تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۳۴۷۱۶

دانشگاه نقطه کانونی جنگ نرم (بخش پایانی)

محمد عبداللهی مقدمه: در دو شماره پیشین به بررسی نقاط هدف گذاری دشمن جهت تأثیر بر دانشگاه و هم سو کردن آن با اهداف خود در راستای گام برداشتن جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی پرداختیم. در ادامه بخش پایانی این مقاله به نظرتان می رسد:

جریان‌های جعلی دانشجویی، مجریان دانشگاهی براندازی نرم
در یک تقسیم بندی کلی، جنبش دانشجویی بعد از انقلاب اسلامی شامل دو جریان اسلام گرا و غیراسلام گرا -سکولار- است که جریان سکولار به دلیل پشت پا زدن به شالوده های اصیل این جنبش از جمله آرمان طلبی اسلامی، عدالت خواهی و استکبارستیزی، از جنبش حقیقی دانشجویی فاصله گرفته و به عنوان جریان جعلی و غیرحقیقی این جنبش شناخته می شود.
جریان لیبرالیسم دانشجویی از دهه 1370 از رهگذر کتاب ها، مقالات و سخنرانی و سایر فعالیت های تبلیغاتی روشنفکران لیبرال به تدریج شکل گرفت و بسط یافت. در اوایل 1376 و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، این جریان به شاخه دانشجویی احزاب اصلاح طلب و دنباله ی اجرایی- عملیاتی آن ها تبدیل شدند. اما در اوایل دهه 80 بنا به دلایلی، تفرق و واگرایی میان اصلاح طلبان و دانشجویان لیبرال، جانشین وفاق و همگرایی شد. در واقع این بخش از جنبش دانشجویی به یکی از منتقدان سرسخت روش و رویه اصلاح طلبان تبدیل شد. رویگردانی لیبرالیسم دانشجویی از احزاب و گروه های اصلاح طلب، موجب نزدیک تر شدن آن ها به سه جریان اجتماعی شده است:
الف- برخی روشنفکران سکولار که چهره ای فراجناحی و اپوزیسیون گونه دارند.
ب- نیروها و گروه های ملی و مذهبی.
ج- جنبش های اجتماعی از جمله جنبش های زنان، کارگران، قومیت گرایی و معلمان و...
جریان لیبرالیسم دانشجویی به یقین می داند که به تنهایی قادر به ایجاد شرایط جدید دموکراتیک نیست؛ از این رو، تمایل به خلق یک جنبش فراگیر اجتماعی دارد. بدین معنی که دریافته است تنها با یکپارچگی گروه های فکری و سیاسی و همبستگی جنبش های اجتماعی مختلف می تواند به ظهور آینده دموکراتیک امیدوار باشد.
در واقع از اواخر دهه 80 بدین سو، جریان سکولار وارد فضایی پلورالیستی شده و دیگر طیف لیبرال و دفتر تحکیم وحدت، تنها بازیگر و فعال ما یشاء در دانشگاه ها نیست، جریان های قومیت گرا، فمینیستی و حتی مارکسیستی با طیف ها و جناح های درونی مختلف، با همپوشانی های بسیار در آراء، اهداف و روش ها سر برآورده و آن ها نیز همچون جریان لیبرال، با عصیان در مقابل آرمان اصیل این جنبش، در دانشگاه ها صف آرایی می کنند.1
در ادامه، چهار جریان جعلی دانشجویی که به عنوان گروه های شاخص در مجموعه ی دانشجویی معارض عمل می کنند، معرفی می شود و عملکرد آنان در حوزه براندازی نرم به اجمال مورد بررسی قرارخواهدگرفت.
1. جریان فمینیسم دانشجویی
فمینیسم دانشجویی در ایران به عنوان مولود پیوند جریانات دانشجویی سکولار و حرکت های زنان -که خود نیز دنباله رو آموزه های سکولار فمینیستی در غرب هستند- در سالهای اخیر، در صدد فراگیر کردن هرچه بیشتر خواسته ها و ایده های فمینیستی و در نتیجه استفاده از این اهرم فشار در براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی برآمده است. گروههای فمینیستی همچون سایر گروههای دانشجویان اپوزیسیون، برای نیل به اهداف خود به انجام عملیات روانی در دو بعد استراتژیکی و تاکتیکی اقدام می نمایند عمده فعالیتهای این جریان در سالهای اخیر عبارتند از :
الف- ترویج آموزه های فمینیستی
ب- تضعیف و تخریب نظام از طریق انتقاد به قوانین مدنی نظام و متهم نمودن نظام به نقض حقوق بشر و عدم پای بندی به میثاق بین المللی حقوق بشر
ج- تضعیف و تخریب دولت
د- اعتراض به سیاستهای علمی و فرهنگی دانشگاه ها
هـ- تحریف حقایق دینی، تهاجم به احکام دینی و فعّالیتهای امر به معروف و نهی از منکر
و- باستان گرایی و ستایش پیش از اسلام
ز- مظلوم نمایی و القای عدم امنیّت دانشجویان فعّال
جریان فمینیسم دانشجویی نیز در یک تقسیم بندی عمده شامل این دو طیف اصلی می باشد:
الف- طیف لیبرال: این طیف که در بین خود فمینیست های دانشجویی به طیف دولتی ها مشهورند، با راه اندازی کمپین هایی همچون کمپین یک میلیون امضاء درصدد فراگیر و عمومی کردن گرایش ها و خواسته های فمینیستی در توده دانشجویان و مردم است.
ب- طیف رادیکال: در مقابل، به حرکتهای مسالمت جویانه و سازش گرایانه در این مسیر اعتقادی ندارند. این طیف با تحریم انتخابات، تجمعات و تشکلهای دولتی با مجوز دولتی، برگزاری تجمعات غیر قانونی و بدون مجوز و بدون در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات زمانی و عرفی درصدد پیگیری اهداف، خواسته ها و نظرات خود هستند. این طیف حتی در ظاهر نیز حاضر به پذیرش احکام و چارچوبهای اسلامی نیستند. طیف رادیکال در اعلام وابستگی به جریانات خارج از کشور ابایی ندارد، امّا طیف لیبرال حداقل در ظاهر از این امر ابا دارد.
یکی از فعالین متعلق به این جریان در سال 1386 کتابی را به نام«جامعه مدنی، مبارزه مدنی» منتشر کرد که راهبردهای براندازی نرم نظام را آموزش می دهد. این کتاب گزیده آراء جین شارپ و رابرت هلوی است که پدران انقلابهای مخملی در جهان به شمار می روند
2- جریان مارکسیسم دانشجویی
مارکسیسم یک ایدئولوژی مادی محور است که نظامهای سرمایه داری و بورژوایی را با چالش مواجه می کند و با مذهب نمی تواند همزیستی مسالمت آمیز داشته باشد، و هر تغییری را از رهگذر یک انقلاب جست وجو می کند.
دور جدید فعالیت جریان های دانشجویی چپ با گفتمان آزادی و برابری و نفی هر گونه مالکیت خصوصی در فضای دانشجویی بعد از سال های 1378 در دانشگاههای تهران و امیرکبیر با انتشار دو نشریه دانشجویی با عنوان مشترک «گون» آغاز می گردد. می توان انتشار این نشریه را اولین نماد عینی شکل گیری جریان های چپ دانشجویی در دانشگاهها نامید.
فعالین دانشجویی این جریان به تدریج از سال 82 دست به اقداماتی برای ابراز وجود مجدد خود در صحنه دانشگاه ها زدند. به گونه ای که اوج حضور آن ها در مراسم سالروز دانشجو در 16 آذر 85 بسیار ملموس و چشمگیر بود.
بررسی های به عمل آمده در این زمینه موید این دیدگاه است که این جریان تا پیش از انتشار علنی دیدگاهها و عقاید خود در دفاع از چپ مارکسیستی در قالب گروههای کتابخوانی سازمان یافته بود.
با توجه به اظهارات «عابد توانچه» -دانشجوی چپ دانشگاه امیرکبیر- سه جریان عمده مارکسیستی در بین دانشجویان فعال است :
الف- جریان لنینیسم
ب- جریان تروتسکیسم
ج- جریان مارکسیستی فعال در دانشگاه امیرکبیر.
به طور کلی جریانات مذکور شاید در شکل و محتوای عمل و نحوه اجرای ایدئولوژی های خود دارای اختلاف می باشند اما در هدف و ایدئولوژی دارای مبانی فکری واحدی می باشند
. به طور کلی اهداف جریانات مذکور به شرح ذیل است:
1-مخالفت با نظام طبقاتی حاکم و تلاش برای سرنگونی آن از طریق برهم زدن نظم کنونی و سرنگونی دولت و نظام
2-فعالیت در حوزه مسائل کارگری و مباحث مربوط به پرستاران
3-مسائل قومی و تشدید حس ناسیونالیستی اقوام بالاخص قوم ترک و کرد
4-حزب کمونیست کارگر ایران -حکمتیست-
5-مسائل مربوط به زنان و حوزه فمینیسم.
حامیان برون مرزی این جریان ضمن حمایت فکری از جریان چپ دانشجویی ایران به ارائه راهکارهایی همچون پیوند جنبش دانشجویی با جنبش های اجتماعی دیگر، ایجاد حزب کمونیستی به منظور تسهیل رسیدن به هدف و فشارهای ملی و بین المللی علیه جمهوری اسلامی ایران برای کاهش برخوردهای صورت گرفته با جریان چپ، پرداخته اند. قابل ذکر است که هدف اصلی این حامیان برون مرزی، راه اندازی یک حرکت توده ای، سوسیالیستی و رادیکال برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد.
3. جریان قومیت‌گرای دانشجویی
با وجود همزیستی مسالمت آمیز اقوام با یکدیگر و روابط عادی آن ها با حاکمیت مرکزی، شواهد و اخبار حاکی از آن است که یک عامل پنهان در زمینه تعمیق احساسات و گرایش های قومیت گرایانه در ایران و در جنبش دانشجویی بسیار موثر است.
برنامه های سرویس های امنیتی غرب در تحریک و تهییج علایق و حساسیت های قومی در ایران بر ضد حکومت مرکزی؛ اهدافی که از اجرای این تاکتیک سیاسی- امنیتی دنبال می شود، عبارتند از: تضعیف اقتدار حکومت مرکزی ایجاد تنش و آشوب در کشور، تجزیه کشور براساس مرزهای جغرافیایی قومیت و... .در سال های اخیر خیزش جریان های قومی شتاب بیشتری به خود گرفته و این جریان ها با شعار هویت طلبی در بین جوانان و دانشجویان پایگاه هایی برای بسط دیدگاه های خود پیدا نموده اند. بین جریان های قوم گرا، جریان قوم گرایی کرد از فعالیت گسترده تری برخوردار بوده و داعیه تجزیه طلبی و استقلال خواهی را نموده اند..
بنابراین جریان قومیت گرایی دانشجویی با محوریت هر قومیتی و با هر تابلو و شعاری، خواسته یا ناخواسته در مسیر عملیاتی کردن پروژه براندازی حاکمیت سیاسی قرار گرفته است!
4. جریان لیبرال دانشجویی - دفتر تحکیم وحدت
اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور - دفتر تحکیم وحدت- در کارنامه سی ساله خویش، مقاطع پرنوسان و پر چرخشی را پشت سر نهاده است. اگرچه مدار پرنوسان فعالیت تحکیمی ها در حیطه تشکیلاتی نمودی شفاف تر دارد، اما اندکی دقت در دلایل و علت های ساخت چنین مشی نوسان آلودی، استحاله گفتمانی را بعنوان اصلی ترین عامل تغییرات ساختاری این بخش از جنبش دانشجویی به نمایش می گذارد.
اوایل دهه هفتاد زمانی است که نفوذ برخی روشنفکرنمایان مدافع قرائت های لیبرالیستی از اسلام، به محافل دانشگاهی آغاز می گردد. جریان روشنفکری سکولار، اولین نقطه عزیمت خویش به متن جامعه را انجمن های اسلامی انتخاب کرده و از همان زمان به محافل گوناگون تحکیمیان اردوکشی می کند. نتیجه تمرکز جریان روشنفکرنما بر انجمن های اسلامی، استحاله گفتمانی این جریان و ورود به جرگه تجدیدنظرطلبان است
دفتر تحکیم در دوران اصلاحات دچار دگرگونی محتوایی عمیقی شد که 10 محور اساسی داشت :
1- تغییر گفتمان از عدالت محوری به لیبرالیسم و آزادی طلبی؛
2- تغییر گفتمان استکبار ستیزی و تغییر موضع نسبت به امریکا؛
3- گسترش ارتباطات با اپوزیسیون نظام -به ویژه نهضت آزادی و عناصر ملی- مذهبی-
4- تغییر موضع نسبت به ولایت فقیه؛
5- هم نوایی و مصاحبه با رسانه های بیگانه؛
6- عبور از نظام و پیوند رسمی با شبکه برانداز؛
7- قانون گریزی و تنش آفرینی های اجتماعی -حادثه 18 تیر، خرداد 82، اعتراض به حکم آغاجری و ...-؛
8- تغییر موضع نسبت به مسئله فلسطین -بیانیه دفتر تحکیم وحدت- طیف علامه- در سال 1387 به مناسبت جنگ 22 روزه غزه-؛
9- ورود به عرصه مقابله آشکار با نظام اسلامی و نهادهای حکومتی؛
10- پیوند رسمی با امریکا و اتحادیه اروپا -پناهنده شدن امثال علی افشاری و اکبر عطری به امریکا-
اما در مجموع آنچه گفته شد گفتمان سکولاریستی خرده جنبش های دانشجویی نمی تواند برای مدتی طولانی هژمونی خود را بر جنبش دانشجویی ایران حفظ کند.تعارض با آموزه های اسلامی و عقاید جمعی ملت، نادیده گرفتن آرمان های حق طلبانه، چشم فروبستن بر ظلم و تبعیض در جهان، و سرفرود آوردن در برابر بیگانگان و مستکبران عالم، مقولاتی نیستند که با جوهره حرکت و جنبش دانشجویی همخوانی و سازگاری داشته باشند و به همین جهت گفتمان سکولار توان و استعداد لازم را برای تبدیل شدن به گفتمان هژمون در جنبش دانشجویی، آن هم به صورت درازمدت و طولانی را ندارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات