فرصت را از دست ندهیم.
آیتالله هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان در دیدار با اعضای شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس گفت: سکوت نکردهام و همواره برای کمک به حل مشکلات بدون جنجال خبری تلاش خود را کردهام. برخی افراد آلوده به اغراض سیاسی و جناحی دنبال جوسازی و ایجاد جنگ روانی در کشور هستند. دشمنان خارجی به وضعیت فعلی کشور دل بستهاند. اقدامات برای حل مسائل موجود و رفع اختلافات باید با درک اهمیت زمان صورت پذیرد و اتلاف وقت میتواند فرصتها را نابود کند. افزایش اختلافات میان نیروهای نیروهای سیاسی مهمترین مشکل کشور است. ریشه این اختلافات باید با عقلانیت شناسایی و خشکانده شود. اگر توجه به سخنان اخیر رهبری که اجماع بر محور قانون و دوری از اقدامات خودسرانه بود، رعایت شود؛ جامعه به حالت تعادل نزدیک خواهد شد و جایی برای اختلاف باقی نمیماند.
با توجه به اوضاع جهانی، منطقه و حضور نظامی کشورهای غربی در مرزهای زمینی و آبی جمهوری اسلامی ایران، یکدلی و وحدت در میان نیروهای سیاسی و مردم بیش از هر زمان دیگری نیاز است و همه باید با گذشته و فداکاری زمینههای آن را فراهم کنند.
دشمنان خارجی به وضعیت فعلی کشور و افزایش اختلافات دل بستهاند و این در سخنانشان قابل مشاهده است. اقدامات برای حل مسائل موجود و رفع اختلافات باید با درک اهمیت زمان صورت پذیرد و اتلاف وقت میتواند فرصتها را نابود کند. راهحلهایی را به تشخیص خود برای حل مشکلات پیش آمده قبلا بیان کردهام و تکرار مداوم آن را ضروری نمیبینم، مضافا اینکه متاسفانه برخی افراد آلوده به اغراض سیاسی و جناحی دنبال جوسازی و ایجاد جنگ روانی در کشور هستند که ادامه این روند را به صلاح کشور نمیدانم.
افراطیگری مشکل را حل نمیکند
رئیسجمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه «محدود کردن افراطگریها و تفریطگریها مشکل را حل و جامعه را آرام خواهد کرد» تاکید کرد: میدان باید از تندروها گرفته شود.
سیدمحمد خاتمی در دیدار با شورای مرکزی مجمع نمایندگان ادوار مجلس، با اشاره به مطالب مطرح شده در ابتدای جلسه توسط حاضرین گفت: «این مطالب خیرخواهانه و دلسوزانه و درصدد حل مشکل؛ به نفع نظام جمهوری اسلامی و برای خدمت و دلسوزی برای این است.» ما انقلاب بزرگی داشتیم که از دل آن نظامی به نام جمهوری اسلامی درآمد که مورد قبول ما بوده و به آن افتخار کرده و میکنیم و شعار اصلی ما هم این بوده؛ هست و خواهد بود که «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی»؛ هیچ چیز دیگر هم شعار ما و اکثریت قاطع مردم نیست.
رئیس دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه «هر شعار دیگری شعار انحرافی است»، اظهار داشت: «شعار اصلی» استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی است با همه لوازمی که دارد؛ یعنی ضدیت با استبداد؛ ضدیت با بیگانه و نیز طرفداری از عدالت و اخلاق در جامعه؛ یعنی هم حاکمیت مردم بر سرنوشتشان و هم حاکمیت معیارها و ارزشهای اسلامی.
البته ما معتقدیم به آن صورتیکه امام خمینی(ره) بیان کرد که اسلام را طوری مطرح کنیم که بتواند مشکلات امروز را حل کند. به خصوص اینکه در عرصه حکومت دو عامل اصلی عدالت و اخلاق نهادینه شود.
رئیس بنیاد باران ادامه داد: وقتی میگوییم جمهوری اسلامی یعنی مردممحور و مدارند، اصلا نفس جمهوریت و مردمسالاری یعنی پذیرش «غیر» در استبدادمدار و محور «من» است و «غیر از من» یا باید تسلیم شود و یا حذف، این محتوای معنوی استبداد در طول تاریخ است.
خاتمی شرط و گام اول مردمسالاری را «پذیرش غیر»، عنوان کرد و افزود: «غیری که با من تفاوت و اختلافنظر دارد و او را به رسمیت شناختن و با هم کار کردن؛ نه اینکه دیگری را دفع کردن! و این امر یک فرهنگ میخواهد و نیازمند فرهنگسازی است.»
نباید اینطور تعبیر شود که اساس نظام تنها یک جریان و یک فکر است و آن هم عین حق است و یا دیگران باید تسلیم شوند و یا نابود، و این امر خطرناکی است.
پذیرش غیر برای مردم و قومی که تاریخ استبدادزده دارند بزرگترین نقش بر عهده حکومت است. حکومت باید پیشتاز شود که به آن انتقاد شود و انتقاد برای مردم ایجاد هزینه نکند، اگر این کار انجام شود کم کم در جامعه فرهنگسازی لازم صورت میگیرد.
آنچه در این موقعیت مشکل را بیشتر میکند افراطگرایی است. افراطگرایی و ساختارشکنی برای همه بد است؛ همه باید آن را محکوم کنند حتی اگر چند نفر شعار ساختارشکنانه بدهند این باید محکوم شود.
ما بارها گفتهایم اینها غلط است ولی چه کار کنیم ابزار تبلیغاتی یکجانبه دست رقیب است که شب را روز جلوه میدهد؛ هر چقدر هم بگوییم کسی صدای ما را نمیشنود.
موضع ما مشخص بوده و هست؛ اسلام، انقلاب و جمهوری اسلامی.
اصلا مگر تمام فریاد و ادعای ما این نبود که قانون اساسی که چارچوب نظام و خونبهای مردم است باید در جامعه پیاده شود؛ قانون اساسی با همه لوازم و ضوابطش؛ نه بخشی از آن. هم اصل ولایت فقیه که در قانون اساسی است مورد قبول و احترام ماست و هم فصل سوم قانون اساسی که در باب حقوق ملت است.
این قانون اساسی باید درست پیاده شود. تفسیرهای دلبهخواهی از آن نشود. در اجرای آن مشکل ایجاد نشود همه اینها گفته شده؛ الان هم میگوییم باز هم خواهیم گفت.
اینکه ما از رای مردم و انتخابات آزاد صحبت میکنیم برای این است که فضای آزادی باشد، مردم هم انتخاب کنند، هر چه انتخاب مردم باشد باید به آن احترام گذاشت ولی فضا باید فضای باز باشد؛ تساوی زمینه و امکانات برای عرضه اندیشه و فکرها باشد و بعد هم صیانت کردن از رای مردم؛ اینها امور مهم و اساسی است.
حالا بر فرض کسی و جریانی و گروه کوچکی، غلطی کرده و خلافی گفته و ساختارشکنی کرده، آیا منصفانه است بهترین دوستداران اسلام، انقلاب و مردم و امام متهم شوند که اینها ضداسلام و ضدنظامند؟
وی با بیان اینکه بعضی متفکرات وجود دارد که میخواهند همه امکانات را بدست بگیرند. ما اعتراض داریم؛ میگوییم چرا به معیارهای قانونی و ارزشی کملطفی میشود؟
باید بپذیریم که در کشور بحران وجود دارد. البته من بحرانی که آثار آن نهفته است را میبینم و خدای ناخواسته اگر این فضا تداوم پیدا کند و با آن بحران برخورد نشود، میتواند خیلی مشکلساز باشد، بحران اقتصادی و بحران مدیریتی در جامعه ماست که این امر الان تا حدودی مخفی مانده است.
ببینید وضع تولید چگونه است؟ وضع اشتغال چگونه است؟ وضع عدالت اجتماعی و فاصله بین فقیر و غنی چگونه است؟ وضع ذخائر و سرمایههای اصلی مملکت چگونه است؟ وضع نفت و روابط بینالملل ما چگونه است؟ ممکن است کسانی که زمامدار امور هستند حسننیت داشته باشند، ولی توجه به این امور مساله مهمی است؛ روز به روز گرانی بیشتر میشود، از سوی دیگر دور شدن از همۀ سیاستهای کلی کشور و چشمانداز بیست ساله کشور و بیاعتنایی به قانون اساسی بحرانی است که کم کم آثار آن ظاهر میشود و من برای کل ایران و سرنوشت تکتک افراد مملکت نگرانم.
دو جریان نانشان در تشدید خشونت است؛ یک جریان افراطی که میخواهد بگوید من همه چیز انقلابم و همه باید حذف شوند و همه امکانات را میخواهد در دست بگیرد و از طرف دیگر جریانی که اصل جمهوری اسلامی را نمیخواهد.
از بعضی تحلیلها واقعا پشت آدم میلرزد، از طرفی مردم را تشویق میکنند که به صحنه بیایند و شعار ساختارشکن بدهند و از طرفی دیگر میگویند یک قدم عقبنشینی حکومت و قدرت یعنی سرنگونی آن! و این یعنی تشویق طرفین به برخوردهای خشن و افزایش التهاب و ناامنی. این کافی است برای همه دلسوزان که فکر کنیم به کجا میرویم؟
رئیس بنیاد باران تاکید کرد: هر حرکت ساختارشکنانه و خلاف قانون گفتن حرفهایی که از ما نیست، محکوم و مطرود است و بنده هم معتقد نیستم که این حرکتها خیلی وسیع است گرچه عدهای آن را بزرگنمایی میکنند.
پیش و بعد از عاشورا، تعبیرها، تحریکات و حرکاتی که علیه مراجع، حوزهها و شخصیتها صورت گرفت، نه تنها اهانتهای لفظی و تبلیغاتی علیه آنها شد که هر نسبتی خواستند به محبوبترین چهرههای جامعه و خالصترین افراد دادند، حتی عملا وارد عرصه شدند.
بنده شهادت میدهم شب عاشورا در جماران شعار ساختارشکنانه وجود نداشت، اما وقتی ریختند و زدند ممکن است چند جوان هم شعار تند داده باشند. این خشونتهاست که مساله را به بنبست میرساند، رئیسجمهور سابق کشورمان اظهار داشت: «امروز دلسوزان کشور که اعلام هم کردهاند با اصلاحطلبان نیستد ولی خیرخواهند؛ یک کلمه برای برونرفت از بحران میگویند مورد تهاجم و حمله شدید نیروهایی که نمیدانیم کی هستند و همه ارکان نظام را تحت فشار قرار میدهند قرار میگیرند. امروز در وضعیتی قرار گرفتهایم که اگر چارهای اندیشیده نشود شاهد یک دایره و سیکل خطرناک؛ برخوردهای افراطی و غیرقانونی از یک سو و نیز عکسالعمل خشونتبار که هدایت آن هم از سوی کسانی است که اصل را قبول ندارند خواهیم بود و این جامعه است که بزرگترین زیان را میبیند.
راهکارها خیلی وقت پیش گفته شده و آسان هم است؛ از جمله در بیانیه اخیر جناب آقای مهندس موسوی هم آمده که مهمترین آن تضمین برای انتخابات آزاد و قانونی و احترام به رای مردم و تنظیم ضوابط و سازوکارهایی برای انتخابات و نیز اجرای درست آن سازوکارها.
بنده هم معتقدم نحوه برگزاری انتخابات و شیوه برگزاری و سازوکارهای آن اشکالات اساسی دارد که در نتیجه آن نقصانها و اشکالات است که کار به اینجا میرسد و مردم بیاعتماد میشوند.
انتخابات باید آزاد، عادلانه و قانونی طبق همه ضوابطی که وجود دارد برگزار شود، آزادیهای اساسی که در قانون اساسی آمده باید برای احزاب و گروهها و مردم تامین شود، میدان باید از تندروها گرفته شود که همه چیز را از بین خواهد برد. همه باید از جمهوری اسلامی دفاع کنیم.
خیال نکنیم اگر جمهوری و نظام برود، بناست نظام شسته رفتهای که به نفع مردم است به ما داده شود، از آن طرف هم خیال نکنند اگر معیارهای قانون اساسی را از بین ببرند چیزی به نام اصطلاح حکومت اسلامی به وجود خواهد آمد.
حرکت در چارچوب قانون اساسی، مبنای کار قرار گرفتن قانون و نمنطق و محدود کردن افراطگریها و تفریطگریها مشکل را حل میکند و جامعه را آرام خواهد کرد.
مسائل روشن است باید مدبرانه به سوی حل آنها رفت؛ نبودن انتقادات سبب مشکلات میشود، باید هر حکومتی سر کار است مشکلاتش را بپذیرد و در مقابل مسائل هم جوابگو باشد تا اصل نظام محفوظ بماند، بیایید سیاستی را نشان دهیم که اخلاقی است.