راهبرد اتحاد پیرامونی
استراتژی اسرائیل در توسعه روابط با کشورهای منطقه قفقاز را میتوان در قالب سیاستهای کلی این رژیم از ابتدای شکلگیری تاکنون تعریف کرد. در بیان ساده این سیاست میتوان نظر «بن گورین» اولین رئیسجمهور اسرائیل را مطرح نمود. وی براساس آموزه «اتحاد پیرامونی»(2) معتقد بود که سیاست خارجی اسرائیل باید متکی بر کشورهای پیرامونی و غیرعرب باشد. زیرا اسرائیل به این سبب که در محاصره کشورهای عرب متخاصم قرار دارد، امکان توسعه روابط سیاسی و اقتصادی را با همسایگان خود ندارد و لذا باید با کشورهای پیرامونی مرتبط گردد. در نتیجه این رژیم جهت خلاصی از محاصره و انزوای تحمیل شده از سوی اعراب، در دهه 1950 مقدمات شکلگیری یک اتحاد با کشورهای پیرامونی غیر عرب نظیر ترکیه، ایران و اتیوپی را پیریزی کرد و در جهت گسترش روابط با این کشورها گام برداشت. این سیاست که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 با شکست و تزلزل مواجه گردید و متوقف شد، با فروپاشی اتحاد شوروی، فرصت نوینی را پیشروی مقامات سیاسی اسرائیل نهاد تا با حضور و ایجاد ارتباط در حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی در منطقهی قفقاز، سیاست توسعه روابط با کشورهای پیرامونی را در پیش بگیرند.
از این رو پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سرآغاز نفوذ رژیم صهیونیستی در کشورهای قفقاز محسوب میشود. به طور کلی علیرغم آنکه راهبرد رژیم صهیونیستی را میتوان بخشی از استراتژی آمریکایی ـ غربی برای حضور و نفوذ در منطقه محسوب نمود، با این حال باید از اهداف خاص این رژیم برای رخنه در منطقه نیز سخن به میان آورد. در واقع رژیم صهیونیستی به عنوان شریک کوچکتر آمریکا، پیوسته میکوشد ضمن حفظ منافع مشترک با واشنگتن، به نقش فعال و مستقل خود نیز سامان بخشد.
بر این اساس رژیم صهیونیستی با حضور در منطقه قفقاز تلاش داشته است تا با گسترش روابط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خویش به ویژه با کشورهای مسلمانی نظیر آذربایجان، مشروعیت جهانی و منطقهای خویش را افزایش دهد و عامل دین را در مناقشه اعراب و اسرائیل تضعیف نماید، مهاجرت یهودیان منطقه به اسرائیل را تسهیل کند و یا اینکه با حمایت از آنها در مواقع لزوم از آنها به عنوان گروه ذینفوذ در امور اقتصادی و سیاسی در جهت تأمین منافع ملی خویش در منطقه سود جوید.
اهداف اسرائیل در آذربایجان
قبل از هرچیز باید یادآوری کرد که اسرائیل نه تنها در آذربایجان، بلکه در دیگر کشورهای قفقاز و همچنین آسیای مرکزی نیز برنامههای طولانی مدت و استراتژیکی دارد که گام به گام در حال اجرای آنهاست.
کمتر از دو ماه پیش بود که خبر تاسیس سفارتخانه اسرائیل در ترکمنستان بر روی تلکس خبرگزاریها قرار گرفت و مقامات سیاسی این رژیم با اعزام هیاتی به عشقآباد، در پی یافتن مکانی برای بنای ساختمان سفارتخانه برآمدند.(2) کشورهایی همچون ازبکستان و قرقیزستان نیز روابط حسنهای با اسرائیل ایجاد کردهاند.
انواع و اقسام تحرکات اسرائیل را میتوان در نقاط مختلف جغرافیای یادشده مشاهده کرد که عمدتا به پشتوانه ایالات متحده صورت میگیرد. وزارت امور خارجه اسرائیل که پس از فروپاشی شوروی به سوی قفقاز و آسیای مرکزی گام برداشته بود، اواسط سال 2008 را به عنوان آغازین برای فعالیت و حضور جدی خود در این منطقه تعریف کرد که به نظر میآید تصمیمات اتخاذشده در اتاقهای فکر این وزارتخانه کمکم در حال انجام شدن است.
اما در کل چند هدف را میتوان از جمله گامهای استراتژیک اسرائیل در آذربایجان و دیگر کشورهای منطقه برشمرد که به اجمال اشاره میشود:
1. براساس الگوی فکری بن گورین مبنی بر این که اسرائیل در بین کشورهای پیرامون خود با مشکلات راهبردی مواجه است، پس باید سیاست خارجی خود را به سمت کشورهای پیرامونی سوق دهد.(3) با وجود فروپاشی شوروی در ابتدای دهه 90 مجموعهای از کشورهای پیرامون در کنار مرزهای ایران و روسیه ـ به عنوان دو قدرت ضد هژمون پیدا شدند ـ از این رو اسرائیل برنامههای وسیعی را برای اجرای اندیشه بن گورین در این منطقه برنامهریزی کرده است.
2. از آنجا که اسرائیل در منطقه خاورمیانه با دو بحران «مشروعیت» و «هویت» مواجه است، در مناطق دیگر به خصوص قفقاز و آسیای مرکزی در جستجوی بازیابی این دو است و با برقراری روابط رسمی با کشورهای اسلامی «غیرمخالف»، خواهان گسترش و نفوذ سیاسی است تا اعلام کند به ایجاد روابط حسنه با همه کشورهای جهان به خصوص کشورهای اسلامی علاقهمند است.
3. ایران، بزرگترین و مهمترین دشمن سیاسی و ایدئولوژیکی اسرائیل است؛ از سویی روسیه نیز مهمترین رقیب استراتژیک آمریکا است. بنابراین نفوذ اسرائیل در منطقه و ریشه دوانیدن در کشورهای حاضر میتواند به عنوان اهرم فشاری بر این دو کشور مطرح شود تا از یک طرف از اندیشههای مذهبی ـ سیاسی و همچنین الگوی حکومتی جمهوری اسلامی ایران در منطقه جلوگیری کند و از سویی دیگر با تنگ کردن فضا برای بازیهای روسی، زمینه را برای نفوذ اندیشههای غربی به این حوزه مهیا کند.
4. اسرائیل به هر شیوهای خواهان نزدیک شدن به مرزهای ایران است تا با هزینه کمتری از طریق ایجاد کانالهای جاسوسی، اطلاعات بیشتری از داخل مرزهای ایران به دست بیاورد. تلآویو معتقد است با نفوذ در کشورهایی نظیر آذربایجان میتواند در زمینههای شنود رادیویی به توافق رسیده و علیه کشورهایی نظیر ایران از آن بهره ببرد.(4)
5. از سویی دیگر اسرائیل میتواند عامل اجرایی غرب در بر هم زدن طرح «اتحاد شمال ـ جنوب» بین مسکو، ایروان و تهران و تحکیم طرح «اتحاد غرب ـ شرق» بین باکو، آنکارا و تفلیس شود که هر سه از متحدان استراتژیک غرب به شمار رفته و میتوانند پلی برای گسترش به سمت شرق باشند. با این اوصاف میتوان گفت با ورود اسرائیل به قفقاز و آسیای مرکزی حاشیه امنیتی ایران در این منطقه تنگ خواهد شد.
6. استفاده از انرژی کلان آذربایجان و منطقه و تضمین فعالیت خط لوله باکو، تفلیس و جیهان که اسرائیل 30 درصد نفت خود را از آن تامین میکند.
آذربایجان به دنبال غرب
پس از فروپاشی شوروی، جمهوری آذربایجان همچون دیگر کشورهای تازه به استقلال رسیده با بحران ماندن در جرگه شرق یا رفتن به سمت غرب مواجه شد، اما در این میان آذربایجان کمکم راه خود را از شرق جدا کرد و گرایش به غرب را انتخاب کرد. این مساله باعث شد تا آذربایجان با وجود داشتن 93 درصد مسلمان که حدود 70 درصد آنها شیعه هستند، حاکمیتی سکولار را برگزیند. از این رو با دعوت از «شیمون پرز» در پی آن است تا علاوه بر معاملات اقتصادی ـ تجاری با اسرائیل، معادلات ماندن در آغوش غرب را نیز تکمیل کند.
در این بین، بسیاری از مسلمانان آذربایجان مثل مسلمانان دیگر کشورهای جهان از روابط کشور خود با اسرائیل ناخرسند هستند. احزاب و جنبشهایی مثل «حزب اسلامی آذربایجان»، «حزب سبزهای جمهوری آذربایجان»، «جنبش دانشجویان جهان اسلام» به همراه مردم و رسانههای آذری با حضور پرز در کشور خود مخالفت کردهاند.(5)
نتیجهگیری
اسرائیل همواره در پی گسترش روابط خود با دیگر کشورهای جهان، به خصوص کشورهای مسلمان است تا از این طریق برای مشروعیت بینالمللی خود چارهای بیندیشد. از سویی دیگر اسرائیل سعی دارد تا از هر طریقی حاشیههای امنیتی ایران را به عنوان دشمن استراتژیک خود کاهش داده و با حمایت آمریکا، دولت روسیه را نیز تحت فشار قرار دهد و فضای مناسب را برای گسترش اندیشه غربی به شرق مهیا کند. این مساله باعث میشود تا از حاشیههای امنیتی دیگر کشورهای بزرگ همچون چین کاسته نیز شود. سناریویی که اسرائیل با هدایت و حمایت آمریکا پی گرفته است.