در دشوارترین و حساسترین روزهای تاریخ انقلاب اسلامی، مردانی بودند که در عرصه عمل و نظر بار گرانی به دوش کشیدند تا کاروان انقلاب را از گردنههای سخت آغازین به سلامت بگذارنند. شهید مرتضی مطهری یکی از این مردان بزرگ است که بسیاری ایشان را نماد یک متفکر اسلامی میدانند چرا که در تنطیم مناسبات و معادلات سالهای نخست انقلاب نقش برجستهای داشت. این نقش چنان عظیم بود که هنگام شهادتشان، امام، وی را پاره تنش دانست و در فراق این استاد ارزشمند جهان اسلام بسیار گریست. مطهری جمع میان دیانت ناب دنیای مدرن بود. او از سویی پایههای تئوریک جمهوری اسلامی را بنیان مینهاد و از دیگر سو، بین روشنفکران و روحانیان علقه و وابستگی ایجاد میکرد. راه و سلوک شهید مطهری سرمنشا بسیاری از تحولات بنیادین انقلاب در حوزههای فرهنگی بود؛ مسلکی که امروز از سوی فرزندان ایشان دنبال میشود. علی مطهری فرزند ارشد شهید مطهری که امروز به عنوان یکی از نمایندگان مجلس در پارلمان حضور دارد، معتقد است ادامه دهنده راه و حامل اندیشه پدر است و احساس مسئولیتش برای آمدن به میدان از باب وفاداری به اندیشه پدر بوده است.
آغاز راه؛ ورود به مجلس
علی مطهری در دانشگاه تهران درس خوانده است و دکترای فلسفه و کلام اسلامی دارد. او نماینده اصولگرای مجلس هشتم و فرزند مرتضی مطهری و همچنین برادرزن علی لاریجانی، رئیس مجلس هشتم است.
ورود جدی علی مطهری به دنیای سیاست با انتخابات مجلس هشتم آغاز شد. او در آخرین روزها همراه علی اشراقی، نوه امام ثبت نام کرد و اندکی بعد خبر آمد که هر دو رد صلاحیت شدهاند. مطهری قرار بود در لیست اصولگرایان قرار گیرد و اشراقی، کاندیدای اصلاحطلبان بود. رایزنیها شدت گرفت و صلاحیت هر دو تایید شد. اشراقی اما از ادامه حضور انصراف داد ولی مطهری در صحنه باقی ماند و به عنوان یکی از نمایندگان مجلس هشتم راهی بهارستان شد.
وی پیش از آنکه در عرصه سیاست نامی شود، در دانشگاه و رسانه به نقد سیاست مشغول بود و شیوه کار اصلاحطلبان به ویژه دو حزب کارگزاران سازندگی و مشارکت را به نقد میکشید. او از سویی تفکرات اقتصادی کارگزاران را به نقد میکشید و از دیگر سو تئوری و عمل جبهه مشارکت را نقد میکرد. موضعگیری او در برابر اصلاحطلبان بیشتر متوجه ابعاد فرهنگی بود و از چسباندن اتهام ترویج اباحهگری بر پیشانی آنها ابایی نداشت. بیرون از گود نشستن اما چندان به مذاق فرزند آیتالله خوش نیامد و سرانجام در انتخابات هشتم، پا به عرصه عملی سیاست گذاشت.
هر چند علی مطهری در آغاز راه از چهرههای شاخص اصولگرا و مخالف جدی اصلاحطلبان بود که به مجلس راه یافت، اما در میان نمایندگان هر دو طیف شاخص مجلس بیشک منتقدترین چهره دولت نهم و دهم به شمار میرود، صفتی که شاید چندان برای مطهری پیشبینی نمیشد، چه هم او و هم احمدینژاد در اظهارات خویش از بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب میگفتند و بر نفی وضع موجود پای میفشردند. بازی اما به گونهای دیگر پیش رفت و در اندک زمانی، راه علی مطهری از احمدینژاد نه تنها دور افتاد که در موضعی کاملا مخالف قرار گرفت. در ماجرای استیضاح کردان که مطهری از صحنه گردانان اصلی آن بود، تلاشهای احمدینژاد برای مجاب کردن مطهری جواب نداد و کردان از وزارت کشور رفت.
او در جایی دیگر با استناد به حرفهای مشایی درباره اسرائیل، میخواست پای رئیسجمهور را برای پاسخ به سوال نمایندگان به مجلس بکشاند؛ موضوعی که پیش از این سابقه نداشت. به رغم اینکه مطهری امضای لازم برای اجرای این نیت را از نمایندگان جمع کرده بود اما در نهایت با سخنان مقام معظم رهبری در رد حرفهای مشایی، ماجرای سوال از رئیسجمهور پایان یافت. رویارویی احمدینژاد و مطهری و جدالشان بر سر مشایی به اینجا ختم نشد. در ماجرای انتصاب مشایی باز هم مطهری از احتمال فراخوانی رئیسجمهور به مجلس سخن گفت. این تلاش مطهری؛ عزل مشایی از معاون اولی ناتمام ماند.
میانه راه؛ انتقاد از برخورد با منتقدین انتخابات
مطهری پس از برگزاری انتخابات، از منتقدین نحوه برخورد دولت با معترضین نتیجه انتخابات بود و اعتقاد داشت باید با پاسخهای منطقی و مستدل کاندیداهای منتقد را قانع کرد. وی به نقدهای صریح در این باره روی آورد که این امر منجر به اعتراض حامیان مجلسی دولت شد. گفتههای او برای مشاوران و حامیان دولت گران آمد، برخی چون رسایی و جوانفکر به او نامه نوشتند و حرفهای او درباره مشایی را توهینآمیز وقیحانه خواندند و خواستار برخورد مجلس با مطهری شدند. برخی هم چون تشکلهای دانشجویی، بیانیههای تند و تیز صادر کرده و او را متهم به انحراف از راه پدر و ارزشهای انقلاب کردند.
علی مطهری هنگام رای اعتماد به وزرای احمدینژاد باز هم خبرساز شد که در این رابطه میتوان به نطق وی در مجلس اشاره کرد. مطهری انتقادات خود از فضای حال حاضر جامعه را همچنان ادامه میدهد و جریانات و حواشی پس از انتخابات را به دلیل موضعگیریهای دو طرف غائله میداند. مطهری در اظهارات خود بارها از دو گروه خواسته که از مردم عذرخواهی کرده و این غائله را ختم کنند. هر چند در ماههای اخیر از شدت دیدگاههای منتقدانه مطهری کاسته شده است اما پس از وقوع حوادث ناگوار عاشورا، وی در یادداشتی به واکاوی حوادث عاشورای تهران پرداخت و دو طرف را به آشتی دعوت کرد. این نماینده مجلس از رهبران معترضین خواسته به قانونی بودن انتخاب احمدینژاد اعتراف کنند و از احمدینژاد هم درخواست کرده که به اشتباه خود در مناظرات انتخاباتی که تحت تاثیر هیجان موجود در آن دوره انجام شد اعتراف کرده و از طرفهای مورد اتهام عذرخواهی کند تا وضعیت موجود به آرامش برسد. علی مطهری در یادداشت اخیر خود به طرح هفت ماده برای ایجاد آشتی ملی و واکاوی علل بروز حوادث روز گذشته پرداخته و در این یادداشت راهکارهایی را برای خروج از بحران سیاسی فعلی کشور، ارائه کرده است.
وی در این رهگذر، حادثه تلخ عاشورای تهران را معلول سه عامل عنوان کرده و آورده است: «حادثه تلخ عاشورای تهران معلول سه عامل بود. عامل اول این است که رهبران جنبش سبز در طول ماههای گذشته راه خود را از راه غربزدگانِ فرصتطلبِ مخالف اسلام جدا نساختند و از شعارهای آنها تبری نجستند بلکه به نیروی آنها برای رسیدن به اهداف خود طمع کردند و در نتیجه این گروه احساس شخصیت کرد و هر روز جسورتر و جریتر شد تا آنجا که در روز عاشورا با بهرهگیری از حضور مردم در هیاتهای عزاداری، به قصد درگیری و گرفتن چند کشته و علم کردن آن، با برنامهریزی قبلی وارد صحنه شد و کام همه ایرانیان را تلخ کرد. اگر رهبران جنبش سبز پیش از این، راه خود را جدا کرده بودند همان بخش معترض هوادار انقلاب این جنبش مانع حرکات این گروه میشد.
عامل دوم، شبکههای تصویری ماهوارهای است که از ضعف اطلاعرسانی صدا و سیمای ما و نیز تاثیرپذیری بخشی از مردم ما استفاده و به نوعی گروه مذکور را هدایت و رهبری مینماید.
عامل سوم، عبرت نگرفتن دو طرف فتنه اخیر از اشتباهات گذشته، بلکه پافشاری آنها بر راه خطای خویش است. از یک سو رهبران معترضان، بر وقوع تقلب در انتخابات پای میفشردند و حاضر به اعتراف به قانونی بودن رئیسجمهور و عذرخواهی از مردم نیستند و از سوی دیگر طرق مقابل حاضر به قبول اشتباهات خود در مناظرهها و برخورد خشونتآمیز با معترضان و بازداشتهای گسترده و بیمبنا و توقیف روزنامهها و سلب آزادی بیان پس از انتخابات و نیز حاضر به عذرخواهی از مردم نیست. وقتی به گروه معترض هوادار انقلاب هیچ فرصتی برای بیان نظراتش نمیدهیم، این گروه نیز از هر روزنهای برای رساندن پیامش استفاده میکند و آنگاه آن گروه فرصتطلب مخالف اسلام که هیچ یک از دو طرف ماجرا را قبول ندارد و به دنبال برقراری یک حکومت لائیک غربگراست کار خود را انجام میدهد.
گروه حامی دولت باید به آزادی بیان به عنوان یکی از اصول انقلاب اسلامی بنگرد و بیجهت مانع بیان افکار منتقدان و مخالفان نشود. چرا در 16 آذر به دانشجویان اجازه نمیدهیم در داخ دانشگاه هر شعاری که دلشان میخواهد بدهند تا تخلیه روحی و روانی شوند، بلکه عدهای را با اتوبوس به آنجا میبریم تا مراسم آنها را به هم بزنند. چرا اجازه برگزاری مجالس ترحیم آیتالله منتظری را نمیدهیم؟
حداکثر این است که در آن مجالس چند حرف مخالف نظر ما ابراز شود. مگر همه باید مطابق نظر ما سخن بگویند؟ چرا مراسم سخنرانی آقای خاتمی در حسینیه جماران در شب عاشورا را به هم میزنیم و افراد را مورد ضرب و شتم قرار میدهیم به این بهانه که در شب عاشورا سوت و کف زدهاند؟ فرضا این اتفاق افتاده باشد آیا برای تشویق سخنران بوده یا برای بیحرمتی به عاشورا؟ و فرضا برای بیحرمتی به عاشورا بوده آیا تکلیف ما در اینجا کتک زدن آنهاست؟ به علاوه چرا در موارد مشابه که شعائر اسلامی زیر پا گذاشته میشود مانند آنچه در مسابقات کاراته بانوان در آلمان رخ داد که ورزشکاران زن کشورهای بدون پوشش اسلامی در مقابل چشم صدها مرد مسابقه دادند غیرتتان به جوش نمیآید؟ آیا جز این است که تعصب نسبت به دولت چشم بصیرت شما را کور کرده است؟ چرا حاضر نیستیم گروه مخالف حکومت را به رسمیت بشناسیم؟ مگر حکومت پیغمبر اسلام و حکومت علی علیهالسلام مخالف نداشت؟ رفتار امیرالمومنین با مخالفان سرسختش یعنی خوارج باید الگویی برای ما باشد. گاهی برخی از افراد خارجی پای منبر امام علی علیهالسلام نظر مخالف خود را ابراز میداشتند و گاه به او توهین میکردند بدون آنکه مورد تعرض قرار گیرند و اگر برخی هواداران امام قصد تعرض داشتند علی علیهالسلام مانع میشد. چرا ما از راه درست اسلامی این قدر فاصله گرفتهایم؟! کسانی به خیال خود به قصد خدمت به اسلام و ولایت مانع بیان نظرات منتقدان و مخالفان میشوند و مجالس سخنرانی آنها را به هم میزنند در واقع به اسلام خیانت میکنند و در جهت تضعیف ولایت فقیه گام برمی دارند.»
شهید آیتالله مطهری چند روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سخنرانی «مفهوم آزادی عقیده» فرمودند: «من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار میدهم که یک وقت خیال نکنند که حفظ و نگهداری اسلام با سلب آزادی بیان محقق میشود. برخی جوانان خیال نکنند که راه حفظ معتقدات اسلامی و جهانبینی اسلامی این است که نگذاریم دیگران حرفهایشان را بزنند.»
پیشنهادهای مطهری
علی مطهری اما در بند 7 بند پیشنهادیاش هم از میرحسین موسوی خواسته که راه خود را از غربگرایان مخالف اسلام جدا کند و به قانونی بودن ریاست جمهوری احمدینژاد اعتراف کند و از احمدینژاد خواسته به واسطه حرفهایی که در مناظرهها گفته از طرفهای مورد اتهام عذرخواهی کند.
فرزند آیتالله البته از باز شدن فضای صدا و سیما و مطبوعات هم در پیشنهادهایش نام برده و خواستار آزادی برخی بازداشتشدگان شده است. او در عین حال خواستار مجازات مسببین حوادث کهریزک و کوی دانشگاه و مجتمع سبحان هم شده است. آیا پیشنهادهای علی مطهری میتواند موجب برقراری آشتی ملی در کشور شود؟