تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۳۵۵۵۲
چرا وضعیت دانشگاه آزاد سامان نمی‌یابد؟

انواع فتنه در دانشگاهی آزاد از اسلام


جلسه اخیر هیئت امنای دانشگاه آزاد به خوبی نشان داد که اساسا انتظار تغییر و تبدیل در رویه سی ساله دانشگاه آزاد، انتظاری غیر واقعی و غیر قابل اجرا بوده و با برنامه‌های پشت صحنه چیده شده برای این کارتل اقتصادی منافات دارد.
واقعیت آن است که سیطره گسترده خاندان هاشمی رفسنجانی و فدوی‌های او نظیر جاسبی بر دانشگاه آزاد بسیار بیش از آن چیزی است که تصور می‌شود و این تسلط تا اعماق رفتارها و برنامه‌های دانشگاه آزاد رسوخ یافته است. وقتی به بازی وقف دانشگاه آزاد از یکسو و بازی دیگر اداره شدن مناطق این دانشگاه توسط هیئت امنای صوری منصوب از طرف خاندان پر نفوذ ثروت – قدرت، نگریسته شود این نتیجه لاجرم به‌دست خواهد آمد که سنگ بنای چیده شده در این دانشگاه مبتنی بر سر سپردگی به خاندان هاشمی رفسنجانی تعبیه شده و مسئله اصلی، تنها بحث تغییر رئیس مادام‌العمر دانشگاه نیست.
اما واقعیت چیست و چرا چنین بلایی بر سر یکی از بزرگترین شبکه‌های علمی کشور آمده که به جای فعالیت پژوهشی و تحقیقی به بارانداز سیاسی و اقتصادی خاندان رفسنجانی مبدل شده است؟ برای پاسخ به این پرسش باید اندکی پیرامون هاشمی رفسنجانی سخن بگوییم.
سلسله رفتارهای اجرایی هاشمی رفسنجانی طی بیش از سه دهه اخیر نشان داده که وی در هر پست و مقامی که قرار گرفته همواره سعی در بسط حوزه نفوذ خود در این مسئولیت‌ها داشته و با بکارگیری نیروهای خود در جایگاه‌های جدید، این اعمال نفوذ و قدرت را ادامه داده است. عمده این دایره نیز اما در دو دهه اخیر از سوی فرزندان و نزدیکان خود و همسرش مدیریت شده است. حضور مرعشی‌ها، مهدی هاشمی، فائزه، یاسر، محسن، فاطمه و ... در پشت صحنه مناصب اقتصادی و سیاسی این دانشگاه از همین واقعیت حکایت دارد.
این در حالی است که همچنین با رفتار شناسی مدیریتی رفسنجانی به وضوح پی به آن می‌بریم که شعارهای دل فریبی همچون جوان گرایی، شایسته سالاری و گردش نخبگان که زمانی از سوی همین افراد و جریانات وابسته دنبال می‌شد، در حقیقت بدون پشتوانه علمی و تنها برای کسب اقبال مجدد مردم سر داده شده است. هم از اینروست که بیشتر عمر مدیریت مدیران در نظام اسلامی، مربوط به مدیران منتسب به هاشمی رفسنجانی بوده ‌است. زنگنه، آقازاده، جاسبی، نوری، نوربخش، جهانگیری و ... با عمر دهها ساله وزارت و... تنها نمونه‌ای از این واقعیت است که مدیران هاشمی رفسنجانی گویی تنها با تلاش حضرت عزرائیل از کار مدیریت فارغ می‌شوند و مسئله‌ای به نام گردش مسئولین، اساساً در قاموس این خاندان جایگاهی ندارد.
دانشگاه آزاد نیز اما از این قاعده مستثنی نیست. این دانشگاه اولا به دلیل آنکه محیطی غیر دولتی محسوب می‌شود، علی القاعده دچار تغییر و تحولات ناشی از جابجایی دولت‌ها نخواهد بود؛ ثانیا پوشش علمی این دانشگاه برای فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، اغتشاش آفرینی، فتنه‌گری، تربیت کادر برای باز تولید و بسط قدرت نفوذ رفسنجانی‌ها و ... بسیار مناسب بوده است و ثالثا گستره شبکه‌ای این دانشگاه در سراسر کشور می‌تواند دیده‌بانی تحولات اجتماعی را بر عهده گرفته و در وقت مناسب، فعالیت متناسب با آن صورت پذیرد.
اینچنین است که کارتل اقتصادی با نام پوششی دانشگاه آزاد برای رشد و بسط نفوذ خاندان رفسنجانی، سنگر بسیار مهم و مستحکمی است که از دست دادن آن به معنای فرو ریختن تمامی زیر ساخت‌های تعبیه شده برای مدیریت جامعه تلقی خواهد شد.
اگر مهدی هاشمی دفتری مستقل در دانشگاه آزاد داشته و از آنجا فتنه گری سال 88 را مدیریت کرده است، اگر فائزه سرکشی‌های منظمی از این دانشگاه دارد و آن را محملی برای فعالیت سیاسی خود قرار داده است، اگر یاسر هاشمی از ابتدا تا انتهای جلسه اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد در کنار «بابا» قرار گرفته، اگر جاسبی پس از سی سال مدیریت دانشگاه آزاد، همچنان به عنوان فدوی خاندان هاشمی رفسنجانی اولین گزینه ادامه دادن مدیریت دانشگاه آزاد است و اگر رفسنجانی به هیچ وجه حاضر نیست این سنگر را از دست دهد، همه نشانی از آن است که این دانشگاه، بارانداز خاندان رفسنجانی برای بسط نفوذ خود در قدرت بوده و بدون آن، برنامه‌های آتی ابتر خواهد ماند.
اما تجربه نیز ثابت کرده که هاشمی رفسنجانی علیرغم آنکه هر منصبی را با «قدرت» عجین ساخته و به راحتی آنرا واگذار نکرده است لکن فشار افکار عمومی باعث شده که وی حیثیت خود را بر ادامه تصاحب منصب ترجیح دهد و سرانجام آن را رها سازد. «نه» قاطع مردم در سوم تیر 84 به هاشمی رفسنجانی که رای عدم اعتماد آنان به او برای تصدی مجدد قوه اجرایی بود نشان داد که رفسنجانی گرچه هیچگاه بی میل نبوده که حوزه نفوذ خود را بیشتر و بیشتر نماید اما وقتی با سدی به نام مردم و افکار عمومی مواجه می‌شود، دیگر ابزارهای خود را از دست داده شده می‌بیند و حداقل این راهکار را دیگر تجربه نخواهد کرد.
از دست دادن امامت جمعه موقت تهران، ریاست مجلس خبرگان رهبری و احتمال تغییر او در ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام که با فشار افکار عمومی صورت پذیرفته است، همگی نشان می‌دهد رفسنجانی دوئل قدرت را تا قبل از آنکه مردم وارد صحنه شوند با جدیت دنبال نموده ولی هنگامیکه مردم مخالفت خود با وی را علنی ساخته‌اند، او دیگر توان مقابله با توده‌ها را نداشته و بالاجبار سنگر را واگذار نموده است.
به نظر می‌رسد تجربه‌های گذشته می‌تواند چراغ راهی برای آینده باشد و مردمی که یکپارچه خواهان پایان یافتن استیلای جاسبی در قدرت و کارتلی به نام دانشگاه آزاد هستند باید از ظرفیت‌های این بدنه اجتماعی گسترده در تحقق خواست ملی پایان مدیریت جاسبی استفاده کرده و مادام‌العمری او در دانشگاه آزاد را خاتمه بخشند. چه آنکه ادامه‌دار شدن بقای جاسبی در قدرت مافوقه دانشگاه آزاد لکه سیاهی برعملکرد تابناک نظام اسلامی و البته سندی بر مظلومیت این نظام مقتدر به شمار می‌رود.
رفسنجانی گرچه ثابت کرده که به هنگام بن بست، اهداف خود را از راه دیگری دنبال نموده است اما به خوبی می‌داند که وقتی اعتماد عمومی از او سلب شد، قدرت رویارویی با آن را ندارد. فتنه 88 و پایان یافتن آن توسط مردم گواهی روشن بر این حقیقت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات