تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۳۴۶۶۸
بررسی نتایجی از دیپلماسی در دولت‌های نهم و دهم؛

دیپلماسی عمومی غایب در بیداری اسلامی


گروه سیاسی 9 دی - یکی از برجسته‌ترین ممیزات دولت نهم نسبت به دولتهای گذشته، پرتحرکی هوشمند این دولت در قبال دیپلماسی رسمی بود. این تحرک جدی باعث شد تا بسیاری از معادلات چیده شده غرب برای جمهوری اسلامی به سنگ سخت برخورد کند. علاوه بر این، این فعالیت چشمگیر منجر به آن شده‌ بود که دنیای استکبار که همیشه خود را بلامنازع در سراسر جهان می‌یافت با رقیبی جدی در سطح دیپلماتیک مواجه شود که از جمله خصوصیات بارزش آنست که از چنگ در چنگ نهادن با او واهمه‌ای ندارد. چنین بود که در بحبوحه اوج‌گیری فشار استکبار علیه فعالیت هسته‌ای کشورمان، وقتی تلاش آنها برای به‌اصطلاح منزوی ساختن جمهوری اسلامی به حد اعلی رسیده بود، حضور فعال ایران در عرصه جهانی به ثمر نشست و کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی یا کشورهای عضو جنبش عدم تعهد یا مجامع دیگر بین‌المللی، همصدا از حق بهره‌مندی ایران از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای دفاع نموده و تلاش دشمنان را ناکام نمودند. این فعالیت چشمگیر که به دلیل پشت‌گرمی دولت به آحاد مردم و حمایت رهبری معظم انقلاب در عرصه جهانی به شکوفایی رسیده بود باعث شد تا مناطق «حیات خلوت» آمریکا و غرب در جهان مورد هدف‌گذاری دیپلماسی جمهوری اسلامی قرار گرفته و به تدریج، گستره جغرافیای مواجهه با جمهوری اسلامی تغییر نماید. به گونه‌ای که این گستره که در جغرافیای سرزمینی جمهوری اسلامی تعریف می‌شد، پس از به کارگیری دیپلماسی فعال از قلب آفریقا تا مرکز آمریکای جنوبی و آسیای شرقی تغییر شکل دهد.
دیپلماسی هدفمند دولت نهم
هدفمندی دیپلماسی یکی دیگر از نقاط برجسته سیاست خارجی در دولت نهم بود بدین ترتیب که اکثر رفتارهای دیپلماتیک دولت نهم یا برای کاهش فشار از جمهوری اسلامی و یا برای افزایش فشار به دنیای استکبار تعبیه می‌شد و از این‌رو بود که برآیند این دیپلماسی هوشمند که شخص رئیس جمهور نقش بی‌بدیلی برای پیشبرد آن ایفا می‌کرد، منجر به ارتقای مناسبات سیاسی و اقتصادی ایران با کشورهای منطقه و بین‌المللی شود.
دیپلماسی عمومی علیه استکبار
علاوه بر آنچه گفته شد اما مهمترین وجه بارز دیپلماسی دولت نهم، استفاده احمدی‌نژاد و دولت نهم از دیپلماسی عمومی علیه کشورهای سلطه‌گر بین‌المللی بود. نقطه بارز این دیپلماسی مصاحبه‌های متعدد احمدی‌نژاد با شبکه‌های رسانه‌ای خارجی، سفرهای متعدد او به اقصی نقاط عالم، دیدار او با اقشار گوناگون مردمی در سفرها، شرکت او در نمازهای جمعه و دیدار با متن مردم مسلمان، به کارگیری ادبیات مردم فهم و ضد استکباری در سفرها و تبدیل سفرهای رسمی دیپلماتیک به سفرهای مردمی نظیر سفرهای استانی رئیس جمهور در داخل کشور بود.
انقلاب اسلامی در دیپلماسی
در این بین روح مشترک دیپلماسی رسمی و عمومی دولت نهم و شخصی احمدی‌نژاد دولت قبل، صدا زدن عدالت‌خواهی بین‌المللی، مبارزه جدی با استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و صهیونیسم، رسواسازی و افشاگری ترفندهای غرب علیه ملت‌های مسلمان و آزاده، ترویج گفتمان ناب انقلاب اسلامی و دفاع از مظلومین و محرومین و تأکید بر افشاگری شیطنت‌های رژیم جعلی صهیونیستی علیه ملت‌های مسلمان و آزاده بود. طرح سؤال هولوکاست یا حضور احمدی‌نژاد در دانشگاه کلمبیای آمریکا، نامه‌نگاری او به جرج بوش، یا حضور او در جمع سران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در جده همگی مبتنی بر همین دیپلماسی‌ و برای پیشبرد همین اهداف بود.
رسوخ انفعال در دیپلماسی دولت دهم
اما با روی کار آمدن دولت دهم و فعالیت چشمگیر حلقه انحرافی در این دولت این خصوصیت برجسته احمدی‌نژاد و دولت او نیز همانند خصوصیت‌های برجسته دیگر او یکی پس از دیگری رو به افول گرایید. چنانچه احمدی‌نژاد که خود به عنوان یکی از عوامل اصلی پدید آمدن و یا حداقل تسریع‌شدن در روند بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان و عرب مطرح بود، به غایبی بزرگ در این میان تبدیل شد. از این‌روست که حتی اگر اسنادی واضح و روشن در زمینه وابستگی حلقه انحرافی به جریان فتنه متصل به بیگانگان در میان نباشد - که البته چنین نیست- همین تهی کردن روح اصلی دولت دهم در زمین گذاشتن علم بیدارسازی ملت‌ها علیه استکبار جهانی و معلق ساختن تحرک چشمگیر احمدی‌نژاد و دولت او در دیپلماسی رسمی و عمومی، گواهی آشکار بر این وابستگی خواهد بود.
رئیس جمهور فعالی که ۴ ماه سفر خارجی نداشته
اینکه مع‌الاسف احمدی‌نژادی که یک پای او در سفرهای خارجی و پای دیگر او در اجلاسیه‌های منطقه‌ای عیان بود، در اوج زمان اقتصادی فعالیت دیپلماتیک، قریب چهار ماه است سفر خارجی نداشته و حتی ارتباطات تلفنی او با رؤسای کشورها نیز به حداقل گرویده است، اینکه دستگاه دیپلماسی او هنگامیکه «باید» سر از پا نشناسد و برای امیدافزایی و ارتقای روحیه انقلابیون در کشورهای اسلامی و حتی غربی به حمایت همه جانبه از ملت‌ها در برابر استبداد، استعمار و ظلم دنیای استکباری همت گمارد، اکنون در بی‌تحرکی محض به سر می‌برد، خود نشانی از «انحراف» در دولت است و در این صورت است که تلاش انحرافیون برای پوک ساختن از درون دولت دهم، عیان‌تر به چشم می‌آید. و البته معلوم نیست که چه کسی باید جوابگوی این صدمات معنوی وارد آمده به انقلاب اسلامی ملت ایران و ملت‌های منطقه باشد. بخصوص آنکه دریابیم دهه حساس کنونی، در تاریخ موقعیتی بی‌نظیر و سرنوشت‌ساز دارد و اگر به خوبی ابعاد آن درک نشود نه تنها مضرات آن کشورهای تحت سلطه استعمار را درگیر می‌سازد که بالتبع برای ما نیز مشکلاتی پدید خواهد آورد.
انتظاری که بر زمین ماند
با تحرکی که احمدی‌نژاد دولت نهم در دیپلماسی عمومی و رسمی از خود به نمایش گذارد، انتظار آن بود که در زمان بیداری اسلامی کشورهای منطقه و یا حتی بیداری مردمی در اروپا و آمریکا، او بیشترین بهره را برای ملت‌های مسلمان و مستضعف کسب کرده و پیام انقلاب اسلامی را که راهبر عملیاتی انقلاب‌ها است به جهان صادر کند اما دریغ که انحراف رسوخ یافته در اطراف دولت و رئیس جمهور، گوش و چشم او را مسخر خود ساخته است....

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات