تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۳۴۵۷۳
بازتاب انتشار یادداشت پول از هژبر یزدانی.... در 9 دی؛

«علیخانی پدر» شکایت کرد و «علیخانی پسر» نصیحت


آقازاده صنعتگر
گروه سیاسی 9 دی -
در پی انتشار گزارش «پول از هژبر یزدانی بهایی؛ اسب از شیخ قدرت علیخانی» در شماره 33 هفته نامه 9 دی، علیخانی با هیاهو، نسبت به آن اعتراض و سپس در این خصوص شکوائیه‌ای ارائه کرد. در حالیکه انتشار این گزارش از سوی 9دی با هدف و امید تبری جستن علیخانی از چنین افراد و اقداماتی صورت پذیرفت اما وی نشان داد گویا علاقه ای به جداسازی خود از باند مذکور ندارد.
همزمان، محمد پسر وی، طی یادداشتی در وبلاگ شخصی خود با عنوان «داستان آن واعظ که صنعت در عبارت کرد!» به این گزارش پاسخ داد. اینکه شخص قدرت علیخانی به این گزارش پاسخ مکتوب نداد، مسبوق به سابقه است. اساساً نامبرده توان چندانی برای نوشتن ندارد ولی به هر حال آقازاده او، با مدیریت یک هفته نامه (تابان) مشغول مشق نوشتن و به تعبیر خود "صنعت عبارت" است و سعی می کند هرجا لازم باشد به جای پدر و البته با ادبیاتی نه چندان مودبانه‌تر از پدر، پاسخگو باشد.
ما در نقل واکنش آقازاده علیخانی و پاسخگوئی به آن، تعابیر بی ادبانه را حذف و هیجان کلماتش را کم می‌کنیم. زیرا منزلت مخاطبان متین و فرهیخته 9 دی را از مواجهه با این ادبیات، فراتر می‌دانیم. به علاوه، 9 دی از آن رو که مانند هفته نامه تابان قصد ندارد از در آمدهای تبلیغاتی شرکت‌های صهیونیستی امثال "نستله" ارتزاق کند، صفحات خود را ذی‌قیمت تر از آن می‌داند که هر قولی ولو بی‌ادبانه را نقل کند.
آقازاده علیخانی، از آن رو که در گزارش 9 دی، تعرضی هم به هفته نامه "تابان" شده بود، پاسخگوئی به جای پدر را قابل توجیه جلوه می‌دهد. اما، گویا فرصت نکرده است در خصوص این پاسخ، با پدر هماهنگی های لازم را به عمل آورد چرا که نه تنها به برخی از موارد گزارش پاسخ روشنی نداده است بلکه در مواردی کوشیده است، طوری از کنار واقعیت‌ها عبور کند که گوئی قصد دارد آن را پنهان کند. البته اگر بخواهیم با بدبینی به ماجرا نگاه کنیم باید احتمال بدهیم؛ علیخانی پدر و پسر، در پنهان کردن واقعیت‌ها و تلاش برای پوشاندن آفتاب حقیقت، باهم هماهنگ اند.
بیم و هراس
آقازاده علیخانی در ابتدای پاسخ خود می نویسد: «[گزارش 9 دی] ظاهرا به زعم گروه سیاسی این نشریه و مشی مدیر مسوول آن -حمید رسایی- قرار است یک افشاگری تمام عیار علیه حجت الاسلام علیخانی باشد.» گویا محمد علیخانی، نگران وقوع یک افشاگری از سوی 9 دی علیه پدر خویش بوده است، اما آسوده خاطر شده که گزارش مزبور چندان افشاگرایانه نبوده و می‌تواند با پاسخی اجمالی به آن، کمی هم مدیر مسئول 9 دی را نصیحت کند.
البته حامیان فتنه، از 9 دی 1388 در بیم و هراس برخوردهای هوشمندانه ملت ایران هستند و به محمد و پدرش هم وعده می دهیم که چندان آسوده خاطر نباشند که در آینده نزدیک، در خصوص ایشان نیز به تفصیل سخن خواهیم گفت. انشاءالله
آقازاده علیخانی سپس در مورد ارتباط پدرش با «خان حصارخروان!!» می نویسد: «معلوم نیست اصولاً این خان چه کسی است؟» شاید آقازاده علیخانی بتواند خود را به تغافل بزند و چنین جمله‌ای بنویسد، اما به هر روی پدرش توان نوشتن و گفتن چنین سخنی را ندارد و باید قدر سالها نان و نمک خوردن را بداند!
در ادامه پرسش‌های آقازاده علیخانی از 9 دی بیم و هراس او را از افشاگری های احتمالی، نمایان می‌سازد:‌ «نویسنده مطلب...، هیچ توضیحی نمی دهد که خان حصار خروان، کیست و خلخالی در کدام ماجرا، چه تاریخی و تحت فشار کدام فرد آن هم در اوایل انقلاب که وی اختیار و قدرت کافی [برای برخورد] با افرادی بسیارمهم تر از خان خصار خروان را داشت، مجبور به آزاد کردن وی شده است؟!!»
اسب مال پدرم نبود! آقا زاده علیخانی بخشی از گزارش 9 دی، را تکذیب، بخشی از واقعیت را پنهان و بخشی دیگر را مسکوت می گذارد و «ماجرا را از این قرار» نقل می‌کند: «...علیخانی هفته گذشته به یک مراسم متعلق به اباعبدالله حسین(ع) در شهرک حصار خروان قزوین دعوت می‌شود.
در همین ایام مراسم دیگری (تعزیه) نیز در حصار خروان برگزار می شود که در این مراسم تعزیه، شخصی به اسم «رضا علیخانی» که از علیخانی های منطقه کوهین است، اسبی را به رسم امانت در اختیار برگزار کنندگان مراسم قرار می‌دهد و مجری برنامه هم در بخشی از تعزیه از «علیخانی» به خاطر اهدای اسب تشکر می کند... چه موهبتی از این بالاتر که امانت دهنده اسب مراسم، نام «علیخانی» داشته باشد...»
همین بخش ماجراست که آقازاده علیخانی نقل آن را نتوانسته است به خوبی با پدرش هماهنگ کند:
الف: آقازاده رفتن پدرش به حصار خروان و همنشینی با بازماندگان خان را مسکوت می‌گذارد و سعی دارد اصلاً روشن نسازد که بالاخره پدرش به حصار خروان رفته است، یانه؟! گزارش‌های محلی و اسناد در اختیار حاکی است که وی به این شهرک رفته است. البته در مراسم تعزیه شرکت نجسته بلکه دقیقا همانگونه که 9 دی نوشته بود: «در شام غریبان (شب یازدهم محرم) با حضور در شهرک حصار خروان به حلقه هواداران خان حصار خروان، پیوست.»
ب: آقا زاده علیخانی می‌نویسد: «... در این مراسم تعزیه، مجری برنامه هم در بخشی از تعزیه از «[رضا] علیخانی» به خاطر اهدای اسب تشکر می کند...» این جاست که گویا، علیخانی پدر فراموش کرده با آقازاده هماهنگ کند که موضوع اعطای اسب تنها در مراسم تعزیه مطرح نشده است، بلکه همانگونه که در گزاش 9 دی آمده بود؛ «[در مراسم شام غریبان «هم»] یکی از آنها [هواداران خان حصار خروان] از علیخانی به سبب ارائه یک اسب برای برگزاری تعزیه تقدیر و تشکر کرد.»
بعید نیست که واسطه اعطای اسب، فرد دیگری [رضا علیخانی] باشد. ولی پذیرش این واسطه‌بازی‌ ظاهراً هوشمندانه شیخ قدرت، و یا حتی اعطای اسب از سوی فردی غیر از شیخ قدرت، نمی‌تواند پیوندهای تاریخی علیخانی با خان حصار خروان و بازماندگانش، را پنهان سازد و ما انشاءالله در گزارش‌های آتی - که آقازاده علیخانی، باید نگران افشای آن باشد- به این پیوندهای تاریخی اشاره خواهیم کرد.
ج: آقازاده علیخانی، کسب درآمد از طریق درج آگهی «شرکت صهیونستی نستله» که در «املاک خان حصار خروان»، تاسیس شده را امر مذمومی ندانسته و می نویسد: «درج آگهی... به معنی ارتباط مدیر مسوول... با عقبه آن کالای تولیدی نیست و اگر این شرکت، صهیونیستی است، مسوولان رده بالای اجرایی که بدان مجوز داده یا با ادامه کار آن موافقت کرده‌اند، باید موضوع جالب توجه‌تری برای... نشریه 9 دی باشند تا [محمد علیخانی] مدیر مسوول[تابان؛] نشریه ای که آگهی این شرکت را منتشر نموده است!»
مفهوم این جملات این است که آقازاده علیخانی، امیدوار است 9 دی فعلاً به سراغ «مسئولان رده بالا» برود و دیگر به انتقاد از روابط تجاری-تبلیغاتی آقازاده علیخانی از این شرکت صهیونیستی نپردازد. البته 9 دی، نشان داده است که ابایی ندارد از «مسئولان رده بالا» هم به دلیل عدم برخورد با فعالیت یک شرکت صهیونیستی در ایران انتقاد کند. اما تلاش آقازاده علیخانی، برای عادی جلوه دادن روابط تجاری-تبلیغاتی خود با یک شرکت صهیونیستی، نیز قابل توجه است.
چنانکه قدرت علیخانی و دوستانش، قبلاً هم خدمت رسانی به جاسبی و وقف 000/000/000/000/250 تومانی بیت المال برای دانشگاه آزاد و... را عادی جلوه می‌دادند. همانطور که امثال کروبی، خاتمی، میرحسین موسوی، و دیگر دوستان علیخانی، دریافت پول از امثال شهرام جزایری، آل سعود و... را عادی جلوه می دادند.
توهم و عدم تمیز «واقعیت و تخیل»
آقازاده علیخانی، در ادامه موضوع «اعزام چماقداران خان حصار خروان» برای ایجاد آشوب به قزوین و تهران در فتنه 88 و حتی اسائه ادب، به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در عاشورای 1388 در تهران را تنها «داستان تخیلی» قلمداد می کند و در خصوص ارتباط توأمان پدرش با بازماندگان خان حصار خروان و سران فتنه 1388، سکوت می‌کند.
البته اصحاب و حامیان فتنه در عدم تمییز واقعیت و خیال، سابقه دارند و قبلا هم 40 میلیون رای مردم را «تخیلی»، و «توهم پیروزی» هاشمی (در سال 1384) و موسوی (در سال 1388) را واقعیت می‌شمردند. در این مورد در ادامه به شواهدی از اظهارات قدرت علیخانی اشاره می کنیم.
پندنامه آقازاده علیخانی برای رسائی
آقازاده علیخانی، سپس خطاب به «جناب آقای رسایی»، پندنامه‌ای را در چند بند برای وی می‌نویسد و در ضمن این اندرزها، نکات دیگری را هم ذکر می کند که قابل توجه اند: «نشریه شما(9 دی) در یک ستون از« مدرسه اخلاق» می نویسد و در بخش دیگر نشریه به روحانی فاضلی چون «محمد حسین شریعتی» -... که هنوز چند هفته بیشتر از رحلتش نمی گذرد - حمله می برد و... با تعابیری زننده و هتاکانه متهم می کند تا... چهره روحانی‌ ای که اکنون دستش از دنیا کوتاه است را این چنین تخریب کند.»
چرا، آقازاده علیخانی به جای پاسخگوئی به گزارش مربوط به پدرش، ناگهان به یاد دفاع از «شیخ پرده نشین» می افتد؟! جالب آنکه آقازاده علیخانی نیز همانند سایت «جماران» از اینکه 9 دی، پشت سر "فرد فوت شده" سخن می‌گوید ناراحت است. (برای مطالعه نوع انتقاد سایت جماران و تجلیل ضمنی نویسنده آن از صدام، به شماره قبلی 9 دی گزارش «گسترش هراس ...» مراجعه کنید.)
درباره این نصیحت که «نباید پشت سر مرده حرف زد» که سایت جماران به نقل از صدام، و محمد علیخانی بدون نقل از صدام تکرار می کند؛ قبلا با طرح یک پرسش توضیح داده‌ایم؛ آیا آحاد مسلمین که در ایام محرم، پشت سر شمر، یزید و عمر سعد و... لعن و نفرین فرستادند، کار بدی کردند؟!
اما، از آن مهم تر، کشف چرائی دفاع آقا زاده علیخانی از «شیخ پرده نشین» است. البته علیخانی پدر، بعد از فوت او در گفتگو با سایت "جماران" به اجمال این چرائی را فاش ساخت و گفت: «من با حاج آقا شریعتی رفاقت بسیار طولانی داشتم» تفصیل ارتباط شیخ قدرت علیخانی با چهره‌های مرموزی چون «شیخ پرده نشین» و باند «سید مهدی هاشمی معدوم» را به فرصت دیگری وا می گذاریم آقازاده علیخانی در ادامه این پندنامه چند بار مدیر مسئول 9 دی را وکیل الدوله خطاب کرده است.
این خطاب بارها از سوی علیخانی پدر، تکرار شده و آقای رسایی هم به تفصیل یکبار به آن پاسخ گفته است. اجمال این پاسخ: «وکیل مردم بودن هرگز به معنای جنگ و دعوا با دولت پرکار و گاز گرفتن و لگد پرتاب کردن به آن نیست! چگونه است که حمایت از اقدامات انقلابی و مطابق منافع مردم دولتی با بیش از 25 میلیون رای، ما را وکیل الدوله می کند ولی حمایت از فتنه گران کودتاگر مورد حمایت بی بی سی و جریان سلطه که مردم در 9 دی و 22 بهمن بارها بر دهانشان زده اند، این افراد را وکیل مردم می کند!؟
... امثال رسایی که در کنار حمایت از اقدامات مثبت، دولت، از برخی رفتارهای غلط آن هم انتقاد می کند، می شود وکیل الدوله ولی امثال شیخ قدرت که خود را سرسپرده یک نفر می‌داند و علنا اعلام می کند که "نما- بنده" اوست، می شود وکیل ملت! شیخ قدرت که همواره به چاکری درگاه آقای هاشمی افتخار کرده، در ایام تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری نهم در قزوین می‌گوید: «انتخاب آقای هاشمی را با بیش از 20 میلیون رای تضمین می کنم.
والله، تالله اگر به احتمال یک صدم، آقای هاشمی در این کشور انتخاب نشود، خود من هم از مجلس بیرون خواهم آمد و نمی مانم در آن مجلسی که آقای هاشمی نباشد و دیگری باشد، تمام خبرگزاری های داخل و خارج مخابره کنند، علیخانه به عنوان نماینده مردم اعلا‌م کرد اگر آقای هاشمی در این انتخابات پیروز نشود و دیگری پیروز شود، استعفا خواهم داد... مخالفین ما در قزوین فکر کردند مجلس برای ما تحفه است. ما به مجلس ارزش دادیم و می دهیم.»
فیلم این سخنرانی تاریخی که سندی بر "وکیل البندگی" این جماعت است در اینترنت موجود است و نشان می دهد که رای همه مردم در برابر این ها به اندازه یک نفر آن هم هاشمی رفسنجانی ارزش ندارد.» قدرت علیخانی، پس از انتخابات 1388 نیز توهم دفاع از میرحسین موسوی و هاشمی بود و می گفت: «ما ما طرفدار پر و پا قرص موسوی هستیم... هاشمی شخصیتی انقلابی و بزرگی است» فیلم این نطق تاریخی قدرت علیخانی هم در اینترنت قابل دسترسی است.
در جستجوی مخاطبی برای اندرز
آقازاده علیخانی، سپس دروغ، فحاشی، داستان‌پردازی و پنجه کشیدن و... را چیزهای بدی دانسته و رسائی را از این چیزهای بد، برحذر داشته است. اگر آقازاده علیخانی، خود را ناصحی صالح می داند نیازی نیست برای یافتن فردی که نصایش را بشنود چندان راه دوری برود.
آقازاده علیخانی می‌تواند با مطالعه جملاتی که از پدرش در مورد هاشمی و موسوی ذکر کردیم از جمله «داستان‌پردازی 20 میلیون رای برای هاشمی»، «وعده دروغ نمی مانم در آن مجلسی که آقای هاشمی نباشد» و... مخاطب نزدیک تری برای شنیدن نصایحش بیابد.
البته اگر علیخانی پدر، فردی نصیحت‌شنو باشد و گوشی هم برای شنیدن نصایح علیخانی پسر داشته باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات