تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۳۴۵۸۳
رمزگشایی «جوان» از سناریوی انتخاباتی اصلاح‌طلبان

چرا از هویت خود گریزانند؟


کبری آسوپار 
به انتخابات مجلس نهم نزدیک می‌شویم و هنوز اصلاح‌طلبان میان شرکت و تحریم و شرکت مشروط و شرکت با تابلویی دیگر، تصمیم نهایی را نگرفته‌اند. این آخری، یعنی شرکت با تابلویی دیگر، گزینه‌ای است که محمدرضا تابش، رئیس فراکسیون اقلیت مجلس آن را به تازگی مطرح کرده است؛ گزینه‌ای که مطرح شدنش، سؤالات بسیاری را با خود به اذهان عمومی می‌آورد. تابش می‌گوید: «کسی با هویت اصلاح‌طلبی در انتخابات مجلس نهم شرکت نمی‌کند؛ ولی افراد، علی الخصوص نمایندگان مجلس هشتم، در صورت تمایل به صورت مستقل شرکت خواهند کرد.» این نوشتار بررسی همین گزینه و طرح چند سؤال پیرامون آن است.
آیا هوادارانتان را از خود می‌رانید؟
اولین سؤالی که پیرامون نظر تابش در ذهن می‌آید، این است که مگر هویت اصلاح‌طلبی چه ایرادی دارد که هیچ کس از این جماعت، با این هویت به میدان نخواهد آمد؟ مگر نه آنکه اینان در تمام این دو سال و اندی که از انتخابات دهم ریاست جمهوری می‌گذرد، بر طبل همراهی مردم با جریان اصلاح‌طلبی می‌کوفتند؟ مگر مردم را حامی این هویت اعلام نمی‌کردند؟ چطور حاضر شده‌اند که از این هویت پرطرفدار دست بکشند و با تابلویی دیگر به میدان انتخابات پا بگذارند؟ آیا اصلاح‌طلبان نمی‌ترسند که حضورشان بی‌تابلوی اصلاح‌طلبی، آرای طرفداران بی‌شمار! هویت اصلاح‌طلبی را از سبدشان خارج کند؟! بدیهی است که اگر حزب یا جریانی سیاسی، هوادارانی داشته باشد به هیچ روی به عملی اقدام نخواهد کرد که یقین داشته باشد جمع زیادی از آنان را از دست می‌دهد. بنابراین اولین نتیجه چنین حرفی آن است که این جماعت هواداری ندارند که نگرانی و هراسی برای از دست دادن آن داشته باشند. شاید واقع‌بینانه‌ترش آن است که بگوییم تابلوی اصلاح‌طلبی ماه‌های زیادی است که هواداران را فراری هم می‌دهد؛ حالا جذب نکردن که بماند!
دانستن حق مردم نبود؟
ذیل یک تابلوی دیگر آمدن، هویت اصلاح‌طلبان را که تغییر نمی‌دهد. یعنی در انتخابات کسانی می‌آیند که سال‌ها اصلاح‌طلب بوده و اکنون نیز چنین می‌اندیشند و لابد اگر رأی هم بیاورند، پیاده‌کننده سیاست‌های جریان متبوع خود خواهند بود؛ اما در هنگامه انتخابات که میزان، رأی ملت است، قرار است با هویت اصلاح‌طلبی به میدان نیایند و به مردم، اصل قضیه را نگویند. پس با این حساب، سؤال دوم آن است آیا اینگونه «یک جور اندیشیدن و یک جور دیگر به میدان آمدن» نمایش نوعی صادق نبودن با مردم نیست؟ این مدل حضور، چه اسمی خواهد داشت جز فریب مردم؟! آن هم برای جریانی که سال‌ها شعار روی پیشانی اش، فریاد کردن «دانستن حق مردم است» بوده است؟ آیا دیگر نه تنها دانستن حق مردم نیست که حق حزب و جریان است که اینگونه صریح به مردم دروغ بگوید و جالب‌تر آنکه کذابیت خود را همین قدر صریح هم اعلام کند؟!
آیا هنوز وقت آن نرسیده که جریان اصلاحات، یک بار برای همیشه تکلیف خودش را با مردمی که پای ثابت شعارهای اصلاح‌طلبان هستند، روشن کند؟ واضح است که منظورمان از مردم فقط همان اقل‌تر از اقلیتی نیست که امثال محمد خاتمی سنگ آزادی‌شان از زندان را به سینه می‌زنند!
باز هم بازی در میدان دشمن؟!
جریان اصولگرا، هواداران اکثریتی را برای رقبای اصلاح‌طلب خود قائل نیست. اصولگرایان معتقدند پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان بسیار ضعیف است و اصلاح‌طلبان در صورت حضور در میدان انتخابات، شانسی برای پیروزی، جز در برخی حوزه‌های محدود نخواهند داشت. اما اصلاح‌طلبان، کمیت حامیان خود را اینگونه نمی‌بینند؛ آنها معتقدند که در اکثریت هستند و اگر شرایطی را که آنها شرایط برابر و یکسان با اصلاح‌طلبان می‌خوانند، برایشان فراهم شود، موفقیت خوبی کسب خواهند کرد. در این مجال، کاری به وهم‌آلودبودن این اعتقاد اصلاح‌طلبان نداریم؛ چه آنکه شش انتخابات پشت سر هم را این جریان، در شرایطی یکسان با رقبای سیاسی اش، به آنها واگذار کرده و شکست خورده است؛ آن هم در حالی که همه این شش انتخابات، قبل از وقایع دردناک فتنه ۸۸ بوده و حالا اینکه این وقایع، چقدر همان پایگاه اجتماعی اقلیت را ضعیف کرده است، بماند.
اینجا اتفاقاً می‌خواهیم فرض را بر این بگیریم که اصلاح‌طلبان از پایگاه مردمی خوبی برخوردارند و یقیناً شرکت کردن با تابلویی غیر از اصلاح‌طلبی، موجب شرکت نکردن هوادارانشان در انتخابات و پایین آمدن سطح مشارکت مردم خواهد شد. با این حساب، جای این سؤال است که چرا اصلاح‌طلبان در همان مسیری حرکت می‌کنند که خواسته‌های دشمنان این ملت و این سرزمین تأمین شود؟ مگر نه آنکه پایین آوردن سطح مشارکت مردم، خواست همیشگی دشمنان در آستانه هر انتخاباتی است و در این انتخابات، بیشتر؟ آیا اصلاح‌طلبان می‌خواهند باز هم در میدان دشمن به بازی گرفته شوند؟
هم تحریم؛ هم شرکت!
این موضع محمدرضا تابش در شرایطی ابراز می‌شود که از سوی نظام واکنشی به شروط محمدخاتمی برای شرکت اصلاح‌طلبان در انتخابات داده نشده است. از قضا تابش در همین گفت و گو هم دلخوری‌اش را از عدم استقبال دست اندرکاران امر از شروط خاتمی اعلام می‌کند. کاری نداریم که آیا نظام باید برای فتنه‌گران شرط بگذارد یا آنها برای نظام و چه و چه و چه، که بحث پیرامون این شروط تکراری است و مفصل؛ اما حال که اصلاح‌طلبان با چنین واکنشی از سوی نظام مواجه شده‌اند و تیر مظلوم نمایی و حق را جانب خویش جلوه دادنشان به هدف نخورده است، چه باید بکنند؟ آیا باز هم باید در پوشش شرط‌گذاری، از نظام التماس کنند که آنان را بپذیرد؟!
آنان چنین نمی‌کنند؛ آنان یکی به نعل می‌زنند و یکی به میخ. می‌گویند لیست نمی‌دهیم و کسی با هویت اصلاح‌طلبی در انتخابات حاضر نمی‌شود و کسانی هم از ما اگر بیایند مستقل‌اند، تا با این تیر، چند نشان بزنند.
اول آنکه به رادیکال‌های جریان اصلاح‌طلب، یعنی همان فتنه‌گرانی که اغلب در خارج مرزهای ایران زندگی می‌کنند و خواستار تحریم انتخابات هستند، بگویند که ما خواسته‌های شما را تأمین کردیم و برای همین هم در انتخابات شرکت نکردیم! دوم آنکه افراد معتدل این جریان، با تابلویی که آلوده به وطن فروشی فتنه‌گران و سیاه شده از تهدید جان و مال مردم توسط جاه طلبی و تکبر و توهم این جماعت است، نمی‌شود در انتخابات شرکت کرد و انتظار پیروزی در آن را هم داشت. لازم است تابلویی پاک بالای سر خود بگیرند! این تیر دوم، همان فریب دادن مردم است که قبل تر هم نوشتیم و گفتیم.
سوم آنکه با چنین حضوری، بعد تر کسی از حامیان انقلاب نمی‌تواند بر این جریان خرده بگیرد که شما از انقلاب نیستید؛ چون در انتخابات شرکت نکردید و نوعی تحریم غیررسمی بود؛ چراکه آن وقت، جریان اصلاحات می‌گوید نه؛ ما بودیم؛ فقط اسم و هویت مان چیز دیگری بود!
تشتت و چنددستگی اصلاح‌طلبان
واقعیت آن است که اصلاح‌طلبان، هر یک، چیزی می‌گویند و هنوز به یک جمع بندی واحد در مورد حضور در انتخابات نرسیده‌اند و همین نرسیدن به جمع بندی واحد، حکایت از تشتت و چنددستگی درونی این جریان دارد. محمدخاتمی هنوز شرط می‌گذارد و ژست تحریم در صورت عدم عملی نشدن شروطش را می‌گیرد؛ محمدرضا تابش می‌گوید که با هویت اصلاح‌طلبی نمی‌آییم و مستقل می‌آییم؛ مصطفی کواکبیان می‌گوید بنای ما بر ارائه لیست ۱۵۰ نفره بوده و اصلاً اصلاحات که در انحصار حزب و افراد خاصی نیست؛ مسعود پزشکیان هم می‌گوید مگر می‌شود کسی که خود را دلسوز انقلاب می‌‌داند و انقلاب را برای خودش می‌داند، با تحریم انتخابات با انقلاب قهر کند!
به نظر می‌رسد اصلاحات فعلاً متولی و رهبر مشخصی ندارد؛ هر کس مواضع خودش را می‌گوید و شاید اگر از خودشان هم بپرسیم، چندان ندانند که چه می‌کنند! بنابراین نمی‌شود که کسی از جانب همه اصلاح‌طلبان اعلام موضع کند. شاید برای این جریان و خصوصاً مدعیان لیدری و رهبری اش، قبل از هر چیز پایان دادن به این تشتت و چند دستگی و رسیدن به نقطه واحد مفیدتر باشد تا گذاشتن شرط و شروط برای نظام. شرط گذاشتنی که یاد آن گنجشک را در ذهن زنده می‌کند که وقتی می‌خواست از روی شاخه درخت بلند شود، به درخت گفت: من می‌خواهم بروم؛ مواظب باش نیفتی!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات