عبدالکریم سروش در گفتوگویی با یک رسانه خبری بار دیگر در برابر پرسشی درباره انقلاب فرهنگی قرار گرفت و بدین ترتیب گفت: من بارها این را توضیح دادهام در حدی که هم برای خودم و هم برای شنوندگان ملالآور شده است. به هر حال، چیزی به نام انقلاب فرهنگی در کشور اتفاق افتاد. وقتی که من خودم در دانشگاه تربیت معلم تدریس میکردم، خبرهایش را شنیدم و حوادثش را به چشم دیدم. کسانی در شهرهای مختلف تصمیم گرفتند که در دانشگاهها چیزی پدید بیاورند به نام انقلاب فرهنگی و هدفشان این بود که دروس و برنامهها را اسلامی کنند با هر معنایی که در ذهن داشتند و استادان ناباب و نااهل و ضد انقلاب را از دانشگاهها بیرون برانند. الان دیگر چند چیز فاش شده است.
یکی اینکه این برنامه، یعنی پروژه انقلاب فرهنگی در حزب جمهوری اسلامی برنامهریزی شد و شخص آقای آیت از کسانی بود که پشت آن بود. در نوارهایی که از او به دست آمد و منتشر شد، گفته بود که ما برنامههایی در دانشگاهها خواهیم داشت که پدر آقای بنیصدر هم نمیتواند جلو آن را بگیرد. این برنامه اجرا شد، بدون آنکه ما مطلع باشیم. هرچه که بود، دانشگاهها بسته شد. کسانی که دانشگاهها را بسته بودند، میخواستند دانشگاهها تا 20 سال بسته بماند تا تمام اصلاحات لازم و تطهیرهای لازم صورت بگیرد و آنگاه بازگشایی شود.
ما نزد آیتالله خمینی رفتیم و از ایشان خواهش کردیم که اجازه دهند دانشگاهها را هرچه زودتر باز کنیم و پس از یک سال تا یک سال و نیم، ما دانشگاهها را باز کردیم. سروش همچنین گفته است: برای بیرون کردن استادان و تصفیه و تطهیر دانشگاهها، حاجتی به ستاد انقلاب فرهنگی نبود. کمیتههای پاکسازی در همه جا بودند، در ادارهها و دانشگاهها... . البته نکتهای هست که خیلیها نمیدانند. ستاد انقلاب فرهنگی رئیس نداشت. خیلی هیاتی عمل میکرد.
ممکن بود کسی تصمیمی بگیرد و امضایی بکند و دیگران اطلاعی نداشته باشند. حتی ما صورتجلسه نداشتیم. لذا یک وقت آقای فارسی برای خودش یک چیزی را امضا میکرد، میداد اجرا هم میشد بدون اینکه بنده یا اعضای دیگر مطلع باشند. لذا من هیچوقت انکار نمیکنم در دورانی که ما در ستاد انقلاب فرهنگی بودیم، کارهایی به اسم ستاد یا به دست پارهای از اعضای ستاد نشده باشد.