* ساختار اقتصاد کشور را با اجرای هدفمندی یارانهها چگونه ارزیابی میکنید و بهطور کلی اجرای این قانون تا چه اندازه بر اقتصاد کشور میتواند تاثیرگذار شود؟
** اگر از ابعاد مختلف به این قانون توجه شود باید گفت به طور کلی ما در یک دوران نسبتا طولانی، ساختار اقتصادی کشور را از نظر علائم اقتصادی دچار تخریب کردیم، یعنی با برخی سیاستهای غلط چون تعیین قیمتهای نسبی آنچه یک اقتصاد سالم و پویا نیاز داشت را سالیان متمادی بر مدار ناکارآمدی و عقبماندگی قرار دادیم، این موضوع نهتنها موجب شد انرژی ارزانقیمت بدون محدودیت صرف شود بلکه انگیزهای برای تغییر تکنولوژی و نوسازی مراکز تولیدی نیز صورت نگیرد.
چنین عواملی بیتردید تخریبی بسیار جدی در ساختار اقتصاد ایران محسوب میشد که اصلاح قیمت حاملهای انرژی را با اجرای هدفمندی یارانهها میطلبید زیرا طی سالیان گذشته این قیمتها همواره ثابت مانده و سبب دور شدن از قیمتهای واقعی شده بودیم، بدین معنا که تداوم رویه ثابت نگه داشتن قیمتها تاثیری جز پدید آوردن یک یارانه پنهان در جامعه و بازار نداشت، چرا که عمدتا افرادی از این یارانه پنهان نفع میبردند که جزو اقشار پردرآمد و ثروتمند جامعه محسوب میشدند و به واسطه حجم بالای این کالا در سبد خانوار، بخشی از آنها از یارانههای بیشتری بهرهمند شده که این مساله از نظر رعایت عدالت در مصرف منابع ملی همواره جای سوال داشت.
در واقع آنچه به عنوان هدف و نکته اساسی و کلیدی در این قانون وجود دارد، اصلاح قیمتهای نسبی است. درست است که طرح تحت نام هدفمندکردن یارانهها مطرح میشود و این کار را میکند، ولی اصلاح قیمتهای نسبی یعنی یارانهای که تا حالا به ثروتمندترین گروهها پرداخت میشد، حذف شده و با هر روشی این یارانه به گروههای دیگر جامعه منتقل میشود اما مساله اساسی این است که وقتی شما چنین یارانهای را از قیمت و بازار حذف میکنید، قیمتهای نسبی که تاکنون به نفع مصرفکنندگان حاملهای انرژی بود یا به عنوان نهاده استفاده میکردند، تغییر خواهد کرد و دیگر انرژی مفت و رایگان در اختیار تولیدکننده و مصرفکننده قرار نخواهد گرفت و اینها مجبور به صرفهجویی میشوند و برای کمکردن هزینههایشان در روش زندگی خود تغییر میدهند.
اما اگر به ساختار اقتصادی کشور پس از گذشت یک سال از اجرای هدفمندی یارانهها نگریسته شود خواهیم دید مصرفکنندگان با دریافت یارانه نقدی حاصل از جبران افزایش قیمت حاملهای انرژی نهتنها صرفهجویی در مصرف را به طور جدی مورد توجه قرار داده بلکه با تبعات این طرح کنار آمدهاند اما متاسفانه دولت در اجرای سیاست حمایت از تولید و ملزم کردن آنها در تغییر تکنولوژی و بهروز کردن ماشینآلات این بخش به نوعی کوتاهی کرده است که این موضوع آثار مخرب اقتصادی را برای کشور بهدنبال دارد.
* راهکار اصلی نوسازی صنایع و مراکز تولید با ماشینآلات فرسوده و قدیمی کشور که به کاهش میزان مصرف انرژی منجر شود را در چه میبینید و دولت باید در این راستا چه سیاستی را در پیش گیرد؟
** با توجه به استقبال مردم از اجرای قانون هدفمندی یارانه به منظور رعایت عدالت در مصرف منابع و توجه به توسعه کشور، تنها بخشی که اکنون منابع ملی را به شکل سرسامآوری میبلعد بنگاههای تولیدی فرسوده قدیمی است که باید سیستم و ماشینآلات آنها در مسیر نوین تغییر یابد. با این وجود تنها راهکار دولت برای بهروز شدن چنین مراکزی، تشویق تولیدکنندگان به تغییر ماشینآلات آنهاست که این موضوع باید از ابزارهای حمایتی و تشویقی چون کاهش یا حذف مالیاتها و عوارض گمرکی و... از سوی دولت انجام شود.
علاوه بر این بانکها نیز باید با ارائه اعتبار و تسهیلات ارزانقیمت این بخش مهم را همراهی کنند، با این وجود چنانچه یک بنگاه تولیدی خود را با آخرین استانداردهای روز در تولید کالاهای کممصرف یا تجهیز ماشینآلات خود مجهز کند مشمول مزایای خاص و امتیازات دولت میشود. به دیگر سخن در بخش تولید که باید شاهد کلیدیترین تاثیر آن در اجرای هدفمندی باشیم، حذف یارانهها منتهی میشود به اینکه تولیدکننده ماشینآلاتش را که 5 برابر فناوری موجود انرژی مصرف میکند، عوض کند تا مصرف انرژی آنها به یکپنجم برسد.
با این وجود وقتی یک بنگاه میبیند قیمت حاملهای انرژی برایش چند برابر بیشتر تمام میشود چارهای جز تغییر دادن فناوری نمیبیند، بویژه اگر بداند با تغییر فناوری میتواند مقدار مصرفش را به یکپنجم برساند، در نتیجه افزایش چند برابری قیمت به دنبال تعویض فناوری هزینهاش را کم هم میکند، پس تولیدکننده قطعا به چنین موضوعی میاندیشد که خود را مجهز به فناوریهای روز دنیا کند. آنگونه که گفته شد باید به بنگاههای تولیدی اعلام شود مجموعههایی که به سمت کاهش مصرف انرژی بروند و بتوانند حداقل 50درصد از میزان مصرف انرژی خود را بکاهند و ماشینآلات خود را تغییر و بهروز کنند، معافیت مالیاتی میگیرند چرا که استهلاک نزولی بیش از هر چیزی میتواند در این زمینه اثرگذار شود.
در این صورت واحدهای صنعتی برای حضور در بازار و عقب نماندن از رقبای خود انگیزههای زیادی دارند که با سیاستهای تشویقی میتوان به تکنولوژیهای برتر و کممصرف در بخش انرژی حرکت کرد. البته دولت در این راستا هنوز فعال نشده و این ناشی از اشتباه بزرگ تاریخی اقتصاد ایران به شمار میرود که متاسفانه در زمینه سیاستگذاریهای اقتصادی همواره بخشهای اجرایی یعنی خود وزارتخانهها که وظایف اجرایی دارند متاسفانه با تفکر غلط، سیاستهای اقتصادی را انجام میدهند که علم، تخصص و تجربه کافی آن را ندارند.
* بیشتر تاکید شما بر این است که باید ابتدا به تولید توجه میشد، چرا؟
** به هر جهت ما میتوانستیم قبل اینکه قیمتها را اصلاح کنیم، علامتهای خاصی را به تولید بدهیم. البته تا زمانی که قیمتها اصلاح نشود، انگیزه قوی برای تولیدکننده ایجاد نمیشود و چنانچه یارانه را به تولیدکننده ندهیم، در آینده تولید ما به سمت کارآیی خواهد رفت. برای اینکه در زمان اصلاح قیمتها بتوانیم از گروههای فقیر محافظت کنیم، برای همه یارانه نقدی یکسان در نظر گرفتهایم.
به نظر من این روش قطعا بهتر از روشی است که در گذشته بوده است اما میدانیم که برای ایجاد یک نظام رفاهی نیازمند نظام تامین اجتماعی، نظام پرداختها و مالیات مجموع درآمد نیز هستیم. مساله اساسی، مصرفکننده نیست، بلکه تولیدکننده و بخش خصوصی است که به دلیل علائم غلطی که به آنها دادهایم، تولیداتی با هزینه بالا و کیفیت پایین وارد بازار میکنند.
* شیوه پرداخت یارانه به تولید را با اجرای قانون هدفمندی یارانهها چگونه ارزیابی میکنید؟
** بنده به عنوان یک اقتصاددان به هیچ عنوان شرایط فعلی پرداخت یارانه به بخش تولید را قبول ندارم و معتقدم مسیر طراحی شده کاملا اشتباه است. خط اعتباری انرژی با هدف ارتقای بهرهوری و نوسازی واحدهای صنعتی باید پرداخت شود و این امر نکته کلیدی است اما صنعت ایران، صنعت مستهلکی است لذا باید تولید به شکلی باشد که با دستگاهها و تکنولوژیهای قدیمی امکان رقابت فراهم باشد.
بدینجهت شرایط فعلی در پرداخت یارانهها نمیتواند تاثیرهای مورد نیاز خود را بگذارد. تمام سعی ما این است که بتوان بخش تولید را از نظر کیفیت، هزینه و میزان تولید غنی کرد و ارتقا داد اما صنعت فعلی در مقابل قوانین مالیاتی، گمرک، واردات و دیگر موارد تاثیرپذیر است و همین امر سبب شده رشدها با کندی اتفاق بیفتد. به هر حال پرداخت تسهیلات به صورت نقدی، یارانه انرژی یا به شکل سود بانکی راهحلهای غیرمنطقی و نادرست هستند.
دولت مسیر بهتری را میتواند انتخاب کند که در نهایت به تولید کشور کمک کند. به طور کل در زمینه یارانه تولید، دولت موفق نبوده اما درباره یارانه مصرف تمام فعالیتها موفقیتآمیز بوده است. در نتیجه باید گفت باید به رفاه عموم و پوششهای بیمهای توجه داشت.
* فکر میکنید چه موقع هزینههای سربار بر اقتصاد کشور تحمیل شده و برای توانمند شدن بخش تولید چه باید کرد؟
** در واقع اجرای طرح هدفمندکردن یارانهها تحول اقتصادی بزرگ و ارزشمندی بود که شاید هیچ دولتی جرات انجام آن را نداشت. در یک دورانی (مجلس ششم) با تثبیت قیمتها موافقت کرد و این امر در حقیقت بر کشور و ملت ایران تحمیل شد. از همان زمان هزینههای سربار بر اقتصاد وارد شد از این رو با هدفمندکردن یارانهها توانستیم بخشی از لطمههایی که طرح تثبیت قیمتها گذاشت از بین ببریم و این موفقیت بزرگی است که به آن دست یافتیم.
با این وجود اکنون باید هر چه سریعتر سهم بخش تولید را نه بهطور دائم، بلکه برای تغییر فناوری در نظر گرفت تا با این روش تولیدکنندگان بتوانند هزینه تولید و قیمت تمام شده را پایین بیاورند و کیفیت را افزایش دهند. متاسفانه در شرایط فعلی علائم صحیحی در این زمینه مشاهده نمیشود و سیاست کنونی یعنی ارائه یارانه از طریق کاهش نرخ سود بانکی، مطمئنا منتهی به شکست این طرح خواهد شد چرا که این اقدام دقیقا تکرار تجربه شکستخورده دهه60 است؛ در آن زمان انواع نرخهای ارز به بنگاههای اقتصادی ارائه میشد و این بنگاهها برای استفاده از این مزیت به روشهای مختلفی رو میآوردند که نتیجه آن دریافت یکسری مزیت از یک سو و رها شدن طرحهای اقتصادی نیمهتمام از سوی دیگر بود.
از این رو بهنظر میرسد تکرار این تجربه یک اشتباه بسیار بزرگ است. بار دیگر بر این نکته تاکید میکنم که یارانههای بخش تولید به منظور رسیدن به قیمتهایی معقول و منطقی باید هدفمندشده و بر این اساس پرداخت شود که کدام بنگاهها سرمایهگذاری مجدد بیشتری را در جهت کاهش مصرف انرژی و بهبود تکنولوژی خواهند داشت. همانطور که گفته شد این کمکها هم فقط باید از طریق معافیتهای مالیاتی به وسیله نرخ استهلاک نزولی انجام شود که این همان کمکهای بلاعوض مدنظر قانون است.
* انتظار شما از اجرای دقیق هدفمندی یارانهها چیست؟
** آنچه انتظار داشتم این بود که حتی قبل از ارائه یارانه به بخش مصرف، سیاستهای بخش تولید به سمت کارآمدی هدایت میشد تا اجرای این قانون بزرگ بدون دغدغه مسیر نهایی را پی میگرفت. البته اینها همه ناشی از عدم تفاهم در هیات دولت به سمت یک سابقه تاریخی برمیگردد چرا که وزارتخانههای اجرایی هنوز فکر میکنند مطابق اشتباهات گذشته همواره باید آنها تعیین سیاستگذاری کنند، در صورتی که این وزارتخانهها فقط باید وظایف اجرایی حوزه خود را مد نظر قرار داده و از هرگونه دخالت در امور سیاستگذاری بپرهیزند زیرا تجربه نشان میدهد دخالت وزارتخانهها در امور سیاستگذاری همواره ناکارآمد بوده و تاکنون راهی از پیش نبرده است.
به هر حال وزارت امور اقتصادی و دارایی باید اقدامات فنی و تخصصی حاصل از کارگروه ویژه در تمام حوزههای اقتصادی زیرمجموعه خود و دیگر وزارتخانههای همسو را بهکار گیرد و با بهرهگیری از تجربیات و فنون و خاص، نتایج آن را به وزارتخانهها ارائه دهد تا نگذارد خود وزارتخانهها با دخالت مستقیم در امور سیاستگذاریها، اقتصاد کشور را عقب اندازند.
از سوی دیگر کشور ما اکنون نیازمند یک جایگاه برای سیاستگذاری اقتصادی در رأس حکومت است چرا که مطالعه عملکرد کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه نشان میدهد تمام آنها یک تیم کاملا متخصص اقتصادی برای رصد وضعیت کشور خود به کار گرفتهاند. در کشور ما نیز باید میان تخصص اجرایی وزارتخانههای مختلف و سیاستگذاریها تفکیک به وجود آید به این صورت که پیشنهادات اقتصادی باید از سوی کسانی که مطالعه علمی و تجربه کافی دارند صورت گیرد.
* آیا پرداخت یارانه نقدی بر افزایش میزان نقدینگی تاثیرگذار شده است یا نه؟
** اجرای قانون هدفمندی یارانهها اقدام بسیار بزرگى براى اقتصاد و یک باید بود و اقتصاد ایران راهى غیر از اصلاح قیمتهاى نسبى و تغییر روش پرداخت یارانهها نداشت، لذا هدفمندى یارانهها یک انتخاب نبود بلکه یک اجبار براى بهبود شرایط اقتصادى کشور بود. از سوی دیگر در حالت طبیعى هدفمندى یارانهها موجب افزایش نقدینگى نمىشود بلکه کارکرد آن به این صورت است که پول یارانه از عدهاى گرفته و به عدهاى دیگر داده مىشود و بدین ترتیب الگوى مصرف تغییر مىکند وگرنه حجم پول همان است که قبلا بوده است.
به هر حال پرداخت یارانهها به مردم قبلا به شکلى بود که بخش غالب آن به گروههاى ثروتمند جامعه مىرسید که این قطعا روشى غیرعادلانه محسوب میشده و لذا اصلاح آن یک گام به جلو بود. هدف دوم اجرای قانون هدفمندی یارانهها علامت دادن درست به مصرفکنندگان و تولیدکنندگان به معنى اصلاح سبد مصرف و اصلاح سبد نهادههاى تولید است چرا که اقتصاد ما یک اقتصاد ناکارآمد است که علائم غلط را از قیمتها دریافت مىکرد و مىکند و ما نمىتوانستیم و نمىتوانیم به رشد اقتصادى مطلوب برسیم چون تولید با هزینه بالا و کیفیت پایین صورت گرفته و کالاها توانایى رقابت با کالاهاى خارجى را ندارند که این خود عاملى مهم براى وارد نشدن به بازارهاى جهانى است، لذا هدفمندى یارانهها باید بخش تولید را به سوى تغییر تکنولوژى و رفتن به سمت فناورى با حداقل مصرف انرژى و با بهرهورى بالا هدایت کند.
در راستاى این اهداف دولت از طریق برقرارى نرخ استهلاک نزولى، یارانههاى هدفمند شده را به بخش تولید- به شکلى که بخش تولید بتواند با مشارکت دولت در جهت بهبود تکنولوژى و کیفیت تولید سرمایهگذارىهاى خود را انجام دهد- بپردازد. همچنین سیستم بانکى را براى تامین منابع مالى در جهت سرمایهگذارى مجدد عظیم و وسیع بسیج کند.
* فکر میکنید اجرای قانون هدفمندی یارانهها به اهداف خود میرسد؟
** به نظر من آنطوری که بارها گفتهام تا زمانى که برنامههای عملى در راستای تولید مدرن با تکنولوژی نوین انجام نشود و سرعت نگیرد این قانون به هدف اصلى خود نمیرسد چون پرداخت یارانه نقدى یک راهحل کوتاهمدت براى رفاه جامعه در شرایط گذار از یک نظام ناکارآمد حمایتى به یک نظام کارآمد است. در واقع دولت باید خیلى زود از طریق نظام تامین اجتماعى، نظام پرداختها و سیستم مالیاتى مجموع شرایط رفاه جامعه را به مثابه کشورهاى صنعتى بهبود بخشد و در شیوه پرداخت یارانهها به این شکل کنونی تجدیدنظر کند. .
* پیشنهاد شما به دولت درباره بهکارگیری سیاستهایی که منافع ملی را با اجرای قانون هدفمندی یارانهها در برداشته باشد چیست و به مردم چه توصیهای میکنید تا دولت را در اجرای این قانون همراهی کنند؟
** اگرچه کارگروه ویژه طرح تحول اقتصادی تمام سعی خود را بهکار میگیرد تا ساختار اقتصاد کشور در مسیر نوین اصلاح شود اما برخی سیاستها چون مختار بودن برخی وزارتخانهها در تعیین سیاستها، شیوهای نادرست و غیرعلمی است که هیات دولت و وزارت امور اقتصادی و دارایی باید در سریعترین زمان ممکن نسبت به حل این موضوع چارهاندیشی کند چرا که وزارتخانههایی نظیر وزارت صنعت معدن و تجارت کشاورزی و... باید فقط اطلاعات لازم را برای تغییر شیوه کار یا ایجاد راهکارهای خاص و نوین فراهم کرده و به کارگروه طرح تحول تحویل دهند نه اینکه خود مستقیما در بهکارگیری راهکارها با ایده خود وارد عمل شوند.
علاوه بر این دولت باید با تامین نیاز مالی مراکز تولیدی برای نوسازی این بخش مهم اقتصادی فکری اصولی کند و نگذارد کالاهای بیکیفیتی که زاییده تکنولوژی قدیمی است به مردم عرضه شود. از سوی دیگر چون بخش مصرف مردم در جریان هدفمندی یارانهها به خوبی اجرا شد و اکنون فرهنگ صرفهجویی در مردم ایجاد شده است، دولت باید برای حمایت از مردم از پوشش نظام تامین اجتماعی، نظام پرداختها و نظام مالیات استفاده کند. توصیه میشود افراد ثروتمند جامعه داوطلبانه از گرفتن یارانه صرفنظر کنند تا با این شیوه سهمی که برای فقرا باقی میماند بیشتر شود.