تاریخ انتشار : ۰۵ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۳۴۲۵۳

تاریخچه حجاب و عفاف باید بازخوانی شود

علی کوره‌پزیان - مهرداد عباس‌نژاد اشاره: اکثر کسانی که قصد معرفی «مسعود ده‌نمکی» به مخاطبان خود را دارند از واژگانی چون روزنامه‌‌‌‌نگار، فعال سیاسی و کارگردان استفاده می‌کنند و برای بیان جزئیات بیشتر، از فعالیتش در انصار حزب‌الله و نشریات شلمچه، جبهه و صبح یاد می‌کنند. حقیقت امر آن است که آنچه ده‌نمکی را به عنوان فردی دارای نگاه‌های تأمل‌‌‌برانگیز در حوزه‌های فرهنگی - اجتماعی برای نسل جدید معرفی کرد، ساخت مستندی به نام «فقر و فحشا» توسط او بود. تأثیرات اجتماعی این ساخته و مصاحبه‌های بعد از آن، ده‌نمکی را به عنوان عنصری دغدغه‌مند در مسائل فرهنگی به همگان شناساند. عده‌ای مسعود ده‌نمکی را مانند تمام کسانی که او در گذشته، با آنها نشست و برخاست داشته است، می‌پندارند و شاهدیم که در نوشته‌ها و گفته‌هایشان، او را همان مسعود ده‌نمکی دهه هفتاد می‌خوانند. اگرچه او در دهه هفتاد هم با باقی اعضای انصار حزب‌الله همفکر نبود، اما فرار از گذشته هم گاهی زیباست. فارغ از تمام انتقادات و تحسین‌هایی که خیلی هم رنگ و بوی حقیقت نمی‌دهد، پنداشتیم که او از جمله افراد موثر فرهنگی است؛ سه‌‌‌گانه‌ی اخراجی‌ها و مخاطبان میلیونی آن، سبب شده است که کارگردانی او شکل و فرم مردمی هم بگیرد. اما دلیل اصلی مصاحبه‌ی ما با او مستند فقر و فحشا بود. مستندی که شاید بواسطه‌ی آن، مسعود ده‌نمکی شناخت خوبی نسبت به مسائل حجاب، جوانان و زنان داشته باشد. در این مصاحبه سعی کردیم در زمینه‌هایی چون مهندسی فرهنگی، روابط مفاسد اقتصادی با بی‌بندو‌‌‌باری، نقد الگوی تربیتی جامعه و... گفت‌وگویی داشته باشیم و این امر به دلیل دارا بودن پس‌‌‌زمینه سیاسی ده‌نمکی در تحلیل‌هایش جذاب‌تر شده است.

‌‌*‌‌ خاتون: در مورد فساد اقتصادی و رابطه‌ی آن با بی‌بندوباری و فساد اجتماعی توضیحاتی بفرمایید.
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ فکر می‌کنم بازخوانی تاریخچه‌ی حجاب و عفاف در دهه‌های اخیر می‌تواند، مفید باشد؛ درخصوص تحلیل درست از مسأله، یعنی طرح یک صورت مسأله‌ی درست و نه سیاسی و جناحی و مغرضانه، ما یک برهه قبل از انقلاب داریم که صعود و نزول حجاب و عفاف در آن به صورت تاریخی مورد بررسی قرار گرفته.
یعنی در برهه‌ای بخشی از جامعه، از یک ملت عفیف و با حجاب - با ضرب و زور کار رسانه‌‌ای که از 17 دی کلید خورد - به کشف حجاب می‌رسد، که این کشف حجاب در اوایل اجباری بود و بعضی‌ها تن به آن ندادند ولی در کلان‌‌‌شهرها کم‌کم به صورت عرف درآمد. لذا با نزدیک شدن انقلاب اسلامی و حتی بعد از پیروزی انقلاب، می‌بینیم که از هر دو طیف در صفوف راهپیمایی‌ها دیده می‌شوند.
بعد از انقلاب با سر داده شدن شعارهای اسلامی و انسانی، شیفتگی ویژه‌ای در بین زنان برای رفتن به سمت حجاب پیدا شد و این بار حجاب به عنوان یک عرف حاکم درآمد. ولی متاسفانه در طول 30 سال گذشته این حجاب - با نمره‌ی متوسط رو به بالا - سال به سال به سمت بدحجابی رفته و چون این پروسه، 30 سال طول کشیده، چشمان ناظران جامعه به این پدیده عادت کرده و به عرف تبدیل شده.
حتی در بحث آماری به جای این که این مدل جدید را با اوایل انقلاب مقایسه کنند، با قبل از انقلاب و عرف بعد از 17 دی و کشف حجاب مقایسه می‌کنند و می‌گویند وضعیت بهتر از آن موقع است. مسأله حجاب و عفاف و روند طی شده‌ی آن در طول 3 دهه‌ی گذشته، بیشتر از این که یک رویکرد سیاسی داشته باشد، یک رویکرد فرهنگی داشته و می‌توان گفت: ما در نگاه تربیتی، نسبت به این فاکتورها غفلت ورزیدیم.
اگر دیدگاه اسلام را در تربیت جامعه انسانی مشاهده کنیم، می‌بینیم که تزکیه، مقدم بر تعلیم است، اما ما آن‌‌‌قدری که برای تعلیم سرمایه‌گذاری کردیم برای تزکیه نکردیم! مصداق قابل لمس برای همه این است که برای هر کلاس درس 20 یا 30 نفره یک معلم متخصص به کار برده می‌شود، ولی برای تربیت یک مدرسه‌ی 300 نفره یک امور تربیتی به کار می‌رود، آن هم با توجه به سلایق دولت‌ها یک موقع منحل می‌شود و یک موقع احیا!
حضرت امیر وظیفه‌ی حکومت نسبت به جامعه را 3 گونه می‌داند. «امرارالبلاد» که همان سازندگی است. امنیت در برابر دشمن خارجی و تهدید داخلی و اصلاح نفوس که به آن تربیت می‌گویند. این در نگاه اسلامی توسعه، متوازن است و حضرت می‌فرماید: این حکومت برای من یک لنگه کفش بی‌ارزش‌تر است، مگر این که بتوانم، حق مظلومی را از ظالمی بگیرم.
یعنی همه‌ی این‌ها ذیل عدالت است و اگر در جامعه‌ای عدالت برقرار شود، همه‌ی این‌ها محقق خواهد شد. من فکر می‌‌‌کنم هر روش و رویکردی غیر از این، یک نوع انحراف در ساختار مدیریتی و استراتژی در فضای فرهنگی جامعه است و بسیاری از شعارهایی که دوستان می‌دادند، در تضاد با این تعابیر می‌بینم که مثال آن، این بود که حکومت قیم مردم نیست.
‌‌*‌‌ خاتون: این وضع در شروع انقلاب خودمان چگونه بود؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ آن چیزی که مسلم است، این است که ما در دهه‌ی اول انقلاب به علت روزمرگی و گرفتاری در مسأله جنگ، در بحث تزکیه و تربیت نفوس در جامعه غفلت کردیم و بازتاب آن در جامعه و به خصوص کلان‌شهرها، پدیده‌ی پانکیسم بود که در سال 64 ظهور پیدا کرد. در شرایط جنگی که جوان‌های کشور در جبهه‌ها پرپر می‌شدند، وقتی به شهرها بازمی‌گشتند، با یک تضاد و تناقض‌هایی مواجه می‌شدند. به هر حال این مسأله در آن زمان یک مسأله‌ی سازمان یافته توسط دشمن نبود و دشمن قائل به جنگ سخت بود و اگر هم مشکلی پیش آمده به کم‌‌کاری دولت‌مردان در حزوه تربیت و تعلیم برمی‌گشت.
به هر حال یک نوجوان به طور متوسط 12 سال در اختیار آموزش و پرورش و حداقل 4 سال در اختیار دانشگاه‌ها و 2 سال هم در اختیار سربازخانه‌های ماست، که جمعا 18 سال می‌شود و می‌توان گفت: یک سوم از عمرش را پای تلویزیون و سینما و محصولات فرهنگی همین نظام می‌نشیند و 20 سال از عمرش را به طور مستقیم در ارتباط با نظام و مدیریت فرهنگی کشور ماست. یعنی یک آدم 30 ساله پرورش یافته - همین نظام است.
‌‌*‌‌ خاتون: بعد از پایان جنگ چطور؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ در دهه‌ی دوم، تحلیل مسأله حجاب و عفاف متفاوت با دهه‌ی اول است و این دهه، بعد از جنگ و با عنوان سازندگی شروع می‌شود.
با الگوی توسعه‌ای که به کار گرفته و نگاه تکنوکراتی و تفکر سکولار که بر مدیریت سیاسی و فرهنگی کشور حاکم شد، عده‌ای گفتند: ما از لیبرالیسم، کاپیتالیسم، اقتصاد بازار و الگوهای توسعه‌ی امتحان پس داده، بعد اقتصادی آن را می‌گیریم و تن به ابعاد فرهنگی و سیاسی لیبرالیسم نمی‌دهیم و این خبط و اشتباهی بود که در حوزه‌ی سیاست، فرهنگ و برنامه‌ریزی کردند. در حالی که تا همان موقع، متفکرینی مثل شهید آوینی بسیار هوشمندانه در بحث توسعه، این فریاد را می‌زدند، که حلقه‌های مختلف لیبرالیسم به هم متصل هستند و شما نمی‌توانید آن‌ها را از هم جدا کنید.
از این‌جا به بعد شما در جامعه با فرم‌های جدید مواجه خواهید شد تا دیروز جامعه‌ای که به قناعت دعوت می‌شد، از امروز به مصرف بیشتر دعوت می‌شود. الگوی مصرف تغییر می‌کند و فاصله‌ی طبقاتی، شکاف بیشتری به خودش می‌گیرد و سنت‌ها به چالش کشیده می‌شود. شما شاهد تولید آثار فرهنگی هستید که نه تنها مخاطب را دعوت به عفاف و حجاب نمی‌کند، بلکه خودش مبلغ بی‌حجابی می‌شود و اساساً کسانی که باید مهندسی بکنند خودشان جزء تخریب‌کنندگان فرهنگی می‌شوند.
‌‌*‌‌ خاتون: می‌توانید کمی مصداقی‌تر توضیح بفرمایید؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ می‌توان گفت یکی از مصادیق ظهور رفتار جدید جامعه، پدیده‌ی دانشگاه آزاد بود. حتی اگر پسوند اسلامی داشت. با توجه به این که در اوایل، قشر خاصی می‌توانستند به دانشگاه ورود پیدا کنند، نوع پوشش و رفتارشان با دانشجویان دولتی فرق می‌کرد و جالب این بود که هر چه این دانشگاه گسترده می‌شد و در شهرهای مختلف نفوذ پیدا می‌کرد، نوع پوشش و رفتار دانشجویان این دانشگاه به عنوان یک سفارتخانه دانشگاه آزاد در شهرستان‌ها عمل می‌کرد و رفته رفته پوشش و رفتار جوان‌های آن شهر را تحت‌‌تاثیر قرار می‌داد.
به عنوان مثال در دامغان که دارالمؤمنین نامیده می‌شد، تا قبل از ورود دانشگاه آزاد یک مانتویی در این شهر دیده نمی‌شد، ولی با حضور دانشگاه در فاصله یک یا دو سال این نوع پوشش در آن شهر همه‌گیر شد و در تعداد زیادی از شهرهای کشور این‌‌‌گونه شد.
‌‌*‌‌ خاتون: تحولات دوران سازندگی را بیان کردید. حالا این سؤال وجود دارد که چطور شد از دل آن شعارهای توسعه اقتصادی و سیاسی همچین فسادی بیرون آمد؟ آیا به خاطر همین سیستم لیبرالی بود؟ آیا این کار با توجه صورت گرفت؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ اوایل این مسأله کارکرد سیاسی نداشت، ولی در پروسه‌ی بعدی عدم آگاهی و حسن‌‌‌نیت نخبگان و مدیران ارشد جنبه‌ی قوی‌تری پیدا کرد. ولی رفته رفته با مطالبات جدیدی که طبقه‌ی جدید آن را فریاد می‌زدند، مهلت موج‌سواری در برابر گفتمان انقلابی فراهم شد.
نوع شادی‌های خیابانی و نوع مطالبات طبقه‌ی جدید این را اقتضا می‌کرد که کسانی که خودشان در دهه‌ی اول انقلاب بلندگوی شعارهای حجاب و عفاف و یا اصلا مقابل تمدن شاهنشاهی بودند، کم‌کم خودشان را به عنوان مدافعان آزادی‌های اجتماعی و نسل جوان و مطالبات آن‌ها قرار بدهند و مسأله‌ی حجاب یک کارکرد سیاسی پیدا کرد و از اینجا به بعد تبدیل به یک نماد شد و جهت‌های سیاسی، برای جذب سمپات‌های جدید از این حوزه به رقابت پرداختند.
هر دو طیف سیاسی کشور که صبقه‌ی انقلابی و دینی داشتند، حالا برای جذب این طبقه، حتی پشت پا به بسیاری از ارزش‌های انقلاب و شعارهای آن می‌زدند و حاضر نبودند حرف‌هایی بزنند که به این طبقه‌ی جدید بربخورد و به دنبال شعارهای ساختارشکنانه‌ی حجاب و یا حتی باز کردن فاحشه خانه‌ها و... بودند.
‌‌*‌‌ خاتون: اگر در جامعه، ثروت ناسالم تولید و مصرف شود، پیام‌های فرهنگی جذب نمی‌شود. می‌گویند: اگر با فساد اقتصادی مبارزه شود و این لقمه‌ی حرام که نماد اقتصاد لیبرال در جامعه است از بین برود، خود جامعه آماده‌ی پذیرش فاکتورهای فرهنگی می‌شود. منظور شما چنین چیزی است؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ ببینید باید به طور مجزا وارد بحث شویم. ابتدا در بین خواص، در این الگوی توسعه جدید اولین کسانی که در معرض آسیب قرار گرفتند، خود خواص انقلاب با خانواده‌هایشان بودند. در بعد اقتصادی با استفاده از رانت‌های خبری و موقعیت‌های ویژه در صادرات و... نوع زندگی خواص انقلاب تغییر کرد و با یک جهشی در سطح زندگی و دارایی‌ها، خودشان را از طبقه متوسط و یا پایین جدا کردند.
کسانی که از طبقه‌ی متوسط و یا پایین‌تر خارج شده بودند، شعارهایشان تغییر کرده بود و آن‌‌جایی هم که مردم را دعوت به ساده‌زیستی و شعارهای انقلاب می‌کردند، دیگر مردم با توجه به این که در جامعه می‌دیدند، این افراد، خانواده‌هایشان و حرف‌هایشان تغییر کرده‌اند، اصلا از زبان این‌ها باور نمی‌کردند. چه‌طور می‌شود مسئولین کشوری خودشان و بچه‌هایشان تعطیلاتشان را در دبی و آنتالیا و کانادا سیر کنند، آن موقع مردم را دعوت به عفاف و حجاب بکنند؟
مردم این‌ها را می‌دیدند و به خاطر تضاد بین قول و عمل مسئولین به نوعی به لجبازی پرداختند. الان آمار این است که 3 هزار نفر از آقازاده‌ها در اروپا و آمریکا در حال تحصیل هستند. به طبع این‌ها در حوزه‌ی سیاسی هیچ‌‌‌وقت حرف‌های خطرناک نمی‌زنند و سر به زنگاه در مورد انگلیس و آمریکا حرف نمی‌زنند، مبادا برای بچه‌هایشان آن‌جا اتفاقی بیفتد! این بچه‌ها و یا مسئولین کشور با همین لقمه‌های حرام و رانت‌خواری‌ها رفته رفته حاکم بر حوزه‌های فرهنگی و وارد مدیریت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور شده و کم کم این آقازاده‌ها تبدیل به آقا شدند.
با پول‌ها و مدیریت خودشان بر رسانه‌ها و آثار فرهنگی و هنری و تولیدات سینمایی و... مخاطبان جدیدی را با مطالبات جدید همراه می‌کردند. به نوعی اشراف فرهنگی در کنار اشراف اقتصادی و سیاسی با هم پیوند خورده بودند و جراحی برای مبارزه با فساد و اشرافی‌گری در بین مسئولین تبعات زیادی داشت. وقتی این لقمه‌های حرام نهادینه شد، دیگر می‌شود مثل ظهر عاشورا، دیگر گوشی برای شنیدن حرف حق امام وجود ندارد.
شما می‌بینید که تا دیروز فقط متهمان اقتصادی و اشرافی‌‌گری بودند، امروز وقتی منافع دنیایی خودشان و قدرتشان و مادیات و لذات خودشان را تحت خطر می‌بینند، می‌بینید که گستاخانه وارد حوزه سیاسی می‌شوند. وارد جنگ‌های خیابانی با نظام می‌شوند. یعنی کم نبودند آقازاده‌های فاسدی که تا دیروز متهم اول اقتصادی و اخلاقی بودند، امروز تبدیل به رهبران اپوزوسیون، آن هم به شکل جنگ خیابانی شدند.
‌‌*‌‌ خاتون: چرا آدم‌هایی که سابقه‌ی آن‌ها برای ما مشخص است و در بحث‌های فرهنگی بودند، این همه علاقه دارند در بحث فساد اخلاقی خود را وارد کنند و قائل به برخورد هستند، ولی وقتی در حوزه فساد اقتصادی وارد می‌شویم می‌بینیم که برخورد مناسبی نیست؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ ببینید در حوزه فساد اخلاقی و اجتماعی هم، باز کسانی در معرض دستگیری و برخورد قرار دارند که پایین‌ترین سطح این طبقه هستند و آن کسانی که پول و پارتی دارند، هیچ موقع این کارها را در خیابان انجام نمی‌دهند. آن‌ها جای خود را دارند، ویلاهایی دارند که هیچ‌گاه دست پلیس و نیروهای امر به معروف و نهی از منکر به آن نمی‌رسد!
یک بعد دیگر عدالت به فقر و توزیع ناعادلانه ثروت برمی‌گردد. گرچه خیلی‌ها فحشا را صرفاً یک پدیده فرهنگی و اخلاقی می‌دانند! براساس تعالیم دینی ما وجود و گسترش فقر باعث تباهی اخلاق و ایمان می‌شود. این مسأله را ما در فیلم فقر و فحشا لمس می‌کنیم که وقتی فیلم با میلیون‌ها مخاطب مواجه شد من فهمیدم که همه این مخاطب‌ها از سلیقه‌های مختلف با آن پیام اصلی فیلم یعنی عدالت همنوایی پیدا کرده‌اند وگرنه در مورد موضوع فحشا فیلم در ایران زیاد ساخته شده است حتماً این استقبال به تفاوت مضمون برمی‌گردد نه به موضوع.
در حوزه‌ی عدالت اجتماعی، بحث همین است. مثلا وقتی می‌گویند: علی(ع) کشته عدالت است، به خاطر این است که وقتی شما دست به مبارزه با فساد اقتصادی و رانت‌خواری می‌زنید، آن‌وقت داد حضرات درمی‌آید. به خاطر همین از تمام توان خود برای بقای قدرت اقتصادی خودشان بهره می‌برند.
احمدی‌نژاد با رفتار خود در برخورد با تجمل‌گرایی کابینه و دولتمردان، برخورد با تبعیض را شروع کرده است. مردم شاید تحمل فقر را داشته باشند اما تبعیض و بی‌عدالتی را نمی‌پذیرند. او حتی اگر در فاز اول مبارزه با تجمل‌گرایی مسئولین موفق شود، برنده است. البته اگر بگذارید و بگذارند!
‌‌*‌‌ خاتون: در فیلم اخراجی‌ها شخصیتی به نام حاجی گرینوف داشتیم. این آدم نماد یک انسان مذهبی ریاکار است که همه را بی‌دین می‌‌‌داند و تهمت کفر می‌زند. این شخصیت اعتراض برخی شخصیت‌های سیاسی را برانگیخت. چرا افرادی که در بحث فساد فرهنگی در سینما سکوت می‌کنند، وقتی یک موردی، یک حقیقتی در سینما بیان می‌شود، عصبانی می‌شوند؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ چون این به یک نوع آگاهی اجتماعی می‌انجامد. چون فطرت مردم پاک است. حتی آن طبقه‌ی جدید که متهم به بدحجابی است. این‌ها خودشان قربانیان این سیاست کلان فرهنگی هستند و هنوز فطرت پاکی دارند. وقتی در مقابل حرف فطری قرار بگیرند. از آن استقبال می‌کنند. به همین دلیل است که این آدم‌ها با دیدن فیلم، برای روحانی فیلم در سینما دست می‌زنند، ولی حاجی گرینوف را هو میکنند.
یعنی وقتی مرز دین‌داری واقعی و ریاکاری تفکیک می‌شود، آن‌‌وقت معلوم می‌شود که رفتار سیاسی و اجتماعی حضرات و آقازاده‌هایشان هیچ ربطی به انقلاب ندارد. این‌ها اگر از هم جدا شوند، آن‌وقت شما می‌بینید که این‌ها، تشنگان جدیدی برای حرف‌های درست در جامعه هستند. این که می‌بینید آن همه موضع‌گیری کردند، به خاطر این است که به خوبی فهمیدند که فیلم چه کسانی را هدف قرار داده.
حاجی گرینوف‌های ما در عرصه‌ی فرهنگ و سیاست به خوبی خود را در فیلم دیده‌اند و رفتار متناقض خود را مشاهده کردند. شما دیدید رسانه‌های منتسب به حضرات به شدت گارد می‌گیرند و جوسازی می‌کنند که ارزش‌ها مسخره شده، جبهه مسخره شده و... در مقابل فیلم فقر و فحشا هم نوع واکنشی که نشان داده شد، چپ و راست نداشت. عمده کسانی که متهمان اصلی هستند، فاحشه‌ها نیستند، کسانی هستند که فاحشه‌‌‌پروری کردند و چون خودشان را متهم دیدند با تمام قوا در برابر فیلم ایستادند.
‌‌*‌‌ خاتون: انگیزه ساخت مستند فقر و فحشاء چه بود؟ می‌خواستید چه چیزی را نشان بدهید؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ من در فیلم فقر و فحشا، فاکتور اقتصادی و تأثیر آن را بر این مقوله مورد مطالعه قرار دادم. کما اینکه مسلم است فحشا می‌تواند علت‌های دیگری مانند عوامل اجتماعی و فرهنگی و خانوادگی و حتی روانی داشته باشد. اما در این فیلم فقر و تأثیر آن مورد بحث است. فقر مطلق و فقر نسبی. فقر مطلق که ناشی از فاصله طبقاتی و بی‌عدالتی و توزیع نابرابر ثروت است و فقر نسبی که به تغییر الگوی مصرف در جامعه برمی‌‌‌گردد.
در اینجا عامل فرهنگی و فقر فرهنگی هم دخیل می‌شود. در این تغیر الگوی مصرف براساس یک الگوی توسعه غلط وارداتی از غرب به جوامع در حال توسعه یا توسعه نیافته، جامعه انقلابی قناعت‌‌‌محور به یک جامعه‌ی مصرف‌‌محور تبدیل می‌شود و مردم بر اثر همین الگو با تبلیغات و هجوم رسانه‌ای دعوت به مصرف بیشتر می‌شوند و این در حالی است که منابع درآمد برای طبقه پایین جامعه محدود است و عده‌ای دیگر با رانت‌خواری در این شرایط با استفاده از فرصت‌های ویژه از طبقه متوسط به طبقه بالا می‌پیوندند و این یعنی تعمیق شکاف طبقاتی.
با محدودیت درآمد برای طبقات پایین و محدودیت منابع درآمد، روش‌های نامشروع شیوع می‌یابد که یکی از آن فحشا است و این فحشا منحصر به ایران نیست. شما در آسیای جنوب شرقی و آسیای میانه و حتی اروپای شرقی و حتی نوع دیگری از این شکاف طبقاتی را در اروپای غربی و آمریکا می‌بینید.
‌‌*‌‌ خاتون: شما به بحث فقر و فحشا پرداختید. چرا نگفتید ثروت و فحشا؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ چون علت‌‌العلل در روایات ما فقر و فحشا است. اگر در جامعه‌ای توزیع ثروت برابر نباشد، کسی که پایین‌ترین طبقه است، اولین قربانی است.
حضرت علی(ع) حتی برای محمد حنفیه می‌نویسد، برای تو از فقر می‌ترسم که ایمان تو را ضایع کند. دیگر در خانه‌ی حضرت علی ماهواره که نیست. ولی وقتی فقر می‌آید ایمان می‌رود. درخصوص فقر و فحشا، اتفاقا در این فیلم، مباحثی که به اسم دوزخ پایتخت در فیلم هست را قبلا ابن‌خلدون در مورد کلان‌‌شهرها و زندگی جدید و فاصله‌ی طبقاتی و تغییر الگوی مصرف در جامعه گفته است.
ابن‌خلدون می‌گوید: زمانی در جامعه‌ی ما نان شب دلیل فساد می‌شد، امروز رسیدن به یک رفاه نسبی مجوز تن دادن به این گناه است. یعنی الگوی مصرف و خط فقر در این جامعه تغییر کرده.
من ساخت فیلم را آغاز یک سرفصل می‌دانم. گرچه به فیلم و ساختار آن به عنوان اولین ساخته‌ی من اشکالاتی وارد است اما من معتقدم امروز اثبات اینکه «فحشا» معلول «فقر» و «فقر» معلول «بی‌عدالتی» و فاصله طبقاتی است در بین مسئولین و مردم موفق بوده و این برای هر فیلمی یک امتیاز است که تأثیر اجتماعی بگذارد. آمارهای ارایه شده توسط مسئولین مدعای فیلم را تأیید می‌کند. آثار نمایشی، تاثیر عمیقی دارند. کشور ما چند میلیون مخاطب سینما و ده‌ها میلیون مخاطب تلویزیون دارد.
‌‌*‌‌ خاتون: بنده مطلبی را در نوشته‌های شما خواندم که در مورد فاحشه‌‌‌پروری صنعتی بود. یک مقدار توضیح می‌دهید.
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ سایت یکی از این شرکت‌های نفتی که مظهر همین نوع شکل جدید سازندگی بود، حک شده بود و خانمی یادداشت گذاشته بود که من فاحشه‌ی صنعتی هستم که برای کار به آن‌جا رفتم و آخر و عاقبت امثال منی که در آنجا هستند، این است.
‌‌*‌‌ خاتون: وقتی از مردم می‌پرسیم که چرا فساد می‌کنید، می‌گویند: فرزند فلان آقا را نگاه کن، چرا این کار را می‌کند. می‌گویند: چرا فلانی این حرف را می‌زند؟ آیا خواص ما نقش الگویی خود را ایفا کرده‌اند و در هر بحثی پیش‌‌قدم بوده‌اند؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ مطلق نمی‌شود گفت: که همه نبودند. به نظر من در بسیاری از موارد، حداقل الگوسازی مناسب انجام نشده و یا اصلا الگو ارائه نشده.
دشمنان قصه آندلس و شکست سپاه اسلام را یک الگو قرار دادند و بارها این را امتحان کردند و این‌ها با راه‌اندازی شبکه‌های فساد و تشویق آن‌ها و سرمایه‌گذاری فرهنگی با ماهواره و اینترنت و... می‌خواهند که جامعه‌ی ایرانی از اخلاق، غیرت، عفت و حیا تهی شود و به سمت بی‌تفاوتی کشیده شود. که به تعبیر شهید بهشتی اگر به سمت بی‌تفاوتی برویم، هلاک می‌شویم. اگر فضای غالب جامعه، دوری از معنویت و خدا‌محوری شود، این جامعه هم چیزی می‌شود مثل بقیه‌ی جوامع. ویژگی جوان ایران ما، ارزشمداری و اخلاق‌مداری و خدا‌‌‌محوری است، اگر این از او گرفته شود، دیگر دفاع مقدسی خلق نخواهد شد.
‌‌*‌‌ خاتون: در برهه‌ای می‌گفتند که حجاب اجباری نیست. ولی در دانشگاه آزاد بدون فرهنگ‌‌سازی حجاب را اجباری می‌کردند. یا در برهه‌ای دیگر شعار توسعه اقتصادی دادیم، ولی به توسعه‌ی فرهنگی بی‌اعتنا بودیم. چه نگاهی بود که این الگوهای رفتاری را موجب می‌شد؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ هر موقع داد متدین‌ها در کشور از فساد طراحی شده درآمده، حضرات سریع به برخورد سخت‌افزاری روی آوردند. ما کار فرهنگی قوی در جامعه نمی‌بینیم که محصول آن بتواند، جامعه‌ای باشد که عده‌ای نادر، تن به آن تربیت ندهند و ما مجبور باشیم برخورد سخت با آن‌ها انجام دهیم.
من فکر می‌کنم این نوع مهندسی برخورد با پدیده‌های ضدفرهنگی، اگر درست تفهیم شود، دچار افراط و تفریط و برخورد فعلی نمی‌شود.
‌‌*‌‌ خاتون: کسانی که قبلا در مقابل این ساختار‌شکنی‌ها سکوت می‌کردند، چرا الان مدام تاکید دارند که باید برخورد شود و کم‌کاری شده است؟
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ متاسفانه الان بیشتر کارکرد سیاسی پیدا کرده و سه‌جانبه است. هم از طرف مردم، هم از طرف مدافعان، هم از طرف منتقدین و کسی کمتر از سر دلسوزی نظر می‌دهد.
‌‌*‌‌ خاتون: در مورد نقش سینما در ترویج مبانی اخلاقی در جامعه بگویید.
‌‌*‌‌‌‌*‌‌ فکر می‌کنم برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در این آثار، ابتدا باید خلق‌کننده‌ی آثار خودشان این ارزش‌ها را باور داشته باشند. منظورم روح فیلم است که مخاطب را به فکر وادار می‌کند. آن فیلمی که همه در آن چادری هستند، مبلغ حجاب نیست. بلکه باید این را به عنوان یک ارزش در جامعه بیان کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات