آمریکا به وضوح دریافته که اعتقاد جهانی به او در حال ضعیف شدن است و از این رو در پی ایجاد اصلاحات ساختاری در دیپلماسی عمومی خویش است تا بتواند این اعتماد از دست رفته را بازسازی و احیا کند.
موسسه بروکینگز طی گزارشی تحت عنوان «صداهای آمریکا؛ دیپلماسی عمومی آمریکا برای قرن 21» به بررسی دیپلماسی عمومی آمریکا پرداخته است.
این گزارش که نتیجه همفکری بیش از 300 تن از نخبگان سیاسی آمریکا است از اهمیت بالایی برخوردار است.
توصیههایی برای اصلاح
1- نمادپردازی
رئیسجمهور جدید باید اقداماتی را انجام دهد که مواردی از این اقدامات میتواند به شرح زیر باشد: اول آنکه رئیسجمهور باید باید گامهای نمادینی برای نشان دادن آنکه آمریکا به اصول خود وفادار است بردارد. به عنوان مثال او باید تاریخ مشخصی را برای بستن زندان گوانتانامو اعلام کند و در این مراسم عمومی، حکم اجرایی آن را امضا کند.
دوم آن که، او میتواند به خاورمیانه سفر کند و در اجتماعی از جوانان آنجا به جای صحبت مستقیم از سیاست، از امیدهای آنها بپرسد و از امیدهای آمریکا برای آنها بگوید. او باید در مورد تواناییها و ناتوانیهای آمریکا و آنچه خود آنان باید بالاخره برای خود انجام دهند صادق باشد.
سوم آنکه او باید دست به اقدامات نمادینی بزند که منعکسکنندهی آن چیزی است که آمریکا مظهر آن است و همچنین بازتابی از امید ما برای آیندهای بهتر نه فقط برای ما بلکه برای همه باشد.
2- استراتژی
دولت آمریکا برای موفقیت، به یک استراتژی جامع برای دیپلماسی عمومی و روابط استراتژیکش نیاز دارد. این استراتژی باید شامل تمام اهداف و مقاصد، و اقدامات و معیارها و برنامههای مورد نیاز برای تحقق این اهداف و مقاصد باشد. همچنین این استراتژی باید به طور دقیق با استراتژی امنیت ملی همسو باشد و باید مواجهه با تروریسم و ایدئولوژیهای افراطیای که شبکههای تروریستی را تغذیه و حمایت میکنند را نیز در بر بگیرد اما خود را به آن محدود نکند.
برای تحقق چنین استراتژیای، رهبران باسابقه دولت باید قادر باشند که منافع متعدد ملت را تشخیص داده و از جمله افکار عمومی خارجی و تبعات آن را برآورد کرده و براساس آن دست به انتخاب بزنند. مطالبات سیاست خارجی آمریکا پیچیده است و هیچ نفعی، حتی امنیت، نباید سایر منافع را تحتالشعاع قرار دهد. ایالات متحده باید دارای مرزهایی باشد که نسبت به ورود دیگران هم باز و هم بسته باشد؛ کنترل صادراتی که دستیابی به تکنولوژی را هم ممکن و هم ناممکن میکند؛ سفارتخانههایی که هم پیشگام مذاکرات هستند و هم حافظ منافع؛ و سیاست خارجیای که هم اهداف آمریکا را دنبال میکند و هم منافع مشروع دیگران را در پی دارد. پرداختن به این مطالبات مستلزم ساختارهایی است که بتوانند از پس این پیچیدگی برآیند و خطرات ناشی از آن را مدیریت کنند.
دولت آمریکا، علاوه بر مدنظر قرار دادن افکار عمومی خارجیها در سیاستگذاریهای خود، باید چگونگی استفادهی استراتژیک از رابطه و دیپلماسی عمومی برای تحقق سیاست خویش را مدنظر قرار دهد. ما باید بتوانیم که برای آینده برنامهریزی کنیم، منازعهی عمومی و نیز دیپلماسی عمومی را شکل دهیم و زمینهی موفقیت آینده را فراهم کنیم. دیپلماسی عمومی را نباید چیزی پنداشت که تنها بعد از گرفتن تصمیمات عمل میشود.
برای پیشبرد این اهداف، رئیسجمهور باید:
یک برنامه درباره رابطهی استراتژیک و دیپلماسی عمومی که هر سال به روز میشود اتخاذ کند تا نشان دهد که دیپلماسی عمومی را چگونه میتواند در خدمت حمایت از استراتژی امنیت ملی به کار گرفت.
بازنگری جامعی از آنچه هر نهاد در حیطهی دیپلماسی عمومی و رابطه استراتژیک انجام میدهد، داشته باشد و رهنمودهای شفافی برای نقش هر نهاد ارائه دهد.
هر نهاد را ملزم کند که برنامهای برای تحقق این استراتژی را تدوین کند.
3 – رهبری
رئیسجمهور باید برای مسئولان ارشد الگو باشد و بداند که بیانات دارای مصرف داخلی او، در تمام جهان منعکس میشود.
رئیسجمهور باید معاون وزیر امور خارجه در امور عمومی و دیپلماسی عمومی را مسئول رهبری تلاشهای دولت آمریکا در دیپلماسی عمومی و رابطهی استراتژیک بینالمللی اعلام کند و او را شخصا پاسخگوی طرح و اجرای یک استراتژی در سطح دولت بداند. او باید طی حکمی رسمی و عمومی، معاون وزیر امور خارجه در امور دیپلماسی عمومی را به نیابت از خویش و وزیر امور خارجه، مسئول راهبری تلاشهای دولت آمریکا در زمینه ارتباط استراتژیک و دیپلماسی عمومی اعلام کند.
معاون وزیر جدید براساس تواناییاش در رهبری این ماموریت بین نهادی و هدایت مولفههای پیچیده و چندوجهیاش انتخاب شود. این فرد باید در قبال موفقیت در این مأموریت پاسخگو باشد.
معاون وزیر امور خارجه در دیپلماسی عمومی و امور عمومی باید مسئول تشکیل جلسات منظم کمیته هماهنگکننده سیاستها (پیسیسی) درباره دیپلماسی عمومی و رابطهی استراتژیک باشد. این انجمن باید اطمینان حاصل کند که منابع، برنامهها و فعالیتها به نحوی موثر و غیرمنفعلانه هماهنگ شدهاند و از اهداف سیاست خارجی دولت حمایت میکنند و این که تمام وزارتخانهها و نهادها به رابطهی استراتژیک و دیپلماسی عمومی بها میدهند. معاون وزیر امور خارجه به منظور رهبری موثر باید در جریان تمام فعالیتهای مخفیانه و علنی مربوط به رابطهی استراتژیک و دیپلماسی عمومی در تمام نهادها قرار داشته باشد و به سیاستهای کلان، حق تصرف در بودجه و نیروی انسانی وزارت امور خارجه و همچنین منابع دیگری که در پی میآید دسترسی داشته باشد.
افکار عمومی خارجیها و تبعات آن باید از ابتداییترین مراحل سیاست خارجی آمریکا مدنظر قرار گیرد. این درست است که سیاست آمریکا صرف نظر از آن که دیگران چه فکر میکنند باید در خدمت منافع ملی آمریکا باشد با این حال افکار عمومی خارجیها بر هزینهها و منافع، شکست یا موفقیت سیاست خارجی تاثیرگذار است. تحلیل تبعات انتخابهای سیاسی پیش از انجام آنها، تدبیر خوبی است.
گروهی معتقدند که باید یک منصب سطح بالاتر سطح در کاخ سفید وجود داشته باشد که اهمیت دیپلماسی عمومی و رابطهی استراتژیک در سیاستگذاری خارجی را ضمانت کند. این توصیهها اگرچه با توجه به اهمیت دیپلماسی عمومی و نادیده انگاشتن آن به عنوان یک ابزار سیاسی در گذشته قابل درک است اما ایجاد چنین منصبی پیامدهای خاص خود را به دنبال خواهد داشت. این منصب مسئولیت و پاسخگویی را از وزارت امور خارجه سلب میکند، رویهی قدرت را در شورای امنیت ملی و دولت آمریکا به طور کلی پیچیده میکند، رقابت بالقوه و لایهای از بوروکراسی را ایجاد میکند. راهحلی که در اینجا ارائه میشود نیز کامل نیست اما نواقص آن را میتوان با انتصابهای مناسب، دستورات شفاف از مقامات بالا، و رئیسجمهور و وزرایی که اهمیت کافی به دیپلماسی عمومی و رابطهی استراتژیک میدهند، مدیریت نمود.
4- سازمان
دولت ما هنوز خود را کاملا با تغییرات سازمانی جدید وفق نداده است؛ تغییراتی نظیر جذب آژانس اطلاعات در وزارت امور خارجه و تعریف پست معاونت وزیر امور خارجه در دیپلماسی عمومی و امور عمومی، ایجاد اداره حمایت از دیپلماسی عمومی در وزارت دفاع، تلفیق وزارت امور خارجه و آژانس توسعه بینالمللی آمریکا، ایجاد وزارت امنیت داخلی، و ایجاد یک مرکز ضدتروریسم ملی و اداره اطلاعات ملی جدید. با توجه به مطالبات فوری اخیر و بسیاری از اصلاحات سازمانی دیگر که در جریان است، دولت جدید باید به جای آنکه تمرکز خود را متوجه احداث سازمانهای جدید کند از سازمانهای موجود نهایت استفاده را ببرد.
از جمله ضروریترین تغییراتی که در دولت جدید باید صورت گیرد آن است که از همکاری بین نهادی مستحکمتر اطمینان حاصل کند، توانایی وزارت امور خارجه را برای انجام ماموریتش به نحو اساسی افزایش دهد و اطمینان حاصل کند که دیپلماسی عمومی اهمیت لازم را در همه سطوح و همه بخشهای طراحی و اجرای سیاست خارجی دریافت میدارد. مصاحبهها و پژوهشهای انجام شده برای این مطالعه بارها و بارها حاکی از کمبود منابع در دیپلماسی عمومی به خصوص در وزارت امور خارجه بوده است. این کمبود دور باطلی را ایجاد میکرد.
این وزارت، منابع کافی برای انجام وظایفی را که از آن انتظار میرود ندارد. این عدم انجام وظیفه باعث میشود که کنگره از عملکرد این وزاتخانه ناراضی شود و منابع بیشتر را به نهادهای دیگری اختصاص دهد که برای انجام این ماموریت مجهز شدهاند از جمله وزارت دفاع. اما وزارت دفاع همیشه نمیتواند معرف خوبی برای آمریکا در بسیاری از قسمتهای جهان به ویژه قسمتهایی که از قدرت آمریکا احساس تهدید میکنند، باشد.
شورای امنیت ملی باید صاحب منصبی را در سطح معاون مشاور امنیت ملی برای هماهنگی تلاشهای دولت در زمینه دیپلماسی عمومی و رابطهی استراتژیک اختصاص دهد. این فرد باید به عنوان نایب رئیس کمیته هماهنگکننده سیاستهای مربوط به رابطهی استراتژیک در شورای امنیت ملی به کار خویش ادامه دهد و حداقل ماهی یک بار برای کمیته جلسه برگزار کند. همچنین او باید اطمینان حاصل کند که دیپلماسی عمومی و رابطهی استراتژیک در فرآیند سیاستگذاری خارجی و مسایل عمومی لحاظ میشود.
دولت جدید باید از ایدهی تشکیل مرکز ارتباط استراتژیک جهانی که در واقع همان مرکز ارتباطی ضدتروریسم با نامی دیگر و اهدافی دیگر است استقبال کند. این مرکز جدیدالتاسیس که باید گزارشهای خود را به معاون وزیر امور خارجه در دیپلماسی عمومی و امور عمومی ارائه نماید به منظور مدیریت کمیته هماهنگکننده سیاسی طراحی شده و کارکنان آن نیز از نهادهای مربوط منصوب میشوند. مرکز ارتباط استراتژیک جهانی باید فعالیتهای اعضای کمیته هماهنگکننده سیاسی را تسهیل کرده و در کل از این کمیته حمایت کند. علاوه بر این، دولت آمریکا نیازمند شبکهای است که کنشگران مربوطه نهادها را در سراسر سطوح در واشنگتن و خارج از کشور به یکدیگر وصل کند.
وزارت امور خارجه باید ادارات مرکزی بین نهادی را نیز در هر منطقه ایجاد کند و فردی را در سطح سفیر به هماهنگی این ادارات بگمارد که گزارش خود را به معاون وزیر امور خارجه در دیپلماسی عمومی و امور عمومی ارائه نماید. این مراکز منطقهای، مامنی برای مراکز روابط رسانههای موجود اما نه چندان قوی، و پیوندی برای هماهنگی فعالیتهای بین نهادی مربوط، و همچنین تماس مستقیم و مرتب برای فرماندهان جنگ فراهم میکند. این مراکز باید برای ترویج روابط بلندمدت دارای کارکنان متعهدی باشند تا تعاملات فرهنگی و آموزشی را مدیریت کنند، و جایی برای مسئولان منطقهای موجود در وزارت امور خارجه که توجه خویش را معطوف محیطزیست، علم، تکنولوژی و بهداشت کردهاند، باشند. در نهایت این مراکز باید منابع و کارکنان لازم را برای فهم و تحلیل افکار عمومی در هر منطقه در اختیار داشته باشند. همچنین باید افکار عمومی را بسنجند، گروهها را زیر نظر بگیرند و سایر فعالیتهای لازم را انجام دهند تا تلاشهای ارتباط استراتژیک و دیپلماسی عمومی بین نهادی دولت را به اطلاعات مجهز کنند.
وزارت امور خارجه باید برای دیپلماسی عمومی در هر اداره منطقهای وزارت، یک کمک معاون تمام وقت منصوب کند. همچنین ادارههایی را به اقیانوسها، محیطزیست، علم، دموکراسی، حقوق بشر و اشتغال، اقتصاد، انرژی و امور تجاری و ادارههایی را نیز به امور متقضی تا جایی که منابع اجازاه میدهد، اختصاص دهد.
سفارتخانهها باید مسئولان بیشتری را در زمینه خدمات خارجی جذب کنند و آنها را در دیپلماسی عمومی به کار گیرند. باید مسئولان جداگانهای برای ایجاد روابط بلندمدت از یک طرف و همچنین نظارت بیشتر بر کارهای کوتاهمدت سفیران در امور عمومی وجود داشته باشد. اگرچه مسئلهی دوم مهم است اما نباید باعث غفلت از مسئلهی اول شود.
این توصیه بیانگر درخواست وزیر امور خارجه از کنگره برای جذب هزار و صد مسئول جدید خدمات و همچنین تقاضای آکادمی دیپلماسی آمریکا و مرکز استیمسون برای افزایش کارکنان دیپلماسی عمومی تا سقف 800 متخصص آمریکایی و از بومیان منطقه تا سال 2014 است.
وزارت امور خارجه، وزارت دفاع و سایر نهادهای ذیربط باید برنامهای بین نهادی را برای ورود یکی دو ساله کارشناسان بیرونی به درون بدنهی دولت تدوین کنند. این برنامه که نمونه آن را میتوان در انجمنهای آمریکایی پیشرفت علوم، انجمن امور بینالمللی و روابط خارجی، انجمن علمی جفرسون مشاهده کرد، برای دیپلماسی عمومی، چشماندازهای جدید و تخصص بیشتر به همراه خواهد داشت.
دولت آمریکا باید دست به اصلاحاتی زند که به چابکی بیشتر او منجر شود. تشریفات اداری بسیار زیاد است، روالهای اداری بسیار کند است و هرگونه ابتکار علمی، بینتیجه است.
همه نهادها باید دارای فرآیندهای شفافتر و کارآمدتر برای شرکت در مشارکتهای خصوصی ـ عمومی، گفتگو با رسانهها، دعوت از کارشناسان بیرونی و تسهیم اطلاعات باشند. مقررات پیچیده و غیرشفاف به احتیاط غیرضروری و از دست رفتن فرصتها میانجامد.
وزارت امور خارجه باید به نحو کاراتری کارشناس را آموزش دهد و فرصتهای بیشتری برای رشد حرفهای در اختیار آنها قرار دهد. کارکنان وزارت امور خارجه در مقایسه با کارکنان وزارت دفاع آموزش بسیار کمتری دریافت میکنند. در حالی که وزارت دفاع سهم 10 درصدی از بودجه دارد و اندوخته کافی برای اعزام کارکنان خود به خارج از کشور به منظور آموزش را دارد، وزارت امور خارجه از کمبود 2400 نفری خدمه رنج میبرد.
جذب جوانان مسلمان توسط صندوق نوآوری دیپلماسی عمومی آمریکا
معاون دیپلماسی عمومی آمریکا طی سخنانی از جذب جوانان مسلمان خاورمیانه توسط صندوق نوآوری دیپلماسی عمومی آمریکا خبر داد.
«جودیت مکهیل» معاون دیپلماسی عمومی وزیر امور خارجه آمریکا که در هفت اکتبر 2010 در کنفرانس «فرانسز مکنالتی لوگان لویس» در ایالت ویرجینیای آمریکا سخن میگفت، از برخی برنامههای صندوق نوآوری دیپلماسی عمومی آمریکا نیز خبر داد.
وی تأکید کرد: آمریکا برای اجرای پرتحرک به سمت دیپلماسی عمومی، یک سری برنامهها و ابتکارهای نو و جدید را نیز برعهده دارد.
مکهیل در این سخنرانی یادآور شد: «صندوق نوآوری دیپلماسی عمومی» آمریکا نیز از تعدادی از پروژهها که روی افزایش روابط با جوانان متمرکز شده است، حمایت کرده است. این مقام آمریکایی تاکید کرد: صندوق نوآوری دیپلماسی عمومی آمریکا در برنامهای حساب شده توانست دانشآموزان دبیرستانی لیبی را به اردوگاه فضایی ایالات متحده و مرکز راکتی «هانت اسویل» در آلباما بیاورد و آموزش دهد، برنامهای که جوانان علاقمند به علم و فناوری با یکدیگر مرتبط شوند و با متخصصان صنعت، فرصتهای آموزشی و علمی و فارغالتحصیلان برنامههای دولت آمریکا نیز آشنا شوند.
معاون دیپلماسی عمومی وزارت خارجه آمریکا در ادامه سخنان خود همچنین تاکید کرد که سفارتخانههای آمریکا در جهان موظف هستند به روابط با رهبران جوامع مدنی ادامه دهند.
وی یادآور شد: سفارتخانههای آمریکایی در رویدادهای بعدی نیز با جوانان دیگر رابطه برقرار میکنند، همچنین با نمایندههایی که از اجلاسهای آمریکایی به کشورشان برمیگردند، حمایت میکنند تا از امکاناتی همچون اینترنت، رادیو و تلویزیون استفاده کنند تا با جوامع مربوط به خودشان ارتباط برقرار کنند.
بعد از روی کار آمدن اولین رئیسجمهور سیاهپوست در آمریکا، دستگاه دیپلماسی این کشور سعی کرد تا با طراحی برنامههایی برای ملاقات با رهبران جوامع مدنی بویژه رهبران گروهها و قشرهای مختلف آفریقایی از چهره خشن دولت آمریکا که بر اثر جنگافروزیهای جورج بوش ایجاد شده بود بکاهد، در این مسیر حتی در برخی مواقع از باراک اوباما رئیسجمهور این کشور نیز استفاده میشود.