تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۸  ، 
کد خبر : ۲۳۴۹۰۷

راهی به رهایی برای آقای مشایی


از همان روز اول که قرار شد بنده و این قلم الکن، در کنار پنجره پرسه‎ای بزنیم، حرف و حدیثم این بود که هرچه از سابقه سیاسی و تحلیل‎های اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد بنده به یاد دوستان می‎آید را کنار بگذاریم و این ستون با تمرکز خود بر جنبه‎های اخلاقی و ارزشی در حوزه فرهنگ و اجتماع، گفتمانی وظیفه‎مدار بر سبیل معترضه‎های دلسوخته‎ای از سرسپردگان ولایت امیر مؤمنان(ع) که هم ترازوی عدل و عقل است و هم کمک اخلاق و ارزش و هم شاه‎بیت غزل دلسوزی و دلسوختگی بیابد و عرض تعظیمی رندانه باشد به پیشگاه اندیشگاه آن حضرت، اما مشی در طریقتی که شریعه‎هایش بر سر بلافصل سیاست و حکومت و اجتماع و انسان است، ناگزیر، هرازگاهی گذری و گریزی در حیطه‎های ناخوانده و ناخواسته داشته و دارد که اتفاقات ایام جاری از آن جمله‎اند... .
این ایام که می‎گذرد را الحق و الانصاف باید به‎نام دولت دهم و مخالفان و موافقان و حواشی بی‎نظیر آن نام‎گذاری و ثبت و ضبط کرد و تمام ماجراهای هزارویک‎شب‎گونه‎اش را در سطوری ویژه از تاریخ، به آیندگان واگذاشت تا در قضاوت وجدانی، عبرتی باشد برای اهل نظر.
اما آن‎چه در ادامه می‎آید حتی از این‎رو نیز نیست، چراکه تقدیر زیستگاه ما را در این نقطه از نمودار ازلی و ابدی تاریخ تدبیر نموده است و تو خود برای خود عبرت از حال در حال نمی‎شوی، چنان‎که نسبت رستم و سهراب با افسوس و اندوه و شرم و پشیمانی بیش از عبرت و معرفت و این دو متناسب مایند که نبودیم و می‎خوانیم... .
در دوران انتخابات هشتم ریاست‎جمهوری اسلامی ایران که مصادف با سال هشتاد بود، دکتر احمد توکلی به‎عنوان چهره‎ای اصول‎گرا، علی‎رغم تمام هیمنه و قدرت و نفوذ و تبلیغات که اصلاح‎طلبان را به رقیبی شکست‎ناپذیر تبدیل کرده و توهم «راه بی‎بازگشت» را به اردوگاه جناح چپ سیاسی ایران آورده بود، درخشید و با آن که نتوانست به پیروزی دست یابد، راستی‎ها را از اغمای دو شکست کمرشکن 76 و 78 بیرون کشید و مسیری را آغاز کرد که با بیرون آمدن عده‎ای از خواب زمستانی و سپس انتخابات شورای شهر دوم تهران، به زنجیره بازگشت راست و افول چپ تبدیل شد.
آن روزها دوست بزرگواری که سن و سالش و تجربه‎اش از ما بیشتر بود با سرور به استقبال این درخشش بدون پیروزی رفته و استدلال می‎کرد؛ اصول‎گرایی یک اندیشه مرجع است که باید حضور داشته باشد تا دیگران تنشان به محل آن مالیده شود و از ترس عریانی خود را اصلاح کنند و همیشه تصویری از آرمان‎شهر و سایه‎ای از آرمان‎مرد را بالای سر خودشان و مایه راستی کژی‎هایشان ببینند، اما اگر خودش در قالب یک جناح بگنجد، محدود و محدود می‎شود. عمل‎زده که شد، خطا که کرد حرمت منتقد بودنش می‎شکند و... .
و ما که سر پرشور داشتیم، دوان دوان به‎سوی اوتوپیای خود، شتابان، تنها همین‎قدر شنیدیم و به‎سرعت گذشتیم.
سال 84 اما با 76 و 78 و 80 فرق داشت، کسی بر کرسی ریاست‎جمهوری اسلامی تکیه زد که در سخنان قبل و بعد از انتخابات ادعای عملی کردن تمام شعارهای آرمان‎گرایانه احمد توکلی و اصول‎گرایان قبل و بعد از او و به‎زعمی ادعای محقق شدن آرمان‎های انقلاب از اول تاکنون تنها در دولت خود را داشت و این‎گونه بود که تمام چشم‎ها به گوی و میدان دوخته شد.
بازی دیگر بر سر موفقیت یا شکست یک قوه مجریه دوره‎ای در تحقق شعارها و وعده‎هایش نبود، ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار بودند تا ناموس سیاسی و اعتبار تئوریک نظام را در همین دولت و فقط در همین دولت به آزمون بگذارند و چنین بود که تمام دل‎های پیدا و پنهان غیرت به جوش آمد و هدف بزرگ شد... .
اما دولت آرمان‎گرا چرخاندن، با گرداندن دولت‎های بی‎ادعا یا حداقل کم مدعا فرق داشت. هرچه دولت‎های قبل خطوط قرمز نظام را به‎صورتی حتی گاه حداقلی، حفظ کرده بودند، حالا کسی که ادعا داشت باید فراز و فرودهای تئوریک انقلاب در حوزه‎های استراتژی، تاکتیک و تکنیک را به دقت و با ریزبینی صیانت می‎کرد و فارغ از گفتارهای شیرین و جذاب و شورانگیز از پل صراط اجرایی و عملیاتی شدن می‎گذراند.
البته تشخیص میزان موفقیت یا شکست در این امر از عهده توان و تخصص و ادعای بنده خارج است و بایستی به قضاوت تاریخ و مراجع صالح علمی و پژوهشی و هیئت‎های ژوری گذارده شود، اما فارغ از این‎که اصولا چرا بازی تا بدین حد ناموسی نشان داده شده و سرنوشت یک دولت با سرنوشت تمام انقلاب پیوند زده شده، سؤال بزرگ آن است که صاحبان صلاحیت در این بازی بزرگ ناموسی کجایند؟
در تمام ادوار معاصر و متأخر سیاست و حکومت‎های تجربه شده در این سرزمین، علمای اعلام و مراجع عظام تقلید و تعابیر و دستورات پیوسته با شرع آنان حد یقف رابطه اجتماع و حاکمان و سیاسیون و نقطه مشخص پیروزی‎ها و شکست‎ها بوده است و ورود به حدود تخصص و صلاحیت این استوانه‎های علم و تقوا خط قرمزی رد نشدنی و حصنی حضین برای اخلاق و اعتبار دینی جامعه ما شمرده می‎شده که به برکت انقلاب بر استواری و نقش آن افزوده شده است و حتی دولت‎ها و جریانات با مدعای لیبرالی نیز با قدرتی کم یا زیاد در پشت این خط متوقف شده‎اند.
اما دولت نهم که از یک‎سو روزبه‎روز بر وجه آن پافشاری و اصرار شده است، در طول چهار سال ملازم چهره‎هایی جنجال‎برانگیز در ضدیت با همین حوزه بوده و امروز در حالی تداوم سیر قبلی را با در اختیار گرفتن زمام دولت دهم دنبال می‎کند که از یک‎‎سو با روز‎به‎روز ناموسی‎تر کردن موضوع به‎نحوی که عملا جمهوری اسلامی مترادف با دولت دهم می‎شود و از یک‎سوی دیگر، پافشاری بر برخی انتخاب‎های سلیقه‎ای برخلاف توصیه و نصایح و اصرار مراجع و اصول‎گرایان، طیف ارزشی جامعه را در میان پرس سنگین میان خود و اصلاح‎طلبان قرار داده است.
اسفندیار رحیم‎مشایی، 49 ساله، دانش آموخته رشته مهندسی الکترونیک از دانشگاه صنعتی اصفهان، با گذشته‎ای از جنس شغل‎های دولتی – اداری که عموما جنبه شبه‎فرهنگی داشته‎اند و در هیچ کدام پا به پله‎ای بالاتر از مدیر کلی نگذاشته است، با نسبت‎های خانوادگی روشنی که دارد، این روزها مجسمه این تقابل دیدگاه و عملکرد خطرناک است و انتصاب وی به‎عنوان معاون اول رییس دولتی که ذکرش رفت نه خطری برای یک دولت که خطری برای تمام یک نظام با تمام هزینه‎هایی که برای ایجاد و حفظ آن پرداخته شده، است.
او در سال‎های گذشته با تصریح و اصرار بر مواضعی کاملا مخالف با مواضع بنیانگذار انقلاب و سیاست‎های ملی نظام و سپس دخالت در امور تخصصی شرعی و نفی برخی از احکام قطعی فقهی به یکی از تلخ‎ترین چهره‎ها در میان اهالی حوزه‎های علمیه تبدیل شد و شاید جزو اولین مقامات رسمی کشور بود که با صراحت و اصرار برکناری وی از سوی مراجع تقلید خواسته شد، اما حتی اجماع بیش از دویست نماینده مجلس و نامه عتاب‎گونه رهبری در ماجرای ادغام سازمان حج و اوقاف هم مانع آن نشد که او به صندلی دوم هیئت دولت دست یابد و البته این ماجرایی است که با مطالعه دقیق حکم انتصاب وی و تدقیق در کیفیت استفاده از صفات و القاب، شبهه نشستن مرد اول بر صندلی دوم را ایجاد می‎نماید.
امروز نباید فرار به‎جلوی رحیم‎مشایی‎گونه‎ها سطح مطالبات اصول‎گرایان را تا حد چانه‎زنی برای جایگزینی یک معاون اول در مقابل امتیازات دیگر تنزل دهد زیرا تنها راه پیش رو، انتخاب یکی از دو راه، جدا کردن حساب دولت دهم از ناموس انقلاب و یا حذف کامل تمام رحیم‎مشایی‎گونه‎ها از تمام زوایای پیدا و پنهان دولت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات