آیا اهداف اخلاقی از عهده تبیین معنایی جامع و فراگیر برای زندگی انسان برخوردار است یا نه؟ آیا میتوان زندگی انسان را بر اساس اهداف اخلاقی معنا کرد یا این امر نیز دارای نواقصی است؟
اخلاق و ارزشهای مبتنی بر آن دارای ارزش و اهمیت کم نظیری در مبانی اسلام است. این اهمیت به حدی است که پیامبر گرامیاسلام (ص) بعثت خود را در جهت تتمیم و احیای آن قرار میدهد: "إنّما بعثت للتمّم مکارم الاخلاق". (2) در این رابطه به دو ویژگی مهم اخلاق در آموزههای اسلامیاشاره میشود:
1- تدوین: با تامل در آموزه های اسلامیمیتوان به گزاره های واضح و بدون ابهامیدست یافت که در متون دینی "تدوین" یافته است. خداوند متعال قرآن کریم را به عنوان "تبیاناً لکل شیء" (نحل، آیه 89) معرفی نموده است. به تعبیر مفسران معنی آیه این است که هرچه در تامین سعادت انسانها سهم موثر دارد، در این کتاب الهی بیان شده است.(3)
همچنین اختصاص حجم وسیعی از آموزههای دینی به توصیههای اخلاقی، علاوه بر اینکه از اهمیت فوق العاده اخلاق در زندگی بشر خبر میدهد، مبین اهتمام شارع مقدس بر روشن شدن تکلیف افعال اخلاقی انسان در جهان است. گویا او خواسته است اهتمام انسانها بیش از همه به انجام قضایای اخلاقی معطوف شود و تردیدها در تشخیص گزارهها امکان اهتمام نسبت به عمل به قضایا را از وی سلب نکند.
2- پشتوانه علمی
برای بررسی دیدگاه دینی درباره پشتوانه اخلاق، که معنای یک مومن بدان متکی است باید به بررسی مبانی انگیزشی اسلام برای تقوا و پرهیزکاری پرداخت. بسیار مهم است بدانیم یک مومن با چه انگیزه و نیتی به سوی هدف زندگی که دستکم بخشی از آن در مراعات موازین اخلاقی تحقق مییابد، قدم برمیدارد. این انگیزه نه تنها خود وجه رویکرد یک مومن به معنای زندگی را جلوهگر میسازد، بلکه بیتردید خود معنابخش است.
مبانی انگیزشی اسلام برای رفتارهای اخلاقی:
در قدم اول بررسی مبنای انگیزشی اسلام برای رفتار اخلاقی و پرهیزکارانه با آیات و روایاتی مواجهه می شویم که پاداش افعال پرهیزکارانه انسان، نعمات و اجرهای اخروی قلمداد می شود: "ان المتقین فی جنات و عیون. پارسایان در باغ های بهشت و کنار چشمه های جاری خواهند بود." (حجر،آیه45)، "و ان للمتقین لحسن ماب؛ جنات عدن مفتحه لهم الابواب. در جهان جاودان برای اهل تقوا نیکو منزلگاهی است؛
باغ های بهشت ابدی که درهایش بر روی آنان گشوده است." (صاد،آیه49و50)
رضایت و خشنودی محبوب، پشتوانه حقیقی افعال مومن: در این وادی و این نعمات یک نوع نگاه مادی بین دستکم برای تصور چنین نعماتی لازم است. نگاهی که در آن نوعی معامله و سود گنجانده شده است، این در حالی است که در قدم های بعدی نعمات و اجرهای اخروی در مسیری عالیتر معنا و مفهوم می یابد. لذتی عمیق تر و ارزشمند تر که حتی تصور و نگاه سود جویانه و دنیابین مادی بهکلی با آن ناملایم و بی ربط است. البته حتی در نعمات گروه اول نیز به نوعی نعمات فراتر وجود دارد اما در نعمات بعدی گویا خداوند متعال آدمی را به وادی حقیقی شخصیت او فرا می خواند. آیه ذیل از جمله آیاتی است که به طور اجمالی به این عمق اشاره می کند تا مومنان به آن سوی نعمات رهنمون شوند: "وعد الله المومنین و المومنات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکن طیبه فی جنات عدن و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم. خداوند مردان و زنان مومن را به بهشت هایی وعده داده است که از چشم اندازهایش جوی ها روان است و ایشان جاودانه در آنند. و آنان را به قصرهایی پاکیزه در بهشت های عدن و از همه بالاتر "رضایت الهی" وعده داده است که آن خود رستگاری عظیمی است. " (توبه،آیه72)
این آیه و آیات مشابه (25 آل عمران، 21 و 72 توبه، 119 مائده) بر این مطلب بنیادین دلالت میکنند که حتی در آیاتی که در آنها به نعمات مشابه نعمات دنیوی اشاره میشود، باز مقصود اصلی به حقیقتی برتر بازمیگردد. پشتوانه حقیقی و بنیان انگیزشی یک مومن در افعال خود ازجمله افعال اخلاقی معلوم میشود و آن این است که وی در نگرشی غیر سودجویانه به رضایت و خشنودی محبوب خود میاندیشد و تمام اهداف و انگیزههای خود را در این راستا معنی میکند. این آن چیزی است که در آیات و روایات به آن تاکید شده و برطبق آنها عبادت واقعی تنها در "محبت" به خداوند تحقق مییابد و دیگر عبادتها تنها از نمایی از عبادت برخوردارند و از عبادت حقیقی تهی است. (ر.ک: اصول کافی، ج2، ص 84)
علامه طباطبایی نیز حقیقت عبودیت مورد نظر قرآن کریم را عبودیتی میداند که در ذیل محبت رقم میخورد و سپس اضافه میکند: بزرگترین سعادت و رستگاری برای یک نفر عاشق و دوستدار ایناست که رضایت معشوق خود را جلب کند بدون اینکه درصدد ارضای نفس خویش باشد. (اصول کافی، ج2، ص 84)
مرحوم علامه سوی دیگر قضیه را نیز مورد تاکید قرار داده است. ایشان ضمن اشاره به این مطلب که رضوان الهی خود جزء مشتهیات نفس انسان است، لذتی را که انسان از رضایت معشوق خود بهدست میآورد به مراتب از آنچه بهوسیله ارضای نفس خود کسب میکند بالاتر میداند. این مطلب در آیه 15 سوره آل عمران و تفسیر علامه در ذیل این آیه مورد تاکید قرار گرفته است. لذت آدمی از عنایت و خوشنودی معشوق وی به مراتب عمیقتر و ارزشمندتر از دیگر لذایذ است و انسان در این موقع به اوج حض حقیقی خود دست مییابد. او در این هنگام از احساسات مادی خود محفوظ نمی شود بلکه از جنبش روح و وجود واقعی خود بهره می برد. این احساس لذت گاه در زندگی دنیوی نیز نصیب انسان می شود مانند لذت کسی که محبوب گمشده خود را پس از سالیان متمادی فراق و جدایی پیدا می کند یا احساس آرامش فرزندی که در آغوش مادر به دست
می آورد. این احساسات و لذایذ به ماده وشهوات نفسانی متکی و مبتنی نیست، حسی است که درون آدمی به واسطه آن سیراب می شود. این احساس سیراب شدن نه آنکه تنها در انتهای مسیر بلکه در طول مسیر به او دست می دهد و او با تمام وجود به این احساس نایل می شود. او درک میکند هر فعلی که به انجام می رساند یا هر فعلی را که ترک می کند به وجود محبوبش نزدیک و نزدیک تر می شود. قرب به معشوق که حتی در معشوق های ظاهری لذت بخش است در مورد معشوقی که انسان همه وجودش را مدیون اوست به مراتب لذت بخش تر است.او در قدمی که با انجام افعال پرهیزکارانه واخلاقی خود بر می دارد، احساس تقرب را درک می کند و لحظه به لحظه رغبت بیشتری نسبت به انجام افعال پیدا می کند به حدی که آرزو می کند که ای کاش لحظه ای در انجام افعال درنگ نکند و تمام افعال و اذکارش تنها منحصر در خدمت محض او باشد: "حتی تکون اعمالی و اورادی کلها وردن واحدا و حالی فی خدمتک سرمدا؛ خداوندا عنایتی کن تا اینکه تمام اعمال و اذکارم تنها در ذکر تو خلاصه شود و حالم تنها در خدمت منحصر شود".
به هر حال آنچه از لسان شرع به دست میآید آناست که پشتوانه حقیقی و اصیل یک مومن در زمینه اخلاق و دیگر ابعاد افعال که در تقوای او جمع میشود، امری است از سنخ محبت، وصال و لقای معشوق و اینها همگی فراتر از لذایذ حسی هستند و این فرانگری در نعمات اخروی به نحو ملایمتری وجود دارد. این پشتوانه غیر مادی اساس تفکر دینی را تشکیل میدهد که بسیاری از مکاتب اخلاقی بویژه مکاتب اخلاقی غایتگرا از آن برخوردار نیستند درحالیکه فقدان این پشتوانه، اساس مکتب اخلاقی را به هم میریزد؛ چون امکان ندارد کسی هم تابع لذات باشد و اهداف سودجویانه دنبال کند و هم بر عمین مبنا بخواهد سود و منفعت دیگران را محترم شمارد. یاسی که بسیاری از مکاتب اخلاقی در اثر عدم ارائه مکتبی قوی و قابل عمل احساس میکنند، ناشی از ناتوانی درک و بینش آن از عدم خواست آنها به این مطلب است که مادی گرایی جوابگوی همه نیازهای آنها نیست.
ضعفی که مادی گرایی در تبیین غایات موثر مادی در حوزه اخلاق داشته، امری نیست که حتی از دیدگان خود مادی گراها مخفی بماند و حتی بسیاری مانند کاپلستون بر نقض همگرایی بین لذت گرایی مادی و جمعگرایی تاکید کردند. کانت این واقعیت را دریافت و بر انگیزه وظیفه و احترام تاکید نمود تا انسان بتواند با این انگیزه ها از سود و منفعت خود برای رعایت اخلاق و ازجمله رعایت حقوق دیگران صرفنظر کند. البته او نیز با اصل احترام و وظیفه گرایی از عهده تبیین یک پشتوانه غیر سودجویانه و در عین حال قوی برنیامد. به نظر میرسد اسلام با معرفی پشتوانه های قوی غیر مادی و الهی توانایی قابل اعتمادی را برای زندگی کسانی که محوریت اخلاق رادر زنگی خود برگزیده اند فراهم نموده است. در این پشتوانه از مشکلات غایات مادی خبری نیست. غایتی مطرح میشود که یک انسان بتواند از روی علاقه و محبت و از صمیم قلب با همنوعان خود، رفتاری اخلاقی داشته باشد؛ نه آنکه برای نظم جامعه یا دیگر امور به گونه ای تصنعی و در ظاهر رفتار مسالمت آمیزی از خود نشان دهد و به دنبال گریزگاههایی برای بروز خصومت خود برآید. البته مطلب قابل توجه مهارت اسلام در تبیین محرکها و انگیزهها برای همه فهمها و مراتب انسانها است. چه بسا افرادی که جز با نگاه سودجویانه نمیتوانند حرکت کنند. اسلام با تاکید بر نعماتی مانند حور و قصور و غیره که خود در عین حال در نهایت به اموری برتر ختم میشوند سعی نموده این عده نیز از حوزه انگیزشی اسلام خارج نشوند.