تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۳۵۷۳

وحدت اصولگرایانه و بایسته‌های آن


جریان اصولگرایی از درون باورهای اعتقادی مردم به روح انقلاب اسلامی بیرون آمد. جریانی بود که گاه او را وابسته به این و گاه وابسته به آن می‌دانستند اما حقیقت آن بود که وابستگی این جریان به انقلاب اسلامی بیش از وابستگی‌اش به این و آن بود. برای شکل گیری آن هم زمینه‌های مختلفی دست به دست هم داد. از یکسو نفوذ لیبرال‌ها، سکولارها و وابستگان فکری بیگانگان در ارکان مختلف کشور و از سوی دیگر رودرویی این جریانات با تفکر ناب انقلاب اسلامی، امام، رهبری و ارزشها باعث شد تا همگرایی و همراهی این جریان‌ بیش از پیش صورت گیرد.

در مقطعی از زمان که اتفاقا طیف لیبرال خود را حاکم مطلق العنان در کشور می‌دانست و در صدد بود تا با از بین بردن هر چه بوی انقلاب و ارزش‌ها می داد، انقلاب اسلامی را - به زعم خود - از قطار کشور پیاده کند، انقلاب، جریان اصولگرایی را وارد عرصه معادلات سیاسی کشور کرد.

ابتدا شوراها، سپس مجلس شورای اسلامی و بعد از آن ریاست جمهوری با توجه به این خاستگاه فکری توسط مردم به اصولگرایان سپرده شد. از این‌روست که بایستی عامل اصلی پیروزی اصولگرایان را تمسک به اصول و ایستادگی بر سر حاکمیت ارزش‌ها دانست. گرچه درون اصولگرایان هم طیف‌های مختلفی به چشم می‌خورند و قطعا مردم در این میان نیز آنان که وابسته‌تر به اصول فکری انقلاب اسلامی‌اند را برای ادامه کار، معتمد خویش قرار خواهند داد اما بایستی دانست که نخ تسبیح این جریان همان پی‌گیری اصول و آرمانها و ارزشها بوده و همگی در آن شریک، سهیم و مشترکند.

با این بیان نیک فهمیده می‌شود که هدف اصلی جریان‌ اصولگرایی نه مانند سایر گروهها و احزاب تصاحب قدرت نبوده بلکه تلاش مجدانه برای حاکمیت ارزش‌های اسلامی - انقلابی و رسیدن به قله‌های پیشرفت و تعالی در همه زمینه‌ها بوده است و از این‌رو آن عواملی که در شکل گیری این جریان و اعتماد مردم بدیشان نقش آفرین بوده است، بایستی در حین راه متکامل‌تر، مجدانه تر و توفنده‌تر پی‌گیری شود.

بعبارت دیگر اگر وحدت، اصولگرایی، تلاش بی‌وقفه و ... عواملی بوده که در بعد نظری باعث اعتماد مردم گشته این عوامل بایستی پس از انتخابات متعالی‌تر گردد و تصور این مفهوم البته منجر به تصدیق آن خواهد شد. فلذا دست یازیدن برخی از عناصر جریان اصولگرایی به اختلافات، دامن زدن به شکاف‌ها، برجسته‌ سازی مشکلات در پیش چشمان مردم و فراموشی دندان‌های تیز شده برای تکه سازی و چند پارگی جریان اصولگرا، اوج کج فهمی و بی‌تدبیری است. خراشیدن چهره همدیگر در نزد افکار عمومی و برخی نامحرمان علاوه بر شاخ نشستن و بن بریدن باعث غفلت از هدف اصلی و واقعی جریان اصولگرایی است.

آیا دلسرد کردن مردم از آینده، ندیدن نقاط قوت فراوان از عملکرد‌های دستگاه‌های مختلف اجرایی و تقینی و ...؛ برجسته‌سازی مشکلات، ضعیف جلوه دادن نقاط پیشرفت، تلاش برای جستن نابسامانی‌ها و کوتاهی‌ها، درد دل با نامحرمان و گوش‌‌های غیر قابل اعتماد، عدم ارائه راهکار صحیح برای حل مشکلات و ده‌ها جمله از این دست اساسا تناسبی با عقل سیاسی دارد که در پی کیفیت تناسب آن با اصولگرایی باشیم؟

نقد آنجا رنگ حقیقی می‌گیرد که نه بعنوان یک هدف بلکه ابزاری برای رسیدن به هدف مورد استفاده قرار داده شده و البته همچنانکه هر پدیده دیگری آداب و لوازمی دارد، بایستی به آداب و لوازم نقد نیز پای‌بند بود و بر آن اساس خود را منتقد و ناصح نامید.

بالطبع سوی دیگر این افراط نیز تفریطی وجود دارد که از آن نیز بایستی در جمیع جریانات سیاسی و همچنین جریان اصولگرایی حذر نمود. حمایت‌های غلو گونه و بستن راه نقد منصفانه از سوی هر یک از جریانات داخل حیطه اصولگرایی نسبت به هر یک از دستگاه‌ها و نهادهای وابسته به جریان اصولگرا (دولت، مجلس، شهرداری‌، شوراها و ...) خود موجب عدم ایجاد وحدت اصولگرایانه خواهد شد.

در این میان البته شاخص‌های فراوانی می‌توان یافت که می‌تواند در طول مسیر جریان اصولگرایی را راهنمایی کند. این شاخص‌ها البته برای عموم ریزبینان و نکته سنجان قابل استفاده است و خدای ناکرده برای بیمار دلان و کچ اندیشان جز صدایی نامفهوم و مبهم، بهره‌ای نخواهد داشت.

شاخص‌های مذکور البته همان اصول و ارزش‌هایی است که جریان اصولگرایی بدان پایبند بوده است، فرمایشات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب (دام ظله) و امام راحل (ره) به خوبی می‌تواند برای کسانی‌که راه گم کرده‌اند، روشنگر باشد. بایسته‌های وحدت، همفکری و همراهی نیروهای انقلاب و دلدادگان به اصول و ارزش‌ها اما بایستی در عمل پی‌گیری شده و علاوه بر ایام انتخابات در هر سال در ایام عملگرایی نیز تجلی یابد. مردمی که از دعواهای سیاسی و زرگری جریان‌ موسوم به اصلاحات، عدم دغدغه فکری آنان برای حل مشکلات مردم و دوری آنان از ارزش‌ها دل آزرده‌اند البته هیچ تضمینی به دیگرانی که بخواهند همانند گذشتگان بر طبل شکاف بکوبند، نسپرده‌اند.

چه آنکه برای آنان مجلس، دولت و شورا و ... تفاوتی ندارد و موفقیت و ... خدای ناکرده - ناکامی هر کدام از آنان به پای همه جریان‌ اصولگرایی نوشته می‌شود.

در این بین ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که - بحمد الله - آنچه طی چند هفته اخیر در میان جریان اصولگرایی مشاهده شده است، دور نمایی روشن و امیدوار کننده‌تری، به قبل، برای دریافت ضرورت های وحدت اصولگرایی را عیان ساخته است. چه آنکه در این بین فرمایشات راهگشای مقام معظم رهبری (مد ظله) در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی فصل الخطابی دیگر بر جریان اصولگرایی بوده و فضای حاکم می‌تواند متاثر از این جهت تمام شده باشد. اما ذکر این نکته نیز لازم به نظر می‌رسد که یکی از ملزومات مهم و اساسی وحدت اصولگرایانه، طرد افراطیون منتسب به این جریان است که بنام حمایت از دولت، مجلس، شورا، شهردار و ... علیه سایر دستگاه های نظام جو سازی می‌کنند. گرچه همانگونه که در ابتدا نیز ذکر شد نقد یکی از برکات الهی بوده و بایستی همراه با لوازم و ادبیات آن بطور کامل مورد استفاده قرار بگیرد.

انقلاب اسلامی خود اصولگرای حقیقی را می‌شناسد و آنکه دلبسته‌تر به ارزشها و آرمانها، مردم و قاطع‌تر در پی‌گیری‌ فرمایشات امام و رهبری باشد را برای آینده انقلاب تجهیز خواهد نمود.

در آخر نیز بایستی تاکید کرد از آنجا که خاستگاه و سرچشمه‌ اصلی جریان اصولگرایی منبعث از فرهنگ دینی و ارزشی ملت ایران است تشکل‌های روحانی و مرجع نقشی عمده و هدایتگر برای رهنمودن سازی این جریان ایفا می‌کنند. بدیهی است این‌گونه تشکل‌های مرجع با توجه به جایگاه تاثیر گذار خود هر آنجا که تنگ نظری، اختلاف افکنی و ... را مشاهده کنند وارد میدان شده و به جهت اصلاح روند و هدایت گری، ارشاد و تذکر لازم را ارائه خواهند داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات