تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۳۴۶۲۱

تهران، واشنگتن و جنگ سرد


محمود حسین‌زاده کاشی
بسیاری از تحلیلگران و صاحب نظران بر این باور هستند که تهران و واشنگتن وارد یک جنگ سرد به تمام معنا شده اند. جنگ سرد اصطلاحی است که به دوره‌ای از تنش‌ها، کشمکش‌ها و رقابت‌ها در روابط ایالات متحده، شوروی و هم‌پیمانان آنها در طول دهه‌های 1940 تا 1990 اطلاق می‌شود. در طول این دوره رقابت میان این دو ابرقدرت در عرصه‌های گوناگون مانند اتحاد نظامی، ایدئولوژی، روانشناسی، جاسوسی، ورزش، تجهیزات نظامی، صنعت و توسعه فناوری ادامه داشت. این رقابت‌ها پیامدهایی مانند مسابقات فضایی، پرداخت هزینه‌های گزاف دفاعی، مسابقات جنگ‌افزار هسته‌ای و تعدادی جنگ‌های غیرمستقیم به دنبال داشت.گرچه در طول جنگ سرد هرگز درگیری نظامی مستقیمی میان نیروهای ایالات متحده و شوروی به وجود نیامد اما گسترش قدرت نظامی، کشمکش‌های سیاسی و درگیری‌های مهم بین کشورهای پیرو و هم‌پیمانان این ابرقدرت‌ها از پیامدهای آن به‌شمار می‌روند.
هر چند ایالات متحده و شوروی در طول جنگ جهانی دوم و در مقابل آلمان نازی متحد بودند، اما حتی پیش از پایان جنگ نیز بر سر چگونگی دوباره‌سازی جهان پس از جنگ با هم اختلاف داشتند.پس از جنگ در حالی که آمریکا در تلاش بود تا کمونیسم را در جهان محدود کند گستره جنگ سرد به بسیاری از نقاط جهان بویژه اروپای غربی، خاورمیانه و جنوب شرقی آسیا کشیده شد. در این دوره جهان با بحران‌های مکرر مانند ساخت دیوار برلین (1989-1961)، جنگ کره (1950-1953)، جنگ ویتنام (1959-1975)، بحران موشکی کوبا (1962) و جنگ شوروی در افغانستان (1979-1988) روبه‌رو شد که هر لحظه امکان یک جنگ جهانی را ایجاد می‌کرد اما در نهایت این اتفاق رخ نداد. یکی از دلایل مهم دوری هر دو طرف از ایجاد یک جنگ مستقیم دسترسی آنها به جنگ‌افزار هسته‌ای و ترس از استفاده طرف مقابل از این سلاح‌ها بود.سرانجام در پایان دهه 1980 و با دیدارهای مقام‌های بلندپایه که به وسیله آخرین رهبر شوروی میخائیل گورباچف ترتیب داده شد و برنامه‌های اصلاحی گورباچف جنگ سرد پایان یافت.
اما این روزها موضوعاتی در روابط ایران و آمریکا پدید آمده است که صاحب نظران را بر آنداشته است تا به نوعی آغاز جنگ سرد میان ایران و آمریکا را نیز اعلام کنند. به نظر می رسد که موفقیت های چشمگیر ایران در عرصه های نظامی و اطلاعاتی و علی الخصوص تحولات منطقه که منجر به افزایش قدرت مانور جمهوری اسلامی شده است اصلی ترین دلایل چنین ادعایی است.
تحولات بیداری اسلای در کشورهای خاورمیانه واقعیتی است که دشمنان جوامع اسلامی را کاملا حیرت زده ساخته است. سالیان گذشته مجامع استکباری و وابسته به صهیونیسم در برآوردهای اطلاعاتی و امینیتی خود بدین نتیجه دست یافته بودند که فوران خشم ملت‌های اسلامی علیه دیکتاتورها و وابستگان به دنیای سلطه در حال فزونی است و از این‌رو در هر کجا از سرزمین‌های اسلامی که مجال یافته و انتخابات آزاد برگزار شود، اسلامگرایان مخالف غرب و صهیونیسم بر روی کار می‌آیند اما آنان با به کار بردن تمامی ترفندها و حیله‌های سیاسی ، فرهنگی و اخلاقی به هیچ وجه تصور نمی‌کردند که روند سقوط حاکمیت‌های دست نشانده آنان بدین سرعت و با این کیفیت و البته با این زنجیره پیوسته رخ نمایان سازد.
تناقض اتخاذ مواضع شتابزده سران غرب در آغاز دومینوی سقوط دیکتاتورها در حمایت از حکام منطقه که با گسیل داشتن امکانات و تجهیزات گوناگون نظامی و امنیتی برای مهار خشم ملت‌ها -نظیر آنچه در مصر، یمن،لیبی ، بحرین و اردن بوقوع پیوست- رخ داد با چرخش مواضع آنان پس از سقوط مستبدین حاکم بر سرزمین‌های اسلامی، از همین حقیقت حکایت دارد.این در حالی است که انقلاب اسلامی ایران به عنوان موتور محرک و مادر زاینده «بیداری اسلامی» منطقه با به راه انداختن موج آگاهی بخشی نسل‌های مسلمان و نفرت از استکبار، پدید آمدن بیداری مسلمانان را لامحاله می‌دانست.مشتی که انقلاب اسلامی ایران بر آب راکد قاعده استعماری «سلطه‌گر و سلطه‌پذیر» نواخت، لاجرم می‌بایست امواج عمیق متحرکی در بلاد مستضعف ایجاد می‌نمود و به قول معروف اگر چه ممکن بود که این خیزش‌ها به علت مخدرهای سلطه گران، اندکی دیر و کند به وقوع بپیوندد اما به یقین اصل انقلاب‌ها «سوخت و سوز‌ » نداشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات