تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۳۵۷۹۴

پاسخ مهندس بازرگان به سخنگوی هیأت سه نفری


بسمه‌تعالی
* سئوال ـ در روزنامه‌های چهارشنبه 6 خرداد و در رادیو تلویزیون پنجشنبه 7 خرداد حجة‌الاسلام شیخ محمد یزدی سخنگوی هیئت حل اختلاف سه نفری گزارشی از مذاکرات سه‌شنبه 5 خرداد جنابعالی که به هیئت سه نفری رفته بودید داده بودند. از آن مصاحبه چنین بر میاید که پس از ملاقاتتان در خدمت امام قرار شده بوده است در هیئت سه نفری حضور بهمرسانید و در آنجا نسبت بمقالات روزنامه میزان و از جمله اعلامیه نهضت آزادی ایران تحت عنوان «کی برود» اعتراض شده و خواسته بودند روزنامه میزان مقالاتی که موجب تشنج میشود ننویسد. نظر باینکه آن مذاکرات و تصمیمات ارتباط مستقیم با روزنامه میزان پیدا میکند میخواستیم اگر مصلحت میدانید توضیحی بیان فرمائید.
** جواب ـ اتفاقا از مطالبی که با آقایان هیئت در میان گذاردم و این گلایه یا ایراد را هم خدمت امام درباره کار هیئت عرض کرده بودم و هم در اعلامیه نهضت آمده بود، مسئله انتخاب سخنگو و پرداختن به بحث و مصاحبه بود که فکر میکنم موافق با قرار قبلی و منظور از تشکیل هیئت حل اختلاف نبود. حال اگر پرسش شما و تجدید مطلبی که از مذاکرات سه‌شنبه 5 خرداد میشود احیانا حرف و سخنی بپا کند تقصیرش را جناب آقای یزدی که نه یکبار بلکه دو بار موضوع خصوصی فیمابین را به رسانه‌های گروهی کشاندند و ابهام و استفهامهائی را باعث شدند باید حقا بگردن بگیرند.
در آن روز وقتی از اطاق هیئت بیرون آمدم خبرنگار خبرگزاری پارس جلو دویده ضبط صوتش را پیش آورد تا نتیجه مذاکرات را بپرسد. خودداری کرده، گفتم: خیلی اهل مصاحبه نیستم و خیر چندان در آن نمی‌بینم. بعقیده بنده مذاکرات داخلی هیات حل اختلاف‌ ما بین مقامات بالای جمهوری وقتی میتوانست بثمر برسد و نتیجه عملی مطلوب را بدهد که خصوصی صادقانه، بی‌سروصدا و کدخدامنشانه بوده و ضمنا قاطعانه انجام گردد. ولی همینکه مطلب مورد اختلاف در جمع و در افکار عمومی پیاده شد، طرفین در مواضع مربوطه ناچار سرسختی بیشتر نشان خواهند داد، و گره‌هائی روی گرههای اول، آنهم در محیط وسیعتر، و بصورت غیر قابل کنترل، زده خواهد شد.
* س ـ هیئت حل اختلاف جنابعالی را اصلا برای چه کار خواسته بودند؟
** ج ـ هیئت مرا نخواسته بود بنده با قرار قبلی خدمتشان رفته بودم، تا نسبت به اشکالات کار و علت عدم توفیق یا کندی توفیق آقایان پرسش دوستانه‌ای بنمایم و اگر خیری بعقلم رسید نظر و پیشنهادی بدهم. روز شنبه 2 خرداد از محضر امام درخواست کرده بودم تا یک مرتبه دیگر آقایان را عنوان فرموده قاطعیت بیشتری بخواهند. فرمودند بهتر است خود شما بروید و با آقایان صحبت کنید.
* س ـ آن مطلب و پیشنهاد چه بود؟
** ج ـ همان مطلبی که در بالا گفتم: بحث روی علل عدم توفیق آقایان در حل اختلاف موجود آنطور که انتظار میرفت و خود بنده از نه ماه قبل پیشنهاد کرده بودم. البته اعتراف داشتم که از کنار گود صحبت میکنم و آقایان وظیفه دشواری را بعهده گرفته‌اند، ولی نباید مایوس شد.
* س ـ پس راجع به روزنامه میزان و اعلامیه نهضت آزادی حرفی زده نشد؟
** ج ـ چرا بعد از آنکه مطلبم را عنوان کردم و جناب آقای مهدوی توضیحاتی دادند نوبت که بجناب آقای محمد یزدی رسید ایشان نیز عللی را که باعث اشکال و عدم اجرای کار و نظریات هیئت شده است بر شمردند و از جمله فرمودند مقالات روزنامه انقلاب اسلامی و بعضی روزنامه‌های دیگر مانند میزان و مخصوصا مقاله «دندان‌ساز و دولت» و بیانیه «کی‌ برود» عوض اینکه محیط تفاهم را مساعد نماید جو مسموم ایجاد مینماید. بعلاوه بن‌بستی وجود ندارد. باین ترتیب صحبت موقتا از مسیر خود منحرف شد.
به آقایان توضیح دادم که اگر روزنامه‌ها و احزاب و نمایندگان مردم تا این اندازه هم نتوانند که اشاره به اشکالات موجود و اعتراضات وارد بنمایند، لااقل مانند طبیبی نباشند که بمشاوره بر سر مریض آمده اسباب گذارده، روی حالات و احتمالات بیمار نظر میدهد ولی تشخیص مرض و تعیین دارو را از همکاران حاضر بر سر بالین میپرسد. در چنین شرایط چه بهتر که روزنامه و حزب و نمایندگی را تعطیل کنیم. پس از آن فرازهای اصلی و قسمت آخر بیانیه سیاسی نهضت را که جناب آقای یزدی در مصاحبه دوم خود فرموده‌اند مقاله بقلم مهندس بازرگان برای آقای مهدوی کنی که آنرا نخوانده بودند قرائت کردم. فرمودند آنچه گفته شده درست است اما باید دید در شرایط حساس فعلی نیز مصلحت بود که این مطالب طرح شود؟ جناب آقای اشراقی تا آنجا که یادم می‌آید ظاهرا ایرادی نداشته و در هر حال چیزی نفرمودند.
سپس مطلب به موضوع اصلی برگشته روی بعضی از موارد ما به الاختلاف یا ما به الاشکال مانند بانک مرکزی و هلال احمر صحبت شد. جناب آقای مهدوی صادقانه و صمیمانه نمونه‌هائی از علل و موانع و ایرادها را که باعث عدم توفیق شده است بیان داشتند. گفتم بخوبی حس میکنم که مستاصل شده‌اید. فرمودند بلی همینطورها است. از آقای مهدوی رو به آقای یزدی کرده، گفتم بن‌بست یعنی همین.
* س ـ ولی روز بعد در حسینیه جماران هم امام فرموده‌اند که اصلا بن‌بستی وجود نداشته و خود شما در بن‌بست هستید.
** ج ـ همینطور است. اگر توجه کنید که در دنیا همه چیز و از جمله دیدها و اسم‌گذاریها نسبی است و مقدار زیادی تابع خود گوینده میشود باین نتیجه خواهید رسید که اختلاف اصولی وجود ندارد.
آنوقتها که ایرانیان و از جمله همشهریهای آذربایجانی ما با وسائل مسافرت و اقامت طولانی بزیارت کربلا و نجف میرفتند و فرصت پیدا میشد که حتی دخترشان را به میزبانان عراقی بدهند سال بعد که بعشق حسین و به عشق دخترشان مجددا راهی کربلا میشدند، این خوشحالی برایشان دست میداد که نواده‌ای هم پیاده کرده‌اند، مادر عروس بچه را در آغوش گرفته میگفت: «چه کلاغ زاغی شیطونی است» در حالیکه پدر داماد اسم بچه را نرگس خاتون گذارده بود.
اگر یادتان باشد، در اولین سخنرانی بعد از انتصاب به نخست‌وزیری گفته بودم آقا با همت و قدرت و توکلی که دارند کار بولدوزر را میکنند، ولی من پیکان نازک نارنجی هستم که روی جاده آسفالت حرکت میکنم، بولدوزر کوه را مثل خیار میتراشد و جلو میرود اما اگر چهار تا سنگ وسط جاده اسفالت از بالا ریخته باشد، برای پیکان راه‌بندان است و به بن‌بست برمیخورد.
پس هم نامگذاری نهضت آزادی درست است و هم فرمایش امام در هر حال آنچه مسلم است و بدون آنکه هیچکدام را مقصر قلمداد کرده باشیم مناقشه و معارضه‌ای مابین رئیس‌جمهور و «طرف دیگر» وجود دارد که هنوز حل نشده است، مشکلی است مشهود و معروف که امیدواریم هرچه زودتر بوجه احسن و بخیر و سلاح مملکت و انقلاب حل شود.
ج ـ بلی، آقای یزدی فرمودند (همه اینها را از روی حافظه میگویم، نواری همراه نیاورده‌ام و ممکن است بگفته‌هایم پس و پیشها و اختلافات مختصری داشته باشد) پیشنهاد انحلال مجلس و صحبت از رفراندم کردن که آقای بنی‌صدر قبلا آنرا عنوان نموده بودند کار خطا و توهین به مجلس و تضعیف قانون اساسی است.
گفتم تعجب میکنم و جنجال آنروز مجلس را هم نفهمیدم برای چیست. معلوم میشود اعلامیه را درست نخوانده‌اند. در‌ آنجا اصلا گفته نشده است که مجلس باید منحل و عملی برخلاف قانون اساسی انجام شود. راههای مختلفی که قابل بررسی میباشد مطرح کرده بودیم تا سروران صاحب نظر نظر بدهند.
سپس برای تفهیم بیشتر مطلب مثالی برای آقای مهدوی کنی زده، گفتم شکارچی‌ای یک تفنگ همراه با جعبه فشنگ که ساخت یک کارخانه هستند از مغازه‌ای میخرد. به صحرا که میرود می‌بیند فشنگها به تفنگ نمیخورند. حال آیا می‌نشیند فشنگها را سوهان میزند و لوله تفنگ را با سمبه گشاد میکند، یا بکارخانه سازنده مراجعه کرده میگوید ما با این دو جنسی که هر دو محصول شما است (یعنی رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس محصولات آراء یک ملت هر دو خوب و هر دو قانونی) بهم نمیخورند (با هم نمیسازند) یا تفنگ را پس بگیر و نمره بالاتر را بمن بده یا فشنگها را با کالیبر کوچکتر عوض کن. حالا کجاش این توهین به تفنگ، تضعیف فشنگ و ایجاد تشنج در کارخانه است؟ نتیجه مراجعه به افکار عمومی مگر حتماً انحلال مجلس خواهد شد؟
* س ـ بالاخره در آن جلسه چه پیشنهادی دارید؟
** ج ـ همان مطلبی که جناب آقای شیخ محمد یزدی در آخر مصاحبه‌شان آورده بودند عرض کرده بودم آقایان یک‌بار دیگر لطف کرده نسبت به چند مورد مشخص متنازع فیه بررسی نموه طرفین را بخواهند و درد و دلائلشان را بشنوند و پس از آن در عالم بیطرفی و بصیرت اداری آنچه بنظرشان حق و مصلحت و منطق با قانون میاید مشخص فرمایند ولی قبلا از اعلام بیطرفی نظر و پشتیبانی امام را هم بگیرند و قاطعانه و مستقیم محرمانه اعلام نمایند آنوقت اگر خدای نکرده از یکطرف تخلف و لجاجت دیده شد، همانطور که از ابتدا قرار بود متخلف را بمردم معرفی نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات