علی رضائی
جنبش دانشجویی در طول تاریخ تحولات سیاسی- اجتماعی ایران همواره تأثیرگذار بوده و با توجه به خصوصیات و ویژگیهای مختص خود به گونهای نقشآفرینی کرده است که باید به آن نسبت به دیگر جنبشهای اجتماعی و سیاسی اهمیت بیشتری داده و به صورت مجزا آن را مورد بررسی قرار دهیم. اگر به تاریخ جنبش دانشجویی در ایران بنگریم، میتوان سه موج بلند فعالیتهای عمومی و تند و شدید این جنبش را برجسته دید. اینک به گفته برخی از کارشناسان، جنبش دانشجویی در موج چهارم خود قرار گرفته است که البته درباره هویت و کیفیت آن نظرات مختلفی وجود دارد. آنچنان که حتی عدهای معتقدند پس از خاموشی موج سوم، جنبش دانشجویی در ایران وارد دوران سکوت، رکود، گذار یا نهفتگی شده است. بحث بر سر هویت جنبش دانشجویی در شرایط فعلی اگرچه بارها مطرح شده است، اما هر بار نکات تازهای را در برمیگیرد و برای پرسشهای کهنه، پاسخهای قابل توجه و جدیدی عنوان میکند. از این رو با برگزاری میزگردی در روزنامه «جوان» و دعوت از نمایندگان اتحادیههای بزرگ دانشجویی کشور بار دیگر سؤالی را در رابطه با هویت جنبش دانشجویی در دورهای که اینک در آن قرار گرفته است، مطرح کردیم و همچنین از کارکردها، فراز و فرودها و خصوصیات و واجبات جنبش دانشجویی پرسیدیم و در بحث مسائلی مطرح شد که پایان این نشست پس از گذشت چهار ساعت از آغاز آن بود. اینک خوانندگان عزیز میتوانند بخش نخست این میزگرد را در ذیل مطالعه فرمایند.
جنبش دانشجویی به کانونهای قدرت و ثروت وابسته نباشد
سیدایمان میرزاده، نماینده اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان در ابتدای این میزگرد به تشریح نظرات خود درباره بحث هویت جنبش دانشجویی پرداخت و گفت: همه اقشار جامعه مانند کارمندان، کارگران و اصناف مختلف در برهههای مختلف تاریخی از خود واکنشهایی را نشان داده و جنبشهایی را بروز میدهند. دانشجویان نیز بر همین اساس عمل میکنند اما آنچه باعث میشود ما به دانشجویان به طور خاص نگاه کنیم شرایط ویژهای است که دانشجویان دارند. اول اینکه دانشجو هنوز وارد بسیاری از درگیریهای زندگی نشده است و هنوز مسیر آرمان خواهی او دچار فرسایش و اضمحلال نشده است، جدیتر و محکمتر میتواند در عرصههای مختلف حضور داشته باشد. دوم اینکه برای بررسی مسائل وقت بیشتری دارد و چون در یک محیط علمی قرار دارد از او بیشتر توقع میرود که با یک تحلیل ویژه وارد شود. چنین ویژگیهایی فقط در جنبش دانشجویی وجود دارد. حالا در برهههای مختلف گهگاه حاکمیت خواسته این وجود نداشته باشد و گهگاه خواسته وجود داشته باشد و گاهی حمایت کرده و گاهی هم هدایت کرده به سمت و سوی خاصی و گاهی هم نه. ولی در کشور ما آنچه در جنبش دانشجویی خیلی اهمیت دارد، فعالیت بر اساس تفکر امام خمینی (ره) است که همواره بر این محور به دنبال تحولاتی بوده است. از نظر من خصوصیات جنبش دانشجویی را باید بدین ترتیب مطرح کرد: اول از همه باید تحرک داشته باشند و البته دانشجو هم باشند. نکته دوم آرمانخواهی است که اگر آرمانخواه نباشد دیگر جنبش دانشجویی به حساب نمیآید. دیگر اینکه ابزار دست احزاب سیاسی و افراد مختلف قرار نگیرد؛ مستقل بودن جنبش دانشجویی به طور خلاصه به معنای عدم وابستگی به کانونهای قدرت و ثروت است، نه مستقل از تفکر ناب اسلامی و انقلابی بلکه مستقل از تفکرات انحرافی و مستقل از سیستم مدیریتی و حاکمیتی و این نکته بسیار مهمی است. حتی اگر نگاه به حاکمیت دارد نگاهش باید به آن زعیم و امام امت باشد و اگر ما نگاهی هم به مجموعه حاکمیت داریم نگاهمان به نظرات مکفی و رهنمودهای بسیار نورانی رهبر معظم انقلاب به عنوان امام امت است و در برابر بقیه مسئولان از جنبه جنبش دانشجویی موضع مطالبهگری را داریم.
دانشجوی آرمانخواه بر ضد هر ظلمی حرف بزند و عمل کند
مهدی خوجگی، عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی در ادامه این نشست به ابراز نظرات خود پرداخت و خاطرنشان کرد: اول از همه باید یک تعریف از جنبش دانشجویی داشته باشیم تا ببینیم که آیا میتوان این تعداد دانشجویی که امروز در حال فعالیت هستند را زیر چتر جنبش دانشجویی قرار داد؟ در این حیطه آنچه از تعریف ما برمی آید این است که یک عده جوان دانشجو مبتنی بر یک ایدئولوژی مشخص و آگاهانه که در کنارش یک شناخت درست و کلی از وضعیت سیاسی و مشکلات کشور است داشته باشند و با توجه به آن مبانی و این نگاه بیایند آرمانهای خود را پیگیری و مطالبه کنند و کشور را به سمت قله که ما اسمش را آرمان میگذاریم سوق دهند. این البته یک تعریف خلاصه از جنبش دانشجویی است و با این وصف اگر بخواهیم درباره هویت آن صحبت کنیم باید چند شاخص جدی را برای جنبش دانشجویی تعریف کنیم. اول از همه بحث استقلال است هم در زمینه فکری و تحلیلی و هم در زمینه عملکرد. استقلال تحلیلی یعنی دانشجو باید آزاد باشد تا تحلیل کند و مبتنی بر آن تحلیل، عمل کند. در واقع دانشجو اگر دارای استقلال تحلیل نباشد معمولاً در قسمت عملکرد لنگ میزند. مباحث دیگری هم است اینکه جنبش دانشجویی باید آرمانخواه باشد و جنبش دانشجوییای که درگیر محافظهکاری شده باشد و بخواهد توجیهکننده وضع موجود شود دیگر نمیتوان عنوان جنبش دانشجویی بر آن تلقی کرد. چون اگر ایدئولوژی باشد و آرمانخواهی، دانشجو باید تلاش کند با توجه به ابزارهای در دست خود جامعه را هر چه بیشتر به سمت اصلاح سوق دهد تا برسد به آن جامعه آرمانی که انتظار میرود. لذا آرمانخواهی یکی از مباحث جدی است که جنبش دانشجویی باید با آن درگیر باشد. ما دورههایی را دیدیم که با یک حرفهای موجهی شروع میکردند به توجیه عملکرد مسئولان. حضرت آقا یک جایی اشاره میکنند که وظیفه دانشجو آرمانخواهی است، وظیفه مسئولان سنجش مصلحتهاست و این برای آن است که ترکیب اینها شرایط جامعه را در حالت تعادل نگه دارد. اگر دانشجو بر حسب مسائل مختلف بخواهد آرمانخواهی دانشجو باید تلاش کند با توجه به ابزارهای در دست خود جامعه را هر چه بیشتر به سمت اصلاح سوق دهد تا برسد به آن جامعه آرمانی که انتظار میرود. لذا آرمانخواهی یکی از مباحث جدی است که جنبش دانشجویی باید با آن درگیر باشد را رها کند، مطمئن باشید جامعه از لحاظ آرمانها به سمت پایین سقوط میکند و آخر آن این میشود که وقتی ما فضایی اینچنینی در جامعه نداشته باشیم که آرمانها را گوشزد و در پی آنها تلاش کند، ممکن است مردم با آرمانها بیگانه شوند. بنابراین دانشجو اگر آرمانخواه است باید ضد هر ظلمی حرف بزند و عمل کند، نه اینکه بیاید و توجیهگر ظلمها و وضعیت نامطلوب فعلی شود. هرکس نگاه کند به وضعیت فعلی جامعه میفهمد که این وضعیت آرمانی ما نیست.
امروز جنبش دانشجویی به معنای واقعی نداریم
مهدی امیریان، دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت در ادامه این میزگرد تصریح کرد: جنبش دانشجویی فقط در تشکلات قانونی که الان موجود هستند، خلاصه نمیشود. در واقع فراگیرتر و عامتر از این است هر چند که تشکلات قانونی خط مقدم جریان دانشجویی در حال حاضر است. نکته دیگر اینکه به نظر من در حال حاضر جنبش دانشجویی به معنای واقعی وجود ندارد، یعنی آنچه از معنای جنبش به معنای درونزا بودن و ظرفیت جریانسازی را ما انتظار داریم در حال حاضر در جریانات دانشجویی و تشکلات دانشجویی موجود و حتی آنهایی که غیر از تشکلات دانشجویی هستند اما در جریانات دانشجویی حضور دارند، دیده نمیشود. ما در حال حاضر تشکلات دانشجویی داریم، فعالان دانشجویی هم داریم، فعالیتهای دانشجویی هم داریم، دانشجویان فعال هم داریم، ولی جنبش دانشجویی به معنای واقعی آنچه در اوایل انقلاب شاهد بودیم و آنچه در اواخر حکومت پهلوی برای شکلگیری انقلاب اسلامی داشتیم و حتی در دهه ۷۰، در حال حاضر به آن معنا نداریم و البته این به معنای این نیست که جریانات دانشجویی و تشکلات دانشجویی تأثیرگذار نیستند بلکه هستند اما با تأثیرگذاریهای حداقلی و طبیعتاً تا آن ظرفیتهای بالقوه تبدیل به بالفعل شود، فاصله زیادی دارد. اما دوستان در صحبتهایشان به نکات خیلی خوبی اشاره کردند و از آرمانخواه و مستقل بودن جریان دانشجویی، دوری گزیدن، از کانون ثروت و قدرت و استقلال فکری و عملکرد و ابزار دست مسئولان نشدن، گفتند. امثال این نوع شاخصهای دانشجویی را من فکر نمیکنم در هیچ تشکل و جریانی ببینیم که اینها را به عنوان شاخصهای دانشجویی ندانند. اما مهم این است که در مرحله عمل چقدر ما خروجی فعالیتها و رویکردهای تشکلات دانشجویی را اینگونه ببینیم. شعار دادن که کاری ندارد و شعارها قطعاً باید باشد و شعارهایی باشد که جاذبه داشته باشند منتها در عمل است که ما باید آن را بیشتر شاهد باشیم. نکته دیگر یکی بحث عدالت شد که من این سؤال را دارم که آیا ما عدالت را فقط در مسائل اقتصادی باید ببینیم یا در حوزه سیاسی هم باید دیده شود؟ مگر میشود که عدالت اقتصادی را پیاده کنیم ولی عدالت سیاسی را نداشته باشیم؟ چه بسا که این دو لازم و ملزوم یکدیگرند. یعنی اگر احزاب و اگر روزنامههای آزاد و مستقل داشته باشیم که بتوانند جریان قدرت در حاکم را نقد کنند و زیر ذره بین داشته باشند و آن را از فسادهای اقتصادی و رانتها و سوءاستفاده از بیتالمال و روشهایی که باعث اختلال در مسیر پیشرفت توسعه کشور میشود و به دلیل سوءاستفاده از قدرت است را نقد کنند و زیر ذره بین داشته باشند، قطعاً آن عدالت اقتصادی را هم در بر خواهد داشت. الان به نظر من احزاب مستقل و احزابی که بتوانند گرایشهای مختلف مردم را نمایندگی کنند، به معنای واقعی حضور ندارند و این به معنای آن نیست که فقط حاکمیت در این منظر کوتاهی یا تنگ نظری میکند یا آن جریان قدرت اعتقادی به حضور این احزاب ندارد، هر چند که این هم بخشی از علت را شامل میشود ولی بخش دیگر برمی گردد به جریاناتی که گرایشهای مختلفی دارند و دیدگاههای متفاوتی دارند و نقدهایی به قدرت دارند که باید از ظرفیت آنها حتی به صورت حداقلی استفادههای بیشتری برده شود.
امروز جنبش دانشجویی از زمان خودش عقب نیفتاده است
محمد افکانه قائم مقام تشکیلات اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل نیز در این نشست به ابراز نظرات خود پرداخت و گفت: من معتقدم یک سری بایستهها و زیربناهایی برای اینکه بتوانیم قدرت تحمل و ظرفیت یکدیگر را در زمینه نقدها بالا ببریم، لازم است. ما باید قانونی بودن تشکلات را گام بندی کنیم و کمی و کیفی ببینیم و بعد ببینیم تعریف ما از آن چیست و بعد بیاییم برای برخی از آن غیرقانونیها نیز بستر قانونی جهت حضور فراهم کنیم و تنوع تشکلات را به میدان بیاوریم و آنها را هم به طوری قانونمند، نظام مند و قابل کنترل کنیم. ولی زمینه تحقق چنین هدفی این است که همه اصول را قبول داشته باشیم، معیار قانونی بودن معلوم شود و تحمل نقد هم باشد. حالا این موضوع را که بگذاریم کنار، یک خواستهای امسال حضرت آقا از ما داشتند که تمرکز روی جزئیات نباید ما را به سمتی بکشاند که آن خواسته را فراموش کنیم و آن تشکیل شورای هماهنگی تشکلات بود. قطعاً وقتی دشمن به ما جبههای حمله میکند، ما هم باید در حمله و در دفاع، جبههای عمل کنیم؛ نباید خیلی روی نقاط افتراق تمرکز کنیم. به نظرمن در شرایط فعلی جنبش دانشجویی از زمان خودش عقب نیفتاده است. فراز و فرود داشته ولی برآیند کارهایی که در حال انجام است، عقب افتادگی از زمان خودش را نشان نمیدهد. البته باید تفاوت زمان و مکان را هم بدانیم. یک وقت کاری انجام میشود با همان تأثیرگذاریهای گذشته ولی شرایط جامعه طوری است که واکنشها به آن در مدلی پیش میرود که ما باید بررسی کنیم آیا این تأثیرگذار بود یا نبود؟ مثلاً آن موقع دو تومان کرایه گران میشد مردم در خیابان میریختند و دانشجویان اتوبوس آتش میزدند، اما الان دانشجویان به خاطر موضوعی جایی تجمع میکنند و شاید اتفاق خاصی هم نیفتد. با این حساب شاید بتوان گفت که نوع مطالبات جامعه و بازخوردها وزن برنامهها را معلوم میکند که البته این چیز بدی هم نیست. بر این اساس الان هم کارهای اثرگذاری در حال انجام است. به قول یک دوستی که میگفت احمدی نژاد با آن همه ادعایش که میگفت من کل دولت را هم میتوانم منحل کنم سر جاسبی عقب نشست و دید که باید اهم و مهم کند. اما جنبش دانشجویی پای این مسئله محکم ایستاده است. در بحث جریان انحرافی اگر مقایسه کنیم که در کدام یک از دولتها چنین ماجرایی شکل گرفته و تشکلهای دانشجویی قبلی چگونه در مقابل آن موضع گرفتند، تدبیر جنبش دانشجویی در شرایط فعلی مقابل جریان انحرافی معلوم میشود. یا در بحث فتنه اگر فتنه ۸۸ با ۷۸ مقایسه شود و همان ۷۸ با فتنههای قبلتر، باز نقش جنبش دانشجویی در رویارویی با فتنه ۸۸ مشخص میشود. به نظر من در مقابله با فتنه ۸۸ دانشجویان من حیثالمجموع فضایی که به خودشان مربوط میشد را خوب مدیریت کردند. با حضور دانشجویان در ۱۶آذر بود که عامه مردم فهمیدند که این فتنه با حضور جمع میشود، نه با چماق نه با بازداشت و نه با هیچ چیز دیگر غیر از حضور مردم جمع نمیشود. به خاطر اینکه آنها هم ان قلت خودشان را با حضور در ۲۵ خرداد آورده بودند. بنابراین اگر حضور دانشجویان در ۱۶ آذر نبود، ۹ دی نیز با آن وسعت پیش نمیآمد. با توجه به این مصداق هایی که گفتم من بدنه جنبش دانشجویی را رو به جلو میبینم. البته این بدان معنا نیست که ما از شرایط فعلی راضی هستیم و منفعل شویم اما باید پذیرفت که حرکت رو به جلو است.
چرتکهاندازیهای سیاسی، جنبش دانشجویی را به محاق نابودی میبرد
سیدمحسن میرحاجی مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در ادامه این میزگرد خاطرنشان کرد: قطعاً جنبش دانشجویی یکی از تأثیرگذارترین نهادهای اجتماعی و به تعبیری پیشرو قشر نخبگانی جامعه و خواص جامعه است. این ادعا را میتوان با گزارههای مختلفی ثابت کرد. اولین آن اهتمامی است که حضرت آقا همواره روی جنبش دانشجویی داشتهاند و پیش از ایشان هم امام (ره) بودند که بر حضور و تحرک جنبش دانشجویی تأکید داشتند. من برخلاف برخی از دوستان معتقدم که جنبش دانشجویی فعلی و دانشجویان فعلی از لحاظ عمق و محتوای فکری و عملیاتی هیچ تفاوتی با دانشجوی ۱۶ آذر ۱۳۳۲ و ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و ۲۲ بهمن ۵۷ و سالهای جنگ ندارند و شاید هم در بسیار ی از نقاط و مراتب یک چیزهایی بیشتر و فراتر داشته باشند. نکتهای که هست تغییر استراتژی هم از جانب استکبار و هم تغییر محیط فضای جامعه ماست. فضای فعلی جامعه ما کارهایی که در دهه ۶۰ میشد را شاید برنتابد. این تغییر جبهه استکبار و فضای جامعه و تغییر نیازها مسبب این شده که جنبش دانشجویی در برخی نقاط برخی تغییرات را داشته باشد و در کارکردها و در اجرائیات خودش یک دیدگاهها و نگاههای دیگری نسبت به گذشته داشته باشد. این مصلحتسنجیهاست که شاید جنبش دانشجویی را به محاق نابودی میبرد. اگر رخوتی در جنبش دانشجویی و برخی تشکلات دانشجویی است، در واقع نتیجه مصلحت سنجیهای سیاسی بر مبنای چرتکه اندازیهای سیاسی و نگاههای عمیق سیاسی و وصل شدن به احزاب و گروههای مختلف است. وظیفه جنبش دانشجویی آرمانگرایی است یعنی آن چیزی که امام (ره) از ما میخواسته و در نامهاش به دفتر تحکیم، تأکید کردند و همچنین آن چیزی که همواره یکی از تأکیدات حضرت آقا برای ما بوده است. جنبش دانشجویی باید در همه سطوح آرمانگرا باشد و این عقل مصلحت اندیش را کنار بگذارد و آرمانگرا باشد در حد اعلی. حضرت آقا تعبیری دارند که جنبش دانشجویی باید شاخصها را ببیند و بر اساس شاخصها رصد کند و جایی که میبیند ضعف است فریاد بزند و بگوید. این تعبیر حضرت آقاست که باید شاخصها را ببینیم و شاخصهاست که مبنای حرکت جنبش دانشجویی است. ما نباید مصلحتهای مختلف را مدنظر قرار بدهیم و باید آرمانگرا باشیم.