انرژی هستهای قبل از انقلاب
استفاده از انرژی هستهای در ایران به دوران سلطنت محمدرضا شاه برمیگردد. زمانی که آیزونهاور طرح «اتم برای صلح» را اعلام کرد. تعدادی از کشورهای دنیا را از راکتورهای هستهای برای شروع برنامه هستهای خود استفاده کردند که آن هنگام در ایران فقط یک کمیسیون انرژی که وابسته به وزارت اقتصاد بود وجود داشت گفتنی است که این کمیسیون هیچگونه تاثیری بر روی پیشرفت انرژی هستهای ایفا نکرد. این کمیسیون بعدها به سازمان برنامه و سپس به وزارت نفت علوم واگذار گردید.
کار انرژی هستهای در ابتدا با آمدن یک دریادار آرژانتینی به ایران برای همکاری شروع شد و فعالیتهای هستهای ایران با تاسیس یک مرکز اتمی در دانشگاه تهران و ساخت راکتور تحقیقاتی 5 مگاواتی با سوخت غنی شده 93% توسط یک شرکت آمریکایی به نام (Amf) که آغاز به کارش در سال 1968 بود شروع شد. (سلطانیه، 1384، 609)
مرکز تحقیقات اتمی که در دانشگاه تهران بود برای رسیدن به دانش هستهای به سازمان انرژی اتمی منتقل شد.
ایران برای دستیابی به اورانیوم توافقاتی را با شرکت آلمانی اوران گزالشافت و دو شرکت فرانسوی به نام سوفی دیف (Sofidif) و کوردیف (Coredif) انجام داد. شاه نیز یک میلیارد دلار به عنوان کمک مالی به شرکتهای مزبور داد که ایران هیچ اورانیومی را برای راکتور تحقیقاتی خود دریافت نکرد، همچنین این شرکت پولی را که در ازای آن گرفته بود پس نداد.
اولین نیروگاه اتمی در بوشهر ساخته شد که طرح آن بوسیلۀ مؤسسه کرافت و رک اونیون «kraftwerk union) «K.w.u) که زیر نظر شرکت زیمنس آلمان بود تهیه شد و همچنین سازمان انرژی اتمی با این شرکت قرارداد خرید دو راکتور برای نصب در بندرعباس را منعقد کرد ولی این شرکت تا آخر اصل عملگرایی را زیر پا گذاشت و سوءاستفادههایی در طرح نیروگاه توسط آلمانها انجام شد. و همچنین ایران یک قرارداد ده ساله (قابل تمدید) سوخت هستهای را در سال 1974 با آمریکا در سال 1976 با آلمان و در سال 1977 با فرانسه منعقد نمود که این کشورها در مناقصات برنامههای هستهای با یکدیگر رقابت مینمودند. در سال 1957 یک توافقنامه همکاری هستهای غیرنظامی میان ایران و آمریکا منعقد شد که طرف قرارداد شرکتی به نام Ameican machines and Foundry بود که به تبع این موافقتنامه ساخت یک مرکز تحقیقات ساخت یک مرکز تحقیقات هستهای (5 مگاواتی) شروع گردید که یک دهه پس از امضای موافقتنامه کار احداث راکتور در سال 1968 پایان یافت ولی مورد بهرهبرداری قرار نگرفت و با توجه به این که مسئله انتقال تکنولوژی به کشور یک مسئله مهمی بود در برهههای از زمان شرکتی به نام یورایران برای تولید سوخت هستهای به وجود آمد ولی در عمل ضعیف بود.
ایران برای چنین مقصودی مذاکراتی را نیز با جامعۀ هستهای اروپا، جامعۀ هستهای آمریکا و جامعه هستهای ژاپن انجام داد که این مذاکرات منجر به تشکیل یک کنفرانس بینالمللی در آوریل 1977 به مدت یک هفته در تخت جمشید شد که این کنفرانس نیز برای پیشبرد انرژی هستهای ثمربخش نبود.
ایران در سال 1968 معاهدۀ عدم گسترش سلاحهای هستهای (ان.پی.تی) را پذیرفت و در سال 1970 آن را در مجلس شورای ملی به تصویب رساند و به دنبال آن موافقتنامه پادمان جامع (NFCIRC/214) را براساس نمونه (NIFCIR/153) به اجرا درآورد و در سال 1958 به عضویت آژانس درآمد که ماده 6 اساسنامه آن را در 1984 و ماده 14 آن در 1999 مورد اصلاحات قرار گرفت که این اصلاحات به تصویب مجلس شورای اسلامی هم رسید، گفتنی است که ایران از جمله کشورهایی است که تمام تعهدات بینالمللی پادمان را پذیرفته و تقریباً تمامی اسناد بینالمللی الزامآور در زمینه عدم گسترش سلاحهای هستهای و خلع سلاح را امضا و تصویب کرده است.
همچنین گفتنی است که پس از الحاق ایران به ان.پی.تی یک پروتکل تعلیقی بین ایران، آژانس و آمریکا برای اجرا و تدارک پیمان N.P.T منعقد شد.
در نتیجه باید گفت که حاکمان پهلوی بیشترین امتیازات را برای حفظ حاکمیت خویش به قدرتهای مسلط بر جهان اعطا کردند و حتی دولت ایران برای تبدیل نقاط کویری کشور به محل دفن زبالههای هستهای کشورهای غربی اعلام آمادگی کرد.
انرژی هستهای بعد از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی در مناسبتهای مختلف و در سخنرانیهای عمومی به تقبیح سلاحهای هستهای پرداختند که سلاح هستهای در دکترین جمهوری اسلامی ایران جایگاهی ندارد.
با توجه به این که امکان تجدیدنظر اساسی و همهجانبه در تمامی پیمانها و موافقتنامههای دوجانبه و چندجانبه که در رژیم قبلی منعقد شده بود و پس از فروپاشی رژیم پهلوی برای جامعۀ بینالمللی نیز معقول بود که ایران میتوانست از N.P.T خارج شود؛ ولی تصمیم به ادامۀ عضویت در N.P.T و اساسنامه آژانس را گرفت تا برای جامعه بینالمللی نمایان شود که ایران به دنبال سلاح هستهای نیست.
عراق در سال 1363 به تاسیسات هستهای غیرنظامی بوشهر حمله کرد که حمله به تاسیسات غیرنظامی نقض اساسنامه آژانس، منشور ملل و دیگر قوانین بینالمللی محسوب میشد. به دنبال تجاوز عراق به ایران و حمله به تاسیسات هستهای، دولت جمهوری اسلامی ایران موضوع را در آژانس بینالمللی انرژی هستهای مطرح کرد و با تاکید بر قطعنامه XXVII) Res/GC407 ) دربارۀ حفاظت از تاسیسات هستهای غیرنظامی در مقابل حملات نظامی و با یادآوری نقض قطعنامههای آژانس توسط عراق خواستار محکومیت و حتی تقاضای اخراج عراق از آژانس شد.
در طول جنگ دولت ایران مذاکراتی را با آلمان جهت ادامۀ کار در نیروگاه بوشهر و با ژاپنیها جهت اجرای احداث مجتمع پتروشیمی در بندر امام انجام داد ولی نتیجهای از آن حاصل نشد که دولت آلمان با دریافت تمام هزینه احداث نیروگاه قبل از انقلاب، به نقض تعهدات خود پرداخت. پس از پایان جنگ دولت ایران قراردادهایی در زمینۀ تجهیزات مورد نیاز با دولتهای اکراین، چکسلواکی و چین امضا نمود که قرارداد با چکسلواکی شامل تامین وسایل و تجهیزات دستگاههای تهویه نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد با چین شامل دو رآکتور برای تولید برق و یک رآکتور پژوهشی جهت تولید آب سنگین بود که نتیجهای از آن حاصل نشد. (نوین، 1385، 145).
لازم به ذکر است ایران همچنین موافقتنامههای بلندمدت همکاری با پاکستان (1987) و چین (1990) جهت آموزش کادر هستهای و تامین کمکهای فنی به امضاء رساند که بعدها این کشورها تحت تاثیر فشارهای آمریکا، این موافقتنامه را نادیده گرفتند (شانول کیل، 1384، 655).
نمایندگی دایم ایران که مسئولیت امور آژانس را برعهده دارد. در سال 1982 در وین تاسیس شد و مدیر کل آژانس نیز در سال 2000 برای اولین بار از سایتهای هستهای ایران دیدار کرد.
نتیجهگیری:
در پایان باید گفت که انرژی هستهای در رژیم پهلوی هیچگونه پیشرفتی نداشت اگر چه استفاده از انرژی هستهای در این رژیم پایهگذاری شد ولی متاسفانه رژیم پیشین با باج دادن و اعطای امتیازات گزاف به بیگانگان برای حفظ حاکمیت خود مانع از پیشرفت انرژی هستهای شدند ولی برعکس دولت پهلوی، جمهوری اسلامی ایران با همه ممانعتهایی که بعد از انقلاب برای آن ایجاد شد به پیشرفتهای قابل توجهی دست پیدا کرد و امروزه یکی از ده کشور دارنده تکنولوژی غنیسازی در جهان و هشتمین کشور عضو باشگاه هستهای جهان میباشد.