تاریخ انتشار : ۰۳ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۳۵۵۳۸

صهیونیسم و سودای غلبه بر رسانه‌های فراگیر


 مصطفی انصافی
صهیونیسم، این شوم ترین پدیده قرن بیستم تا به امروز چیزی حدود یک صد سال است که سایه منحوس خود را بر تمامی عرصه های زیستی انسانی از عرصه های اقتصادی گرفته تا عرصه های سیاسی و خصوصاً فرهنگی، افکنده است. بسترهای اولیه صهیونیسم را می توان درقالب آموزه های شیطانی که بزرگان این جنبش فکری منحوس درپروتکلهای دانشوران یهود نگاشته اند به خوبی رصد نمود. اصول قید شده دراین آموزه ها تا به امروز همچون مانیفستی برای اهداف طولانی مدت جنبش یهود و بعد سیاسی آن یعنی صهیونیسم قرارگرفته است. یهودیان صهیونیست به واسطه ارتکاب مداوم به اعمال پلید همچون رباخواری و مال اندوزی و فسادهای متعدد دیگر همواره نزد مردمان غرب به بدنامی شهره بودند، با نگاهی گذرا به آثار هنری غربیان به راحتی و به خوبی می توان این مطلب را ثابت کرد. برای مثال می توان به اثر (تاجر ونیزی) شکسپیر اشاره کرد که در آن شخصیت و روحیات یهودیان را در قالب یک فرد نشان می دهد و به تصویر می کشد.
حدود یک سده است که جنبش پلید صهیونیسم با جدیت به پا خاسته و درصدد است تا تمام مراکز قدرت در همه ابعاد را به تسخیر خود درآورد. صهیونیست ها توانسته اند تا با شست و شوی فکری و دستکاری اذهان عمومی، به ویژه مردم آمریکا و اروپا چهره یهودیان را از افرادی خبیث، مکار، آزمند، خونریز، ترسو و رباخوار به صورت اشخاصی شجاع، نابغه و هوشمند تغییر دهند و در نهایت خود را قوم برگزیده معرفی نمایند. البته باید گفت که نقطه تحول در شیوه صهیونیست ها برای شست و شوی مغزی مردم جهان، نخستین کنگره صهیونیسم درسال 1897 درشهر (بال) سوئیس بود. تا آن زمان یهودیان درنظر جوامع اروپایی چهره ای منفور داشتند و دلیل این مسئله قبضه نمودن تمام فعالیت های اقتصادی و بانکداری بود. صهیونیست هایی که در کنگره بال گردهم جمع شدند و برای آینده این جنبش شیطانی برنامه ریزی می کردند، تغییر چهره و گذار از یک چهره پلید به چهره ای معصوم و ظلم کشیده را در راستای کار خود قرار دادند. برای این کار اینان از رسانه ها مدد گرفتند و از آن زمان به بعد تهاجم تبلیغاتی و جنگ روانی صهیونیسم جهانی علیه فرهنگ، سیاست و افکار ملت ها آغاز شد.
برای این امر آنها متوجه این شدند که ابتدا باید یک دشمن شناسایی شود تا این چهره منفی را از خود سلب نموده و به آن منسوب وفرافکنی کنند. از آن زمان به بعد اعراب و مسلمانان بدل به هدفی برای تخریب شدند.
یهودیان صهیونیست اهمیت رسانه و تاثیر آن بر افکار عمومی جهان و شکل گیری یک قدرت نامرئی جهانی را خیلی زود دریافتند. لذا در صدد برآمدند تا با سیطره بر رسانه های جمعی و این فناوری جدید، قدرتی افزون تر از قدرت یک دولت درجهان به دست آورند. درسال 1776 میلادی یک صهیونیست به نام آدم وایزهاپ، استاد حقوق بین الملل دانشگاه نکولدشتات آلمان، انجمن پنهانی برای صهیونیست ها تاسیس و نام آن را انجمن نورانیان گذاشت. او برای تحقق هدف این تشکیلات که سیطره بر جهان بود اساسنامه ای قرار داد که در اصل چهارم آمده بود:
نورانیان باید مطبوعات و تمام رسانه های دیگر را در سیطره خود داشته باشند.
توجه به بحث کنترل و دستکاری افکار عمومی در سده هجدهم از سوی صهیونیست ها نکته قابل تأمل است و نشانگر آن است که نخستین رسانه های فراگیری که همان مطبوعات بودند تحت کنترل و اعمال نفوذ یهودیان صهیونیست قرار داشتند.
خاخام راشورون، خاخام یهودیان شهر پراگ کشور چک نیز قبل از تشکیل اولین کنگره صهیونیسم در سال1897 میلادی سوئیس، در سخنرانی خود که درخصوص اهتمام یهود به تبلیغات ایراد کرد گفت که «اگر طلا نخستین ابزار ما در سیطره و حکومت بر جهان است، بی شک مطبوعات و روزنامه نگاری دومین ابزار کار ما خواهد بود.» در واقع باید گفت نقطه عطف این آمال برای ایجاد سلطه شیطانی بر افکار عمومی در همان نخستین کنگره صهیونیسم در سال1897 میلادی بود. تا آن زمان یهودیان، درنظر جوامع اروپایی چهره ای منفی داشتند. شاعران و ادیبان اروپایی در آثار خود این چهره را به خوبی ترسیم کرده و در نوشته هایشان به مذمت آنان برخاسته بودند. ولی در نتیجه این نشست ها یهودیان به این نتیجه رسیدند که ابتدا برای ایجاد سلطه باید با دستکاری افکار عمومی چهره ای مطلوب و بی آزار به جهانیان نشان دهند و این چنین شد که افسار رسانه های فراگیر جهانی را از آن زمان تا کنون به دست گرفتند و حتی لحظه ای از آن غافل نشدند و خود این مسئله ریشه در آموزه های سلطه طلبانه ای بود که در چارچوب پروتکل های دانشوران یهود گرد آمده بودند.
در پروتکل پنجم از پروتکل های رهبران صهیونیست این طور آمده که، باید افکار عمومی را با تغییرات در تمامی نواحی به سوی خود جلب کنیم. در پروتکل دوازدهم نیز تصریح شده است: «]مطبوعات[ باید به طور کلی در دست ما باشد، هرگونه چاپ و انتشار باید از آن ما باشد، ادبیات و مطبوعات مهم ترین و قدرتمندترین کانال های تبلیغاتی و آموزشی است و باید زیر سیطره ما باشد. ازنظر رهبران صهیونیست، دشمنان نباید رسانه ای در اختیار داشته باشند که به وسیله آن اندیشه های خود را بروز دهند. در غیر این صورت باید عرصه را چنان بر آنان تنگ کرد که نتوانند از طریق این رسانه حمله کنند. در واقع تمام سعی این جنبش صهیونیستی که امروز اغلب رسانه های فراگیر را تسخیر نموده این است که هیچ خبری به هیچ کجا درز نکند مگر اینکه آنان از آن مطلع باشند و اجازه درز آن را داده باشند. از این رو برای دست یابی به این امر خواهان آن هستند که به همه رسانه های جهان سلطه بیابند تا وضعیتی را پیش بیاورند که تنها اخبار موردنظر آنها به خورد مردم داده شود. از رهگذر نفوذ و رسوخ به افکار عمومی از طریق رسانه ها شاهدیم که یهودیان صهیونیست خود را قوم مظلوم تاریخ نشان می دهند و سبعیت هایشان را به اصطلاح مظلومیتی عوام فریبانه جایگزین نموده اند.
تبلیغات صهیونیستی توانست با ارائه اطلاعات دروغین درباره مبارزه خود در فلسطین اوضاع را وفق مراد خود تغییر دهد. این مسائل همگی در سایه فعالیت های نشریه ها، مجله ها، فیلم و سریال هایی بود که به رهبری و با حمایت صهیونیست ها صورت می گرفت. یهودیان صهیونیست تا آن جا که در توانشان بود سعی کردند تا شبکه ها، خبرگزاری ها و استودیوهای بزرگ فیلم سازی را تحت تسلط خود درآورند. رابرت مردوخ، که حکم امپریال رسانه ای صهیونیسم جهانی را دارد، سال ها قبل که روزنامه تایمز در مشکلات شدید مالی به سر می برد، آن را خرید و بدین ترتیب سمبل لندن مدرن، یهودی شد. او همچنین اندکی بعد روزنامه ساندی تایمز را خریداری کرد و مالکیت سه مجله انگلیسی سان (پوچ گرا و فاسد و مبتذل با تیراژ حدود سه میلیون و 700 هزار نسخه)، نیوز آو دورد (اخبار جهانی که نشریه ای مبتذل و حادثه ای و خبری با تیراژ حدود چهار میلیون نسخه است) و سیتی مگزین را از آن خود کرد. وی همچنین مجلات و روزنامه های زیادی را در استرالیا و آمریکا و چین کم کم تحت سیطره خود آورد و در تمام آن ها با محوریت فوتبال و حادثه و سکس، توانست مشتریان غفلت زده زیادی را به خود جلب کند.
وی همچنین مالک شرکت های سینمایی و تلویزیونی و ماهواره ای متعددی همچون فاکس، اسکای، فاکس نیوز و شرکت بزرگ فوکس قرن بیستم است. در آمریکا، روزنامه نیویورک تایمز درسال 1896 که با بحران مالی روبه رو شده بود، توسط آدولف اوش یهودی صهیونیست، خریداری شد و صهیونیستی شد. همچنین صهیونیست ها نفوذ فراوانی بر واشنگتن پست دارند. آن ها همچنین روزنامه های دیلی نیوزونیویورک پست و استارلیجر وسان تایم را نیز در ید خود دارند و بر مجلات فاریتی (هنری سینمایی) و تایم (که درسال 1981به تیراژ چهارمیلیون و 500هزار نسخه رسید) و نیوزویک (که درسال 1933 تاسیس شد و در 1981 به تیراژ سه میلیونی رسید و درسال 1937 صهیونیست ها مالک آن شدند) اقتدار کاملی دارند. در فرانسه مجلات یهودی نوفوکاییه و دفاتر جدید و اکسپرس و خانواده کارگر و روزنامه های فیگارو و لوکوتیدین و فرانس اسوار و مردم، تحت نفوذ عمیق صهیونیست های مقتدر فرانسوی هستند.
نهایت آنکه،یهودیان صهیونیست با مدد گرفتن از رسانه ها که ابزاری ساخته دنیای مدرن بود در تلاشند تا بربریت و توحش اعمال خود را لاپوشانی کنند و از این رو است که با خلق شرکت های چند ملیتی رسانه ای که توسط خود صهیونیست ها اداره می شود دائما برای رسوخ به دل عقاید و اندیشه های مردمان جهان تلاش می کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات