دکتر علیاصغر خانی / کارشناس ارشد مسائل خاورمیانه
خاورمیانه به عنوان منطقهای ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک همیشه آبستن حوادثی مهم بوده است. حوادثی که در بسیاری از مقاطع نه به واسطه کشورهای این ناحیه که با دخالت بازیگران خارجی رخ داده است. شدت اعمال نفوذ بازیگران خارجی در این منطقه به حدی بوده است که دخالتهای خارجی به یکی از مختصات لاینفک خاورمیانه بدل شده است. در این میان کشورهای خارجی با استفاده از تکنیکهای مختلفی در منطقه اعمال نفوذ کرده و سیاستهای خود را اجرایی میکنند. برخی از این دخالتها به صورت مستقیم و برخی به صورت غیرمستقیم انجام میشود.
از سال 2003 که حمله ایالات متحده به اشغال عراق انجامید، آمریکا مستقیما در منطقه حضور داشت و سیاستهای خود را به صورت مستقیم به دولت عراق ابلاغ میکرد اما اکنون با خروج آمریکا از عراق تاکتیک این کشور هم متفاوت شده است. در واقع به نظر میرسد ایالات متحده با در پیش گرفتن سیاست تخریبی غیرمستقیم تلاش دارد به اهداف خود در منطقه نائل شود.
انفجارهای اخیر عراق ـ پنجشنبه گذشته و دیروز ـ که دهها کشته و مجروح بر جای گذاشت و همچنین حمله به سازمان امنیت ملی سوریه نمودی از این سیاست تخریبی غیرمستقیم محسوب میشود. در واقع به نظر میرسد ایالات متحده بار دیگر به متحدان سنتی خود در منطقه متوسل شده و این متحدان تلاش دارند سیاست ایالات متحده را به نیابت از این کشور به اجرا گذارند و جنگی نیابتی را علیه مخالفان آمریکا در منطقه کلید بزنند.
بهنظر میرسد آمریکا که در طول 9 سال حضور در عراق نتوانسته به اهدافش برسد، وقتی نتوانست دولت بغداد را از طرق دیپلماتیک به دست متحدان سکولار و لائیک خود بسپارد و شیعیان در عرصه سیاستورزی عراق، متحدان آمریکا را شکست دادند، اکنون میخواهد با اقدامات تروریستی دولت این کشور را ناکارآمد نشان داده و اختلافات داخلی را بین گروهها، احزاب و قومیتهای عراق تشدید کرده و زمینه اضمحلال دولت شیعی مالکی را فراهم کند.
بعثیهای به جا مانده از دوران صدام این جنگ نیابتی را برای آمریکا انجام میدهند؛ بعثیهایی که با طارق الهاشمی و صالح المطلک و حزب العراقیه رابطهای نزدیک دارند و اکنون با بالا گرفتن تنش میان این افراد و احزاب با دولت مالکی، از انگیزهای دوچندان برای ضربه زدن و به چالش کشیدن دولت عراق برخوردارند. به واقع استراتژی ایالات متحده درباره دولت عراق یک استراتژی دوشاخه است.
به این معنی که آمریکا از یک طرف تلاش دارد در عرصه سیاسی و با اقداماتی نظیر وادار کردن اعضای العراقیه به استعفا در فضای سیاسی عراق بحرانزایی کرده و از طرف دیگر میکوشد با توسل به بعثیها در عرصه امنیتی عراق خلل ایجاد کند. در سوریه هم ایالات متحده چنین سیاستی را به کار گرفته است.
در سوریه آمریکا که میبیند با استفاده از حربههای جنگ نرم و تکنیکهای انقلاب مخملین و حتی مسلح کردن مخالفان نتوانسته دولت این کشور را سرنگون کند، در تلاش است با استفاده از حملات تروریستی به اهداف خود دست یابد و شرایط را برای سقوط و براندازی دولت اسد مهیا کند. به واقع آمریکا به این نتیجه رسیده است که با این دست حملات میتواند ساختار امنیتی و نظامی دولت بشار اسد را تضعیف کند و بستر را برای سقوط او با استفاده از مزدوران داخلی کاخسفید فراهم آورد.
تنها تفاوتی که میان سوریه و عراق وجود دارد در گروهی است که عهدهدار جنگ نیابتی به نفع ایالات متحده شدهاند. چنان که گفته شد در عراق این جنگ را بعثیها بر عهده گرفتهاند اما در سوریه این مسؤولیت به گروههای تروریستی سپرده شده که از قدیمالایام با سازمان سیا در ارتباط بوده و حتی به وسیله این سازمان ایجاد شدهاند. با این حال به نظر نمیرسد این حربهها در سوریه و عراق کارساز بیفتد.
در سوریه دولت بشار اسد بویژه در شهرهای بزرگ نظیر دمشق و حلب حمایت تودههای عظیم مردم را پشت خود میبیند و میتواند به مدد حمایت مردمی این بحرانها را به سلامت پشت سر بگذارد و دولت شیعی مالکی هم به حمایت مراجع بزرگ شیعیان و مردم دلگرم است. حامیانی که اجازه به بار نشستن توطئههای ایالات متحده را{نخواهند داد.