تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۵  ، 
کد خبر : ۲۳۴۲۶۰

هیچ تکلیفی برای دولت مهم‌تر از تربیت نیست

حسن قاسمی - میثم زعفرانی اشاره: تعلیم و تربیتِ صحیح، اصلی‌ترین راه انتقال مفاهیم و معارف والا و ارزشمند اسلامی و انسانی به افراد جامعه است. امروزه در هر کجا که ارزش‌های اسلامی به عنوان هنجار در جامعه مطرح نیست، ریشه‌ی آن را باید در نظام تعلیم و تربیت ناصحیح جست‌وجو نمود که نتوانسته این مفاهیم را با جان و دل مخاطب در هم آمیزد و به عنوان ارزش در وجود او حاکم نماید. حجاب نیز از همین دست معارفی است که تا به خوبی تبیین و تعریف نگردد، نمی‌توان انتظار تحول خاصی را در سطح جامعه داشت. اهمیت تأثیر نظام تعلیم و تربیت درخصوص موضوع حجاب را با «خانم دکتر سوسن کشاورز»، متخصص مسائل تربیتی و آموزشی به بحث گذاشتیم. خانم کشاورز دارای مدرک دکتری در رشته‌ی فلسفه‌ی تعلیم و تربیت و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت معلم و رئیس کار گروه راه‌کارهای اجرایی تحول بنیادین در آموزش و پرورش و صاحب چندین مقاله‌ی برگزیده در حوزه‌ی مسائل تربیتی است. وی ضمن انتقاد از وضعیت نظام آموزشی، پیشنهادات جالبی را درخصوص چگونگی تحول در حوزه‌ی تعلیم و تربیت مطرح کرد.

‌*‌‌ خاتون: برای ورود به بحث، تفاوت نگاه اسلام با دیگر مکاتب در مسأله‌ی زن را شرح دهید.
‌*‌‌‌*‌‌ اساساً وقتی ما وارد بحث تربیت می‌شویم، موضوع تربیت، انسان است. این مقوله هم اختصاصی به زن و مرد، سیاه و سفید، کوچک و بزرگ، ایرانی و غیرایرانی، مسلمان و غیرمسلمان ندارد. خداوند منّان می‌فرماید: «وَ لَقَد کَرَّمناَ بَنیِ آدَمَ». لذا موجودیت انسان از جهت کرامت ذاتی و ابعاد هستی‌‌‌شناختی با تمام موجودات متفاوت است.
وجه ممیز دیگری به این موجود نسبت داده شده است و آن این است که خداوند فرمود: «اِنِّی جاعِلٌ فِی الاَرض خَلیفَه» یعنی یک وظیفه و رسالت سنگین را بر این موجود نهادم که بر موجودات دیگر ننهاده‌ام و شاید اختصاص بحث «کَرََّمنَا» به دلیل همین رسالت سنگینی بوده است که به انسان داده شده است.
از دیگر وجوه اختصاصی که به انسان داده‌اند و به موجودات دیگر نداده‌اند، اراده و اختیار در انتخاب و تشخیص و قوه‌ی تعقل است. البته درست است که مرد یا زن بودن انسان در اساس انجام تکالیف ‌‌-‌ مثل خلیفه بودن و تحقق کرامتش‌ ‌-‌ مطرح نیست؛ اما در عرصه‌ی انجام وظایف، با توجه به مبنای عدالت که یکی از مبانی اساسی مطرح در آموزه‌های دینی است، به جنسیت توجه می‌شود.
امیرالمؤمنین(ع) در تعریف عدل می‌فرمایند: «وَضعُ کُلَّ شَیءٍ فِی مَوضِعِه»؛ عدالت قرار دادن هر چیزی در جای خود است. قطعاً هر انسانی باید متناسب با ویژگی‌ها، خصوصیات، قابلیت‌ها و استعدادهای خودش حرکت کند تا آن «وضع کل شیء فی موضعه» محقق گردد. برای همین خداوند برای این که تدبیر کل جهان خلقت براساس عدل قرار گیرد، تشخیص داده که موجودات انسانی همه از یک جنس نباشند و برای این که مسیر حرکت، مسیر صحیحی باشد نیاز بود که انسان از جهت جنسیت به دو جنس مرد و زن تقسیم شود تا تداوم نسل و جامعه که از جمله مهم‌ترین تدبیرهای خداوند است محقق شود.
حال اگر جنس مرد و زن قرار بود مثل هم باشد دیگر دو جنس مطرح نبود و اساساً تضاد ایجاد می‌شد. از این‌‌‌رو مرد یک سری ویژگی‌ها و خصوصیات دارد و متناظر با این ویژگی‌ها و خصوصیات یک سری مسئولیت‌ها و تکالیفی را بر عهده می‌گیرد و زن هم یک سری از تکالیف را متناسب با ویژگی‌ها و خصوصیات‌اش بر عهده می‌گیرد. این‌گونه است که خداوند این دو جنس را مکمل یکدیگر قرار داده است.
زنان هم به عنوان یک انسان، برای این که مسیر و حرکت درستی در راه رسیدن به حیات طیبه، چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی داشته باشند، می‌بایست در مسیری که برایشان مشخص شده، حرکت کنند. همه‌ی انسان‌ها اعم از مرد و زن مکلف هستند که در این مسیر حرکت کنند، اما این مسیر با توجه به اقتضای عدالت برای زنان و مردان متفاوت است.
*‌‌ خاتون: شبهه‌ی تساوی زن و مرد در تمام جهات را چگونه می‌توان پاسخ داد؟
‌*‌‌‌*‌‌ بحث تساوی در این‌جا اصلاً ضدعدالت است. بنابراین حرکت‌های فمینیستی که ما امروزه در جهان غرب شاهد آن هستیم، یک سیر کاملاً غلط و در تضاد کامل با مبانی ارزشی و حتی منافع خود زنان است. این قهرمان‌‌‌‌پروری و شجاعت و دفاع از حقوق زنان نیست؛ این دقیقاً همان حرکت کردن در خلاف جهت دست‌یابی به حقوق زنان است اما در اسلام اگر زن می‌خواهد به حیات طیبه دست یابد، باید در چارچوب ویژگی‌هایی که خداوند برای او در نظر گرفته است حرکت کند.
از جمله نقش‌های کلیدی که برای زنان با توجه به ویژگی‌ها و خصوصیات آن‌ها در نظر گرفته شده، همین نقش مادری است که مهم‌ترین وظیفه‌ی تربیتی در جهان است.
از آن‌‌جایی که خداوند می‌فرماید انسان را ضعیف آفریدم؛ انسان برای دسترسی به حیات طیبه، نیازمند تربیت و مدد است. افتخار زنان می‌بایست این باشد که بعد از این که خداوند و ائمه‌ی اطهار و پیامبران مربیان انسان بوده‌اند جا پای آن‌ها گذاشته‌اند و می‌خواهند کار تربیت را در مورد انسان انجام دهند. اگر از این منظر نگاه کنیم تحقق نقش مادری، برترین جایگاه و بالاترین افتخاری است که برای زنان در نظر گرفته شده است.
*‌‌ خاتون: وظیفه‌ی جمهوری اسلامی در عرصه‌ی تعلیم و تربیت چیست؟
‌*‌‌‌*‌‌ از دیدگاه آموزه‌های دین اسلام، هدف نظام اسلامی زمینه‌‌‌سازی هدایت است و هیچ تکلیفی برای دولت مهم‌تر از تکلیف تربیت نیست. تمامی تکالیف دیگر در سایه‌ی تربیت تعریف می‌شود. اگر فعالیت‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی صورت می‌گیرد، همه برای تحقق این امر است لذا اساس و رکن جامعه و رسالت سنگین نظام جمهوری اسلامی، تحقق تربیت است.
باید سیاست‌گذار توجهش این باشد که در عرصه‌ی ساحت‌های اساسی که شش ساحت است. یعنی ساحت دینی، اخلاقی، زیستی ‌‌-‌ بدنی، هنری ‌‌-‌ زیباشناختی، علمی ‌‌-‌ فناوری و اقتصادی ‌‌-‌ حرفه‌ای، که متناظر با نیازهای وجود آدمی است برای مردم کار کند. همه‌ی این‌ها شاخه‌هایی منشعب از مبحث تربیت است که باید محقق شود، که اگر این محور کار باشد دیگر مثلاً در عرصه‌ی ورزش شاهد رشد فضای رقابت و خشونت نخواهیم بود و توسعه‌ی سلامت، محورِ کار می‌شود.
در بحث مسائل سیاسی، دیگر شاهد زیر پا گذاشتن اخلاق اسلامی نخواهیم بود و سیاست‌گذار باید در چارچوب اخلاق و خطوط قرمز اسلام رفتار کند. در بحث مسائل اقتصادی دیگر فقط به مسائل صرفاً مادی توجه نمی‌شود و مسائل معنوی هم در نظر گرفته می‌شود.
*‌‌ خاتون: اجازه دهید به بحث آموزش و پرورش هم اشاره‌ای کنیم، به هر جهت دانش‌آموزان زمان زیادی از زندگی‌شان را در آموزش و پرورش سپری می‌کنند. نقش آموزش و پرورش درخصوص تربیت افراد چیست؟
‌*‌‌‌*‌‌ ببینید ما تربیت را صرفاً وظیفه‌ی آموزش و پرورش نمی‌دانیم. تربیت امری است یک پارچه و ترکیبی، که مجموعه‌ای از عوامل در آن موثر هستند. ما در مجموعه اسناد آموزش و پرورش که بنده توفیق این را داشتم که جزو تدوین‌‌‌کنندگان اصلی آن باشم، اعلام کردیم که تربیت سه رکن دارد:
الف: رکن خانواده
ب: رکن دولت
ج: رکن نهادهای غیردولتی
اما علاوه بر این ارکان، عوامل دیگری نیز در تربیت مؤثر هستند؛ مانند رسانه‌ها، مراکز فرهنگی، مساجد، حوزه‌های علمیه و... لذا برای تحقق امر تربیت به شکل درست و صحیح آن می‌بایست هماهنگی دقیقی میان ارکان و عوامل سهیم و... موثر در تربیت وجود داشته باشد. مثلاً معلم در مدرسه چیزی نگوید و خانواده دقیقاً عکس آن را بگوید و دانش‌آموز دچار بحران هویت و چندگانگی شود.
درخصوص آموزش و پرورش که به شکل رسمی و هدفمند و اجباری در برنامه‌ی تربیت قرار دارد، تلاش همه‌ی کشورها و دولت‌ها در این بوده است که شهروند را طوری تربیت کنند که بتواند در سطح جامعه، هم ارتباطات مناسبی داشته باشد و هم اقتضائات جامعه را برطرف کند. می‌خواهم بگویم در این‌‌‌جا هم زاویه‌ی دید ما با آن‌چه در جهان مرسوم است، متفاوت است.
در جهان کنونی آموزش و پرورش دو رسالت دارد؛ یکی آماده‌سازی دانش‌آموزان برای ورود به دانشگاه و دیگری آماده‌‌‌سازی دانش‌آموزان برای ورود به بازار کار، در حالی که در آموزه‌‌‌های دینی ما تکلیف آموزش و پرورش به ویژه در سطح پایه یعنی در سطح عمومی، تربیت است و آموزش و پرورش درخصوص حرکت صحیح در ساحت‌های تربیتی تکلیف دارد.
ماحصل آموزش و پرورش ما باید دانش‌آموزانی باشند که مؤدب به آداب بوده و چگونگی برقراری ارتباط با اطرافیانشان اعم از پدر و مادر و دوستان و هم‌کلاسی‌هایشان را می‌دانند و می‌توانند در حوزه‌ی انجام تکالیف فردی و اجتماعی به خوبی ظاهر شوند. این به نظر من اساسی‌ترین هدف نظام تربیتی در اسلام است.
‌*‌‌ خاتون: آیا در این زمینه موفق بوده‌ایم؟
‌*‌‌‌*‌‌ واقعیات موجود درا جامعه‌ی ما بیانگر این است که ما به آن نقطه‌ی آرمانی نرسیدیم. علت آن را هم در عرایضم گفتم. اولاً ما عوامل سهیم را در نظر نگرفتیم، یعنی سیاست‌گذار ما سعی در همراهی میان مجموعه عوامل سهیم نکرده است و کتاب‌های درسی به طور کامل مطابق با ارزش‌ها نیست و منظومه‌ی منظمی ندارد. فیلم‌های ما هم همین‌طور است؛ الان در سینما و سریال‌های ما، هم فرهنگ غرب ترویج می‌شود.
از اشکالات دیگر نظام آموزشی ما این است که نگاه منسجم تربیتی برای سیاست‌گذاری کلان نداریم. برای مثال ما آموزش و پرورش را دو مسأله‌ی جداگانه در نظر می‌گیریم. آن‌وقت می‌رویم یک معاونت به اسم آموزش و یک معاونت به اسم پرورش راه‌‌‌اندازی می‌‌‌کنیم و این دو معاونت از کار یکدیگر با خبر نیستند و همین باعث می‌شود که معلم ریاضی یا فیزیک ما کاری با مسائل تربیتی و اخلاقی ندارد و اگر مشکلی از لحاظ تربیتی برای دانش‌آموز ما ایجاد شد باید برود پیش معلم پرورشی و معلم پرورشی هم با مسائل آموزشی کاری ندارد.
‌*‌‌ خاتون: در حال حاضر جایگاه آموزش اخلاق و رفتار دینی در ساختار آموزشی ما کجاست و چگونه تعریف شده است؟
‌*‌‌‌*‌‌ خدمتتان عرض کردم ما شش ساحت اساسی داریم. وقتی می‌گوییم تربیت سیاسی و اجتماعی، یعنی چه؟ یعنی وقتی شما به حوزه‌ی ارتباط وارد شوید، خودبه‌‌‌خود به مسائل اخلاقی هم وارد می‌شوید، شما اگر به دانش‌آموز سعه‌ی صدر را یاد نداده باشید، اگر بحث انتقاد و تحمل که در همه‌ی آموزه‌های دینی هم بر آن تأکید شده را یاد نداده باشید، نمی‌تواند ارتباط اجتماعی سالمی برقرار کند. می‌خواهم بگویم که خیلی از این بحث‌ها ریشه‌ی اخلاقی دارد. بنابراین وقتی ما می‌گوییم تربیت، منظورمان همان تربیتی است که در آن اخلاق و مبانی اسلامی، مبنای تربیت قرار می‌گیرد.
رسالت آموزش و پرورش تربیت عمومی است یعنی جامعه به حدنصابی از شایستگی‌ها مطابق با نظام معیار دین اسلام برسد. اما در حوزه‌ی تربیت تخصصی اگر کسی می‌خواهد رشته‌ی خاصی را یاد بگیرد برود دانشگاه و در آن رشته‌ی خاص تربیت شود و اگر خواست، بتواند در دانشگاه وارد حوزه‌ی جدیدی بشود، اما مهم این است که ما یک انسان سالم و در نهایت خانواده و جامعه‌ی سالم داشته باشیم.
بنابراین من احساس می‌کنم رسالت آموزش و پرورش، تربیت انسان صالح و سالم است که این می‌تواند در راستای تحقق حیات طیبه حرکت کند. اما متأسفانه به دلیل تصمیمات متناقض و متضاد و عدم همراهی سیاست‌گذاری‌ها و نگاه تجزیه‌ای که بر نظام آموزش و پرورش ما حاکم بوده، الان ما با این خطر مواجه هستیم که سال به سال نسل جدید نسبت به نسل قدیم از جهت تربیت اخلاقی و اجتماعی افت پیدا کند.
این امر نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری ما در این زمینه، دقیق و هماهنگ نبوده است. شما اهداف آموزش و پرورش را ببینید چه‌قدر زیباست: قرب الهی، تقویت تقوا، تقویت تربیت عقلی. این‌ها خیلی خوب تبیین شده است ولی این اهداف را چگونه عملی کردند؟ با چه سازو‌‌‌‌کاری این‌ها را پیاده کردند؟
معلوم است که خوب تبیین نشده، اصلاً علت این که یک جمع دل‌‌‌سوخته حوزوی و دانشگاهی تصمیم گرفتند براساس تاکیدات مقام معظم رهبری سند آموزش و پرورش را بنویسند، همین نگاه بود. یعنی گفتیم اول باید یک خط‌‌‌کش و معیار داشته باشیم و براساس آن معیار، سیاست‌گذاری‌های جدی صورت بگیرد، بعد بتوانیم براساس آن معیار برنامه‌ریزی کنیم. تا امروز تلاش‌های خوبی انجام گرفته و اسنادی تهیه شده است و در سال‌های اخیر توانسته‌ایم سند فلسفه‌ی تربیت و سند تحول راهبردی آموزش و پرورش تدوین کنیم.
‌*‌‌ خاتون: اگر قرار است این بحث‌ها در نظام برنامه‌های درسی ورود پیدا بکند، چه اتفاقی باید بیفتد؟
‌*‌‌‌*‌‌ این‌ها تلاش‌هایی بوده که این جمع انجام دادند. منتهی بحث این است که باید سازو‌‌‌کارهای عملیاتی کردن دغدغه‌ی مقام معظم رهبری در بدنه‌ی آموزش و پرورش طراحی شود که با توجه به نگاه ویژه‌ی مقام معظم رهبری و تأکیدات رئیس‌جمهور در دستور کار است و تاکنون حدود هشتاد درصد کار انجام شده است.
آموزش و پرورش وزارت‌خانه‌ی پیچیده‌ای است که دچار تنوع و گستردگی فراوان است؛ یعنی چیزی نیست که بشود سریع جمع و جورش کرد. یک عزم ملی می‌‌‌‌طلبد. اولین مرحله این است که اطلاع‌‌‌رسانی و تغییر نگرش را به خود بدنه بدهد. اگر این بحث‌ها صورت گیرد، فکر می‌کنم آن دغدغه‌ای که همه‌ی خدمت‌گزاران برای آموزش و پرورش داشتند که بتوانند رسالتش را در راستای تربیت انسان‌های صالح محقق کنند، ان‌شاءالله می‌تواند فراهم شود.
‌*‌‌ خاتون: دانش‌آموزانی که وارد آموزش و پرورش می‌شوند به چه میزان برای پدر و مادر شدن در آینده تربیت می‌شوند؟ آیا مباحث مربوط به غریزه‌ی جنسی و آفات آن و نحوه‌ی مواجه با مشکلاتی که جوانان با آن روبرو می‌شوند، به آن‌ها آموزش داده می‌شود؟ آیا آموزش و پرورش این مشکل را به رسمیت می‌شناسد؟
‌*‌‌‌*‌‌ در بحث محتوای کتاب‌ها و روش‌ها قاعدتاً باید متناسب با نیازهای افراد به آن‌ها خوراک داده شود. اگر دانش‌آموز دختر است یک‌سری نیازها دارد و اگر پسر است یک‌سری دیگر؛ بنابراین باید محتوای کتاب‌های درسی که در سند آموزش و پرورش بر آن تأکید کردیم را متناسب با آن نیازها بسازیم.
‌*‌‌ خاتون: آیا در این زمینه کاری انجام شده است؟
‌*‌‌‌*‌‌ بله. یک‌سری کتاب‌هایی تألیف شده. منتهی این که آیا محتوای آن مطلوب است یا نه، بنده نظری نمی‌دهم و ممکن است نقدهایی به آن وارد باشد و لازم است محتوای کتب ما بررسی شود و قطعاً ما تا حد مطلوب خیلی فاصله داریم و با توجه به تأکیداتی که در اسناد تحول تهیه کردیم، گفتیم که اصلاً برای دسترسی به حیات طیبه یکی از موارد مهم تأکید بر هویت جنسی است.
سیاست‌گذاران عرصه‌ی تعلیم و تربیت باید متناظر با ابعاد هویت، برنامه‌ریزی کنند. یعنی اگر می‌خواهیم هویت جنسی در متربّیان شکل بگیرد، باید برای دانش‌آموزان دختر و پسر یک‌سری برنامه داشته باشیم. اگر می‌خواهیم هویت قومی و محلی را تربیت کنیم، باید به استان‌ها آزادی عمل بدهیم. سعی کردیم که این‌ها را در اسناد لحاظ کنیم اما هنوز تا رسیدن به نقطه‌ای مطلوب فاصله‌ی زیادی داریم.
*‌‌ خاتون: الان سرعت اتفاقات بالاتر رفته و بعضی مراکز رسمی و برخی از متدینین احساس می‌کنند ریاست محترم جمهور دغدغه‌ی تربیت اسلامی ندارند!
‌*‌‌‌*‌‌ آن‌جا که من گفتم دروغ به جای اخلاق، محور می‌شود، منظورم همین‌جا بود. متأسفانه بعضی اصولگرایان اخلاق را رعایت نمی‌کنند و به راحتی دروغ می‌گویند و تهمت می‌زنند، در اخلاق اسلامی تأکید گردیده است به چیزی که در مورد آن سند نداریم، نباید صحبت کنیم. اگر صحبت کنیم، هم به خداوند و هم به خودمان خیانت کرده‌ایم. خداوند تمامی اقوال و افعال را لحظه به لحظه ثبت و ضبط می‌کند. یعنی اگر از زبان من یا شما جمله‌ای بیاید که این جمله‌ی تحقیقی نباشد، در روز قیامت مسئول خواهیم بود، شما می‌دانید که چرا ریختن آبرو و تهمت زدن گناه کبیره است.
خدایی که می‌گوید من به انسان کرامت داده‌ام، چه‌طور ما به خودمان اجازه می‌دهیم یک جمله‌ای که فقط از اقوال شنیده‌ایم و هیچ سندی ندارد را نقل کنیم. نقل این جمله اشتباه است. همین فعل باعث می‌شود دروغ گسترش پیدا کند. بنابراین اساساً هر کسی که این حرف‌ها را می‌زند، بیشترین ضربه را به دین می‌زند، چون کسی که متخلق به اخلاق اسلامی نباشد، عملاً دین را زیر سؤال می‌برد. البته من از طرف رئیس‌جمهور صحبت نمی‌کنم، بلکه به عنوان یک فرد محقق نظر خود را می‌گویم.
‌*‌‌ خاتون: با چالش‌های قرن بیست و یکم چه باید کرد؟
‌*‌‌‌*‌‌ بالاخره اگر تربیت یک تربیت گلخانه‌ای بود و ما می‌توانستیم فرزندانمان را در خانه محبوس و کنترل کنیم یک بحثی بود. ولی الان شما به دلیل فن‌آوری‌هایی که آمده، سایت‌های مختلفی که هست و موبایلی که امروزه در دسترس فرزندان ما هم دیده می‌شود، دیگر با تربیت گلخانه‌ای نمی‌توانید پاسخگوی مسائل باشید.
*‌‌ خاتون: در این حالت آموزه‌های دینی ما چه می‌گوید و چه نسخه‌ای را تجویز می‌کند؟
‌*‌‌‌*‌‌ ما در نظام آموزشی اسلامی چیزهایی داریم که متأسفانه مغفول مانده است. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «خُلِقَ الاِنسَانُ ضَعِیفاً» وقتی در وجود انسان سه قوه‌ی شهویه، غضبیه و عقلیه گذاشته شده دقیقاً معلوم است که این انسان ممکن است خطا کند. البته شما اراده و اختیار دارید. هر لحظه امکان دارد که از مسیر منحرف شوید، خوب خداوند منان به خاطر آن مفهومی را تحت عنوان تقوا بیان کرده است. امام علی(ع) در خطبه‌ها، نامه‌ها و حکمت‌های متعددی از نهج‌البلاغه بر تقوا تاکید داشته است.
*‌‌ خاتون: چرا این‌قدر بر تقوا تأکید شده است؟
‌*‌‌‌*‌‌ برای این که تقوا از جمله معیارهایی است که به ویژه در این شرایط به درد فرزندان ما می‌خورد. متأسفانه تعبیر درستی از تقوا مطرح نشده! تقوا به عنوان پرهیزگاری را بچه‌ی ما، نمی‌فهمد و وقتی که از تقوا صحبت می‌کنیم می‌گوید این که برای پیرمردها و پیرزن‌ها است. چیزی بگو که به درد ما جوان‌ها بخورد. در حالی که مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد تقوا واژه‌ی جالبی به کار می‌برند و می‌فرمایند: «خویشتن‌‌‌بانی»؛ در آموزه‌ها و روایات ما تقوا به معنای پاییدن است.
شما هنگامی که می‌خواهید از یک مسیر عبور کنید سعی می‌کنید آرام آرام حرکت کنید که این خارها به پای شما گیر نکند. تقوا یعنی مراقبت دقیق داشتن؛ این معنای اصلی تقواست. وقتی تقوا را با این نگاه مطرح کنید دیگر مخصوص پیرمردها و پیرزن‌ها نیست، اتفاقاً از بدو تولد باید پاییدن را به بچه‌ها یاد بدهیم یعنی از آن زمان که بچه می‌خواهد راه رفتن را یاد بگیرد، به او بگوییم: مواظب باش که این‌جا پله است؛ اگر بروی می‌افتی و سرت زخم می‌شود، عملاً داریم تقوا را به او یاد می‌دهیم. وقتی می‌گویم مسواک بزن که اگر نزنی دندان‌هایت خراب می‌شود، داریم تقوا را به او یاد می‌دهیم. این‌ها سطوح تقوا است از سطح پایین یعنی حوزه‌ی زیستی بدنی تا سطوح بالای حوزه‌ی دینی و اخلاقی...
*‌‌ خاتون: آن چیزی که مهم است و ما باید در سطح جامعه انجام دهیم چیست؟
‌*‌‌‌*‌‌ ایجاد معرفت.
متأسفانه خیلی از کسانی که دم از اصول‌گرایی و مذهبی بودن می‌زنند، معرفت دینی ندارند، بینش ندارند؛ اصلاً با آموزه‌های دینی اسلام آشنا نیستند. به صرف این که یک مُهر روی پیشانی می‌گذارند، به صرف این که یک عَلَمی را بلند می‌کنند، ادعای دین‌داری می‌کنند. دینی که بحث معرفت و بینش جزء ارکان اساسی آن است. بنابراین بحث تقوا باید همراه با معرفت و بینش باشد. به افراد باید گفت چرا دارم به تو می‌گویم این کار را انجام بده و این چه فایده‌ای برای تو دارد.
بنابراین من به بچه‌ام هم ادّله‌ی آن کار را می‌گویم، هم آثار و پیامدهای آن را. وقتی به او بگویم فلان موسیقی ناهنجار را گوش نده چون باعث عدم سلامت روانی تو می‌شود و این عدم سلامت روان چه‌قدر پیامدهای منفی در زندگی‌ات می‌گذارد، این می‌شود نهادینه‌‌‌‌‌سازی. این یعنی نظام معیار. او حتی اگر برود در بطن کفر زندگی کند، خودش را حفظ می‌کند و «خویشتن‌‌‌بانی» محقق می‌شود.
*‌‌ خاتون: تعریف تقوا براساس آموزش اسلامی چیست؟
‌*‌‌‌*‌‌ تقوا یعنی دوری از عوامل هستی‌زدا (یعنی هر چه به هستی سالم صدمه بزند) و نزدیکی به عوامل هستی‌‌‌بخش (هر چیزی که در آن حیات دنیوی و اخروی شما را ارتقاء می‌بخشد). بنابراین اگر من این را یاد داده باشم، دیگر نگران نیستم. یعنی حتی مشکلاتی هم که شما می‌فرمایید باز ریشه‌اش در کسانی است که دارند کار تربیتی می‌کنند.
‌*‌‌ خاتون: نظام ارزش‌گذاری در مراکز دینی چه وظیفه‌ای در عرصه‌ی سیاست‌گذاری دارد؟ آیا در این خصوص نیاز به هماهنگی بیشتر احساس نمی‌شود؟
‌*‌‌‌*‌‌ متأسفانه مشکلی که ما در کشورمان داریم این است که با مسائل مواجهه‌ی مناسب نداریم. ما بحث آینده‌نگری که از بحث‌های جدی در حوزه‌های دینی است را فراموش کرده‌ایم. مدَبِّر از دُبُر یعنی پشت را دیدن، عاقبت کار را دیدن می‌آید. سیاست‌گذاری و ساز‌و‌‌‌‌کارهای لازم باید مدبّرانه باشد. ولی معمولاً به دلیل مشغله و گرفتاری‌هایی که داریم می‌گذاریم اتفاق بیافتد و بعد می‌گوییم وای چه باید کرد؟ یعنی اتفاق می‌افتد و تاثیرش را در جوان ما می‌گذارد بعد تازه می‌گوییم حالا باید چه کار کنیم. احساس می‌کنم برخی مشکلات ساختاری در جامعه وجود دارد:
یکی این که در جامعه سازو‌‌‌‌‌کارهای لازم برای تأمین مطلوب این نیازها وجود ندارد. بنده این موضوع را سبب ایجاد انحراف می‌دانم. مثلا باید قبول کرد که نیاز جنسی را خداوند در انسان گذاشته است و اگر خانواده یا دولت سازوکار مناسبی را برای رفع آن فراهم نکنند و این نیاز به طور مشروع تأمین نشود شخص به شکل دیگر که انحرافی و غیرمشروع خواهد بود، آن را تأمین خواهد کرد.
متأسفانه ورود فناوری‌های جدید و دسترسی آسان به سایت‌ها و فیلم‌های غیراخلاقی باعث شده که این نیاز قبل از سن بلوغ ایجاد شود و لذا گاهی اوقات کودکان از سن چهار و پنج سالگی وارد دوران بلوغ می‌شوند. تمام این بحث‌ها برمی‌گردد به نحوه‌ی تربیت خانواده که نتوانسته آن معیارها و نظام ارزشی را برای فرزندش تعریف کند و اجازه داده که بچه در هر سنی هر نوع فیلمی را که می‌خواهد ببیند و هر نوع کتاب را بخواند و همین سبب بلوغ زودرس شده است.
پس بحث این است که در رابطه با نیاز جنسی ما احتیاج به یک برنامه‌ریزی و ساماندهی دقیق داریم. این برنامه‌ریزی و ساماندهی هم باید محورش این باشد که این نیاز در حدی که خداوند به عنوان یک نیاز درونی و مشروع برای انسان قرار داده است، در مسیر مطلوب و با سازوکار مناسب تأمین شود.
به هر حال اگر لازمه‌ی این نیاز ازدواج است‌ ‌-‌ که هست ‌‌-‌ پس باید خانواده‌ها و دولت سازوکار لازم را جهت ازدواج فراهم کنند. لازمه‌ی ازدواج نیز اشتغال است؛ یعنی این‌ها یک زنجیره‌ی پشت سر هم است که نمی‌شود تنها ازدواج را دید ولی اشتغال را ندید. مرد خانواده باید شغل داشته باشد واِلّا به دلیل هزینه‌های سنگین ازدواج، امکان ازدواج هم برایش فراهم نیست پس به مباحث غیراخلاقی رو می‌آورد.
همچنین پدر و مادر وظیفه دارند پاسخگوی نیازهای جنسی در حوزه‌ی تربیت زیستی ‌‌-‌ بدنی فرزند باشند. زیرا خداوند منّان خانواده را به تربیت مکلف کرده است. دولت هم مکلف است در حوزه‌ی ساحت زیستی ‌‌-‌ بدنی سازو‌‌‌کارهای مناسبی فراهم آورد و اگر این دو محقق نشود با تبعات ضداخلاقی آن مواجه خواهیم شد.
*‌‌ خاتون: کمی هم راجع به عفاف و نقش آن در سلامت اخلاقی جامعه توضیح دهید.
‌*‌‌‌*‌‌ عفاف یکی از ارزش‌های اساسی انسان است و اختصاص به دین مبین اسلام ندارد. افلاطون نیز که چند هزار سال قبل از اسلام به عنوان یک فیلسوف مطرح بوده می‌گوید: «برای رسیدن به مدینه‌ی فاضله، چند ارزش است که باید در جامعه رعایت شود: دانایی، عفت و...»
‌*‌‌ خاتون: چرا اسلام این‌قدر بر حجاب تاکید می‌کند؟
‌*‌‌‌*‌‌ به خاطر پیش‌گیری از همین آسیب‌ها و انحرافات. مردی که در جامعه‌ی اسلامی همسر می‌گزیند وقتی در سطح جامعه می‌آید و زنان با ظاهر بسیار نامناسب را می‌بیند، نیاز جنسی او تحریک می‌شود. خداوند حجاب را برای تحقق عفاف در جامعه واجب کرده است.
حجاب نه این که حتماً چادر ‌‌-‌ و آن هم حتما چادر مشکی ‌‌-‌ باشد بلکه حجاب به معنی یک پوشش مناسب است که فرد وقتی در سطح جامعه رفتار می‌کند، وقتی حرکت می‌کند، و وقتی صحبت می‌کند، متانت، وقار و سنگینی نمادش باشد و تأثیر منفی اخلاقی روی کسی که با او برخورد می‌کند، نگذارد. بسیاری از زنان را می‌بینیم که چادر دارند ولی نوع حرکتشان از صد زن بدحجاب مخرب‌تر است. ما در قرآن داریم که مبادا طوری صحبت کنید که باعث تحریک فرد مقابل شود.
لذا اگر برگردیم به آموزه‌های دینی خودمان این‌‌‌‌قدر سازوکارهای مدبرانه داریم که خداوند منان برای دست‌یابی انسان به حیات طیبه در نظر گرفته است. اما متأسفانه به دلیل این که ما آن‌ها را فروگذار کرده‌ایم و در راستای نهادینه‌‌‌سازی آن‌ها کاری نکرده‌ایم، امروز نه فقط ما بلکه اکثر کشورهای اسلامی دچار این مشکل هستیم که چه باید بکنیم؟
حالا اگر جهان غرب با این مشکلات مواجه بود وضع فرق می‌کرد. خوب آن‌ها مبنا ندارند اما متأسفیم از این که یک دین کامل در اختیار داریم و در ارتباط با تک تک مسأله‌هایی که جوان امروز با آن مواجه است چه جوان مسلمان و چه جوان غیرمسلمان در دین ما تدبیری برای آن مسأله شده اما متأسفانه همه‌ی این‌ها چون نهادینه‌‌‌سازی نشده الأن باید این مشکلات را داشته باشیم.
‌*‌‌ خاتون: اگر خاطرتان باشد، آقای دکتر احمدی‌نژاد در این خصوص ایده‌هایی را مطرح کردند. مثل پارک‌های ویژه‌ی بانوان، که در جاهای دیگر هم الگو شد. یا این که خانم‌هایی که وارد مدرسه می‌شوند در فصل تابستان بتوانند یک مقداری از پوششان را کم کنند. آیا در حال حاضر به این چنین دستورالعمل‌های اجرایی در آموزش و پرورش فکر می‌شود؟
‌*‌‌‌*‌‌ این همان بحث شاداب‌‌‌سازی مدارس است و قرار بر این بود که مدارس طوری استتار شوند که دخترها وقتی در مدرسه هستند راحت باشند. از طرفی مدارس دخترانه‌ی ما از مدارس پسرانه‌ی ما جدا است و مشکل اصلی ما در دانشگاه است. البته این مسائل را باید از خود وزیر محترم بپرسید که نگاهشان چیست.
*‌‌ خاتون: من یادم هست که یکی از روزنامه‌ها این را مسخره کرده بود و ساختمان یک مدرسه کشیده بود که سرش روسری است!
‌*‌‌‌*‌‌ اتفاقا این بحث در جهت راحتی افراد بود. بحث این است که اسلام در محیطی که مرد نباشد سخت‌گیری نکرده است، ما چرا بخواهیم سخت بگیریم؟ این سخت‌گیری با فطرت انسان ناسازگار است، در حالی که تمام دستورات اسلام با فطرت سازگار است. در محیطی که مرد نیست چرا ما باید چادر سر کنیم؟
وقتی که مدام چادر سر کردی این باعث می‌شود یک کدورتی نسبت به چادر ایجاد شود و یک عده از دین، گریزان بشوند. الان در مدارس اسلامی غیردولتی این‌‌‌طور است. هم معلمان و هم دانش‌آموزن در مدرسه راحتند و می‌توانند چادر و حتی روسری را هم بردارند. البته به این معنا نیست که هر لباسی را که بخواهند بپوشند، یک لباس مشخص مثل بلوز و شلوار برایشان تعبیه شده است.
بحث شاداب‌‌‌سازی مدارس دخترانه هم همین بود که در واقع اگر استتار باشد و مرد هم نباشد، واقعاً زنان در محیط مدرسه راحت باشند. تا دیگر چادر داشتن عقده نشود و تمام این‌ها خودش سازوکاری برای جلوگیری از بی‌حجابی و بدحجابی است. البته برای این طرح باید تمهیداتی اندیشید. مثلاً اگر سرایدار مرد است باید سرایدار خانم جایگزین آن شود.
*‌‌ خاتون: معیارهای ارتباط با جنس مخالف در مدارس باید چگونه آموزش داده شود؟
‌*‌‌‌*‌‌ در تربیت اجتماعی چگونگی برقراری ارتباط اجتماعی با پدر و مادر و خواهر و برادر را داریم. من اساساً فکر می‌کنم یکی از اشکال‌هایی که ما در ارتباط دختر و پسر در سطح جامعه داریم این است که از ابتدا وقتی در سطح خانه هستیم چگونگی ارتباط با جنس مخالف را آموزش نمی‌دهیم، حالا این جنس مخالف الزاماً دوست‌‌‌پسر نیست، می‌تواند برادر باشد یا پدر. پدر من یک جنس مخالف است ولی من هم، از جهت فرزند و پدری باید یک‌‌‌سری ارتباطات با ایشان داشته باشم هم از جهت این که من یک دخترم و ایشان یک مرد است، باید ملاحظاتی داشته باشم. بالاخره پدر من وقتی در خانه، فرزند دختر دارد باید لباس پوشیدنش یک‌‌‌‌سری ملاحظات داشته باشد.
بنابراین آموزش و پرورش نباید صرفاً به آموزش اکتفا کند. البته باید یک‌سری معارف عمیق درخصوص چگونگی برقراری ارتباط با افراد از هر جنسیتی را آموزش دهد. خانه که بوده خانواده تا حدی فرد را کنترل می‌کرده است به مدرسه که فرد می‌رود، کنترل کم‌تر می‌شود اما هنوز کلاس‌ها جدا بود و بعد وارد دانشگاه یا محیط کار که افراد می‌شوند محیطی کاملاً باز است.
ولی چون هیچ‌گاه در مورد هویت جنسیتی اطلاعاتی لازم کسب نمی‌شود، همین سبب خودباختگی می‌شود و فرد که تا حالا محدود بوده یک‌‌‌‌باره وارد این محیط باز شده و خود را می‌بازد. بنده به عنوان استاد دانشگاه اطلاع دارم که تغییر دخترهای دانشجوی شهرستانی که با دختران تهرانی ارتباط دارند از بقیه‌ی دختران بیشتر است. دانشجوی تهرانی در تهران بوده، در یک محیط باز بوده، اما دختر شهرستانی محیطش محدود است.
اگر چادری بوده، مانتویی می‌شود و قطعاً روزبه‌‌‌روز آرایشش غلیظ‌تر می‌شود که با روحیاتش هم‌خوانی ندارد. وقتی با او صحبت می‌کنم می‌بینم پدرش یک کشاورز است. یعنی اصلاً این طرز رفتار با خانواده و با فرهنگ او سنخیتی ندارد. این به خاطر این است که چگونگی مواجهه با جنس مخالف و خویشتن‌‌‌‌بانی، به او آموزش داده نشده است.
‌*‌‌ خاتون: راه‌کارهای عملیاتی پیشنهادی شما درخصوص حل این معضل چیست؟
‌*‌‌‌*‌‌ رشد انسان چه‌‌‌طور است؟ تدریجی است؛ یعنی شما اول نوزادید، بعد کودکی اول و بعد کودکی دوم، نوجوانی و جوانی، میانسالی و کهن‌سالی. خداوند صریحاً در قرآن می‌فرماید شما را به‌‌‌‌‌طور، تدریجی آفریدیم. پس اقداماتی که صورت می‌گیرد، باید در سه سطح باشد: بلندمدت، میان‌‌‌مدت و کوتاه‌‌‌‌‌مدت. در رابطه با طرح‌های میان‌‌‌مدت و کوتاه‌‌‌مدت می‌توان همان بحث طرح امنیت اخلاقی را مثال زد.
*‌‌ خاتون: یکی دیگر از نکات بحرانی کنونی بحث آرایش و پوشش بانوان ما است. به نظر شما نگاه کارشناسی در این خصوص باید چگونه باشد؟
‌*‌‌‌*‌‌ به نظر من نوع مطرح کردن بحث، در مسأله تاثیر دارد. این که فکر کنید با گرفتن و بستن و زندانی کردن مسأله حل می‌شود، اصلاً درست نیست. قرآن می‌گوید «لا اکراهَ فِی الدّین» یعنی دین‌‌‌داری زوری نیست. چون خداوند متعال خودش فرموده من اراده و انتخاب به انسان داده‌ام؛ خداوند می‌فرماید: «إنّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ» ما راه را نشان می‌دهیم و هر کسی که خواست این مسیر را برود.
لذا خداوند اگر می‌خواست همه خوب باشند یک طوری انسان‌ها را خلق می‌کرد که کسی امکان انتخاب خطا برایش نباشد ولی خداوند ما را طوری خلق کرده است که هم می‌توانیم راه درست را برویم هم راه نادرست را. دقت کنید به خاطر همین است که انسان نسبت به موجودات دیگر عزیز شد. قدرت انتخاب دارد و به خاطر همین هم در محضر الهی از او پاسخ می‌خواهند. حالا اگر در کار اجبار باشد دیگر پاسخ‌گویی معنا ندارد.
*‌‌ خاتون: نگاه کارشناسی چه مشخصاتی دارد؟
‌*‌‌‌*‌‌ من چند سال پیش در دانشگاه آزاد تدریس می‌کردم و آن‌ها در دانشگاه چادر را اجباری کرده بودند. طرحی هم داشتند تحت عنوان حذف کلاس‌های مختلط. اجباری بودن چادر در دانشگاه به این صورت بود که دمِ در یک خانمی که خودش هم وضعیت مناسبی نداشت را گذاشته بودند و حجاب را کنترل می‌کرد.
یادم هست همه در کیفشان چادر داشتند و تا چند متری دانشگاه که می‌رسیدند آن را می‌پوشیدند و بعد تند و تند آرایششان را پاک می‌کردند و چادر را می‌انداختند روی سرشان و موقعی که از دانشگاه بیرون می‌رفتند در دستشویی خودشان را دوباره آرایش می‌‌‌کردند. آیا ما این را می‌خواهیم؟ این توهین و مسخره کردن اسلام است و ارزش دین را پایین می‌آورد.
اما آن بحثی که من خدمت شما گفتم بحث عفت است. ما آن عفت حقیقی را می‌خواهیم. اگر هم می‌گوییم چادر، کامل‌ترین پوشش است، برای این که احساس می‌کنیم بهتر از هر پوشش دیگری آن عفت را محقق می‌کند. بنابراین من احساس می‌کنم که باید رسانه‌ها و مُبلِّغ‌ها یعنی کسانی که در دانشگاه‌ها و مساجد و حوزه‌های علمیه هستند بیایند و فلسفه تاکید اسلام بر حجاب را مشخص کنند چون خداوند در سوره‌ی روم آیه‌ی 30 می‌فرمایند: «فِطرَهَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النَّاسَ عَلیها لا تَبدِیلَ لِخَلقِ اللهِ ذَلِکَ الدِّینُ القَیِّمُ.»
خداوند همه‌ی ما انسان‌ها را در سراسر کره‌ی زمین براساس فطرت الهی آفریده است و عفت هم یکی از نیازهای فطری ماست.
شما هیچ انسانی را نمی‌توانید پیدا کنید که بگوید من از عفت و راستگویی و عدالت بدم می‌آید. این‌ها جزء وجود انسان است. هیچ انسانی نمی‌تواند مُنکِرش بشود. حتی اگر برخلاف آن عمل کند، وقتی از او می‌پرسی سعی می‌کند خودش را تبرئه کند و بگوید که من به خاطر این که حقیقت ایجاد بشود این کار را کردم. نمی‌گوید من مخالف حقیقت هستم.
عفت و حیا هم از مفاهیمی است که هیچ کسی با آن مخالف نیست. این که الأن مخالفت می‌بینیم به خاطر این است که بحث از زاویه‌ی درستش مطرح نشده است. می‌گوییم حجاب و بعد می‌گوییم حجاب زن حتماً باید مشکی باشد و حتماً باید چادر این شکلی باشد و وقتی از ما می‌پرسند چرا؟ می‌گوییم خب زن باید محدود باشد، زن باید در سِتر باشد... یعنی لحنی که نه تنها با آزادی فطری یک‌‌‌سو نیست، بلکه خلاف آن است و با زیبایی‌طلبی انسان ناسازگار.
بنابراین باید حجاب را طوری مطرح کنیم که با نیازهای فطری انسان سازگار باشد یعنی به او بگوییم که اتفاقاً حجاب برای تأمین آزادی توست و برای این که در جامعه‌ای که می‌خواهی زندگی کنی امنیت داشته باشی، حجاب داشته باش و اساس حجاب ایجاد سکینه برای اعضای جامعه است. شما اگر از این زاویه وارد شوید، کدام دختر و پسر است که با شما مخالفت کند؟
امروز دیگر دشمنان ما نمی‌توانند با توپ و تانک با ما مبارزه کنند، آن‌ها از طریق حرکت‌های نامحسوس با ما می‌جنگند. در کشور ما گروه‌هایی هستند که با برنامه و حساب شده این تلاش‌ها را می‌کنند و خوراکشان را هم از کشورهای خارجی می‌گیرند. این‌ها ضدیتشان با دین است. اما اکثریت مردم ما اکثریتی نیستند که عمدتاً با اسلم دشمنی داشته باشد.
شما اگر نگاه کنید می‌بینید همین کسی که بدحجاب است، روزه‌اش را می‌گیرد، نمازش را می‌خواند و زیارت و عزاداری امام حسین(ع) هم می‌رود اما چون فهم مناسب در مورد دین ندارد، نمی‌فهمد که بدحجابی هم‌‌‌‌زمان با نماز خواندن یک تناقض است! یکی باید به او هم فلسفه‌ی نماز و هم فلسفه‌ی حجاب را بگوید. که فلسفه‌ی هر دو «تَنهَی عَنِ الفَحشاءِ وَ المُنکَر» است.
‌*‌‌ خاتون: مثل کسانی که به اعتکاف می‌آیند اما به حجاب اسلامی مقید نیستند!!
‌*‌‌‌*‌‌ بله، این معرفت باید گسترش پیدا کند. رسانه‌ها به دلیل بُرد وسیعی که دارند خیلی می‌توانند نقش داشته باشند. به نظر من در دانشگاه‌ها که با نسل جوان سر و کار داریم استفاده از اساتیدی که صلاحیت لازم را دارند، می‌تواند این فرهنگ را گسترش دهد. این رسالت را باید تحقق بخشید.
هم‌‌‌چنین این بحث باید وارد خانواده‌ها شود. یعنی آن‌قدر بگوییم تا به گوش همه برسد. خود شما مطبوعاتی‌ها خیلی می‌توانید موثر باشید. حالا به ویژه اگر این پیام از سوی مسئولین ما باشد، بهتر است. چون آن‌ها الگو سازند. کسانی که نقش سیاست‌گذاری دارند بیایند در رسانه‌ها و جوان‌ها متوجه شوند که مسئولین دغدغه دارند نه این که می‌خواهند یک چماقی و یک محدودیتی ایجاد کنند. شهید مطهری صریحاً می‌فرماید حجاب محدودیت نیست، مصونیت است.
منتهی این برای نسل جوان ما هنوز تبیین نشده است که حجاب هم مصونیت فردی می‌آورد و هم مصونیت اجتماعی. استقلال‌‌‌خواهی طبق آموزه‌های دینی ما جزء ویژگی‌های جوان است. البته جامعه و جوانان ما نیازمند آموزه‌های دینی اسلامند و نمی‌شود فردی با این ویژگی را با زور هدایت کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات