تجزیه سودان به دو کشور گرچه ابتدا به عنوان راهی برای بازگشت صلح و ثبات وانمود میشد اما به تدریج مشخص شد که آتش مناقشههای نوینی را بویژه در زمینه نفت بین دو کشور برافروخته است.
همزمان با گزارش یازدهم آذرماه خبرگزاری فرانسه درباره تهدید سودان جنوبی به اقدامهای حقوقی علیه دزدی نفت این کشور و متهم کردن سودان در این زمینه، خبرگزاری انگلیسی "رویترز" به نقل از مسوولان سودانی خبر توقف صادرات نفت خام همسایه جنوبی را از طریق خاک خود تکذیب کرد.
"صابر محمد حسن" دبیر هیات مذاکرات اقتصادی سودان، تاکید کرد: صادرات نفت خام (سودان جنوبی از طریق خاک سودان) ادامه مییابد و ما قصد نداریم جلوی جریان آن را بگیریم.
این در حالی است که پنج روز پیش از آن، وزیر نفت سودان اعلام کرد این کشور صادرات نفت به سودان جنوبی را به دلیل اختلاف دو کشور درباره حق گمرکی ترانزیت متوقف کرده است.
وی افزود: سودان جنوبی در پایان اکتبر گذشته (نیمه نخست آبانماه) باید رقمی بالغ بر 727 میلیون دلار بابت خرید نفت و ترانزیت آن به دولت خارطوم طی چهار ماه پیش از آن پرداخت میکرد که تاکنون از پرداخت خودداری کرده است.
به گزارش هفتم آذرماه شبکه خبری "فرانس 24"، از زمان جدایی سودان جنوبی در هجدهم تیرماه گذشته، دولت خارطوم دو بار صادرات نفت به سودان جنوبی را متوقف کرده است.
نمایندگان دو سودان از نهم آذرماه مذاکراتی را در "آدیس آبابا" پایتخت اتیوپی، آغاز کردند تا به راهحل نهایی برای حل و فصل مناقشات دوجانبه از جمله اختلافها بر سر درآمدهای ناشی از فروش حدود 500 هزار بشکه نفت خام در روز و تنشهای مرزی برسند. با این حال، به نوشته خبرگزاری فرانسه، سودان نهم آذرماه پس از شکست آخرین دور از مذاکرات با میانجیگری اتحادیه آفریقا درباره تقسیم درآمد نفت اعلام کرد: 23 درصد از درآمد صادرات نفت جنوب را به خود اختصاص خواهد داد.
پس از آن بود که وزیر نفت سودان جنوبی دو روز بعد گفت: این کشور علیه سودان و هر شرکتی که در سرقت نفت صادراتی این کشور دخالت داشته باشد دست به اقدام حقوقی خواهد زد.
منافعی در گروی منابع طبیعی
بنا بر اعلام سازمان ملل متحد طی جنگهای داخلی سودان از سالهای 1374 تا 1384 که طولانیترین جنگ داخلی آفریقا نام گرفت، بیش از دو میلیون نفر جان خود را از دست داده و حدود چهار میلیون نفر نیز آواره شدهاند.
امضای توافق "نواشا" در دیماه سال 1383 بین شورشیان جنوب سودان با "عمر البشیر" رئیس جمهور این کشور، منجر به برگزاری همهپرسی تجزیه جنوب سودان از بخش شمالی شد. به این ترتیب، صد و نود و سومین کشور جهان نوزدهم خردادماه تاسیس شد.
به همین سبب، حدود 620 هزار کیلومتر مربع معادل یک چهارم زمینهای سودان در اختیار جمعیتی هشت میلیونی (22 درصد جمعیت کل سودان پیش از تجزیه) قرار گرفت.
از سوی دیگر، جنوب سودان 85 درصد از ذخایر نفتی حدود 6 میلیارد بشکهای این کشور را در خود جای میدهد. بنابراین ظرفیت روزانه تولید نفت سودان پیش از تجزیه، حدود 450 هزار بشکه بود که هم اکنون 360 هزار بشکه از آن (معادل 80 درصد) سهم سودان جنوبی شده است.
گرچه به گزارش بیست و نهم آذرماه پایگاه خبری "الجزیره"، البشیر با "کماهمیت" خواندن این مساله که در صورت جدایی جنوب، شمال سهمیه نفت خود را از دست میدهد، تاکید کرده بود "نفت شمال، بیشتر از نفت جنوب و بادوامتر خواهد بود"، اما مسائل اخیر امری دیگر را در ذهن متبادر میکند.
دایره تاثیر مناقشات دو کشور همسایه تا جایی است که حتی دیگر کشورها را وادار به نشان دادن واکنش کرد.
به گزارش هشتم آذرماه خبرگزاری فرانسه، وزارت امورخارجه چین اعلام کرد "استخراج و انتقال منظم نفت خام به طور همزمان به نفع کشورهای سودان و سودان جنوبی است و این امر میتواند به ثبات امنیتی منطقه کمک کند".
البته پکن بیش از هر امر دیگر، نگران از دست دادن بیش از پنج درصد نفت خام مورد نیاز خود است که از سودان جنوبی تامین میکند.
از سوی دیگر، مقامهای سودان با مشکلات دیگری نیز دست به گریبانند. سیزدهم اسفندماه 1387 دادگاه بینالمللی کیفری لاهه، حکم تعقیب قضایی البشیر را به اتهام آنچه "ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در دارفور" خواند، صادر کرد.
فردای آن روز، البشیر صدور این حکم را بیارزش خواند و بر سیاسیکاری این دادگاه و اعمال نفوذ آمریکا و دیگر کشورهای سلطهگر بر آن تاکید کرد.
اینک نیز به گزارش دوازدهم آذرماه خبرگزاری آمریکایی "آسوشیتدپرس"، دادستان این دادگاه خواهان صدور حکم بازداشت وزیر دفاع سودان به اتهام جنایت علیه بشریت و جنایت جنگی در دارفور شد.
خبرگزاری رسمی چین همان روز نوشت: دولت سودان درخواست صدور حکم بازداشت وزیر دفاع را با انگیزههای سیاسی و برای هدف قرار دادن توافقنامه دوحه برای صلح دارفور میداند؛ توافقنامهای که در آن تمامی مسائل از جمله برقراری عدالت و آشتی در سودان را لحاظ کرده است. همچنین البشیر چهارم آذرماه از تشکیل حکومت وحدت ملی خبر داد. به این ترتیب، احتمالا دورهای جدید برای مردم این کشور آغاز خواهد شد.
اهمیت این امر بیشتر ناظر بر امواج بیداری انسانی در کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا بوده است.
رئیس جمهوری سودان همان زمان تاکید کرد 'کسانی که شایعه میکنند بهار عربی به سمت سودان خواهد آمد، مسلما زمان بسیار زیادی در حال انتظار باقی خواهند ماند؛ زیرا سودان، انقلاب بهار نجات را از بیش از دو دهه پشت سر گذاشته است.
از سوی دیگر، تداوم درگیریها در مناطق حساس سودان همچون دارفور، کردفان و ابیه هر روز کشتههایی را بر جا میگذارد.
به گزارش ایرنا، "درگیریهای سنگین در منطقه کردفان جنوبی که از تیرماه آغاز شد، همچنان ادامه دارد".
سودان جنوبی نیز هنوز روی آرامش را ندیده است. به گزارش ششم آذرماه الجزیره، افراد مسلح در ولایت "جانگلی" با نیروهای دولتی درگیر شدند که طی آن علاوه بر تلفات جانی غیرنظامیان، چندین روستا به آتش کشیده شد.
سودان جنوبی، نیروهای وابسته به "جورج آتور" را که سال گذشته و پس از شکست در انتخابات این ولایت بر دولت جوبا شورید، مسوول بروز حوادث خونین معرفی کرد.
به نوشته این شبکه، "واقعیت این است که مشکلات امنیتی فقط یکی از اجزای کلاف پیچیدهای است که آینده کشور تازه تاسیس سودان جنوبی را تهدید میکند".
سودان جنوبی همچنین به عنوان یکی از سرچشمههای رود نیل اهمیت ویژهای دارد. 85 درصد سرچشمههای رود نیل در کشور اتیوپی و بقیه آنها در سودان جنوبی قرار دارند. شاید این امر، یکی از دلایل ایجاذ جذابیت کشور تازهتاسیس برای رژیم صهیونیستی شده است؛ چرا که سودان تنها کشوری است که در حوزه رود نیل با رژیم صهیونیستی رابطه برقرار نکرد.
به این ترتیب، تعارضهای حقوقی بر سر تعیین رژیم حقوقی نیل اینک یک مدعی جدید و سرسخت یافته است که با توجه به رابطه تنگاتنگ دولت این کشور با رژیم صهیونیستی، اهرم فشاری برای دیگر کشورهای ذینفع خواهد بود؛ این رابطه تا جایی علنی شده که نخستین سفارتخانه بازگشایی شده در سودان جنوبی متعلق به رژیم صهیونیستی بوده است تا شعار "از نیل تا فرات" را محقق سازد.
پیش از این نیز در هشتم دیماه 1389 "سلیمان عبد التواب الزین" سفیر سودان در تهران، با تاکید بر راهبرد رژیم صهیونیتسی برای تسلط بر آبهای نیل، اظهار داشت: جدایی جنوب سودان منجر به استقرار پایگاههای نظامی غربی و صهیونیستی در این منطقه خواهد شد و ضربه سختی به منافع امنیتی مصر میزند.
در زمانی که "جرج دبیلیو بوش" رئیس جمهوری پیشین آمریکا، راهی قاره آفریقا شده است، نهم آذرماه روزنامه صهیونیستی "معاریو" نوشت: "بنیامین نتانیاهو" نخستوزیر رژیم صهیونیستی، خود را برای سفر به چند کشور قاره آفریقا از جمله اوگاندا و کنیا آماده میکند و ممکن است برای تقویت منافع امنیتی و اقتصادی، به کشورهای اتیوپی و سودان جنوبی نیز برود.
این، نخستین سفر یک نخستوزیر رژیم اشغالگر به قاره آفریقا طی 45 سال گذشته است.
معاریو نوشت: نتانیاهو طی ماههای گذشته به دنبال ایجاد ائتلاف با چند کشور آفریقایی است تا کمربندی را برای مقابله با گسترش اسلام در کشورهای شمال آفریقا در سایه بهار عربی ایجاد کند. این روزنامه به نقل از یک مسئول رژیم اشغالگر اضافه کرد: گسترش گرایش به اسلام در کشورهای شمال آفریقا دیگر کشورهای این قاره را نیز متاثر میکند.
معاریو تاکید کرد، اسراییل بدنبال گسترش همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی با این کشورهای آفریقایی است و همچنین برخی از این کشورها میتوانند به عنوان مقصدی برای صادرات تسلیحات این رژیم باشند.
از سوی دیگر، نهم اسفندماه 1389 شبکه آمریکایی "سی. ان. ان" گزارش کرد: بروز ناآرامیهای اخیر در کشورهای حوزه مِنا (خاورمیانه و شمال آفریقا)، سبب افزایش بهای نفت و کاهش ارزش سهام در خاورمیانه شده است.
در چنین شرایطی، کشورهای غربی میکوشند مواد اولیه و انرژی خود را با هزینههای کمتری تامین کنند تا از بحرانهای فزاینده اقتصادی فاصله بیشتری بگیرند.
اهمیت سودان جنوبی برای این کشورها از همین جا روشن میشود. البته مشکلات رخ داده برای انتقال نفت این کشور که هیچ ارتباطی با آبهای آزاد و بینالمللی ندارد، این کشورها را به فکر ایجاد راههای جایگزین انداخته است.
بجز خط لوله منتهی به اتیوپی، چندی است جمهوری دموکراتیک کنگو نیز به عنوان مسیری تقریبا امن، نظر غرب را به خود جلب کرده است.
به نظر میرسد در چنین شرایطی آنچه بیش از هر امر دیگری برای رژیم صهیونیستی یا حامیان غربی آن اهمیت دارد، گستردهتر کردن هر چه بیشتر دامنه سلطه خود بر منطقه سودان جنوبی است تا به این ترتیب، بر منابع طبیعی این کشور چنبره بزنند.
در این میان، اتحاد بین دو کشور همسایه که برخی از مردم آنها پیوندهای خونی و قلبی تاریخی با یکدیگر داشته و طی این سالها، در کنار هم تلخی جنگهای داخلی را چشیدهاند بزرگترین مانع بر سر راه تامین مطامع بیگانگان خواهد بود.
وجود مناطق مرزی مورد اختلاف یا تعیین حق ترانزیت نفت بهانههایی به دستان منفعتگرای غرب میدهد تا در آتش اختلافها میان دو همسایه، سبد خود را به بهای خون میلیونها انسان بیگناه پر کنند.