مصطفی واحدی
16آذر را روز دانشجو نامیدند تا زنده بماند یک حرکت دانشجویی، حرکتی که از دل چند جوان مستحکم و قوی دل در یک نظام فاسد مبدأ مبارزه با استکبار شد .
اما جنبش دانشجویی را قبل انقلاب روشنفکران انقلابی می دانیم و بعد از انقلاب بسیجیانی که در سنگر علم، علم اسلام را بلند کرده اند .
از احمد قندچی ها و مصطفی بزرگ نیا ها قبل از انقلاب گرفته تا حسین علم الهدی ها و رجب بیگی ها بعد از انقلاب همه در زیر بیرق جنبش دانشجویی فعالیت کرده اند. از وجود عناصر دانشجو در هسته ی مرکزی سپاه، جهاد و کمیته تا تسخیر لانه جاسوسی که به عظمت انقلاب دوم درخشید. از مبارزه با رژیم طاغوت و استکبار جهانی تا عدالت خواهی، قلمرو بزرگ جنبش دانشجویی است .
جنبشی از جنس دانشجویان متعهد و معتقد به اسلام ناب محمدی.
جنبشی که دکتر خرمشاد عناصر اصلی اش را خوش معرفی کرده: » استقلال فکری، آرمان خواهی، اصول گرایی، کمال پرستی، پیشرو بودن، پرسش گر و نقاد، جوانی، عدم محافظه کاری، عدم تعلق و نداشتن تمایلات فردی، دفاع از مبانی دینی، مبارزه با فساد اخلاقی و عامل بی بند و باری ...»
آری جنبش دانشجویی در تمام عصرها سرسلسله دار حرکت و نوع آوری و شکوفایی بوده از بحث علمی گرفته تا راهکارهای فرهنگی. این پرچم جنبش دانشجویی از احمد قند چی و مصطفی بزرگ نیا... به علم الهدی و همت و رجب بیگی و... رسید و حال به من و تو ای رفیق .
در دهه ای به نام نود جنبش دانشجویی در مقاطعی کم رنگ و در مقاطعی به دلیل بحرانهای سیاسی، سیاسی شده، ولی ای افسر جنگ نرم هنوز میدان جنگ فرهنگی خالی از نیروی خودی است .
از کشمکش های علمی گرفته تا دعواهای اداری تا باندها و ریشه های لیبرالی همه می خواهند پای جنبش دانشجویی را قلم کنند. حرکت هر جامعه ای به جوانانش است و هر جامعه ی جوانی به متفکران و تئوری پردازان و خط شکنانی متکی است که از جنس دانشجو هستند، دانشجویی انقلابی که تسخیر لانه ی شیطان بزرگی چون آمریکا برایش به راحتی خوردن آب است. دانشجویی که در هویزه افتخار آفرین می شود و خاک آن سرزمین به خاطر قدوم مبارکش تا ابد تقدس دارد و دوایی است برای بازماندگان .
آری دانشجو موتور محرک یک انقلاب و یک جامعه عقلانی و آرمانی است. حال دشمن خوب جهت گرفته، می خواهد همین موتور را از کار بیندازد. به هر روش ممکن بعضی وقت ها یاس، بعضی وقت ها مشغول کردنش به بازی و پازل های خود، بعضی زمان ها ریشه ی اعتقادی ما را با روشهای متفاوت می خشکانند. چون می دانند که جوان بسیجی، دانشجوی پیرو خط امام و رهبری را تا اعتقاد شهادت در سر دارد نمی توان از میدان خارجش کرد .
حال در این تنگنای به وجود آمده برای حرکت دانشجویی، خودی ها هم در بعضی از مسائل لطمه بر پیکر جنبش انقلابی و عدالت خواهی دانشجویی وارد کرده اند، آنها که اختلافات تشکل های مذهبی و اعتقادی را دامن زده و یا به راحتی از کنارش گذشتند و در پی اصلاح این تفرقه قدمی برنداشتند، آنها که با بروکراسی اداری مانع فعالیت و نخبه پروری فرهنگی شدند، آنها که از بیرون گود ادعای خدایی امور فرهنگی را می کنند و آنها که دانشجو را فقط و فقط مهره ی خیمه شب بازی و بیلان کار خودشان می دانند. همه و همه در کسالت فعلی جنبش دانشجویی نقش دارند و مدیون خون شهدای دانشجو هستند .
مثالها فراوان است، تا حضرت آقا در مورد کرسی آزاد اندیشی داد نزندو تا بخشنامه های محرمانه و تهدید آمیز از بالا به سوی دفاتر مسئولان و متولیان فرهنگی دانشگاه نیاید، این سدهای متفاوت اجرایی و پشتیبانی که در مقابل فعالیت فرهنگی دانشجو است برداشته نخواهد شد، البته که آن هم به خاطر بیلان کاری و ارسال گزارش کار مجبورند به برداشتن این محدودیت ها ولی باز هم قربان آن آقا که با یک دادش هیمنه ی مسئولان خود فروخته و بی مسئولیت را می سوزاند .
و اما خودم ای فعال فرهنگی پرادعا، چند ساعت در روز مطالعه می کنی ؟
ولی زمانت مطالعه را واجب کرده، شنیده ای ؟
اصلاً صحبت ها و خواسته های امامت را دنبال و پیگیری می کنی ؟
کاری برای بهبودی می نمایی یا تقصیر را به دوش دیگران گذاشته و رها می کنی ؟امامت خامنه ای اسلامی کردن دانشگاه ها را از نان شب واجب تر اعلام کرده ، آیا فکری کرده ای؟
اصلا جنگ را درک کرده ای که حرف ازآمادگی ات بزنم و یا هنوز دراین معادله ی کذایی علم بهتر است یا ثروت گیر کرده ای ؟
و یا انتظار داری که نامه ی فدایت شوم از ولیت دریافت کنی و حرکت را شروع کنی. من که نمی دانم تو خود را هرچه می خواهی به نام، اما ولی فقیهت یک دانشجوی جنبشی را این گونه تعریف کرده است :«در محیط دانشگاه بعضی ها حوصله حرکت ندارند ، می گویند بگذار کارهایی را بکنیم، درسمان را بخوانیم، زودتراین ورق پاره را بگیریم و مثلاً دنبال کاری برویم ..... این ها مشمول بیداری ، خیزش و حرکتی که عنوان دانشجو دارد نیستند»
پس تو از کدامین قبیله ای؟