بسماللهالرحمنالرحیم
پس از گذشت بیش از یک سال از فاجعه جنایتبار حمله به کوی دانشگاه، در هفته جاری خرمآباد شاهد تکرار همان جنایت از سوی لباس شخصیها با حمایت برخی نهادهای رسمی به دانشجویان بود. دانشجویان اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت) در این هفته، در دانشگاه لرستان گردهم جمع آمده بودند تا با برگزاری نشست سالانۀ خود مسائل کشور، جنبش اصلاحطلبی و جنبش دانشجویی را در فضایی امن و آرام مورد بحث و بررسی قرار دهند اما متاسفانه از نخستین روز نشست گروههایی که با لباس شخصی اما مسلح سرد و گرم با مجهز به تدارکات لازم و تحت هدایت برخی نهادهایی که قانوناً حق مداخله در منازعات سیاسی و حزبی را ندارند چه رسد به تدارک و راهاندازی حرکتهای آشوبطلبانه، به آنان حملهور شده و فجایعی آفریدند که پس از فاجعه کوی دانشگاه در یک سال گذشته نظیر و مانندی نداشته است. دانشجویان با موقعیت و مسئولیتشناسی و درک اهداف استراتژی نیروی افراطی ضداصلاحطلبی در روزهای نخست با خویشتنداری، مدارا و حتی تغییراتی در برنامههای اعلام شده نشست از قبیل لغو برنامه سخنرانی آقایان دکتر سروش، دکتر کدیور و دکتر آقاجری که بهانههای اولیه جنجالآفرینی آشوبطلبان مهاجم بود کوشیدند نشست خود را با آرامش برگزار کنند اما متاسفانه عقبنشینیهای خردورزانه و مظلومانه دانشجویان نه تنها از دامنه تحریکات و تهاجمات کم نکرد بلکه چماقداران و حامیان آنان را جریتر کرد به طوری که حتی پس از تمکین دانشجویان به تصمیم استانداری مبنی بر خاتمه نشست و در هنگام بازگشت دانشجویان به تهران و شهرهای خود مورد مهاجمان مسلح کمین کرده در جادهها قرار گرفته و تعدادی از آنان به طرز فجیعی مورد ضرب و شتم و جراحت واقع شدند. میلیشای غیرقانونی و غیررسمی و لباس شخصیهای خشونتطلب و مهاجم علاوه بر حرمتشکنی و جنایت علیه دانشجو و دانشگاه، برخلاف ادعاهای طرفداری از نظام و ولایت فقیه حتی به دستورها و درخواستهای مقامات رسمی استانداری و نیروی انتظامی نیز وقعی نگذاشته و مقدمات فرو رفتن چند روزه شهر خرمآباد را در بینظمی، ناامنی و آشوب فراهم آوردند. در این میان امام جمعه و نماینده ولیفقیه، که باید بیش از هر شخص و مقام دیگری دلمشغول نظم و امنیت شهر و حافظ اقتدار جمهوری اسلامی و مظهر وحدت و وفاق عمومی باشد، تحت تاثیر القائات و تحریکات محرکان آشوب قرار گرفته و با اظهارات ناموجه خود به دانشجویان و روشنفکران دینی، فضای عمومی شهر را آلودهتر کرد و مهاجمان را در عمل غیرقانونی و ضددینی و اخلاقیشان بیپرواتر نمود. هر چند که مردم آگاه و ستمستیز مسلمان خرمآباد با برگزاری راهپیمایی در حمایت از فرزندان مظلوم و دانشجوی خود نشان دادند که شاخکهای فرعی مافیای قدرت در شهرستانها نیز هیچگونه پایگاه واقعاً مردمی ندارند اما تبلیغات روزنامههای دسته راستی و محافظهکار و تاسفبار از آنها تبلیغات صدا و سیمای جمهوری اسلامی، با تحریف و وارونگی واقعیت کوشیدند تا اینچنین وانمود سازند که گویا این مردم خرمآباد – و نه لباس شخصیهای خشونتطلب سازمان یافته و نیروهای مخصوص لباس شخصی – بودهاند که به سرکوب دانشجویان پرداختهاند. اگر این ادعا پذیرفته شود، باید برآیندۀ نظام جمهوری اسلامی و کشور بر خود لرزید. در نظام و جامعهای که دانشجویان به دست میلیشای غیرقانونی و غیررسمی با چماق و زنجیر و قمه و اسلحه سرکوب شوند و یک نشست دانشجویی با حمله و هجوم افسارگسیخته اینچنین درهم شکسته گردد باید به حال و روز خود بگرییم. رسانههایی که در هفته جاری سعی در القاء سرکوب دانشجویان بدست مردم داشتهاند، کافی است لحظهای در تصور آورند که افکار عمومی چنان دروغی را باور کند. در آن صورت آیا جز این داوری خواهند کرد که در جمهوری اسلامی و در میان ملت ایران دانشگاه و دانشجو، عقل و علم، مکالمه و مباحثه قربانی حرکتهای کور و افسار گسیخته تودهای و یا در بهترین حالت بسیج دولتی مردم است. اما خوشبختانه در طول سه سال اخیر، هم ملت ایران و هم افکار جهانی دریافته است که در ایران کنونی چه محفلها و کانونهایی است که هجوم و سرکوب علیه دانشگاه، دانشجویان و روشنفکران را سازماندهی و هدایت میکند. اینان با تکرار اینگونه هجومها بیش از پیش ماهیت خود را بر معدود قشرهای مردد و متوهم برملا میکنند و بر انزوا و طرد اجتماعی خویش میافزایند. این همه اما از مسئولیتهای نظام و نهادهای اطلاعاتی – امنیتی، انتظامی و قضایی چیزی نمیکاهد. اگر پروندۀ جنایت حمله به دانشجویان کوی تاکنون به نهایت منطقی و واقعی خود رسیده بود و نیمه تاریک و اصلی آن خیانت، یعنی همان لباس شخصیها، روشن و به جامعه معرفی شده بود و طراحان، آمران و عاملان اصلی آن در دادگاهی مستقل و عادل به مجازات قانونی رسیده بودند شاید ما امروز شاهد تکرار فاجعه در خرمآباد نبودیم. پایبندی دانشجویان به استراتژی آرامش فعال و پیشه کردن متانت و بردباری در این فاجعه قابل تقدیر و ستایش است و نشان میدهد که دانشجویان به خوبی دست باند ضداصلاحات را در تعقیب خط تنش و درگیری خواندهاند. آنان میکوشند تا با تداوم و تشدید اینگونه وحشیگریها کاسه صبر دانشجویان را لبریز و آنها را وادار به واکنش و عمل مقابله به مثل کنند و تا در آن وضعیت بتوانند با عملیات نظامیگرانه، به پندار باطل خود اصلاحات را براندازند و بر جنبش دوم خرداد نقطه پایان گذارند. ما به همه مسئولان نظام مشفقانه و دلسوزانه هشدار میدهیم که سهلانگاری در ریشهیابی و ریشهکنی غده سرطانی خشونت و لمپنیسم، بازگذاشتن دست نیروی برانداز داخلی یا خارجی در تعقیب خطمشی و اهدافش است. پرونده فاجعه خرمآباد را در کنار جنایت حمله به کوی دانشگاه بگشایید و با دستگیری و مجازات طراحان، فرماندهان و عناصر اصلی آن، چشم فتنه را درآورید.