تحریم و اعمال فشار در قرن بیست و یکم، ابزاری غیر موثر و کهنه است و تحریم نفت ایران از سوی اتحادیه اروپا به معنای بحران انرژی برای این اتحادیه خواهد بود.
ریانووستی در تحلیلی با موضوع تحریم نفتی ایران نوشت: دو سوال اصلی در خصوص تحریم نفتی ایران مطرح است. اول اینکه، آیا تحریمها علیه ایران موثر هستند؟ و دوم، آیا این تحریمها ادامه خواهند یافت؟
بر اساس این گزارش از سال 1979 و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، این کشور همواره با انواع مختلف تحریمها روبرو بوده است. از زمان اشغال سفارت آمریکا در ایران و گروگان گرفته شدن 444 روزه دیپلماتهای آمریکایی تا به امروز درهای سفارت آمریکا در این کشور بسته باقی مانده است. تحریمهای کنونی وضع شده علیه ایران، در واکنش به برنامه هستهای این کشور اعمال شده اند.این تحریمها ماهیتی اقتصادی دارند، در حالی که بحث در خصوص برنامه هستهای ایران، بحثی کاملا سیاسی است. در شرایطی که تهدید آمریکا و غرب به آغاز جنگ علیه ایران هر روز شنیده میشود، احتمال وقوع این تهاجم بسیار ضعیف به نظر میرسد، بلکه جنگ اصلی غرب علیه ایران جنگی اقتصادی است. واقعیت این است که هیچ یک از طرفهای این معادله سودی از ادامه تحریمها نمیبرند. اگر بخواهیم سادهتر بگوئیم، تحریمها علیه ایران کاملا بی اثرند و به نظر میرسد که برای مدت طولانی دوام نخواهند داشت.
منابع نفت و گاز در عرصه سیاست خارجی دیگر نمیتوانند به عنوان ابزار اعمال فشار سیاسی و نظامی مورد استفاده قرار گیرند. هیدروکربنها امروز یک واقعیت انکار ناپذیر هستند و تا زمانی که نیاز به این منابع در جهان به شکل کنونی احساس میشود، دولتها ناگزیرند در این زمینه با یکدیگر همکاری داشته باشند و حال آنکه تحریمها زمینه همکاری را از بین میبرد. در حوزه انرژی باید از سیاست زدگی اجتناب کرد. رقابت از طریق محدود ساختن توانایی رشد رقبا دیگر جواب نمیدهد و این دقیقا همان کاری است که تحریمها انجام میدهند.
بر اساس این گزارش، ایران کشوری است که دارای منابع عظیم هیدروکربنی است، اما از تکنولوژی و سرمایه گذاری جهانی محروم است. در سوی دیگر آمریکا و اروپا قرار دارند که تکنولوژی برتر را در اختیار دارند، اما فاقد منابع گسترده هیدروکربنی هستند. هند و چین هم کشورهایی هستند که نیاز به ادامه تامین هیدروکربنها برای تداوم رشد اقتصادی خود را به شدت احساس میکنند. حال این معادله را به این صورت میتوان بازنویسی کرد که منابع به اضافه تکنولوژی، مساوی است با تقاضا. اما در صورتی که مناسبات سیاسی را در این فرمول دخالت دهیم، کل این معادله به هم خواهد ریخت.
دور جدید تحریمها علیه ایران بر صنعت نفت این کشور متمرکز شده است؛ اما چین تا کنون با نادیده گرفتن تحریمها علیه ایران، واردات نفت از این کشور را افزایش داده است. هند هم که یکی از وارد کنندگان عمده نفت ایران به شمار میرود، مخالفت خود را با تحریمهای نفتی علیه ایران اعلام کرده است.
اعمال فشار دولت آمریکا برهند بدین معناست که طرف سومی قصد دارد مبادلات تجاری چند میلیارد دلاری بین این دو کشور را مختل سازد. اخیرا پاکستان هم با مقاومت در برابر فشارهای آمریکا بر ادامه تکمیل خط لوله انتقال گاز ایران به این کشور تاکید کرده است. پاکستان برای رشد اقتصادی خود به گاز نیازمند است و گاز ایران طبیعیترین گزینه در این زمینه به شمار میرود. همچنین باید این نکته مورد توجه قرار گیرد که ایران و پاکستان هر دو از اعضای سازمان اکو هستند.
طبیعتا در این میان اروپا را میتوان بزرگترین بازنده تحریم نفت ایران دانست. اروپا در حال حاضر حدود 900 هزار بشکه نفت خام در روز از ایران وارد میکند. اتحادیه اروپایی تا کنون در خصوص اعمال تحریم نفتی ایران به توافقی دست نیافته و به نظر هم نمیرسد که در آینده بتواند به این توافق دست یابد. اصلیترین مصرف کنندگان اروپایی نفت ایران، کشورهای اسپانیا، ایتالیا، یونان و پرتغال هستند.
هرگونه تحریم نفت ایران میتواند اقتصاد این کشورها را که با بحران دست و پنجه نرم میکنند به طور کامل فلج سازد. پیچیدهتر شدن اوضاع اقتصادی در این کشورها قطعا، ناآرامیهای اجتماعی در این کشورها را افزایش خواهد داد. همچنین پالایشگاههای این کشورها هم با افزایش قیمت نفت در اروپا و تغییر نوع نفت خریداری شده به شدت ضربه خواهند دید.
تحریمها علیه ایران قطعا قیمتهای نفت را در بازار دستخوش تغییراتی ناگهانی خواهد ساخت. اعمال این تحریمها به معنای بحران انرژی برای اروپا خواهد بود و کشورهای عضو جی 8 که اکثرا فاقد منابع فسیلی بوده و با بحران بدهیها مواجه اند، ناگزیر خواهند بود بهای بیشتری را برای تامین انرژی مورد نیاز خود بپردازند، در حالی که چین و هند به خرید نفت ایران با بهای پائینتر ادامه خواهند داد. مسلما هیچ عقل سلیمی خواهان به وجود آمدن شرایط پیش گفته نیست.
در حقیقت میتوان گفت، ایده اعمال دور جدید تحریمها علیه ایران از نظر اقتصادی مسخره به نظر میرسد. در شرایطی که آمریکا و اروپا میتوانند با تامین تکنولوژی مورد نیاز در بخش نفت و گاز، به افزایش فرصتهای شغلی در نظامهای اقتصادی درگیر بحران خود کمک کنند و ایران میتواند از تکنولوژی در اختیار غرب برای بهره برداری هر چه بهتر از منابع فسیلی خود کمال استفاده را ببرد. نباید فراموش کرد که کمپانی بریتیش پترولیوم، چهارمین کمپانی بزرگ جهان، و سومین کمپانی بزرگ فعال در بخش انرژی جهان، در سال 1901 با عنوان شرکت نفت ایران و انگلیس حیات اقتصادی خود را از ایران آغاز کرد.
در این زمینه بلومبرگ در گزارشی با اشاره به تلاشهای آمریکا و کشورهای اروپایی برای تحریم نفت ایران نوشت: حتی اگر هم تحریمها موفقیتآمیز باشد با افزایش قیمت نفت زیانهای احتمالی ایران جبران خواهد شد.
بلومبرگ در گزارشی نوشت، دولت اوباما و دولتهای اروپایی در تلاش هستند تا از همپیمانان عرب و آسیایی خود برای کاهش درآمدهای نفتی ایران کمک بگیرند و در عین حال تلاش میکنند که قیمت نفت افزایش پیدا نکند.
بر اساس این گزارش، این تلاش شامل فشار واردن کردن بر فرانسه و انگلیس برای تحریم نفت وارداتی از ایران تا یک ماه آینده و تحریم از سوی 27 کشور اتحادیه اروپا است.
مارک دوبویتز مدیر پروژه انرژی ایران در سازمان حقوق بشر در واشنگتن که به دولت و کنگره آمریکا توصیه کرده بود، درآمدهای بودجهای انرژی ایران را هدف نگیرند، میگوید: هدف نهایی این نیست که تمامی نفت ایران را از بازار خارج کنند بلکه خواهان کاهش چشمگیر درآمدهای نفتی ایران هستند.
بر اساس آمارهای بخش انرژی آمریکا و صندوق بینالمللی پول، درآمدهای نفتی مهمترین منبع درآمدی ایران است و درآمدهای نفتی ایران در سال 2010 حدود 73 میلیون دلار برآورد شده است و این میزان 50 درصد بودجه این کشور را تشکیل میدهد. ایران دومین تولیدکننده بزرگ نفت در اوپک پس از عربستان است و در سال 2010 به طور متوسط 58/2 میلیون بشکه در روز صادر کرده است.
در حال حاضر سازمان ملل متحد، آمریکا و اتحادیه اروپا تحریمهایی علیه ایران اعمال کردهاند که به گفته مقامات ایران تاثیر چندانی بر اقتصاد این کشور نداشته است.
به گزارش بلومبرگ، رستم قاسمی وزیر نفت ایران اعلام کرده است: جهان به نفت ایران نیاز دارد و نمیتواند این کاهش را جبران کند و سازمان بینالمللی انرژی هم اعلام کرد: ژاپن 10 درصد واردات نفت خود را از ایران وارد میکند و اگر واردات نفت از ایران متوقف شود، خساراتی برای اقتصاد جهان دربر خواهد داشت. با این وجود آمریکا به ژاپن برای قطع وارادات از ایران فشار وارد میکند. این در حالی است که تحریم اتحادیه اروپا و کاهش کم واردات نفت ژاپن و کره جنوبی از ایران، باقی خریداران مانند چین و هند را در موقعیت بهتری برای بدست آوردن تخفیف قرار داده است.
از سوی دیگر باید اشاره داشت: با توجه به نیاز فزاینده ژاپن به نفت ایران، افزایش قیمت جهانی نفت در صورت تحریم، ترس از بروز شوک نفتی جهانی و ناتوانی ژاپن در تامین نفت از منابع دیگر به علت شرایط ذکر شده، این کشور همچنان با فشارآمریکا به منظور تحریم نفت ایران مخالفت خواهد کرد.
طبق گزارش «مجله بینالمللی نفت و گاز»، ژاپن دارای منابع نفتی محدودی در داخل است که بیشتر این ذخایر در سواحل غربی این کشور واقع شده است و اغلب آن در مناطق مورد مناقشه با چین در دریای چین جنوبی است. از این رو ژاپن با توجه به نیازهای مصرفی خود کاملا متکی به واردات نفت است. این کشور روزانه 4/4میلیون بشکه نفت مصرف میکند. این مقدار، ژاپن را بعد از آمریکا و چین به سومین مصرف کننده نفت جهان تبدیل کرده است.
علیرغم سرمایه گذاریهای بزرگ ژاپن در میادین بزرگ نفتی دنیا از جمله در خاورمیانه، ژاپن سومین کشور بزرگ وارد کننده نفت خام بعد از آمریکا و چین محسوب میشود. ژاپن در وهله اول متکی به واردات نفت از نفت خاورمیانه است و حدود 80 درصد نفت وارداتی این کشور از خاورمیانه تامین میشود.
درحال حاضر عربستان، امارات متحده عربی و ایران به ترتیب بزرگترین کشورهای صادرکننده نفت به ژاپن هستند. عربستان سالانه 458 میلیون بشکه یا30درصد، امارات متحده عربی 387 میلیون بشکه یا 4/25 درصد و ایران 160میلیون بشکه یعنی حدود 5/11درصد نفت مورد نیاز ژاپن را تامین میکند.
در بررسی میزان اثربخشی تحریمهای غرب علیه ایران بویژه در حوزه انرژی باید دو زمینه تاثیرگذار؛ یعنی واقعیتها و شواهد موجود در سرپیچی از تحریمها و عوامل بازدارنده در تحریم نفت و گاز ایران را مورد توجه قرار داد.
با وجود فشارهای شدید آمریکا، فعالیت در زمینه نفت و گاز در ایران همچنان ادامه دارد و با توجه به وجود زمینهها و تمایل شرکتهای بزرگ نفتی برای سرمایهگذاری در صنعت نفت و گاز ایران، رقیبان آسیایی از جمله چین و مالزی وارد بازارهای انرژی ایران شده و در عمل، جای اروپاییها و غرب را پر کردهاند.
قطع نظر از مسئله رقابت در تجارت و بازارهای بزرگ جهانی که به عنوان یکی از مهمترین مولفههای بازدارنده در موضوع تحریم عمل میکند، علت اصلی خودداری کشورها و شرکتهای بزرگ فعال در حوزه انرژی با تحریم ایران، تاثیر راهبردی انرژی (نفت و گاز) در شریان حیات اقتصادی جهان است.
در همین خصوص«کوئیچیرو گمبا» وزیر امور خارجه ژاپن در سفر خود به آمریکا و دیدار با هیلاری کلینتون به درخواست آمریکا مبنی بر توقف واردات نفت از ایران پاسخ منفی داد و آن را غیرممکن دانست.
سیستم خطوط انتقال نفت ژاپن بسیار محدود است و این مساله دولت ژاپن را در ایجاد تنوع جغرافیایی در واردات نفت محدود کرده است. در حال حاضر ژاپن به دنبال احداث خطوط لوله نفتی به منظور تسهیل در واردات نفتی خود است.
یکی از این خطوط در حال ساخت، خط لوله انتقال نفت سیبری-اقیانوس آرام است که با حمایت دولت روسیه به منظور واردات نفت از روسیه ساخته میشود. در حال حاضر فقط سه درصد نفت وارداتی ژاپن از روسیه تامین میشود.
در همین حال روزنامه کانادایی نشنال پست با ابراز تردید نسبت به موثر بودن تحریم نفتی آمریکا علیه ایران تاکید کرد که موتورهای محرکه اقتصاد جهانی یعنی چین، هند، ژاپن و کره جنوبی کاملا به نفت ایران وابسته هستند.
به گزارش فارس، پایگاه خبری نشنال پست در تحلیلی از تاثیر تحریمها علیه ایران بر بازار نفت، با ابراز تردید نسبت به موثر بودن تحریمها بر اقتصاد ایران، نوشت: موتورهای محرکه اقتصاد جهانی یعنی چین، هند، ژاپن و کره جنوبی کاملا به نفت ایران وابسته هستند.
براساس این گزارش کنگره آمریکا با تصویب طرحی، مقررات مربوط به اعمال تحریمها علیه شرکتها و موسساتی که مبادرت به انجام مبادلات اقتصادی با بانک مرکزی ایران بکنند را مشخص کرد. اما علیرغم سابقه طولانی اعمال تحریمها علیه ایران، براساس آمارها، درآمد نفتی این کشور برای سومین سال متوالی افزایش یافته و به حدود 100 میلیارد دلار رسیده است. در حالی که به پیشبینی آژانس بینالمللی انرژی اگر تحریم نفتی ایران موفق اجرا شود، تا سال 2016 به میزان 890 هزار بشکه از تولید روزانه نفت ایران کاهش خواهد یافت.
در این میان به نظر میرسد آنچه واضح است این که، بازار نفت و قیمتهای جهانی به شدت از تحولات و تنشهای موجود در خاورمیانه و بحران اقتصادی اروپا تاثیر میپذیرند.
بانک ایمپریال کانادا، یکی از بانکهایی که همه ساله اقدام به انتشار پیشبینی وضع بازار نفت میکند، متوسط قیمت شاخص برنت در سال آینده را 123 دلار پیشبینی کرده است. کاترین اسپکتور، یکی از کارشناسان مسائل انرژی در بانک ایمپریال کانادا میگوید:«مسائل ژئوپولوتیک،خطر بالقوهای برای ثبات بازار نفت به شمار میرود و اگر ایران اقدام به مسدود ساختن تنگه هرمز کند، تمامی پیشبینیهای ما در مورد قیمتها به هم خواهد ریخت.»
وی افزود:«رابطه اقتصاد کانادا با قیمت نفت از دیگر صادرکنندگان نفت ظریفتر و حساستر است و این مسئله میتواند رشد اقتصادی ما را با مشکل مواجه سازد.»
براساس تخمین مرکز مطالعات جهانی انرژی در لندن 14 درصد نفت خام جهان از تنگه هرمز میگذرد که در صورت بسته شدن تنگه میتواند اقتصاد جهانی را با ریسک بالایی مواجه سازد.
براساس یک مطالعه انجام شده به بسته شدن تنگه هرمز بدون شک باعث جهش فوری و شدید قمیت نفت در بازار جهانی خواهد شد و نتیجه این اتفاق فاجعهبار خواهد بود. قیمت نفت در هفته اول بسته شدن تنگه هرمز بیش از 23 دلار افزایش خواهد یافت و در صورت بسته باقی ماندن تنگه هرمز این افزایش قیمت به بیش از 175 دلار خواهد رسید.»
لارنس ایگلز، یکی از تحلیلگران بانک جیپی مورگان هم در این زمنیه گفت: «اگر ایران ببیند که تحریمها باعث میشود این کشور درآمدهای نفتی خود را از دست دهد، ممکن است دست به تحریم پیشدستانه نفتی بزند.»
باید این نکته را مدنظر قرار داد که موتورهای محرکه اقتصاد جهانی کاملا به نفت ایران وابسته هستند: 6 درصد از واردات نفت چین از ایران است. 9 درصد از واردات نفت هند و 10 درصد از واردات نفت کره جنوبی از طریق ایران تامین میشود. بعلاوه، نفت ایران تامینکننده 30 درصد از نفت مورد نیاز یونان و 7 درصد نفت مورد نیاز ژاپن است.
اسپکتور میگوید: «تحریمهای اتحادیه اروپا هنوز به اجرا درنیامدهاند. بعلاوه صرفنظر از اروپا، مشتریان اصلی آسیایی نفت ایران همچون ژاپن چندان با تحریم نفت ایران موافق نیستند و نگران تضمین امنیت انرژی هستند.»
یونان هم تردیدهایی را درخصوص تحریم نفتی ایران از ناحیه اروپا مطرح کرده است، در حالی که ژاپن و کره جنوبی به دنبال مستثنا کردن خود از تحریم نفتی اعمال شده توسط آمریکا هستند.
این در حالی است که در صورت تحریم نفتی ایران، چین میتواند از موقعیت به وجود آمده به نفع خود بهره ببرد و نفت ایران را با بهایی پائینتر خریداری کند.
هلنهنتن، تحلیگر بانک چارترد استاندارد اظهار میدارد:«ریسک اصلی کاهش عرضه در بازار از ناحیه نفت ایران است که موجب افزایش قیمت خواهد شد. اما ما پیشبینی میکنیم که تنشها بین دو طرف، در سطح کنونی بدون دستیابی به هرگونه راه حلی باقی خواهد ماند و هیچ کدام از طرفین به سمت بغرنجتر کردن شرایط حرکت نخواهد کرد.»