوبی خلیجفارس شامل کویت، بحرین، عربستان، قطر، امارات و عمان شکل گرفته و قرار است یمن نیز به عضویت آن پذیرفته شود. هدف از تشکیل این اتحادیه ایجاد و تقویت اتحاد، هماهنگی و تقویت هر چه بیشتر روابط شش کشور عضو اعلام شده است.
مساله هماهنگی و اتحاد کشورهای حاشیه خلیجفارس از سالها پیش مطرح بوده است. زیرا این منطقه به دلیل دارا بودن منابع غنی انرژی همواره مورد توجه قدرتهای جهانی قرار داشته است. خلیجفارس سالها دریاچه بریتانیا نامیده شده و حکومتها رابطه تنگاتنگ و نزدیکی با هم داشتند. ولی در سال 1968 کابینه انگلیس صراحتاً اعلام کرد که درصدد است تا سال 1971 کلیه پایگاههایش را در شرق کانال سوئز تخلیه نماید. در این راستا باید تکلیف کشورها و حکومتها مشخص میشد.
در آن سالها که یمن جنوبی در دست کمونیستهای طرفدار شوروی و چین قرار داشت ابرقدرت شرق سعی داشت از طریق جنبش ظفّار اوضاع را در این بخش استراتژیک از جهان بحرانی سازد. ولی در نهایت سرکوب چریکهای ظفار و بازگشت آرامش، راه خروج را برای انگلیس هموار ساخت. در همین مدت تغییراتی در حکومت عمان به وجود آمده و بحرین که سالها بخشی از ایران به شمار میرفت به استقلال دست یافته و با اتحاد 7 امیرنشین، کشور امارات متحده عربی به وجود آمد.
ولی آنچه دیده نمیشد اتحاد و همبستگی کشورهای منطقه بود. در این راستا در سال 1976 شاه ایران خواستار ایجاد یک سیستم امنیتی جمعی میشود. ولی مخالفتها و اعتراضهای عراق مانع ایجاد این تشکل میگردد. در طرح ایران، تاسیس یک نیروی چند جانبه تحت فرماندهی متحد برای تامین امنیت داخلی و خارجی کشورها دیده شده بود.
تا این که در سال 1981 شورای همکاری به وجود آمد که از همان ابتدا مخالف ایران بود. اهداف اعلام شده شورای همکاری به شرح زیر است:
1- بررسی و ارزیابی مسایل سیاسی خلیجفارس و خاورمیانه
2- ایجاد قوانین مشترک و جامع در زمینههای گوناگون
3- تقویت امور علمی و تکنولوژیکی کشورهای عضو
4- ایجاد مراکز تحقیقاتی و علمی در منطقه
5- تقویت هرچه بیشتر روابط بین مردم کشورهای عضو
6- تشویق همکاری بخش خصوصی کشورهای عضو با هم
این شورا دارای 3 نهاد دبیرخانه، شورای وزیران و شورای عالی است و از آوریل 2002 عبدالرحمان العطیه قطری دبیرکلی آن را عهدهدار است. جمعیت کشورهای عضو شورا 35 میلیون نفر و مساحت آن 2 میلیون و 670 هزار کیلومتر مربع میباشد در حالی که تولید ناخالص داخلی 774 میلیارد دلار و صادرات کشورها 116 میلیارد دلار است. واردات 6 کشور مزبور 166 میلیارد دلار و درآمد سرانه شهروندان 20 هزار و 400 دلار میباشد. حجم ذخایر نفتی شورای همکاری 684 میلیارد بشکه و میزان گاز آن 1438 تریلیون مترمکعب تخمین زده شده است. بحرین که از اعضای این شورا و کانون رویارویی ایران و عربستان میباشد شامل 32 جزیره است که از سال 1820 تحت سرپرستی انگلیس قرار داشته و لندن بدون توجه به اعتراضهای ایران که مالکیت این جزایر را در اختیار داشت تا سال 1971 آن را کنترل میکرد.
از سال 1522 تا 1602 پرتغالیها بر آن حکومت میکردند ولی در این سال پس از اخراج آنها، دولت صفویه کنترل بحرین را در دست گرفت ولی از سال 1783 آل خلیفه که از اعراب شبهجزیره عربستان و وابسته به انگلیس بودند به حکومت میرسند. بحرین 706 کیلومتر مربع مساحت دارد که هفتصد کیلومتر آن را بیابان تشکیل میدهد. این کشور جزیرهای مرکز ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در خلیجفارس بوده و از سال 1986 با یک پل 25 کیلومتری به نام «پل فهد» به عربستان وصل شده است.
در سال 1999 احمد بن عیسی آل خلیفه به قدرت رسیده و در سال 2002 شیوه حکومت را از امیرنشین به پادشاهی تغییر داد. بحرین دارای 15 حزب سیاسی است که از آن جمله باید به حزب شیعی وفاق ملی ـ اسلامی، عمل اسلامی و حزب الرساله اشاره کرد. این کشور در ژانویه 2006 دارای سریعترین رشد اقتصادی در میان کشورهای عرب بود همچنین آزادترین اقتصاد را در خاورمیانه دارا بوده و از این نظر در جهان در رده بیست و پنجم قرار داشته است.
بحرین یک میلیون و 230 هزار نفر جمعیت دارد که اکثر آنها را شیعیان تشکیل میدهند که از این لحاظ چهارمین مرکز شیعه پس از ایران، عراق و جمهوری آذربایجان در جهان میباشد. اما حکومت در دست خانواده آل خلیفه است که اهل سنت هستند. اختلاف بین شیعیان و دولت مساله جدیدی نیست ولی این روزها این اختلافات به نقطه حادی رسیده که دولت بحرین را ناگزیر ساخته به عربستان و شورای همکاری متوسل شود. موقعیت استراتژیک این کشور جزیرهای برای آمریکا و شورای همکاری از عوامل اصلی سرکوب مردم و تلاش ریاض برای آرام ساختن مخالفان به هر طریق ممکن میباشد. تلاشی که هنوز نتیجه نداده و نتوانسته مردم را وادار به سکوت نماید.