تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۳۵۴۱۱

رهبری می‌خواست قدرت بچرخد، دیگران نمی‌خواستند!


چرخش قدرت در نظام‌های سیاسی
بسیاری از نظام‌های سیاسی حل مشکلات داخلی‌شان را از طریق چرخش قدرت پی‌می‌گیرند. این یک شیوه و یک امکانی است برای ابتر ساختن عقبه جریانات سیاسی و انقطاع افراد از قدرت. خود این انقطاع از قدرت موجب حل برخی از مشکلات می‌شود و تبعات حضور در قدرت را محدود می‌کند. در نظام اسلامی گروهی که قانون اساسی را تدوین کردند به این معنا توجه داشتند که حتماً چرخش قدرت در کشور به وجود بیاید. اما در این زمینه خوب است یک مروری کنیم ببینیم که چه نگاه‌هایی در این باره وجود داشته؟ چرا که همه نگاه واحدی نسبت به این مقوله مهم ندارند.
در زمان حیات امام(ره) این مسأله آن ابعادی را نداشت که بعد از حیات امام پیدا کرد. در دوران امام ما احساس یک نوع شکنندگی به خاطر مشکلات انقلاب داشتیم که سعی می‌کردیم شخصیت‌هایی را برگزینیم که همه جناح‌های سیاسی و تفکرات حول آنها مشترک بودند. زمان مناسبی است که به دقت روی این قضیه مطالعه کنیم که آیا دوم خرداد براساس مهندسی احزاب سیاسی شکل گرفت؟ براساس تمایلات برخی از شخصیت‌های سیاسی موجود در جامعه شکل گرفت یا خیر؟ رهبری برای این مسأله یک برنامه درازمدت و دقیقی را دنبال کردند؟
مهندسی رهبری برای چرخش قدرت
قبل از دوم خرداد دو دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی را داشتیم. در طول این دو دوره مسائلی در کشور رخ داد که براساس آن رخدادها یا متأثر از آن رخدادها، تمایلی در یک جریان به وجود آمد که حتی قانون اساسی را تغییر بدهد و ماندگاری در قوه مجریه را درست برخلاف قانون اساسی دنبال کند. این یک بحث همین‌طوری نبود که ناگهان به ذهن یک فرد یا یک جریان سیاسی برسد. اما در این مقطع زمانی این تمایل و این گرایش بسیار بسیار روشن‌تر و بارزتر از گذشته بروز کرد. در این مقوله رهبری مقاومت جدی کرد. یعنی رهبری سه بار با این خواسته مخالفت کردند. مخالفتی که همه جامعه متوجه شدند. به نوعی در برابر رئیس‌جمهور وقت ایستادگی کردند و این زیاده‌خواهی را که در مغایرت روشن با قانون اساسی بود، متوقف کردند. این می‌توانست منجر به تبعات زیادی شود که بعداً برای اینکه این تبعات کاهش پیدا کند، از رئیس‌جمهوری که نتوانسته بود برای بار سوم در رأس قوه مجریه قرار بگیرد تعریفی کردند و به اصطلاح استمالتی از ایشان کردند تا مقداری حضور و التهابش را بگیرند و مقداری آرامش به جامعه برگردد. در همان مقطع براساس مدیریت رهبری، هم جریانی که دیگر نتوانست در عرصه قوه مجریه حضور پیدا کند و هم کسانی که در واقع اقلیت بودند نسبت به اکثریتی که روی کار آمدند تلاش‌های جدی داشتند که به نوعی این دولت نتواند کار خودش را ادامه دهد. به اعتراف همه کسانی که در آن دوره دولت را در دست گرفته بودند، رهبری مقاومت جدی کرد تا این چرخش قدرت در کشور نهادینه و ماندگار شود. گرچه در بخشی از قدرت چرخش به وجود آمد. یعنی برخی نیروهای گذشته ماندگار شدند. به هر حال ما آن دوره را پشت سر گذاشتیم و یک ظرفیت تحمل رقیب در جامعه شکل گرفت. یعنی در آن جریان اقلیت این ظرفیت ایجاد شد که رقیب خودش را در رأس قوه مجریه تحمل کند. پس از دو دوره آقای خاتمی، رهبری شرایط جامعه را باز به نوعی هدایت کرد که برخی زیاده‌طلبی‌ها و تغییرات در قانون اساسی که در این دوره هم باز دنبال می‌شد، محصور و محدود و کنترل شد. براساس آنچه که رهبری هدایت کردند یک فرد جوانی روی کار آمد. آیا این امر مورد پذیرش اقلیت قرار گرفت یا نه؟ چالش‌ها و مخالفت‌هایی به وجود آمد که این مخالفتها را چون شما در جریانش نیستید من خیلی وارد جزئیاتش نمی‌شوم. اقلیتی که نتوانست در انتخابات نهم مسند قون مجریه را از آن خود سازد تلاشهای زیادی کرد بگوید اگر ما نباشیم در عرصه بین‌المللی، در عرصه داخلی، مسائل به گونه‌ای رقم خواهد خورد که بلافاصله از ما خواهند خواست که مجدداً به قدرت بازگردیم. این را حتی در محافل خصوصی با بیگانگان هم مطرح کردند. به صراحت در جاهای مختلف گفتند که فقط ما می‌توانیم کشور را به پیش ببریم و این بحث چرخش قدرت و به روی کار آمدن نیروهای جوان در عرصه مدیریت اجرایی یک امر خیالی و ذهنی است. در واقع مهندسی رهبری را در این عرصه نقد می‌کردند که خیر؛ این به جایی نخواهد رسید و کشور به سرعت محتاج ما خواهد شد و ما باز خواهیم گشت و مسائل را مدیریت خواهیم کرد. اینجا دیگر مسأله فرق می‌کند. اینجا اگر رهبری از رئیس‌جمهور وقت حمایت می‌کند تا او براساس مخالفت‌ها و ضدیت‌ها زمین نخورد به هیچ‌وجه مسأله حمایت از یک فرد نیست. حمایت از یک اصل است و آن چرخش قدرت است. چرخش قدرت می‌بایست بتواند برخی از معضلات جامعه ما را حل کند، معضلاتی که می‌توان براساس شاخص‌هایی که رهبری در جامعه گفتند مثل عدالت یا ساده‌زیستی فهرست کرد. رهبری شاخص‌های فراوانی هم در دانشگاه و هم در محیط‌های مختلف بیان کردند که شاخص‌های انقلاب اسلامی است.
فرصت جدید نقد
آنچه که در آستانه این انتخابات به وجود آمد یک مرحله جدید و یک گام نو در انقلاب اسلامی بود. علاوه بر چرخش قدرت زمینه نقد شخصیت‌ها هم فراهم شد. این هم به نظر من براساس مهندسی رهبری است. چرا؟ نقد در درون نیروهای انقلابی در آستانه انتخابات بسیار تأثیرگذار است. می‌شود گفت 90 درصد جامعه تمام توجهش را به این مسأله معطوف می‌دارد تا ببیند که چه چیزی در جامعه رقم می‌خورد. بنابراین اگر این چرخش قدرت بر مبنای یک نقد جدی صورت بگیرد، می‌تواند منجر به جراحی‌های دقیقی هم درون نظام بشود. جراحی‌ای که اگر خارج از دوران انتخابات بخواهد صورت بگیرد منجر به مشکلات زیادی می‌شود. یعنی بدون نظارت عامه جامعه، اصلاحات اساسی بسیار سخت و حتی ناممکن است.
مقام معظم رهبری 8 سال پیش بحث اصلاحات در جامعه را در ارتباط با مفاسد اقتصادی دنبال کردند اما به دلیل عدم توجه جامعه و معطوف نشدن توجه جامعه به آفت مفاسد نتوانستیم کاری پیش ببریم. یعنی وقتی که رهبری رؤسای سه قوه را مأمور کردند به امر مبارزه با مفاسد اقتصادی در جامعه، چون افکار عمومی در این مسیر هدایت نشد نتوانست بستر لازم را برای اصلاح فراهم کند. مسئولان عالیرتبه کشور در چارچوب ملاحظاتی گرفتار آمدند و نتوانستند خواسته رهبری را محقق کنند. در حالی که اگر توجه جامعه معطوف می‌شد، ناگزیر بودند آن مسأله را دنبال کنند. بنابراین برخی از مشکلات موجود در جامعه ما با انتخابات به سهولت امکان‌پذیر است، که در شرایط عادی حتی اگر هزینه‌هایی به مراتب بیشتر از این بدهیم دستاوردی نداریم. برخی از مفاسد در جاهایی رخنه کرده که در واقع آنجاها یک خط قرمزهایی است یا ملاحظه‌کاری‌هایی است یا هزینه‌های فراوانی دارد. در گذشته کسانی که خواستند وارد این خط قرمزها شوند هزینه‌هایی را پرداخت کردند که این برای دیگران سرمشق شده که ورود به این عرصه‌ها عواقب بسیار شومی دارد. بنابراین واردش نمی‌شوند. حتی اگر یک مسئول سیاسی، خودش، افراد خانواده‌اش، بستگانش، حتی بستگان دورش کاملاً عاری از مفسده باشند باز هم می‌داند که ورود به این عرصه‌های برایش هزینه دارد. اگر هم کمترین آلودگی در خودشان یا اطرافیانشان وجود داشته باشد از خوف این که مبادا وقتی وارد این مسائل شوند آن‌ها هم متقابلاً مسائل آنها را مطرح کنند علی‌القاعده خودشان به صورت اتوماتیک‌وار ملاحظاتی برای خودشان رقم می‌زنند که اصلاً نمی‌توانند وارد این عرصه‌ها شوند.
مخالفان نقد و چرخش قدرت
بنابراین رهبری انتخابات را به این سو سوق دادند که انتخابات بتواند برخی از مشکلات جامعه را برای جامعه مشخص کند و توجه عموم جامعه را به این مسائل مهم جلب کند. معلوم بود که این قضیه از سوی کسانی که علی‌القاعده اصلاً به چرخش قدرت معتقد نیستند با مخالفت‌های جدی مواجه خواهد شد. الگوی تمرکز قدرت از زمان حضرت امام(ره) یک سابقه طولانی دارد؛ برخلاف ادعای کسانی که این مسأله را ربط می‌دهند به این که بعد از رحلت امام چنین زیاده‌طلبی‌هایی ایجاد شد. برخی از کسانی که در دوران امام زیاده‌خواهی‌های جدی داشتند بعدها قدرتشان با درایت رهبری محدود شد و در واقع واکنشهای شدیدی که از سوی آن‌ها می‌بینید به دلیل ایجاد محدودیت در قدرتشان با یک درایت و مهندسی خاصی است.
در آستانه انتخابات این دوره شما صف‌آرایی گسترده‌ای را شاهد بودید که دو تا پایه دارد. یکی بحث مخالفت با رئیس دولت نهم است که برخی از ایراداتی که از رئیس‌جمهور به دست آوردند را بزرگنمایی می‌کردند و در جامعه مطرح می‌کردند. دوم بحث سوار شدن بر موجی بود که رهبری در زمینه عدالتخواهی، ساده‌زیستی، اصالتهای اولیه انقلاب و... ایجاد کردند. اصلاً تمام جریاناتی که قبلاً شعارهایشان به گونه دیگری بود، آمدند براساس این شاخص‌ها فردی را پیدا کردند که بتواند در واقع منطبق باشد. آیا واقعاً رویکردی به طرف ساده‌زیستی وجود داشت؟ رویکردی به طرف عدالت‌طلبی وجود داشت؟ قطعاً چنین چیزی نبود. از جانب کسانی که در برابر رهبری صف‌آرایی می‌کنند و مقاومت می‌کنند، قانون‌گرایی را نمی‌پذیرند، از تخلفات بارز حمایت می‌کنند تا بحث عدالت در جامعه محقق نشود، قانون‌گرایی محقق نشود، در آستانه انتخابات نمی‌توانیم بپذیریم که آنها بروند یک فردی را پیدا کنند که این آدم عدالت‌طلبی باشد و آنها در واقع هدف غایی‌شان تحقق عدالت‌طلبی در جامعه باشد.
انقلاب اسلامی که نتواند عدالت را در جامعه محقق کند قطعاً مورد چالش قرار خواهد گرفت از جانب نسل جوان. رهبری آمدند انتخابات را به این سو هدایت کردند که این مسائل بتواند در انتخابات مورد توجه قرار بگیرد و جامعه با رأی خودش این اصلاح را صورت بدهد. اما دیدید که با چه مقاومتی مواجه شد. آیا واقعاً جامعه ظرفیت پذیرش این مطلب را نداشت؟ داشت! یعنی شما در اوج التهابات رقابت انتخاباتی هیچ نوع کم‌ظرفیتی از جانب توده‌های مردم را شاهد نیستید. بلکه برعکس جامعه استقبال می‌کرد بیشتر دریابد که چه چیزی در جامعه دارد می‌گذرد. یعنی نوع مواجهه توده‌های ملت در ارتباط با بحث انتخابات و مناظره‌های انتخاباتی یا بحث‌های انتخاباتی بیانگر این بوده که این تشنگی ادامه دارد و می‌خواهد بداند و بعد براساس آن دانسته رأی بدهد. یعنی در یک محیط تاریک رأی ندهد. آگاهی را مبنای انتخاب خودش قرار بدهد. اما یک کم‌ظرفیتی را در کسانی که سرمایه‌گذاری کرده بودند برای اینکه پایان دهند به چرخش قدرت در کشور و به نوعی این روند را متوقف کنند، شاهد بودید.
عزم نظام برای صیانت از آرا
گاهی یک مصادیقی را می‌آوریم که یک فردی در یک جایی تخلفی در مورد انتخابات می‌کند، در هر جامعه‌ای می‌توانید شاهد این قضیه باشید. اما این که نظام اراده‌ای داشته باشد که از آرای مردم صیانت نکند این را نه در گذشته شاهدید، نه مصداقی می‌توانید برایش بیاورید، بلکه در اوج تأییدهای خلاف واقع در دوم خرداد که همه می‌گفتند:"ناطق نوری برنده انتخابات خواهد بود، رهبری گرایش به ایشان دارد، قوه مجریه دست جریان آقای ناطق نوری است، شورای نگهبان دارای چنین گرایشی است درست یک شخصیت دیگری با رأی ملت کیان قوه مجریه را دست می‌گیرد که اصلاً هیچ کسی این چنین چیزی را پیش‌بینی نمی‌کرد. حتی به خاطر این که بتوانند اگر آقای ناطق نوری انتخاب شد، آقای ناطق نوری را به نوعی هدایت کنند، بسیاری از نیروهای دوم خردادی آمده بودند در کنار آقای ناطق نوری قرار گرفتند و ستاد آقای ناطق نوری را هدایت می‌کردند. اما این مسأله محقق نشد.
صیانت از آرای ملت یک جایگاهی در نظام پیدا کرده که جزء اراده نظام محسوب می‌شود. این مسأله به کرات اثبات شده، اما برخی آمدند حرکتهایی را آغاز کردند که گویا نظام چنین اراده‌ای ندارد. باید در خارج از نظام یک اراده‌ای شکل بگیرد، کمیته صیانت تشکیل شود. این حرف حرف غلطی بود و برای آنها هم محرز بود که این صیانت در درون نظام صورت خواهد گرفت اما کمیته صیانت از آراء برای این معنا ایجاد شده بود که در واقع چرخش قدرت را متوقف کند یعنی بگوید الاّ بالله ما باید در قدرت باشیم. اگر ما در قدرت نباشیم ما اصل انتخابات را مخدوش اعلام می‌کنیم. این در واقع یک نوع نسخه جدیدی بود در مورد عدم پذیرش چرخش قدرت.
این‌ها کسانی‌اند که در کارنامه خودشان مخالفت‌های بارزی با چرخش قدرت دارند. کسانی که می‌خواستند قانون اساسی را تجدید کنند. برای اینکه در قدرت باقی بمانند، بعد اصلاً راضی نبودند انتخاباتی شکل بگیرد که چرخش قدرت واقعی در کشور به وجود بیاید. یعنی یک رئیس‌جمهوری بیاید سر کار اما در واقع هیچ‌کاره باشد. از طریق منابعی که از دایره ملت خارج کردند و به صورت خصوصی و انحصاری بر آن تسلط پیدا کردند بتوانند در واقع کشور را آنها اداره کنند. اینها چرخش قدرت نیست. چرخش قدرت واقعی این است که وقتی یک رئیس‌جمهوری وارد میدان شد بتواند آن عقبه‌ها را قطع کند.
قبول داشتن دولت نهم این نیست که دولت نهم اشتباه نداشته، نخیر! اشتباه داشته، ما و شما هم با برخی از اشتباهاتش به حق مقابله کردیم، اما کسانی که می‌خواستند چرخش قدرت را در کشور منکوب کنند، اتکاءشان به برخی ضعف‌ها برای این بود که به ملت ثابت کنند چرخش قدرت در کشور امری بیهوده است. بنابراین خارج از حلقه اول کاندیداها، یک سازمانی به وجود آمد با پولهای کلان به صورت مستقیم، تا انتخابات را به نوعی هدایت کند که این چرخش قدرت اتفاق نیفتد.
مقابله با مهندسی رهبری
در مناظرات از تخلفات برخی منسوبان افراد نام برده شد. نه بحثی از خود آقای ناطق نوری به میان آمد نه از شخص آقای هاشمی، بحث منسوبانشان بود. این هم چیز جدیدی نبود. در حلقه خواص این منسوبان مدتها بود که این تخلفاتشان مطرح بود یعنی چیز جدیدی هم نبود؛ بحث رشوه گرفتن از استات ایل برمی‌گردد به قبل از دولت نهم. از آن موقع در محافل مطرح بود. در خارج کشور مقصرین آن مورد محاکمه واقع شدند. این چه ربطی به مقدسات دارد؟ چه ربطی به کیان نظام دارد؟ اما در واقع مقابله آنها با آن مهندسی است که رهبری گفت. رهبری با نام بردن افراد خیلی موافق نبودند، اما در عین حال در مناظره بحث‌ها مطرح می‌شود. این که یک نامه‌ای به رهبری نوشته می‌شود، سه چهار روز قبل از انتخابات و رهبری مورد تهدید قرار می‌گیرد، نامه به شدت تند بدون سلام و احترامات رایج که شما به یک فرد عادی هم وقتی بخواهید نامه بنویسید با سلام و عرض ارادتی نامه خودتان را آغاز می‌کنید، چه ربطی به رهبری دارد این قضیه؟ شما از جهتگیری این نامه باید بفهمید مهندسی این قضیه مال کیست و فردی که این نامه را می‌نویسد می‌داند برای کیست. مثلاً این نامه را باید بنویسد به فردی که این جسارت را خودش داده که قبلاً درباره فرزند یک فردی بحث کرده، چرا باید یک نامه شداد و غلاظ به رهبری نوشته شود و رهبری تهدید شود به اینکه اگر متوقف نکنید این قضیه را در آینده نزدیک در خیابانها شاهد مسائلی این چنین خواهد بود. چرا؟ چون او هم می‌فهمد که مهندسی این کار با رهبری است و در واقع به کسی دارد عتاب می‌کند که می‌خواهد کشور را وارد وادی‌ای کند که برخی از مشکلات شکل گرفته در جامعه از طریق انتخابات حل و فصل شود. او می‌داند باید چه کسی را برای متوقف شدن این روند تحت فشار قرار بدهد. در این قضیه تنومندی خودشان را خواستند نشان بدهند.
اساس در جلوگیری از چرخش قدرت است و این که نگذاریم اتفاقات آن معنی واقعی خودش را پیدا کند و مردم با آگاهی رأی بدهند. در روز انتخابات هم اعلام کنند که اگر فلانی رأی نیاورد قطعاً تخلف شده و مردم به خیابانها بریزند. یعنی ما فقط با شرایط خودمان انتخابات را قبول داریم. بعد از انتخابات هم تا قبل از فرمایش مقام معظم رهبری در نماز جمعه تهران شاید می‌شد گفت که مثلاً برخی از عزیزان عنایت به مسائل ندارند. در حالی که عنایت داشتند. مقابله با بسیاری از رهنمودهای رهبری آن چنان روشن بود که حتی بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی در خارج کشور هم متوجه این مسأله شده بودند. نگارنده آن نامه وقتی که سفری به عراق داشت در ملاقات با آیت‌الله سیستانی اولین تذکری که آیت‌الله سیستانی به ایشان دادند این که چرا با رهبری همراه نیستید؟ قبل از انتخابات هم حتی برای ناظرین در مسائل داخلی کشور ما کاملاً روشن بود که یک مشکلاتی وجود دارد. رهبری می‌خواهد برخی از مفاسد و آفات را از دامن انقلاب دور کند. برخی از عزیزان مایل به این امر نیستند و یا مقاومت می‌کنند و این مسأله در خیلی از نقاطی که به صورت دقیق تحولات انقلاب اسلامی را در درون ایران دنبال می‌کنند نگرانی‌هایی را رقم زده بود.
بنابراین ما وارد شرایطی شدیم که احساس می‌کردیم بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری لااقل یک ملاحظاتی در نظر گرفته شود، اما متأسفانه این مهم و این خواسته ملت در این زمینه رعایت نشد و برخی از عزیزانی که از آنها انتظار می‌رفت، نه تنها چنین نکردند بلکه اعضای خانواده خودشان را گسیل داشتند، به صحنه‌ای که قطعاً نیروهای متعلق به انقلاب نبود. این گسیل داشتن به این معنا نیست که افراد عادی وارد میدان شدند. چون یک حمایت سیاسی را به افرادی دادند که افراد با اتکا به آن، کار خودشان را دنبال کنند و احساس کنند که بخشی از نظام چتر حمایتی خودشان را متوجه آنان کرد و این مسأله کمی نیست که در دوشنبه رخ داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات